جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  22 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  122 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  243 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  239 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  323 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  226 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: امتحان پرواز و کوییدیچ
ارسال شده در: یکشنبه 31 شهریور 1387 14:28
نمایش جزئیات
آفلاین
1 . در جلسه اول دلیل کندن در توسط پرفسور الیواندر چه بود؟

الف ) از معلمان دیگر کم نیاورد.
ب ) در باز کردن در نقشی داشته باشد.
ج ) مدیر را بکشد.
د ) گزینۀ الف و ب **

2 . در جلسه اول دلیل ناراحتی و ترس دانش آموزان به ترتیب چه بود؟

ناراحتی : بودن این کلاس در کلاس های تشویقی !
ترس : معلم جدید !

3 . به چه دلیل پرفسور الیواندر سه افکت بیشتر نام نبرد؟

الف ) بیشتر بودن این افکت ها در روزمره
ب ) به دلیل فراوانی افکت ها
ج ) حال نداشتن پرفسور
د ) گزینه ب و ج **

4 . دو افکت از افکت ها پرفسور الیواندر را نام ببرید. با توضیح.

زرررت : افکتی که از روی جارو پرتاب میشید!
بومب: افکت ترکیدن !

؟؟

5 . دلیل غمگینی پرفسور الیواندر در جلسه دوم ؟

الف ) کم بودن تعداد دانش آموزان **
ب ) بوقی بودن دانش آموزان
ج ) آینده نگری
د ) گزینه الف و ج

6 . آلفرد چگونه طبق دستور پرفسور الیواندر صورت پرسی را خط خطی کرد؟

به سادگی! با استفاده از جادو و بسیار کار خوبی هم بودش!!

7 . چرا پرفسور ابتدا آلفرد و گابریل را انتخاب کرد ولی سپس آریانا و گابریل را صدا زد؟

الف ) شئونات آسلامی **
ب ) دشمن بودن آریانا و گابریل
ج ) راحت تر جا شدن آریانا در حلقوم گابریل
د ) هیچکدام

8 .آریانا چگونه طبق دستور پرفسور الیواندر گابریا را کله جارویی کرد؟

سوار جارویش شد و سپس ، جارو را به سوی دهان باز گابر سوق دادش و بعد جارو رفت توی حلق من بدبخت !!


9 . گراوپ روی چه افرادی افتاد؟

الف ) مدیر مدرسه – آلفرد
ب ) آریانا – آلفرد
ج )مدیر مدرسه آریانا
د ) هر سه گزینه صحیح است. **

10 . چرا گراوپ و آلفرد و آریانا در حیاط مانده بودند؟

چون گراوپ بیفته روشون (!)!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]دیگه ب
Re: امتحان پرواز و کوییدیچ
ارسال شده در: شنبه 30 شهریور 1387 22:40
نمایش جزئیات
آفلاین
1 . در جلسه اول دلیل کندن در توسط پرفسور الیواندر چه بود؟

الف ) از معلمان دیگر کم نیاورد.
ب ) در باز کردن در نقشی داشته باشد.
ج ) مدیر را بکشد.
د ) گزینۀ الف و ب *

2 . در جلسه اول دلیل ناراحتی و ترس دانش آموزان به ترتیب چه بود؟
وجود گراوپ ؟

3 . به چه دلیل پرفسور الیواندر سه افکت بیشتر نام نبرد؟

الف ) بیشتر بودن این افکت ها در روزمره*
ب ) به دلیل فراوانی افکت ها
ج ) حال نداشتن پرفسور
د ) گزینه ب و ج

4 . دو افکت از افکت ها پرفسور الیواندر را نام ببرید. با توضیح.
-----

5 . دلیل غمگینی پرفسور الیواندر در جلسه دوم ؟

الف ) کم بودن تعداد دانش آموزان*
ب ) بوقی بودن دانش آموزان
ج ) آینده نگری
د ) گزینه الف و ج

6 . آلفرد چگونه طبق دستور پرفسور الیواندر صورت پرسی را خط خطی کرد؟

7 . چرا پرفسور ابتدا آلفرد و گابریل را انتخاب کرد ولی سپس آریانا و گابریل را صدا زد؟

الف ) شئونات آسلامی *
ب ) دشمن بودن آریانا و گابریل
ج ) راحت تر جا شدن آریانا در حلقوم گابریل
د ) هیچکدام

8 .آریانا چگونه طبق دستور پرفسور الیواندر گابریا را کله جارویی کرد؟



9 . گراوپ روی چه افرادی افتاد؟

الف ) مدیر مدرسه – آلفرد
ب ) آریانا – آلفرد
ج )مدیر مدرسه آریانا
د ) هر سه گزینه صحیح است. *

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: امتحان پرواز و کوییدیچ
ارسال شده در: شنبه 30 شهریور 1387 22:06
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام مرلين


امتحان پرواز و كوييديچ

1-در جلسه اول دلیل کندن در توسط پرفسور الیواندر چه بود؟
الف ) از معلمان دیگر کم نیاورد.
ب ) در باز کردن در نقشی داشته باشد.
ج ) مدیر را بکشد.
د ( گزینۀ الف و ب

گزینۀ الف و ب

2-در جلسه اول دلیل ناراحتی و ترس دانش آموزان به ترتیب چه بود؟
... – آمدن گراوپ

3-به چه دلیل پرفسور الیواندر سه افکت بیشتر نام نبرد؟
الف ) بیشتر بودن این افکت ها در روزمره
ب ) به دلیل فراوانی افکت ها
ج ) حال نداشتن پرفسور
د( گزینه ب و د

بیشتر بودن این افکت ها در روزمره

4-دو افکت از افکت ها پرفسور الیواندر را نام ببرید. با توضیح
زرت

5-دلیل غمگینی پرفسور الیواندر در جلسه دوم ؟
الف ) کم بودن تعداد دانش آموزان
ب ) بوقی بودن دانش آموزان
ج ) آینده نگری
د ) گزینه الف و ج

گزینه الف و ج

7-چرا پرفسور ابتدا آلفرد و گابریل را انتخاب کرد ولی سپس آریانا و گابریل را صدا زد؟
الف ) شئونات آسلامی
ب ) دشمن بودن آریانا و گابریل
ج ) راحت تر جا شدن آریانا در حلقوم گابریل
د ) هیچکدام

شئونات آسلامی

9-گراوپ روی چه افرادی افتاد؟
الف ) مدیر مدرسه – آلفرد
ب ) آریانا – آلفرد
ج )مدیر مدرسه - آریانا
د ) هر سه گزینه صحیح است

هر سه گزینه صحیح است

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
امتحان پرواز و کوییدیچ
ارسال شده در: پنجشنبه 28 شهریور 1387 09:27
نمایش جزئیات
آفلاین
1 . در جلسه اول دلیل کندن در توسط پرفسور الیواندر چه بود؟

الف ) از معلمان دیگر کم نیاورد.
ب ) در باز کردن در نقشی داشته باشد.
ج ) مدیر را بکشد.
د ) گزینۀ الف و ب

2 . در جلسه اول دلیل ناراحتی و ترس دانش آموزان به ترتیب چه بود؟


3 . به چه دلیل پرفسور الیواندر سه افکت بیشتر نام نبرد؟

الف ) بیشتر بودن این افکت ها در روزمره
ب ) به دلیل فراوانی افکت ها
ج ) حال نداشتن پرفسور
د ) گزینه ب و ج

4 . دو افکت از افکت ها پرفسور الیواندر را نام ببرید. با توضیح.


5 . دلیل غمگینی پرفسور الیواندر در جلسه دوم ؟

الف ) کم بودن تعداد دانش آموزان
ب ) بوقی بودن دانش آموزان
ج ) آینده نگری
د ) گزینه الف و ج

6 . آلفرد چگونه طبق دستور پرفسور الیواندر صورت پرسی را خط خطی کرد؟

7 . چرا پرفسور ابتدا آلفرد و گابریل را انتخاب کرد ولی سپس آریانا و گابریل را صدا زد؟

الف ) شئونات آسلامی
ب ) دشمن بودن آریانا و گابریل
ج ) راحت تر جا شدن آریانا در حلقوم گابریل
د ) هیچکدام

8 .آریانا چگونه طبق دستور پرفسور الیواندر گابریا را کله جارویی کرد؟


9 . گراوپ روی چه افرادی افتاد؟

الف ) مدیر مدرسه – آلفرد
ب ) آریانا – آلفرد
ج )مدیر مدرسه آریانا
د ) هر سه گزینه صحیح است.

10 . چرا گراوپ و آلفرد و آریانا در حیاط مانده بودند؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1387/6/28 16:21:22
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 22 شهریور 1387 00:10
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه سوم کلاس تشویقی پرواز و کوییدیچ :

پروفسور الیواندر ناراحت از حضور کم دانش آموزان در کلاسش به سمت حیاط راه افتاد. وقتی به آنجا رسید دو نفر را آنجا دید. گابریل دلاکور و جیمز سوروس پاتر. به سمت آن ها رفت و گفت :
فقط شما دونفر اومدید؟ اشکال نداره خب.
گابریل سرش رو بلند کرد و گفت :
چهار نفر که به رحمت الهی رفتند و بقیه هم ترسیدن. البته با وجود جیمز که تدی گذاشتدش مراقب من نمی ترسم. البته وقتی که کلاس تشویقی بود که کسی نیومد حالا که تشویقی در تشویقی شده که دیگه هیچی.
الیواندر گفت : خب دیگه! اهم! امروز دربارۀ خودکشی از راه کوییدیچ می خواهیم صحبت کنیم. در قدیم اولین بار این روش خودکشی برای جادوگری اتفاق افتاد که از زندگی نا امید شده و عشقش کوییدیچ بود. خودکشی از راه کوییدیچ راه های زیادی داره. گابریل بیا اینجا.
- بای بای جیمز .! به جیمزی سلام برسون.
پرفسور الیواندر جارویی را به خر خودش کشید و گفت :
- این جارو حامل سیصد کیلو تی ان تی و هفتصد عدد نارنجک است.
سپس به گابریل گفت : خب سوار شو.
گابریل با ترس سوار شد. پرفسور الیواندر ضامن پنج تا از نارنجک ها را همزمان کشید و بر پشت جارو زد. جارو شیهه ای کشید و با تمام سرعت به جلو تاخت. سه سانیه بعد جارو مانند آتش بازی در هوا منفجر شد.
جیمز :
پرفسور الیواندر گفت : البته الان خودکشی نبود و قتل بود ولی این یکی از روش های خودکشی بود.
جیمز :
جیمز ناگهان از جا پرید و سوار جارویش شد و با مغز رفت به طرف تیر های درواز و بعد از چند دقیقه ...
شپلخ ... پاش
پرفسور الیواندر برای کسی که نبود گفت :
این هم یکی دیگر از راه های خودکشی! ترس از فرد دیگری.
سپس چوبش را تکان داد و رفت. اما تکلیفی گذاشت تا اگر کسی رد می شد آن را ببیند.

تکلیف :

1 . راهی از خودکشی اختراع کرده و خود و یا فرد دیگری را در رول مورد امتحان آن قرار دهید.(20)
2 . جادوگری را که برای اولین بار روش خودکشی با کوییدیچ را کشف کرد نام برده و راه او را بنویسید. (10)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: یکشنبه 10 شهریور 1387 17:11
نمایش جزئیات
آفلاین
داستانی را را تعریف کنید که در آن خودتان به یک نفر صدمه می زنید که یکی به خودتا یا یکی به یکی و در کل یکی به یکی صدمه بزند.

- جیمز این چی گفت؟
- گفت : داستانی را را تعریف کنیم که در آن خودمان به یک نفر صدمه می زنیم که یکی به خودما یا یکی به یکی و در کل یکی به یکی صدمه بزند!
- تو یعنی الان منظورشو فهمیدی ؟
- کاملا !
- خوبه...

تدی که هنوز چشمانش گرد بود همراه با جیمز از کلاس خارج شد .

- خب ، حالا داستانی تو مخت داری؟

جیمز فکری کرد و گفت :
- هومم... آره یکی یادمه... اون روزهای اولی که اومده بودم هاگوارتز....

فلش بک – زمین کوییدیچ هاگوارتز – پنج سال پیش

جیمز سال اولی با نیشی باز جارویش را در دست گرفته و وارد زمین شد ، با هیجان به هم تیمی هایش که در آن بالا منور میدادند چشم دوخت :

- واو.... یعنی میشه منم یه روزی مث اونا شم؟

جیمز کوچولو آهی از سر حسرت کشیده و سوار بر جارویش اوج گرفت ، غافل از اینکه...
در فاصله ای نه چندان دور از جیمز ، اعضای تیم اسلیترین با پوزخند های همیشگی پرواز ناشیانه ی پسرک را زیر نظر داشتند .

- میدونی که باید چیکار کنی مورفین؟
- بله !

دقایقی بعد :


مورفین گانت کوافل به دست با سرعت به سمت دروازه ی گریفندور پیش میرفت که ناگهان برگشته و با شدت توپ را به سمت جیمز پرتاب کرد .

دوفش !

دماغ جیمز خرد شد !
تماشاگران : خطاااااااااااااا !
داور : خطا !
مورفین : نه ببخشید تقصیر من نبود ، اون سبز پوشیده بود من فک کردم از تیم ماست ، کوافلو پاس بدم !
ملت با تعجب به خونی که ردای جیمز را سرخ تر از پیش میکرد خیره شدند .
- اون که سبز نپوشیده نا لوتی !
- عهه! ببخشید من کوررنگی داشتم ، شرمنده !

دیششش.... پایان فلش بک !


- .... واقعا که چه آدم خزیه این مورفین !

جیمز که با به یاد آوردن آن خاطره ی ناخوشایند ، ناخودآگاه دماغش را میمالید گفت :

- آره تازه میگن معتادم هس !
- هیییعع... نه بابا ! از کجا فهمیدی ؟
- اسمش داره داد میزنه دیگه!
- عجب !

یک روش صدمه رساندن بدون خطا را که خودتان ابداع کرده اید شرح دهید.


کاری نداره ! یه مارمولک از تو جیبت درمیاری ، میچسبونیش به بلاجر ، بلاجرو پرت میکنی سمت حریف .
یارو مارمولکو میبینه سکته ی ناقص میکنه !

در کل ، چسباندن هر گونه موجود ریز و خطرناک به توپی که به سمت حریف پرتاب میشود !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 8 شهریور 1387 15:25
نمایش جزئیات
آفلاین
- من از تو نخواسته بودم که کاری انجام بدی که دو امتیاز از تیم کم شه!
- تو نخواستی، اون که خواست!

دستش به سوی مری اشاره رفت. مری از جایش بلند شد و به اعتراض فریاد زد:

- گابریل این واقعا عنده نامردیه بوقی! تو به من گفتی توی بازی های کوییدیچ باید شرکت کنم و من هم همین کار رو کردم! به نظرت باید چی کار میکردم وقتی ریموس لوپین کاملا با چوبدستی داشت تورو جادو میکرد؟

گابریل که جو کاپیتانی تیم او را فرا گرفته بود و ول نمیکرد ! فریادی زد و بقیه ساکت شدند. چشمان گابریل بین چو، فلور و مری گشت. وینکی نیز مشغول تمیز کردن مبل های راحتی برای آنها بود. گابر با نگرانی نقشه ای از جیبش بیرون کشید.

- خب حالا که قبول نمیکنید کاری رو که من میگم بکنید، بیاید از یک روش دیگه برای این کار استفاده کنیم! روش هایی که خطا نیستند و برای از بین بردن بازیکن حریف استفاده میشن.

مری: خیلی خوبه! همین یه کارمون مونده بود. من مثلا یک جادوگر خوب باید باشم.
گابر: نمیتونی چون تو ساحره ای، نه جادوگر!

---
زمین بازی کوییدیچ
---

گابریل با اشاره ی دست به چو فهماند که وقت عملی کردن نقشه اشان است. جیمز سیریوس با چالاکی پرواز میکرد و به دنبال گوی زرین ذره ذره ی ورزشگاه را می پیمود.

چو کنار جیمز ایستاده بود. صابونی از جیبش بیرون کشید و به دسته ی جارو مالید. جایی که جیمز برای لحظه ای رها کرده بود تا عینکش را روی صورتش سفت کند.

و سپس دستانش لیز خورد و محکم روی جارویش افتاد. خواست دسته ی جارو را بگیرد اما موفق نشد و از جارو به پایین پرتابید.

چو:

----
اون ور زمین.. نه اون ور.. ای باو؛ اون ور!
----

در همون اون ور نه اون یکی اون ور ِ زمین() مری با بی رضایتی (اگه کلمه باشه! ) کنار نیمکت گریفندور ایستاده بود. استرجس که کاپیتان بود دراز کشیده بود در نتیجه مری به راحتی میتوانست کار خودش را انجام دهد و هزاران برقک را به سوی استر فرستاد ، که طلاهای زیادی برای حفظ کلاس مدیریتی اش از خودش آویزان کرده بود!

مری:

---- درازه ی ریون ----

گابریل منتظر رسیدن سرخگون بود. سیریوس بلک به سوی دروازه ها روانه شده بود و سرخگون در دستش دیده میشد. سیریوس سرخگون را در هوا بلند کرد (بی تربیت!) و برای پرتاب آن به سوی گابر آماده شد که به صورت ناگهانی ماتش برد...

گابریل مشغول خواندن وردی بدون چوبدستی بود.. ورد؟ جادوی پریزادی !!

داور :
گابر :


----
دفاع!
----

فلور: اوهو ... اوهو ...! حیف میشید شما ها ... اوهو اوهو ... اما دیگه باید ... اوهو اوهو ... برید! ...
فلور ناخن هایش را که در دست داشت (مصنوعی هاش باو! ) به سوی یکی از مهاجمان پرتاب کرد که به سوی سرخگون میرفت تا آن را بگیرد. آن مهاجم مجهول کور شده و از دور مسابقه خارج شد.

داور : !!!!
فلور :

اون طرف زمین! مری کنار استر ایستاده بود. برای او جفت پا گرفت و استر؛ با مغز وارد شیشه ای پر از زنبور شد!

.
.
.
.
و راون در آن بازی ِ خیلی عجیب به پیروزی رسید.

----

2.

صابون: استفاده از صابون برای همه ی مواقع خیلی به درد بخور هست. مثلا با صابون سرخگون را لیز کنید؛ هیچ مهاجمی دستش به آن نخواهد رسید. مثل مثال آورده شده در پست آنرا به جارو بمالید! یا آنرا زیر جارو بگذارید تا لیز بخورد(!)!

جادوهای پریزادی: که متاسفانه فقط پریزاد ها میتونند این جادو رو انجام بدهند. که بدون نیاز به چوبدستی و چیزی است! در نتیجه خطا محسوب نمی شود.

استفاده از موجودات جادویی: جایی از قوانین کوییدیچی چیزی از ورود موجودات جادویی به زمین بازی را ممنوع اعلام نکرده است. بنابراین استفاده از موجودات ِ مجاز؛ مثل برقک بسیار خوب هم هست!

استفاده از اشیای تیز، مثل ناخن!: که خیلی روش خوبیه چون طرف کشته میشه!

جفت پا گرفتن: اینم که معلومه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1387/6/8 15:37:12
[b]دیگه ب
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 8 شهریور 1387 00:02
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسۀ دوم کلاس تشویقی پرواز و کوییدیچ :

پرفسور الیواندر غمگین از کم بودن تعداد شرکت کننده ها در کلاسش نمره های همان چند نفر را هم داد و گفت :
واقعا انتظار نداشتم تعداد دانش آموزای این کلاس اینقدر کم باشه. طبق محاسبه من اگر سی نفر دانش آموز داشتم فقط پنج نفر تو کلاسای من زنده می موندن ولی دیگه حالا از شما چند نفر که چیزی نمی مونه!
همان چند نفر :
پرفسور الیواندر آهی کشید و گفت : خب بریم سر درس امروزمون. همانطور که گفتم امروز روی این مبحث کار می کنیم که چگونه در کوییدیچ و معمولا بدون خطا بازیکنان دیگر را مصدوم کنیم. پرسی بیا اینجا. آلفرد تو هم بیا.
پرسی و آلفرد با ترس به سمت پرفسور الیواندر رفتند. پرفسور پنجه بکسی را به بچه ها نشان داد و گفت :
اسم این پنجه بکسه. خب حالا آلفرد اینو توی دست راستت بکن.
آلفرد پنجه بکس را در دست راست خود کرد. پرفسور الیواندر پرسی را به سمت راست آلفرد برد و آنجا ایستاند.سپس به آلفرد گفت :
خب حالا به سمت راستت اشاره کن.
آلفرد به سمت راستش اشاره کرد و دستش با پنجه بکس محکم خود توی صورت پرسی. ناگهان پرسی جیغی کشید و به گریه افتاد. سپس در حالی که به سمت قلعه می رفت داد زد :
دامبلدور. دامبلدور کجایی که صورت پرسیتو خط خطی کردن.
پرفسور الیواندر رو به بقیه کرد و گفت : دیدین گفتم. این اولین نفری که بوقیده شد. همانطور که دیدید الان به پرسی ویزلی صدمه رسید ولی آلفرد وانمود می کرد که به جایی اشاره می کند و این نمی تواند خطا حساب شود. یکی دیگر از روش های صدمه رساندن که بهتون توضیح می دم اینه. آلفرد و گابریل بیاید اینجا! نه برای رعایت شئونات آسلامی آریانا و گابریل بیاید اینجا.
پرفسور الیواندر گابریل را ایستاند و سپس آریانا را سوار جارویی کرد. سپس به سمت گابریل رفت دهانش را به طور کامل باز کرد و بعد از آن به طرف آریانا رفته و جارو را به سمت دهن گابریل نشانه رفت. سپس گفت :
خب آریانا به آسمون نگاه کن و با تمام سرعت مستقیم برو.
آریانا سرش را به سمت آسمان گرفت و با تمام سرعت پیش رفت. اندکی بعد در دهان گابریل فرو رفت و گابریل به طور کامل جارو را بلعید. ( آریانا خودش را نجات داد ) سپس به سمت قلعه دوید و به طوری که سرش به شکل جارو در آمده بود فریاد زد : تدی! تدی کجایی که گابریلو کله جاروویی کردن.
پرفسور الیواندر به چند نفر باقیمانده در کلاس گفت : خب اینم یکی دیگه که بوقیده شد خب دیگه این جلسه تمومه. اینم تکلیفتون. سپس به کلمات شناور در هوا اشاره کرد و به سمت قلعه رفت.

تکلیف :

1 . داستانی را را تعریف کنید که در آن خودتان به یک نفر صدمه می زنید که یکی به خودتا یا یکی به یکی و در کل یکی به یکی صدمه بزند. (البته بدون خطا) (25)
2 . یک روش صدمه رساندن بدون خطا را که خودتان ابداع کرده اید شرح دهید. (5)


بقیه تکلیف هایشان را نوشتند و رفتند ولی آلفرد و آریانا که برای شرکت در عملیات پرفسور وقتشان تلف شده بود تازه تکلیف را دیدند. گراوپ هم که کمی کند ذهن بود بعد از یک ربع گفت :
بچه ها پرفسور تکلیف رو داد.
در حالی که سه نفر باقیمانده تکلیف را می نوشتند دامبلدور و تد خودشان را به سمت حیاط رسانده و چوبهایشان را به طرف آلفرد و آریانا نشانه رفتند و طلس مرگ را زمزمه کردند. گراوپ هم جو فداکاری گرفتش و جلو پرید و طلسم های مرگ به او خوردند. او هم تلو تلویی خورد و روی آلفرد و آریانا و مدیر مدرسه که تازه از بیمارستان مرخص شده بود و جهت بازدید از کلاس کوییدیچ آمده بود افتاد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: پنجشنبه 7 شهریور 1387 23:59
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد و امتیاز دهی جلسه اول پرواز و کوییدیچ :

گریفیندور :

پرسی ویزلی :

پست خوبی بود و سوژه رو خوب پیش برده بودی و پاراگراف بندی خوبی هم داشتی ولی از افکت ها استفاده نکرده بودی. درسته که از صدمات کوییدیچ استفاده کرده بودی ولی بهتر بود از افکت ها گفته شده هم استفاده می کردی. پستت کمی هم طولانی بود ولی در کل به خاطر زیبایی داستان این بلندی داستان به چشم نیومد.
امتیاز 19
در مورد تکلیف دوم هم بعضی افکت ها به توضیحاتش ربط نداشت ولی به خاطر افکت اضافه نه نمره رو دادم.
امتیاز کل : 28

جمع امتیازات گریفیندور : 28
امتیاز گریفیندور بعد از تقسیم : 5.6 --- > 6

هافلپاف :

دنیس :

سوژه عالی بود و خوب پیش برده وبودیش و پاراگراف بندیت هم خوب بود و فقط از شکلک ها کم استفاده کرده بودی که زیبایی رو اونو می پوشوند. عالی بود.
امتیاز : 20
تکلیف دومت هم چهارتاش خوب بود ولی چهارمیش بازیکن صدمه نمی بینه ولی چون نوشتی برخورد و برخورد می تونه با سرعت بالا باشه قبول و ده رو میدم.
امتیاز کل : 30

پیوز :

سوژه خوبی داشتی و خوب از افکت ها استفاده کرده بودی ولی یک لحظه برام سوال پیش اومد مگه روی روح ها صدمات تاثیر دارن؟ با این حالاز شکلک خوب استفاده کرده بودی و پراگراف بندی خوبی داشتی ولی خیلی سریع سوژه رو پیش برده بودی.
امتیاز : 19
پست دومت هم ده امتیاز. کامل و عالی و بی نقص.
امتیاز کل : 29

آلبوس سوروس پاتر :

سوژه خوبی بودی و خوب از وزیر و اتفاقاتی که براش افتاده بود استفاده کرده بودی. پاراگراف بندی خوب و استفاده خوب از شکلک داشتی. در کل خوب بود.
امتیاز : 20
چهار تا افکت اولت خوب بود ولی در افکت آخر کسی صدمه نمی دید ولی به خاطر دو کاره بودن افکت اولت نه امتیاز بهت دادم.
امتیاز کل : 29

جمع امتیازات هافلپاف :88
امتیاز هافلپاف بعد از تقسیم : 17.6 ---> 18

راونکلا :

گراوپ :

سوژه خوبی رو انتخاب کرده بودی ولی زیاد خوب پیش نبرده بودیش. خیلی سریع تمومش کرده بودی. در ضمن هری پاتر هم به این راحتی ها از جارو نمی افته و بهتر بود از شخصیت های دیگری استفاده می کردی. از علامت تعجب هم زیاد و بی مورد استفاده کرده بودی.
امتیاز : 16.
تکلیف دومت هم کامل و صحیح بود و ده امتیاز رو گرفتی.
امتیاز کل : 26.

آلفرد بلک :

پستت سوژۀ خیلی خوبی داشت و خوب هم پیش برده بودیش. پاراگراف بندی خوبی هم داشتی.در مورد این که از افکت های گراوپ استفاده کردی هم تصمیم داشتم امتیاز کم کنم ولی به علت زیبایی داستان کم نکردم .
امتیاز : 20.
تکلیف دومت هم چهار تاش خوب بود ولی برای افتادن فرد چاق در بیابان بی آب علف می تونستی افکت بهتری بزاری . برای همین نه امتیاز دادم.
امتیاز کل : 29.

گابریل دلاکور :

پستت دارای سوژه جالبی نبود ولی دارای پاراگراف بندی خوب بود. تازه از طبلیقات خز شده هم استفاده کرده بودی. از افکت های تدریس هم هیچ استفاده ای نکرده بودی. البته از صدمات استفاده کرده بودی ولی آخرش فرد مورد نظر هیچ صدمۀ خاصی نمی دید. یک مورد دیگر هم این که استاد پرواز منم نه پرفسور ویزلی البته چون سوژت بی ناموسی داشت مشکلی نیست.
امتیاز : 14.
از پنج تا افکتی که نوشته بودی دو تاش خوب بود ولی سه تای دیگه تقریبا ربطی به موضوعش نداشت. یکیش هم که اصلا بازیکن صدمه نمی بینه. افکت اول. پنج امتیاز برات خوبه. زیاد هم هست.
امتیاز کل : 19

آریانا دامبلدور :

سوژه جالبی بود و کمی هم با تقلید از کتاب هری پاتر و سنگ جادو ولی جالب بود. پاراگراف بندی خوبی نداشتی و از شکلک ها هم استفاده نکرده بودی. در قسمت آخر که آریانا روی درخت افتاد بهتر بود افکتش رو هم (گوپس) می گفتی ولی اشکال ندارد.
امتیاز : 17.
تکلیف دوم رو هم که ننوشتی و امتیازش رو نمی گیری.
امتیاز کل : 17.

مری باود :

سوژت خوب بود و خوب از افکت ها استفاده کرده بودی. پاراگراف بندیت خوب بود ولی از شکلک استفاده نکرده بودی. خیلی هم زود سوژه رو تموم کرده بودی و خوب پرورشش نداده بودی.
امتیاز : 18
تکلیف دومت عالی بود و توضیحاتت کاملا به افکت میومد و افکت های جالبی هم نوشته بودی ولی یک نکته مگر این افکت ها افکت های صدمه دیدن نیستن؟ اما توی افکت اول بازیکن صدمه نمی بینه. اما یک افکت اضافی هم نوشته بودی و بهت امتیاز 9 رو میدم.
امتیاز کل : 27

جمع امتیازات راونکلا : 118
امتیاز راونکلا بعد از تقسیم : 23.3 ---> 23

اسلیترین :

دانش آموزی شرکت نکرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: پنجشنبه 7 شهریور 1387 21:06
نمایش جزئیات
آفلاین
خاطره ای تعریف کنید که در آن خود یا فرد دیگری با یکی از افکت های بالا صدمه می بیند.

جمعیت زیادی دور تا دور تریبون بزرگی را گرفته بودند و شعارهای مردمی سر میدادند. خبرنگار مردمی در حال مصاحبه با وزیر مردمی بود که با آغوش مردمی در حال فرستادهای بوس و لاو های مردمی به مردم مردمی بود! (کل جمله کپی رایت بای چتر )

در همان لحظه جسم کوچک قرمزی رنگی در آسمان بالای جمعیت کثیر وزیر دوست!! به پرواز در آمد، سپس با حرکتی قوسی شکل و آنتحاریک به سمت وزیر حرکت کرد...

شوپ! (افکت برخورد گوجه فرنگی به صورت وزیر)

ناگهان ده ها جارو سوار در آسمان ظاهر شدند و در حالی که ماسک های خوفناکی بر صورت زده گوجه های بسیاری را به سمت وزیر پرتاب کردند و فریاد زنان به دور سر او پرواز می کردند.

-همین گوجه ای که می بینی شده پوندی هفت گالیون!
-این چه وضعشه؟
-تف به...(سانسور!)

وزیر:

در همان لحظه صدای انفجاری به گوش رسید و مردم جیغ کشان پراکنده شدند. افرادی با لباس های قرمز و آرم مخصوص وزارت به سمت تریبون حرکت می کردند و در عین حال طلسم های بی شماری را به سمت جارو سواران می فرستادند.

شپلخ!
یکی از جارو سوارها با صدای مهیبی بر روی زمین افتاد و صدای مرغ در اورد.

وزیر که جو زده شد و می خواست خودی بین مردم نشون بده چوبدستیش رو به سمت یکی از جارو سوارها گرفت و عربده کشید: سکتوم سمپرا!

پاش!

یکی از جارو سوارها ترکید و دل و رودش پخش هوا شد!
وزیر:

به ناگاه موجی گولاخ که از سونامی جنوب شرق آسیا می آمد و کلا عقده ای بود و کشت و کشتار را دوست داشت دور تا دور وزیر را گرفت و او را به آسمان برد.

ارتشی ها: وزیـــــــــــر!
جارو سوارها در حالی که با این حالت به آلبوس سوروس خیره شده بودند دور تا دورش را گرفتند و بسی او را با حرکات رزمی کوباندند و سپس خواباندند...نه...چیزه...هیچی دیگه شوتش کردن زمین!

در میانه راه زمین و هوا دوباره آن موج سونامیِ بوقیِ ارزشی مسیر حرکت هوا به زمین وزیر را به هوا به درخت تغییر داد و آسپ با سرعتی بس بالا به سمت درخت شوت شد!

گوپس!

و این است سزای وزیران مردمی!

نج افکت دیگر نام ببرید و توضیحی کوتاه دربارۀ هر کدام بدهید.


شوووپ: دو کاربرده! افکت برخورد گوجه فرنگی یا طلسم سکتوم سمپرا به آدمی!
ماااااااع: افکت بالا آوردن مواد غذایی همراه با تعجب!

جییییییز: افکت سوخته شدن نقاط مختلف بدن مخصوصا دماغ!

وییییییر: افکت ویبره! لرزیدن گور در کفن!

هوووم: افکت تفکر! از با کلاس ترین افکت های شناخته شده!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!