هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: لرد حلقه ها بر علیه هری پاتر
پیام زده شده در: ۱۸:۰۲ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۳
#38

ایلیدان


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۱ شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۲۰:۱۱ پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 376
آفلاین
حرف هری نبوده درسته ولی ذوق مرگ شدنش از این پیشنهاد بوده
میشه یه توضیح بدی کتاب های که از دید یه نفر دنبال میشه چه طوری جلو میره ؟؟ معمولا این طوری جلو میره چاره ای ندارن و این که رولینگ گفته میرم یه جا میشینم فکر میکنم وقتی یه چیز به ذهنم میرسه دست ها مو میزنم بهم اخ جون ایده پیدا کرد این رو من چند وقت پیش خوندم به روز تره


ویرایش شده توسط ارتاس در تاریخ ۱۳۸۳/۱۰/۲۹ ۱۸:۰۵:۵۴

مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي


Re: لرد حلقه ها بر علیه هری پاتر
پیام زده شده در: ۱۷:۵۰ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۳
#37

Irmtfan


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۴ شنبه ۱۳ دی ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۱۰:۵۷ چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۵
از پریوت درایو - شماره 4
گروه:
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 3127
آفلاین
حرف من اینه که پیشنهاد هری نبوده با ماشین برن ولی هری خیلی وقتا زیر بار حرفا رفته یعنی درواقع همیشه همینطور بوده مثلا گروه اد رو هم میتونست بگه من قبول نمیکنم ولی ضایع بود
حرف من اینه که هری خودش دنبال این کارا نیست ولی به اینا کشیده میشه و این هنر رولینگه که اینا رو گذاشته دور و بر هری تا بکشوننش همونطوری که ولدمورت میکشوندش
اصلا اگه اینا نبود که من این کتابو نمیخوندم من به خاطر ورد و جادو این کتابو نمیخونم علت خوندنش همیناس
کلا از کتابی که توش قهرمان داشته باشه خوشم نمیاد
یه مورد دیگه که الان یادم افتاد بنویسم این بود که شما دارید داستان رو از دید هری میخونید در نتیجه ممکنه کلی اتفاق در گوشه گوشه هاگورازت یا جاهای دیگه بیافته ولی خبر نداشته باشید ممکنه جالب هم باشن و شاید در کتاب های بعدی رولینگ بهشون رفرنس بده
در هر حال من فکر میکنم داستان هری پاتر از اوناییه که نویسنده با شخصیت هاش زندگی کرده نه اینکه بشینه فکر کنه چی بنویسه بلکه شخصیت ها خودشون داستان رو جلو میبرن و رولینگ رو هم دنبالش میکشن مثلا عین همین مورد رو کانن دایل خالق شرلوک هلمز هم داشته که گفته این داستان رو خود هلمز بهش الهام میکنه و این واقعیتی هستش که وجود داره


Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.


Re: لرد حلقه ها بر علیه هری پاتر
پیام زده شده در: ۱۷:۳۸ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۳
#36

ایلیدان


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۱ شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۲۰:۱۱ پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 376
آفلاین
هوم شما کتاب رو بخون رون به هری نگاه کرد گفت ماشین و رفتند هر میتونست بگه من نمیام دوست ناباب یا اصلا پیشنهاد بده پدر مادر رون بیان ولی رفت دنبال دوست و غم فردا رو خوش است
هوم امکان نداره تو یه سایه رو دیدی بقیه ندیدن تو خیابون ها بیفتی دنبال سایه وایسا کوشی
اون سپر مدافع نبود چفت شدگی ( شاه کار ویدا ست اینم احتمالا ) رو هرمیون هی بهش میزد بخونه
ببین یه اعتراض کوچیک هم نکرد برای این که شرکت نمیکنه
این کار مجوز از وزیر میخواد دنگ فنگش اینه
اتفاقا همین دیروز داشتم ارتمیس رو تایپ میکردم سی صفحه مونده تموم شد غلط ها شو میگیرم میذارم تو سه ساعت انتهاش تمومه بیست چهار صفحه ورد میشه ان شالله همین روزا میذارم یه کم شلوفغه اوضاع احوال
هوم هنوز نیمدم تو ایفای نقش ارتاس پرنس ارتاس تازه میخوام بشم ایلیدان بذار هزار پسته بشم


مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي


Re: لرد حلقه ها بر علیه هری پاتر
پیام زده شده در: ۱۷:۲۰ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۳
#35

Irmtfan


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۴ شنبه ۱۳ دی ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۱۰:۵۷ چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۵
از پریوت درایو - شماره 4
گروه:
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 3127
آفلاین
اولا که من سوتی رو ازت گرفتم راه فرار نداری:
با ماشین رفتن به هاگوارتز پیشنهاد رون بود کتابو دوباره بخون لطفا
همین یکی بسه
البته هری شجاعت و کله خری خودشو داره و در این بحثی نیست اگه عصبانی بشه هر کاری میکنه از جمله اخراج شدن از تیم گریفین یا اون دویل به اصطلاح با مالفوی همه اینا پیش بینی نشده و احساسی بوده ولی هری هیچ وقت خودش ننشسته فکر کنه که مثلا چطوری برم حال مالفوی رو بگیرم یا مخصوصا بره گوش وایسه و از این کارا
تو شاید پتو رو بکشی ولی من این کارو نمیکنم برای این میشه آمار گرفت از ملت و خودت میدونی هیچ آدم عاقلی به چیزی که نمیدونه چیه الکی ازش رد نمیشه
سپر مدافع رو دقیقا خود هری پشت گوش میانداخت هرماینی بهش همش سرکوفت میزد
در مورد مسابقه بهتر بخونی کتابو هونطوری که گفتم هیچ راهی برای هری نبود و اتفاقا خوت کراچ گفت اگه اسم از جام در بیاد هیچ کاری نمیشه کرد و باید شرکت کنه
در مورد نتیجه از کلید سفر بالاخره همون طوری که گفتم هیچ جای کتاب نیومده که با پورت کی رفتن و به سرعت برگشتن اگه اینطور بود دیگه غیب و ظاهر شدن با اون همه دنگ و فنگ چه معنی داره اگه این اتفاق در کتابا افتاد میتونی سوتی رو ثبتش کنی و به ادامه تایپت برسی
در ضمن این آرتمیس چی شد بقیش من منتظرم هنوز
در ضمن یه چیزی طبق قوانین ایفای نقش نمیتونی نقشت رو از رودی عوض کنی این آرتاس چیه؟


ویرایش شده توسط هری پاتر در تاریخ ۱۳۸۳/۱۰/۲۹ ۱۷:۲۱:۳۳

Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.


Re: لرد حلقه ها بر علیه هری پاتر
پیام زده شده در: ۱۷:۰۵ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۳
#34

ایلیدان


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۱ شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۲۰:۱۱ پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 376
آفلاین
عله من هم فکر میکردم انقدر هم به من شک نداشته باشی که نتونم تشخیص بدم تو هر کتاب چه اتفاقی افتاده
نوشتم کتاب یک دوئل مالفوی و هری نیمه شب یادت نمیاد همون وقتی که سگ هاگرید رو دیدن
تصور شما تصوریه که از فیلم رو ذهن شما باقی مونده چون هری داشت تحقیق میکرد و اخر سر از پشت شکلات میخونه و هرمیون کتاب رو میاره
بسیار تصادفی داشت تو جنگل ممنوع با جارو چرخ میزد
معمولا اگه شب خوابم نبره پتو رو میکشم رو خودم نه این که بیفتم دنبال صدا
سپر مدافع رو امروز فردا نکرد لوپین بود امروز فردا میکرد
به نکته جالبی اشاره کردی از تو اون گزینه مسابقه کرواچ هم اشاره کرد که خود پاتر هیچ اعتراضی نداره نمیدونم شما برای چی مخالفت میکنید
این نتیجه رو خودتون گرفتید و شاید هم یکی از اشکالات رولینگ باشه به نظر من برای پورت کی تنظیمات میکنی مثل بیسیک که رفت برگشنتی باشه نباشه برای چی باید بر گرده به مبداء ؟
و من ترجیح میدم تایپ کنم تا کتاب های سوتی دار بخونم


مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي


Re: لرد حلقه ها بر علیه هری پاتر
پیام زده شده در: ۱۶:۰۰ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۳
#33

Irmtfan


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۴ شنبه ۱۳ دی ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۱۰:۵۷ چهارشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۵
از پریوت درایو - شماره 4
گروه:
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 3127
آفلاین
رودی جان من تصور میکردم حرفه ای باشی در امر هری پاتر ولی بیشتر اینایی که در زیر نوشتی جوابش مشخصه
تعدادی رو مینویسم بقیه رو هم بعدا مینویسم چون فعلا زیاد وقت ندارم و بعضیایی که نوشتی رو اصلا یادم نیست ولی سر حرف قبلیم در مورد هری هستم و خواهم بود.
دویل با مالفوی رو که اسنیپ جون انتخاب کرد کی با کی دویل کنه هری اول به سمت هرماینی رفت.
نیکلاس فلامل رو هرماینی داشت تحقیق میکرد تصور کنم
اژدهای هاگرید رو فراری بده/ اینم از شاهکارای هرماینی بوده
حرفای اسنیپ و کیریل رو تصادفی شنید هری هیچوقت جایی گوش واینستاده این کار برادرای ویزلیه

با ماشین رفتن به هاگوارتز پیشنهاد رون بود کتابو دوباره بخون لطفا
رفتن به دنبال صدای مار به این خاطر بود که کسی اون رو نمیشنید در نتیجه این اسمش فضولی نیست خودت اگه چیزی رو بشنوی که هیچ کس نمیشنوه فکر نمیکنی چیز خطرناکی باشه اصلا شب خوابت میبره
درست کردن معجونم از کارهای هرماینی بوده
سر مدافع رو که هری همش امروز و فردا کرد عین امتحان برای ما آخرش این هرماینی بود مجبورش کرد یاد بگیره
وقتی اسمش برای مسابقه دراومد دیگه چی باید میگفت میزد زیر گریه و پاهاش و میکوبید زمین که من نمیخوام؟ خب گفت که من ننداختم ولی مجبورش کردن شرکت کنه
برای راز تخم هم که ان روز طولش داد آخرشم تو روز روشن که نمیتوسنت بره باید یه زمانی میرفت که کسی نباشه
در مورد کلید سفر ( من با رمز تاز مخالف هستم و بودم و خواهم بود آدم یاد سگ تازی میافته شاهکار دیگه ای از اسلامیه ) و برنگشتنش در یه تاپیک سه صفحه بحث کردیم و به این نتیجه رسیدیم که کلید سفر به یک زمان احتیاج داره تا بتونه برگردونه یچیزی مثل زمان برای نیرو گرفتن و اینا شاهدش هم اینکه در کتاب تا الان کلید سفری نبوده که بره و سریع برگرده

در آخر به نظر من به جای تایپ کردن یا هر کار دیگه ای کتابا رو بخون خیلی عجیبه اگه کسی یه بار درست خوندن باشه همه اینایی که بالا نوشتم تابلو هستن

و در مورد سوال آبرفورث در مورد نگفتن به اسنیپ
نوشتم که یادش رفته بوده کمن خودم هم وقتی میخوندمش یادم نیافتاد که میتونه به اسنیپ بگه حالا ممکنه یکی آیکیوش بالا باشه ولی هری اینطوری نیست در ضمن کلا اگه از کسی بدت بیاد به فکر کمک گرفتن ازش هم نمیافتی یعنی تو ذهنت نمیاد
به نظر من اگه به اسنیپ میگفت کتاب کاملا غیر واقعی میشد و کسی که بتونه توی اون هین و وین همچین چیزایی رو یادش بمونه آدم معمولی نیست


ویرایش شده توسط هری پاتر در تاریخ ۱۳۸۳/۱۰/۲۹ ۱۶:۰۷:۰۵

Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.


Re: لرد حلقه ها بر علیه هری پاتر
پیام زده شده در: ۱۴:۴۳ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۳
#32

ایلیدان


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۱ شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۲۰:۱۱ پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 376
آفلاین
کتاب یک
میره دنبال گوی نویل
میره با مالفوی دوئل کنه
میره در مورد نیکلاس فلامل تحقیق کنه
میره اژدها ی هاگرید رو فراری بده
این ها مقدمه ای میشن
میره جرف های كوييرل و اسنیپ رو گوش میکنه با جارو میره تو حنگل ممنوعه
میره پشت دری که كوييرل داره با خودذش حرف میزنه گوش وای میسه
میره تا دم اینه و با ولدی مبارزه میکنه
کتاب دو
با ماشین میرن هاگوارتز
دنبال صدای مار همیشه میرهدر مورد تالار تحقیق میکنه
کلوپ دوئل میگه نا خدا اگاه جلو رفتم
معجون درست میکنه و به تالار اسی ها میره
باز میره جنگل ممنوعه دنبال مار ها
میره تو تالار اسرار
کتاب سه
میره بدون اجازه هاگزمید
میره طرز درست شدن سپر مذافع رو یاد بگیره
میره تو درخت و شیون اوارگان
کتاب چهار
از بقیه مردم جدا میشن وقتی که مرگ خوار ها اومدن
وقتی اسمش برای مسابقه در میاد هیچ شکایتی نمیکنه
در نیمه شب میره دنبال راز تخم مرغ رو در بیاره
چرا اون باید تو جنگل باشه که اقای کرواچ باشه اونجا
سر شو میکنه تو قدح دومبول
چرا با رمزتاز بر نگشت و در یک عملیات انتحاری چوب دستی شو در اورد
کتاب پنج هم سراسر کتاب دیگه تایپ نمیکنم کتاب پنج رو


مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي


Re: لرد حلقه ها بر علیه هری پاتر
پیام زده شده در: ۱۴:۴۰ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۳
#31

آبرفورث دامبلدورold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۴ شنبه ۱۳ دی ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۰:۴۶ سه شنبه ۱۸ دی ۱۳۸۶
گروه:
کاربران عضو
پیام: 548
آفلاین
چو چانگ!‌وقتي يه كتاب رو خوندي نظر نده درباره‌ش كه باعث ميشه شك‌ها رو به يقين تبديل كني! من هم اگه براي دوستم يه اتفاقي بيفته اونقدر كله‌شق نيستم كه پاشم خودم برم كمك! زنگ ميزنم نيروي امداد بيان، اين عادت هريه كه خودشه و خودش، موقعي كه مي خواست بره براي نجات سيريوس، مثلا رولينگ داستان رو احساسي كرده بود، نه شماها نياين من خودم مي رم سيريوس رو نجات ميدم، يكي نبود بهش بگه به اسنيپ بگو اون قضيه رو رديف ميكنه، هري كله‌شقه! مي خواد خودش باشه، در صورتي كه خودش مي خواد به خودش بقبولونه كه ناجي نيست، فضول نيست... اما نمي تونه.



Re: لرد حلقه ها بر علیه هری پاتر
پیام زده شده در: ۱۴:۳۴ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۳
#30

چو چانگ


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۰ دوشنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۵:۲۷ دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۷
از کنار مک!!!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 1777
آفلاین
ابر فورث، معمولا كنجكاو نميشي كه ببيني مثلا فلان جا چي شد؟ دلت نمي خواد وقتي ميبيني يكي در خطره بهش كمك كني؟ يا اگه دوستت خيلي نگرانه كمكش باشي؟

هري هم همين احساسو داره . وگرنه اونم دلش ميخواد عادي زندگي كنه.

هرميون هم همينو تو جلد 5 گفت. هري عشق نجات مردمه ولي دلش ميخواد در عين اينكه عادي زندگي ميكنه كمك ديگران هم باشه.
----------------------------
در ضمن من ارباب حلقه هارو نخوندم ولي فيلمشو ديدم و به نظرم خيلي چرت بود و هري از اون بهتره.

به نظر من هري پاتر كلا يه شاهكار هنريه كه ادم وقتي اونو ميخونه احساس ميكنه واقعا اونجاست و اون اتفاقها داره ميفته


[b][font=Arial]«I am not worriedHarry,» 
said Dumbledore
his voice a little stronger despite
the freezing water
«I am with you.»[/font]  [/b]


Re: لرد حلقه ها بر علیه هری پاتر
پیام زده شده در: ۱۴:۲۰ سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۸۳
#29

آبرفورث دامبلدورold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۴ شنبه ۱۳ دی ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۰:۴۶ سه شنبه ۱۸ دی ۱۳۸۶
گروه:
کاربران عضو
پیام: 548
آفلاین
نجات سنگ جادو از دست ولدمورت و كوييرل
رساندن خبر اينكه ولدمورت بازگشته
كسي كه دلش مي خواد عادي زندگي كنه راه نميفته دنبال سر نخ براي تالار اسرار بگرده.
كسي كه دلش نميخواد اداي ناجي‌هارو در بياره راه نميفته بره دنبال سيريوس يا جيني رو از تالار اسرار نجات بده يا براي نجات رون به جاي اينكه به دامبلدور مراجعه كنه خودش دست به كار بشه و بره توي بيد كتك زن
اين كه بعد از مرگ سيريوس، كه در كل اين پنج كتاب ده صفحه مطلب ازش گفته نشده، هري با كسي حرف نزده چندان غريب نيست، چون بعد از اينكه سنگ جادو رو پيدا كرد يا از تالار بيرون اومد يا جنازه‌ي سدريك رو نجات داد هيچ كدوم با بچه‌ها نرفته بود هاگزميد يا بزن و بكوب راه بندازه.








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.