ای داد بر من ... بابا چرا هیچ کی روحیه طنز نداره ... یعنی تو جدا" فکر کردی آی کیو ی من این قضه پایینه بعدشم وینکی جان حرفی که به من زدی و به ایشونم بگو
وینکی: بارتی بد مستر ایز گوود بارتی بد . بد بارتی ... بارتی ولدمورت اصلا" نمیتوان بود ... ولدمورت همی بود سوژه ی بهتر ... تو هیچ نبود سوژه .... تو بود پارازیت ... همه جا پست بی خود زد ...مستر خوشش از تو نیامد ...
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
24 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
23
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
ریونکلاو
گریفیندور
تولد تولد تولدت مبارک حاجی بیا شمعها رو فوت کن
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/06/04
تولد نقش: 1397/05/24
آخرین ورود: چهارشنبه 4 اردیبهشت 1387 12:05
از: لندن-یه عکاسی موگلی نزدیک کوچه دیاگون
پستها:
704

صدای درررررررررررررررررر...............بوقققققققققققق
جمعیت:صل الا محمد هیشکی نبود بیامد...صل الا محمد هیشکی نبود بیامد...
حاجی وارد میشه:برادر کالین این برادر گراپی رو صدا کن
من:چشم حاجاقا
حاجی:خواهر پاتیناز حالا دیگه سر شکلاتی برادر گراپی رو واسه من میزاری تو کادو میاری
گراپی:الهم قالو بسیار مهم در آسلام:"الکسانی الکه حاجی را فی الاغفال من دشمنان الاسلام"
پاتیناز:
من:ولکن حاجی حالا بی خیال شو امشب شب تولدته
حاجی:باشد برادر کالین این دفعه به خاطر ضمانت شما!!!
همه:حاجی چه خوشگل شدی امشب
حاجی:
من:گروه خواهران عجیب وارد میشوند...
همه:
----------------------------
3 دقیقه بعد
---------------------------
تولد تولد تولدت مبارک ....مبارک مبارک تولدت مبارک...بیا شمعاتو فوت کن که هزار سال زنده باشی...
رودی:بابا یه چیز بزنین برقصیم....
.
------
2 دقیقه بعد
-----
بابا کرررررررررررم....دوست دارم...
همه:
برادر گراپی رو جو میگیره با جاسم میرن وسط با دو تا دستمال قرمز شوفری تو دستاشون
حاجی:آ ماشالله گراپی کوچولو...حاجی می دونست
تو خیلی با استعدادی پسرم
جمعیت:
جمعیت:صل الا محمد هیشکی نبود بیامد...صل الا محمد هیشکی نبود بیامد...
حاجی وارد میشه:برادر کالین این برادر گراپی رو صدا کن
من:چشم حاجاقا
حاجی:خواهر پاتیناز حالا دیگه سر شکلاتی برادر گراپی رو واسه من میزاری تو کادو میاری
گراپی:الهم قالو بسیار مهم در آسلام:"الکسانی الکه حاجی را فی الاغفال من دشمنان الاسلام"
پاتیناز:
من:ولکن حاجی حالا بی خیال شو امشب شب تولدته
حاجی:باشد برادر کالین این دفعه به خاطر ضمانت شما!!!
همه:حاجی چه خوشگل شدی امشب
حاجی:
من:گروه خواهران عجیب وارد میشوند...
همه:
----------------------------
3 دقیقه بعد
---------------------------
تولد تولد تولدت مبارک ....مبارک مبارک تولدت مبارک...بیا شمعاتو فوت کن که هزار سال زنده باشی...
رودی:بابا یه چیز بزنین برقصیم....
.
------
2 دقیقه بعد
-----
بابا کرررررررررررم....دوست دارم...
همه:
برادر گراپی رو جو میگیره با جاسم میرن وسط با دو تا دستمال قرمز شوفری تو دستاشون
حاجی:آ ماشالله گراپی کوچولو...حاجی می دونست
تو خیلی با استعدادی پسرم
جمعیت:
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
Re: یوهووووووووووووووووو بریزید و مفت بخورید اما اسراف نگردانید
ارسال شده در: سهشنبه 7 مهر 1383 22:30
یوهووووووووووووووووو بریزید و مفت بخورید اما اسراف نگردانید
ارسال شده در: سهشنبه 7 مهر 1383 22:20
در همین لحظه هرمیون و همه وارد میشوند ...
هرمیون: هیییییییییییییییی بوق بوق بوق بوق تولد... تولد ... تولدت مبارک ... -آهنگ عوض میشه -
همه : دارکی جون دوست داریم دارکی جون دوست داریم ...
دارکی :
بانوی مکرمه روسریت را بکش جلو عفت عمومی را ...
همه: بوق بوق بوق بوق ...
دارکی : حالا این کیک تولد کجاست ؟
سوروس میپره رو دارکی : کو کو غذا
کینگ که در تاریکی مستتر بود : اهم اهم...
همه : آمبریج ؟وای
کینگ : نه بابا خودم میگم کینگی شکم پیدا میشه -- بعد دکمه ی چراغ قوه ایی را که زیر رداش قایم کرده بود میزنه .
همه: اما این که تقلب بود !!!!
لسترنج : خوب همه که جمع اند و ... دیگه وقتشه که کیکو بیاریم
سوروس : کیک کیک آخ جون کیک ...
یکی از اون پشتا : حالا هاجی چند ثالتون میشه به صلامتی ؟
حاجی : والا .. 97684156 قرن
حاجی کیک را میبره و کالین هم چیک چیک از حاجی در حالت های مختلف عکس میگیره ..
گیلدی : از من هم عکس بگیر ...
کالین : نمیشه .. تولد حاجیه
گیلدی : حداقل بذار امضاشون کنم ...
کالین : نمیشه ای دغلباز و ای نابکار منافق ... همی نمیتوانم همی توانستن ...
چلیک
بلا درو میکوبه میاد تو...
گیلدی : مرسی ازم عکس گرفتی
کالین : من عکس نگرفتم
گیلدی : دروغ نگو خودم شنیدم گفت چلیک
کالین : به جان چو من عکس نگرفتم ...
بلا : هوووم حالا دیگه بدون من تولد میگیرید ..
هرمیون : به سلللام بلا ... کیک میخواهی ؟
هری داره چپ چپ نگاه میکنه
هرمیون : پس بگیر که اومد یک تیکه از کیک را میذاره تو قاشق (به حال منجنیق ) پرت میکنه طرف بلا ..
بلا جاخالی میده ... کیک میخوره تو صورت ولدی
ولدی : ای بلای خائن ... خیانتکار ای نابکار یزید شمر .. بی معرفت ... حالا دیگه به علی اصغرم آب نمیدی با کیک میزنی تو صورت حسین ؟ ای دشمن بعثی ..
همه :
لوسیوس : آخرین حرف لرد بعد از کشته شدن توسط شمر این بود که
سایت رفت ..
من دیگه عمرا" بیام سایت ...
همه : آر سیک
استار :بابا لوسیوس دو تا بخش داره ... بخش اول : لوس بخش دوم هم برای تاکید میاد ...
خونی : هییییییییی خارج از چارچوب نرید ...
هری : کلی نگو
دارک : بسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسه دیگه مثلا" تولد اومدیما ...
هرمیون : بلا بلا ... اینجا رو ...
شپلخ : کیک میخوره تو صورت بلا
بلا : دختره ی مووزوزوی گند زاده ی ....
شپلخ : کرام محکم میزنه تو گوش بلا ...
بلا :
ویکتور : دیگه راجع به هر - می - اونی اینجوری حرف نزن...
و بعد دوباره غیب میشه ..
هرمیون: هیییییییییییییییی بوق بوق بوق بوق تولد... تولد ... تولدت مبارک ... -آهنگ عوض میشه -
همه : دارکی جون دوست داریم دارکی جون دوست داریم ...
دارکی :
بانوی مکرمه روسریت را بکش جلو عفت عمومی را ...همه: بوق بوق بوق بوق ...
دارکی : حالا این کیک تولد کجاست ؟
سوروس میپره رو دارکی : کو کو غذا
کینگ که در تاریکی مستتر بود : اهم اهم...
همه : آمبریج ؟وای
کینگ : نه بابا خودم میگم کینگی شکم پیدا میشه -- بعد دکمه ی چراغ قوه ایی را که زیر رداش قایم کرده بود میزنه .
همه: اما این که تقلب بود !!!!
لسترنج : خوب همه که جمع اند و ... دیگه وقتشه که کیکو بیاریم
سوروس : کیک کیک آخ جون کیک ...
یکی از اون پشتا : حالا هاجی چند ثالتون میشه به صلامتی ؟
حاجی : والا .. 97684156 قرن
حاجی کیک را میبره و کالین هم چیک چیک از حاجی در حالت های مختلف عکس میگیره ..
گیلدی : از من هم عکس بگیر ...
کالین : نمیشه .. تولد حاجیه
گیلدی : حداقل بذار امضاشون کنم ...
کالین : نمیشه ای دغلباز و ای نابکار منافق ... همی نمیتوانم همی توانستن ...
چلیک
بلا درو میکوبه میاد تو...
گیلدی : مرسی ازم عکس گرفتی
کالین : من عکس نگرفتم
گیلدی : دروغ نگو خودم شنیدم گفت چلیک
کالین : به جان چو من عکس نگرفتم ...
بلا : هوووم حالا دیگه بدون من تولد میگیرید ..
هرمیون : به سلللام بلا ... کیک میخواهی ؟
هری داره چپ چپ نگاه میکنه
هرمیون : پس بگیر که اومد یک تیکه از کیک را میذاره تو قاشق (به حال منجنیق ) پرت میکنه طرف بلا ..
بلا جاخالی میده ... کیک میخوره تو صورت ولدی
ولدی : ای بلای خائن ... خیانتکار ای نابکار یزید شمر .. بی معرفت ... حالا دیگه به علی اصغرم آب نمیدی با کیک میزنی تو صورت حسین ؟ ای دشمن بعثی ..
همه :
لوسیوس : آخرین حرف لرد بعد از کشته شدن توسط شمر این بود که
سایت رفت ..
من دیگه عمرا" بیام سایت ...همه : آر سیک
استار :بابا لوسیوس دو تا بخش داره ... بخش اول : لوس بخش دوم هم برای تاکید میاد ...
خونی : هییییییییی خارج از چارچوب نرید ...
هری : کلی نگو
دارک : بسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسه دیگه مثلا" تولد اومدیما ...
هرمیون : بلا بلا ... اینجا رو ...
شپلخ : کیک میخوره تو صورت بلا
بلا : دختره ی مووزوزوی گند زاده ی ....
شپلخ : کرام محکم میزنه تو گوش بلا ...
بلا :
ویکتور : دیگه راجع به هر - می - اونی اینجوری حرف نزن...
و بعد دوباره غیب میشه ..
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

پاتیناز : دستم به دامنت من از دست این گیلیدی بی ناموس نجات بده
رودی : خواهر شما این شلوارم رو در اوردی
یه کم شلتر بگیری هم خوبه بیا پشت من نه یعنی همون عقب ها خود ساپورتت میکنم
پاتیناز : :bigkiss:
رودی :
نفسم جا امد ای مردک مگر خود ناموس نیستی
اکسپرنوتنفسیوس(دویست اهم تنفس به بدنش وارد شد )
پاتیناز :
رودی :
پاتیناز : خواهر تقاضای مرا جواب نداید ایا حاضرید با من به جشن بیاید
رودی : خواهر شما این شلوارم رو در اوردی
یه کم شلتر بگیری هم خوبه بیا پشت من نه یعنی همون عقب ها خود ساپورتت میکنمپاتیناز : :bigkiss:
رودی :
نفسم جا امد ای مردک مگر خود ناموس نیستیاکسپرنوتنفسیوس(دویست اهم تنفس به بدنش وارد شد )
پاتیناز :
رودی :
پاتیناز : خواهر تقاضای مرا جواب نداید ایا حاضرید با من به جشن بیاید
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

پاتي كه تنها خانم مجلسه دنبال يه تيكه ريش مي گرده تا خودشو مستور كرده ودر امان بمونه ودر حالي كه از فرشا پشم مي كشيد بيرون چشمش به تنها ريش طلايي مجلس ميفته
ناگهان جرقه اي تو ذهنش ميزنه پاتي:اهم اهم
لسترنج : اااااااااااااااا چه زيبارويي
سلام خواهر همي به تابلو توجه مي نموديد اينجا بسي خطرناك مي باشد
پاتي:من از شما نظر نخواستم
در خروجي رو چرا كلوم كردن
نميدمو مگه نمي بيني حساسه داره گريه مي كنه
نميد :اااااااااااااااااااا
من هلي لو مي خوام
ناگهان جرقه اي تو ذهنش ميزنه پاتي:اهم اهم
لسترنج : اااااااااااااااا چه زيبارويي
سلام خواهر همي به تابلو توجه مي نموديد اينجا بسي خطرناك مي باشد
پاتي:من از شما نظر نخواستم
در خروجي رو چرا كلوم كردن
نميدمو مگه نمي بيني حساسه داره گريه مي كنه
نميد :اااااااااااااااااااا
من هلي لو مي خوامافرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
عضو ارتش سياه
garbage in garbage out
پاتي خواهر مهربون نميد سرور
garbage in garbage out
پاتي خواهر مهربون نميد سرور
جزئیات کاربر

حاجی : ممنون خواهر پاتيناز همی خوشبت شدم که شما به من تبریک گفتید ولی یه کم خشن نگفتید
پاتيناز :
نه خیلی خوب گفتم از سرت هم زیاد بود
حاجی :
خیلی ممنون ...! کادو تونو بدید
حاجی خیلی حریصانه کادو رو باز میکنه
حاجی :
ماااااااااااااااااااااااااااااا
پاتيناز :
حاجی : ک .. کل .. کله گراپی چرا اوردی ماااااااااااااااااااااااااا
همراه دارید ؟؟
پاتيناز : اره خواهرم نمید
نمید :
حاجی : چی شد خواهر نمید
نمید : پاتر منو میزنه
پاتر : بونگا بونگا
کارگردان : کاد نه کات این نقش برای تو نیست پاتر اضافی هستی بیرون
پاتر :
منم میخوام
کارگردان : گو اوی
پاتر :
جاجی : به جز خواهر تان برای جشن شب همراهی اوردید
پاتيناز :
حاجی : بیارید شب خوش بگذره
پاتيناز :
کسی نیست
رودی : خواهر من را به همراهی (غلامی ) خود قبول میکنید
پاتیناز : باید یه کم فکر کنم
پاتيناز :
نه خیلی خوب گفتم از سرت هم زیاد بودحاجی :
خیلی ممنون ...! کادو تونو بدید حاجی خیلی حریصانه کادو رو باز میکنه
حاجی :
مااااااااااااااااااااااااااااااپاتيناز :
حاجی : ک .. کل .. کله گراپی چرا اوردی ماااااااااااااااااااااااااا
همراه دارید ؟؟
پاتيناز : اره خواهرم نمید
نمید :
حاجی : چی شد خواهر نمید
نمید : پاتر منو میزنه
پاتر : بونگا بونگا
کارگردان : کاد نه کات این نقش برای تو نیست پاتر اضافی هستی بیرون
پاتر :
منم میخوام کارگردان : گو اوی
پاتر :
جاجی : به جز خواهر تان برای جشن شب همراهی اوردید
پاتيناز :
حاجی : بیارید شب خوش بگذره
پاتيناز :
کسی نیست رودی : خواهر من را به همراهی (غلامی ) خود قبول میکنید
پاتیناز : باید یه کم فکر کنم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج