جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

72 کاربر(ها) آنلاین هستند (65 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
71
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آکی سوگیاما 1405/04/05 20:10  29 خواندن  بدون نظر 
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  115 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  182 خواندن  1 نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  301 خواندن  2 نظر(ها) 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  287 خواندن  1 نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  362 خواندن  7 نظر(ها) 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: ستاد انتخاباتی هوکی
ارسال شده در: یکشنبه 17 آذر 1387 22:15
نمایش جزئیات
آفلاین
آندوران در خانه ی ریدل را باز کرد و پرسی را که از پشت یقه اش گرفته بود و بلندش کرده بود را با یه تیپا بیرون انداخت و در را با شدت زیادی بست ... پرسی از جایش بلند شد و به آندورانی که با خود کشیده بود نگاه کرد و سپس هر دو برای آخرین بار به عمارتی که روبرویشان قرار گرفته بود نگریستند و همچون بادی که از جایی به جای دیگر می رود ، روی پاشنه ی پا چرخیندد و در جهت مخالف به راه افتادند .

هوا تاریک و تاریکتر می شد . پرسی با تعجب به آسمان نگاهی انداخت . با خود اندیشید که وسط روز چگونه می شود که هوا تاریک شود ؟! دوباره به اطرافش نگریست و متوجه دایره ای سیاه رنگ که جلوی خورشید را گرفته بود شد . تا به حال چنین چیزی ندیده بود .

پرسی و آندوران : وووو ... این چیه ؟

پرسی به سرعت دستش را در جیبش کرد و فرم عضویت محفل را بیرون کشید و شروع به نوشتن کرد ... سوابق : ... اولین نظاره گره خورشید سیاه !!!

دست از نوشتن کشید و برگه را درون جیبش گذاشت و با صدای جیک جیک بلبان و عر عر گاو ها و قد قد طوطیان و ... همراه شد و آندوران را با خود کشید و هر دو به سوی محفل روانه شدند ...


خانه ریدل ...

لرد دست از خواندن برگه کشید و رو به هوکی که کنار دیوار یک لنگه پا ایستاده بود ، گفت : بدو بیا این برگه رو بگیر .. باید کارامونو شروع کنیم وقت زیادی نداریم .

ملت مرگخوار :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: ستاد انتخاباتی هوکی
ارسال شده در: یکشنبه 17 آذر 1387 21:30
نمایش جزئیات
آفلاین
لرد سیاه با حالتی که نشان دهنده کلافه شدنش بود دستش را لای موهایش برد ولی فورا متوجه شد که امکان چنین کاری وجود ندارد.برای همین کلافگیش را با فریادبلندی ابراز کرد.
-پرسی...نمیتونی آرومتر پچ پچ کنی؟اون کاغذ چیه از صبح گرفتی دستت؟

پرسی وحشتزده از فریاد خشمگین ارباب از جا پرید.
-فرم ثبت نام محفله ارباب.داشتم از آندوران میپرسیدم سوابق منفیمو هم بنویسم یا نه؟

لرد سیاه دستش را بطرف چوب دستیش برد.ولی چند ثانیه بعد منصرف شد.نفس عمیقی کشید و لبخندی زد.
-آندوران.فورا این موقرمزو از جلوی چشمم دور کن.فعلا باید به هوکی برسم.هوکی اون برنامه هاتو بیار من برای آخرین بار مرور کنم.

در حالیکه آندوران پرسی را با چند پس گردنی از خانه ریدل بیرون میکرد هوکی با طومار بلند بالایی که مملو از برنامه های جذاب و خلاقانه اش بود به لرد سیاه تقدیم کرد.
لرد سیاه کاغذ را گرفت.
-حالا برو گوشه دیوار یه لنگه پا وایسا ببینم چی میشه.جنو چه به این کارا آخه.

هوکی با متانت به کنار دیوار رفت.

-دوختن لایه اذن؟ ...تصفیه آب اقیانوس و دریاها و دریاچه ها و تبدیل آنها به آب آشامیدنی؟استفاده های مثبت و خوب خوب از انرژی هسته ای؟این چرت و پرتا چیه جن مفلوک؟

هوکی عینکی را که مشخص نبود از کجا پیدا کرده روی صورتش جابجا کرد.
-هوکی از لرد سیاه طلب بخشش کرد.هوکی دیگه مفلوک نبود.هوکی دائما کتاب خوند و فرهنگشو گسترش داد.اینا باید تحقیقات هوکی درباره طرحهای کاندیداهای دیگه باشه که به نظر هوکی خیلی مسخره بود.طرحهای هوکی واقع بینانه.

لرد سیاه نگاهی به چهره متفکر جن رنج کشیده انداخت و با حرکت سر حرفش را تایید کرد.

هوکی از خوشحالی در پوست خود نمیگنجید.لرد سیاه یک جن بی ارزش را تایید کرده بود.هوکی به هدفش رسیده بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1387/9/17 21:45:44
Re: ستاد انتخاباتی هوکی
ارسال شده در: یکشنبه 17 آذر 1387 20:20
نمایش جزئیات
آفلاین
- چی شد ؟ پس بقیه کجان ؟

بلیز از پنجره بیرون رو نگاه می کنه و می بینه هیچ سرو صدایی نیست . همه جا امن و امانه !

- ارباب چی شد اینطوری شد ؟

- رفته بودم طلسم صحنه برگردون اجرا کنم . یه مقداری زمان لازم داشتم که هوکی با این کارش بهم داد . برو برنامه های وزارتو دوباره با هوکی مرور کن . آندورانم بفرست پیش من . الان وقت ناهاره و همه تو آشپزخونه ان .

بلیز میره پایین و می بینه آندوران و پرسی یه گوشه نشستن دارن پچ پچ می کنن ( توجه داشته باشید : پرسی یکی از طرفدارای آندوران بوده که با بسته شدن ستاد آندوران همراهش اومده به ستاد هوکی ) . بلیز آندوران رو می فرسته پیش لرد سیاه و خودشم با هوکی میره یه گوشه میشینه به مرور برنامه ها . ( به دلیل جلوگیری از تکرر ، از ذکر برنامه ها خودداری می گردد )

لرد سیاه و آندوران سرشونو خم کردن روی یه کاغذ و دارن برنامه های آندوران رو با برنامه های هوکی تطبیق میدن :
- اینو خط بزن آندوران .

- الساعه !

- اون یکی هم به در نمی خوره .

- رو دو تا چشام !

- این آخریشم مفته .

- کاملا حق با شماست .

- این کاغذ خط خطی به چه درد می خوره ؟ پاره کن بندازش دور .

- دقیقا درست می فرمایین . کاملا بیفایده س !

و هردو گروه کاملا به توافق می رسن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نارسیسا مالفوی در 1387/9/17 20:38:25
Re: ستاد انتخاباتی هوکی
ارسال شده در: یکشنبه 17 آذر 1387 19:57
نمایش جزئیات
آفلاین
در اين لحظه يك نامه اي از ناكجا آباد به عنوان هوكي مي ياد و يه ممدي اونو ميبينه و مي ياردش براي ارباب!


_ اوه! اين از طرف آنيته!

و ارباب شروع ميكنن به خوندن و سرپا سرشار از شعف و شور ميشن و زمزمه ميكنن:


_ الحق كه جبروت داره! ... به به!... بگيرش هوكي!


هوكي همينجوري براي ارباب جهت خودشيريني،ا يك تعظيم قرا!ميكنه و نامه رو از دست ارباب ميگيره و شروع ميكنه به خوندن :



با سلام. هوكي عزيز، مطمئنا ستاد شما مثل ديگر ستادها، داراي نكات ارزشمندي بود و برنامه ها به دقت در آن شرح داده شده بودند. و نكته ي جالب توجه ادغام رول و واقعيت بود كه شور ديگري به فضاي انتخاباتي داده بود.

اما به ياد داشته باشيد كه در صورت انتخاب شدن، شما تنها دسترسي به انجمن وزارت خواهيد داشت و به اسم وزير سحر و جادو، نمي توانيد بر ديگر انجمن ها، نظارت كنيد. هر گونه اقدام و برنامه ي ديگر جهت پيوند وزارت با ساير انجمن ها، زحمتي مضاعف براي شما خواهد بود و هيچگونه نظارت يا رتبه ي ديگري به شما داده نخواهد شد. نتيجتا در صورت انتخاب شدن، چنين انتظاراتي نداشته باشيد. موفق و مويد باشيد.

"آنيتا دامبلدور ، مديريت ايفاي نقش"


و در اينجا بود كه هوكي نامه رو با احترام زياد( خود تعريفي ورژن 2010!!) تا ميكنه و ميگذاره اندر جيب مبارك و باز دوباره تعظيمي ميكنه و ميگه:

_ خب ارباب، با اجازتون بقيه سوژه داستان رو ادامه بديم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
منوي مديريت، حافظ شما خواهد بود!
بازنشستگی!
Re: ستاد انتخاباتی هوکی
ارسال شده در: یکشنبه 17 آذر 1387 19:18
نمایش جزئیات
آفلاین
در همون حین که هوکی پرچم سفید گرفته دستش و ملتم رام شدن ناگهان صدای طبل هایی به گوش میرسه و از اون سر خیابون یک لشکر عظیم نمایان میشه که اون سرش ناپیداست!

تظاهر کننده شماره 1: نامرد چرا من هر چی نگاه میکنم ته لشکر رو نمیبینم؟... نگفته بودی هوکیم صاحب لشکر بیست میلیون نفریه! تو منو اغفال کردی ...
تظاهر کننده شماره2: زنده باد هوکی ... زنده باد وزیر آستکباری .. زنده باد مذاکره برابر! آی بدویید بیاید من تظاهر کننده شماره 1 رو گرفتم میخواد فرار کنه ...
تظاهر کننده شماره 1: !!!!!!!!!

در جلوی لشکر ...

مورفین در حالی که با دماغش داره یک سری پودر سفید رو میکشه بالا!
- بَشه ها ... اژ اینا بکشین که میخوایم یک حمله فژایی (فضایی) کنیم همه تژاهرا کننده ها رو مِشل شوشک تار و مار کنیم!

چند لحظه بعد ...

تظاهر کنندگان شدیدا با لشکر بیست میلیونی گلاویز شدن و سربازا طلسم سبز رنگ میفرستن و تظاهرا کنندگانم با طلسم های قرمز (خلع سلاح) سعی در مقابله به مثل دارن، صدای نعره های دردناک و پاشیده شدن خون از همه ور دیده و شنیده میشه و خلاصه این بود اوضاع آنروز های ستاد تبلیغاتی هوکی!

بالکن ستاد هوکی!

هوکی از پنجره آویزون شده و مشغول جیغ و داد کردنه:

- دخل این موشهای کثیفو بیارید! بکشیــــــــــدشون! مورفین بزنش ! لامصب چی کار میکنی چرا بال بال میزنی؟.. دِ ..این ادا ها چیه در میاری؟!!! آی سربازا .. فرماندتونو از دست مردم نجات بدید!

همون لحظه بادی میوزه و هوکی رو به علت سبکی با خودش میبره و هوکی می افته وسط تظاهر کنندگان و زیر دستو پا ناپدید میشه!

ملت حاضر در ستاد

همون لحظه لرد با اعتماد به نفس اون وسط آپارات میکنه!

لرد: خب .. چه خبر؟ شورشیا رفتن دیگه؟ ایول!
بلیز: ارباب اوضاع خرابه ... مورفینو معلوم نیست کی فرمانده لشکر کرددش الان ملت وسط خیابون به باد کتک گرفتنش ... هوکیم باد بردش! الان زیر دستو پای ملته ... ارباب شبیخونمون با شکست روبه رو شد بدبخت شدیم ... همه امیدمون به شماست شما باید ستادمونو نجات بدید ... ارباب؟ ... ارباب؟

دوربین زوم میکنه روی صحنه:

تصویر در و دیوار و تابلو و میز و صندلی و صدای جیک جیک پرندها و اینا!

بلیز!!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/9/17 19:41:14
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/9/17 19:52:16
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/9/17 20:04:23
در اشغال رانده شدگان
ارسال شده در: یکشنبه 17 آذر 1387 18:21
نمایش جزئیات
آفلاین
باشد که وزارت نباشد!
باشد که وزارت نباشد!
باشد که وزارت نباشد!
.
.
.

شترق!

بومب!

جیییییییغ!

ژوهاهاهاها....!

صدایی در سراسر ستاد میپیچه:

- ستاد هوکی، ملقب به جن خانگی مفلوک، ملقب به بازیچه ی لرد سیاه، ملقب به شستشوی مغزی شده توسط آرشام، ملقب به گنده غول سابق در قرق شورشیان قرار گرفت. کلیه ی نگهبانها و کارمندان ستاد الان اسیر ما هستند. شما هم بهتره تا یک ساعت دیگه هوکی رو تسلیم کنید. باشد که وزارت نباشد!

بلیز با اشاره ای هوکی رو فراخوند:

- برو دم پنجره یه آمار بگیر ببین چن نفر بیرونن.

هوکی به طرف پنجره میره و میخواد دولا بشه که ببینه چه خبره که همون لحظه یه کوکتل مولوتوف درست وسط اتاق فرود میاد!

بلیز نچ نچ کنان در حالی که چوبدستیش رو در میاره، طبق معمول غر میزنه که:

- این شیوه های مشنگی چیه دیگه؟! تازه میخواستن اینطوری وزیرم بشن... آگوامنتی!

ولی با برخورد آب، شعله ها زبونه میکشن و هر لحظه شدت آتش سوزی بیشتر میشه.

- ارباب این آتیش جادوئیه! میگی چیکار کنیم؟
- از اتاق میریم بیرون. این مورفین رو هم ببر باز نئشه شده. آندوران کجاس؟

هوکی در حالی که کشون کشون داره مورفین رو توی راهرو میکشه، میگه:

- به محض شروع حمله، آپارات کرد ارباب! ارباب بزرگ کجاست ارباب؟ شورشیا از کجا دونستن اینجام؟
- هومم... یه خائن بین ماست! لرد سیاه هم برای یه سری امورات شخصی به سفر رفته و تا فردا هم...
- باشد که وزارت نباشد! هوکی ای جن بیچاره بازیچه ی دست مرگخواران، خودت رو تسلیم کن تا خانه ی ریدل در آتش خشم ما نسوخته!
- هوکی، اون پیش بندت رو باز کن.. بگیر دستت و جلوشون تکون بده. امیدوارم این یاغیا معنیش رو بدونن!
- تسلیم شم ارباب؟
- فرمالیته است... بعد بشین باهاشون مذاکره کن.گوش کن، نقشه اینه...

*چن دقیقه بعد*

- خوب حالیت شد؟
-بله ارباب!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تد ریموس لوپین در 1387/9/17 18:55:28
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ستاد انتخاباتی هوکی
ارسال شده در: یکشنبه 17 آذر 1387 16:06
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه :

لرد سیاه ، هوکی رو به عنوان نماینده خودش در انتخابات وزارت اعلام می کنه و دستور میده که مرگخواران ، گروه های سه نفره تشکیل بدن و ملتو مجبور کنن تا به هوکی رای بدن .

مرگخوارها فرمان لرد رو اطاعت می کنن و به سراغ ماموریتشون میرن . هوکی هم طی جلساتی انتخاباتی ، اهدافش رو برای مردم هوادار اعلام می کنه و تنها یه دشمن پیدا می کنه ... وینکی

از طرف دیگه ، آندوران که هوکی رو رقیب خطرناکی می دونه ، سه تا ممد رو می فرسته تا هوکی رو بدزدن و بیارن پیشش . اونام که با خوردن معجون مرکب پیچیده به شکل سه مرگخواری دراومدن که قبلا دستگیر کرده بودن ، وارد خونه ریدل میشن و داروی خواب آور توی غذاشون می ریزن و وقتی همه خواب بودن ...

---------------

داخل آشپزخانه - کابینت زیر ظرفشوئی

هوکی چمباتمه زده ، پاهاشو بغل گرفته و به یه عکس نگاه می کنه و اشک میریزه :
- هی ... هی ... هی ... چه روزگاران خوشی داشت . چه قد و قواره ای داشت . اوهو ... اوهو ... اوهو ...

سایه ای بالای سرش دیده میشه و هوکی و عکس ، توی کیسه بزرگی فرو میرن و کمی بعد از خونۀ ریدل بیرون برده میشن .

ستاد انتخاباتی آندوران

سه تا ممد کیسه گونی رو جلوی آندوران خالی می کنن و هوکی قل می خوره بیرون . آندوران با خشم و نفرت بهش نگاه می کنه :
- تو ... جن خونگی حقیر می خواستی منو شکست بدی ؟ خیال کردی می تونی پیروز بشی ؟ چطور همچین چیزی حتی به ذهنت خطور کرده ؟

هوکی با شجاعت سرشو بلند می کنه و به آندوران زل می زنه :
- هوکی تونست . هوکی خیلی خوبم تونست تو رو شکست داد . هوکی یه سلاح سری داشت .

و چیزی رو که توی دستش داره تا یه سانتی چشمای آندوران میاره . با توجه به اینکه هوکی تا کمر آندوران بیشتر نیست ، احتمالا در اون لحظه آندوران زانو زده بوده که گوش هوکی رو بکشه و ناگهان با اون چیز مواجه میشه . برقی که از شیشۀ اون متصاعد میشه چشای آندوران رو می زنه و یه صدایی در اعماق وجودش ، چیزی رو بیدار و شایدم زنده می کنه . بوی خوش جوراب و گاراژ و هوار تا چیزای خاطره انگیز ( و برای ما ساحره ها ، نفرت انگیز ... که کمربند داشتین و ملتو کتک می زدین هان ؟ یه آجاسی نشونتون بدم یوهاهاهاها )

صدای وزوز مگس ها و ندای دوستانه داش آرشی خودشو می شنوه ، همه خاطرات خوش بهش هجوم میارن و به راه راست (؟؟؟) هدایت میشه . در دفترشو قفل می کنه و همراه هوکی برای عرض ادب می رسه خدمت لرد سیاه .

ستاد انتخاباتی پیوز

مذاکره ، پشت درهای بسته ... خنده های مخفیانه و تبادل نظریات ... امضای قراردادای نه چندان سفید و بر روی کاغذهای خاکستری .

کمی بعد ، درب ستاد پیوز قفل شده و سوئیتی شیک در ستاد مری باود به پیوز اختصاص داده شده تا اگر خواست ، از میرتل گریان خواستگاری کند و یا هرچیز دیگر

فردا صبح - خانه ریدل

آندوران کنار بین بلیز و مورفین نشسته و با یه لبخند مهربون به هوکی نگاه می کنه که همین جور دور همی خودشو تنبیه می کنه ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: ستاد انتخاباتی هوکی
ارسال شده در: یکشنبه 17 آذر 1387 15:49
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام.

همانا دیدیم که اگر از در وزارت وارد شوی،نورانی ترین جایی که پیدا میکنی این ستاد میباشد.این تاپیک از آنجایش نور میبارد!(از سوراخ درش کپی رایت داره بای برادر حمید و تاپیک توی ایستگاه کینگز...)
همانا ما که از اول طرفدار شما بودیم حال به این ستاد نورانی آمده ایم تا سوالاتی از شخص وزیر آینده بپرسیم.ای وزیر...ای جن بزرگوار،ای جن که نماینده لرد میباشی،تو چگونه میخواهی دست بر دست لرد،وزارت را از ناپاکان پاک بکنی؟ ای وزیر آینده،آیاتو با گلگومات فامیل هستی؟اگر هستی چرا وی اینقدر بزرگ و تو اینگونه کوچک(البته با مغزی بس بزرگ) بدنیا آمده ای؟ای وزیر،بگو برای حیواناتی مثل نجینی،و حیوان دوستانی مثل من چه برنامه ای داری؟


انقلابی جدید در راه است...هوکی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تا زمانی که عشق دوستان هست، مونتی هرگز فراموش نخواهد شد!!


[i][b][color=669933]"از این به بعد قبل از
Re: ستاد انتخاباتی هوکی
ارسال شده در: یکشنبه 17 آذر 1387 14:22
نمایش جزئیات
آفلاین
اي تو اسطوره ي جادوگران ، اي تو پاشنده بذر مقاومت در برابر مستكبران ، اي تو قيام كننده عليه وزارت تن پروران ، اي تو كه بوي جورابت ، آرامش جواتيان ، اي شاه مار مست جادوگران ؛ اي آرشام :

من تنها به تو نويد تحقق بخشيدن به روياهايت را ميدهم و بس.


و اما تو اي آندوران ، اي عضو نمونه ي مرگخواران ، اي دامبل سابق محفليان ، اي گيرنده ي رنك هاي فراوان جادوگران ، اي عضو پر سابقه ي آجاسيان ، اي تو دارنده ي شناسه هاي كاركاروف و ديپت و آدريان :

از اين نيك كاري كه كردي پشيمان نخواهي گشت زيرا كه ستون بناي وزارت من از سوژه هاي نو و نيكوست .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آیینه خود بین
-------------------------------------
[url=http://www.jadoogaran.org/edituser.php]انجام اصلا�
Re: ستاد انتخاباتی هوکی
ارسال شده در: شنبه 16 آذر 1387 21:22
نمایش جزئیات
آفلاین
تقدیر نامه

نقل قول:
درود مرلین بر تو ای آندروان.هیچگاه نمیپنداشتم که اینگونه دعوت مرا لبیک گویی.
بسی خشنود گشتم و همانند قبل از ژرفای این رفاقت حیران شدم.
به یاد زمانی افتادم که همراه ماندی ،گراوپ و جرج،در اعتراض به مدیران از نظارت استعفا دادیم و ایشان مجبور شدن خواسته ی برحقمون را برآورده کنند.
همانا ریش او که ریشه اش آنچنان با گراوپ پیوند خورده که گویی یک روحند در دو بدن نگهدارت باشد.
باشد که بار دیگر سیاست را رها کرده و در راه زمین های سرسبز کوییدیچ،از بوی سیرابی مبهوت شویم و با دیدن ضعیفگان از هوش رفته،مشعوف شویم.
تاریخ ثابت کرده است،در هر زمان که با هم بودیم،به خواسته هایمان رسیده ایم.باشد که به آخرین درخواستمان نیز برسیم.



change we need

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرشام در 1387/9/16 21:27:37
[url=http://www.jadoogaran.org//images/pictures/ketabe-Rael.zip]الوهیم مرا به