جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلوپ جادوگران
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 خرداد 1384 13:30
نمایش جزئیات
آفلاین
كتي تك و تنها نشسته بود و داشت هي پشت سر هم نوشيدني كره اي مي خورد زاخارياس...خدا نكشتت..بد بختم كردي فقط پاتو تو كلوپ بگذاري من ميدونم و تو.. در همون موقع سيبل يواشكي داخل كلوپو نگاه مي كنه كتي:به چي زل زدي..بيا تو ..تو يكي مخصوصا كنار خودم جا داري...خوب خبر مي رسوني..به لاوندر مي گم باهات همكاري كنه.. سيبل با نگراني به پشت سرش كه كارآگاه ققنوسن بهش خط ميداد نگاهي انداخت ققنوس با حركت لب:يا الان درستش مي كني يا بي خيال كلوپ ميشي سيبل:ام..كتي جان بگذار يكم روشنت كنم كتي به آينه كيفش نگاهي انداخت و گفت:من كه حسابي واسه نمايشنامه كرم زدم سيبل:هه هه ..منظورم قضيه زاخي بود.. كتي'اوه نياز به روشن كاري تو نيست..خودم همچين سرشو به تيغ مي زنم كه از لامپ 300 هم روشن تر بشه سيبل بر گشت و به ققنوس نگاهي انداخت ققنوس:يا ريش مرلين..واستا خدوم ميام در همون موقع ققنوسن وارد شد -كتي جان ..اين قدر از اين نوشيدني ها نخور..معدت گنده ميشه ..مگه wc درست شده كتي:(از شدت wc و مستي حاصل از ان )قادر به جواب دادن نبود در مورد زاخي هم ..اينطور روشن .. نه اينطور مفهوم مي كنم كه در همون موقع در اصلي سالن باز شد و زاخي وارد شد.. زاخي:هي كتي..من دوباره اومدم و دستاشو براي آغوشي دلپذير باز ميكنه كتي با سرعت به طرفش ميره سيبل زير لبي به ققنوس ميگه:ديدي آشتي كردن ......شپلق زاخي طفلك در حال سرگيجه بود كتي:اي خائن ..اي دروغ گو...اي بزدل.......مگه من مانيا رو با تو گير نبادم.... آهاييي..نفس كش...كي گفت به من و زاخي حسوديش ميشه؟
كتي منقلب شده بود ققنوس:اي بابا بيا همينو كم داشتيم.. سيبل:نگفتم اينا همش فيلمه..نگاه كن الان با خوشحالي مرن به نوشيدني كره اي مي خورن و بي خيال ما ميشن در همون موقع لاوندر با يه شيپور دستش وارد ميشه: خبر خبر....هورا...بادا بادا مبارك بادا ان شالله مبارك بادا...... ملت:(كف بريده) سيبل:بابا لاوندر چرا عهد بوقي عمل مي كني برو ت وپيام امروز چيزي بنويس مملكت خبر دار شن كتي بعد از ضربه جانانه اي كه به زاخي زده بود كمكش كرد كه رو پاي خودش بايسته كتي:ببينم بعد از سقوط 1 متري مغزت هنوز سر جاشه؟؟ زاخي :اده مطمئن باش كتي با شك:منو fairy مي بيني يا كتي زاخي:هر دو.. ققنوس و سيبل و لاوندر:اوععع يه جيب به ما بدين لاوندر:پس من برم خبر عروسي رو جار بزنم.. كتي :عروسي.....ناگهان زمين و آسمان زير پاي كتي به چرخش در افتاد...
زاخي ...بدبخت شديم.... چي شده؟؟؟چيزي از نظرت عوض شد...؟؟ اوه نه...شركت ..به بيرون نفوذ كرده..بيا اين پيام امروز رو بخون.... زاخي:اوپسس.....اوه.....من مي دونم كار كيه..چي داداش... كتي:حالا بي خي اون...برو پيام امروز نمي دونم هر كار ديگه اي كه مي توني بكني فقط اين شركت ام ال رو نگه دار...نمي دونم من اونجا گيج بودم....اگه مي توني نگرش دار زاخي:اي مرگ بر اين زندگي.. كتي:اوه نه بگو تف به اين زندگي سگي....ببينم..چي داداش؟؟؟؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1384/6/15 13:20:42
آن روز همايون كه به عالم قفسي نيست..
اي مرغ گرفتار بماني و ببيني...
Re: كلوپ جادوگران
ارسال شده در: شنبه 28 خرداد 1384 10:13
نمایش جزئیات
آفلاین
ققنوس در حالي كه سعي مي كنه سيبل رو بندازه بيرون:كتي اين چرت و پرت مي گه همه به تو و زاخي حسوديشون ميشه
كتي:نه ققنوس منم قلبم شيكست از اينجا ميرم
زاخي:آخ جون يعني كلوپ ماله من ميشه
همه:
ققنوس:من ديگه از اين كلوپ مي رم خيلي....
كتي:زاخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي من امشب سرتو رو سينت نذارم ولت نميكنم
سيبل:
ققنوس:اي بميري يه شبه اوومد همه چي رو بهم ريخت
بن:مي خواي آهنگ بخونم...آخ (يه كفگير صاف تو كلش)
سيبل:دعوا نكنيد با هم مهربون باشيد
ققنوس:بيا برو گمشو بيرون...آخ...بابا كتي برو هدف گيري ياد بگير
بن:چرا صدا زاخي نمياد...
ققنوس:بچه ها مي تونيم يه كاري كنيم دعوا خاتمه پيدا كنه
همه:چي كار
ققنوس:همه با هم ....آخ...در ريم بيرون امشب اوضاع خرابه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][color=FF0099]كتاب خاطرات من از ققنوس:[/colo
Re: كلوپ جادوگران
ارسال شده در: شنبه 28 خرداد 1384 05:37
نمایش جزئیات
آفلاین
سیبل می یاد تو .تا حدودی بلا استثنا جملگی:
سیبل:من تو اخرین پستم ناراحتتون کردم می دونم منو ببخشید!نه... من دیگه اصلاح شدم.
زاخی:نمی شد پنج دقیقه دیرتر بیای؟کتی داشت جوابمو می داد.
سیبل:اگه این جوریه پس چرا اون روز مانیا...
جملگی:ششششش
بن:بابا داشت کتی می خواست صحبت کند یعنی مثلا به عبارتی!
ققنوس:اره افرین ببین پاشو برو الان تو ...
کتی:نه بذار بببینم.قضیه مانیا چیه؟
جملگی:سیبل با این اومدنت عروسی رو مالیدی!
زاخی:سیبل من میبینمت.
کتی:تا زمانی که سیبل رسما به من نگفته اینجا چه خبره هیشکی حق نداره صحبت کنه.
زاخی:روابط من با مانیا کاملا اسلامیوس بود به خدا اصلا رودی ....
لاوندر:می شه اون تیکه مربوط به رودی رو دوباره تکرار کنی دارم یادداشت ور می دارم.
ققنوس:برو بیرون ..... قبل از اون که عروسی بماله سیبل!
بن:چی؟
سیبل:راستی یادم رفته بود بن اونی که خیلی دوستت داره سلام رسوند گفت بهت اینم بگم که (بعد در گوشه بن یه چیزی می گه)
بن:نه.. حالا دیگه شیشکی منو دوس نداره!
کتی: روابط تو با مانیا پرا باید به رودی ربط پیدا کننه اقای زاخاریاس اسمیت؟
.......
جملگی:
سیبل: همه رو ریختم به هم...(بعد بلندتر)دعوا نکنید که من فکر می کنم به خاطر اومدن من بوده!
جملگی:
سیبل:شما روح لطیف منو شکستید!
بعد می شینه اون وسط به گریه کردن
----------------------------------
خب همین می خواستم بگم من رو دوباره به اغوش کلوپ گرمتون بپذیرید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از شما دعوت می شه تا در کلاس پیشگویی شرکت کنید .
كلوپ جادوگران
ارسال شده در: شنبه 28 خرداد 1384 00:06
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخی:اینا چرا سیاه سفیدن؟؟؟
کتی:عقل کل وقتی روشن بشن رنگی میشن.
زاخی:آهان.راستی اینارو از کجا گرفتی؟؟؟
کتی:از مغازه سر چهارراه.چطور مگه؟؟؟
زاخی:هیچی.چقدر شد پولشون؟؟؟
کتی:نمیدونم قراره امروز فاکتورشو بیاره دم مغازه حساب کنم.ببخشید.ققنوس.....برو به این زنه که امروز اومده بود بگو بیاد براش کار پیدا کردم.زاخی تو هم.....زاخی....زاخاریاس....معلوم نیست کجا رفت این؟؟؟
ققنوس:من میدونم کجا رفت.
کتی:کجا؟؟؟
**********در مغازه**********
زاخی:منو کتی بل فرستاده.
صاحب مغازه:ولی به من چیزی نگفتن.من فاکتورو نمیدوم به شما.
زاخی:یعنی چی؟؟؟شما فاکتورور بده حالا مگه چی میشه؟؟؟فکر کنم 50 گالیون برای دادن یه فاکتور بیرزه نه؟؟؟؟
زساحب مغازه:50 گالون؟؟؟خب بله.بفرمایید.
زاخی:خوبه.اینم پولش.فقط یادت باشه دم مغازه نیایی ها.
************کلوپ***********
کتی:کجا رفته بودی زاخی؟؟؟؟
زاخی:همین جا مغازه بقلی.
کتی:از الان میخوای دروغ بگی؟؟؟
زاخی:چی؟؟منو دروغ؟؟؟؟چه طور مگه؟؟؟
کتی:ققنوس چیز دیگه ای میگفت.
زاخی:مثلا چی میگفت؟؟؟
کتی:میگفت رفتی مغازه سر چهارراه.
زاخی:من؟؟؟حتما اشتباه دیده.
کتی:به هر حال.من میرم پیش این یارو ببینم چرا فاکتورو نیاورد.
زاخی:چی؟؟؟نه نرو مغازش بستست.
کتی:کو؟؟؟بازه که؟؟؟من رفتم.
زاخی:کتی....ای بابا....حالا چی کار کنم؟؟؟؟
**********کتی برمیگرده*********
کتی:زاخاریاس میکشمت.
زاخی:مگه چی شده؟؟؟؟
کتی:تو فکر کردی من گدام رفتی پول اینارو حساب کردی؟؟
زاخی:کی؟؟؟من؟؟؟؟
کتی:آره تو.به هر حال بیا پولارو ازم بگیر.
زاخی میخواد حواس کتی رو پرت کنه:میگم که اینجا چقدر کثیفه.
کتی:این زنرو برای همین کار گفتم بیاد دیگه.
زاخی:اینا چرا سیاه سفیدن راستی؟؟
کتی:به مارو بگو میخوایم با کی نامزدی کنیم.فرموشی هم گرفته.
زاخی:چی؟؟؟نامزدی؟؟؟آهان راستشی جوابت چی شد؟؟؟
**********فلش بک به دو سه تا پست قبلتر*********
کتی: ولی من باید یه ذره فکر کنم زاخی.
زاخی:خب.مگه من گفتم فکر نکن.منتظر جوابت میمونم حتی تا آخر عمرم.
****************************
کتی:جوابم اینه:.........

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلوپ جادوگران
ارسال شده در: پنجشنبه 26 خرداد 1384 22:58
نمایش جزئیات
آفلاین
همه جادوگرا و ساحره توجه كنيد..كلوپ براي تعميرات دستشويي و يه سورپريز فعلا تعطيله
ملت:اه...بابا داشتيم شجريان گوش مي كرديم
ققنوس:ببينم چي كار مي خواي بكني
كتي:به جور دكوراسيونه . يالا ان شاء الله در پناه حق ياشيد

دو روز بعد

و اكنون سورپريز از چند نفر پارتنر تقاضاي آمدن و رقصيدن دارم
خلاصه شده واقعه:
كتي بل سن رقص رو با كف پوشي ساخته شده بود كه ماگلا استفاده ميكردن يعني جادوگري كه ميامد روي سن با هر حركت پا كف به اندازه جاي پاي خودش روشن ميشه

ققنوس:اوه..كتي بل اين حس كارآگاهي تو ميرسونه..تبريك مي گم
زاخي:ببينم مي گفتي كمكت ميكردم
كتي:زاخي و بقيه اگه فكراتونو به كار بندازين براي نمايشنامه نويسي عالي ميشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرمیون گرنجر در 1384/4/12 11:16:13
آن روز همايون كه به عالم قفسي نيست..
اي مرغ گرفتار بماني و ببيني...
Re: كلوپ جادوگران
ارسال شده در: دوشنبه 23 خرداد 1384 10:34
نمایش جزئیات
آفلاین
ساعت 4:30

کتی : برین دیگــــــــــــــــــــــــــــــــــه.ساعت 4:30 صبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه.بابا من میخوام بخوابم.میان کلوپو میبنددددددددددددددددددددددددددددددددددددددن.
همه : ایرام قهرمان میشه *** خدا میدونه که حقشه
به لطف و یزدان و بچه هااااا *** ایران قهرمان میشـــــــــه
ایران قهرمان میشه
حالالای لای لالای لالای *** لالای لالای لای لالای لالای
حالا لای لای لالای لالاااااااااااااااااای *** حالا لای لای لالای لالای( الان میگن چرا چرت و پرت مینویسی؟!!! )

بن : حالا همه با هم. وطن وطن زمزمه هر روز و هر شب مــــــــــن *** ...............................

همه : :banana:بیپ بیپ هورااااااااا بیپ بیپ هورااااااا( آقا یه چیز بگم که اون پیزی که شما میگین هیپ هیپ هورا نیست بلکه بیپ بیپ هوراس => Bip Bip Houraaaa. )

کتی : بن Shut up plzzzzzz
بن : شیشیشیشیشیشکی منو دوست نداره جز یه نفز شیشــــکی جز یه نفر ( )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرمیون گرنجر در 1384/4/12 10:56:49
::.::Newest Music::.::
كلوپ جادوگران
ارسال شده در: یکشنبه 22 خرداد 1384 20:48
نمایش جزئیات
آفلاین
زاخاریاس میره بقل ضبط صوت یه سی دی میزاره توش.
کتی:این چیه زاخی؟؟؟
زاخی:این صدای تشویق تماشا چیا در روز مسابقه با بحرینه گفتم شاید اینو بزارم همه احساساتی بشید و در ضمن جواب منم بدی.
صدای نوار:
امسالم ما قهرمانیم ****سرور کل جهانیم
با تعصب ایرانی*****میرویم جام جهانی
---------------------------------------------
تیم ملی قهرمان........انتقام انتقام
تیم ملی قهرمان........انتقام انتقام
---------------------------------------------
حسن کچل...حسن کچل(خطاب به بازیکن کچل بحرین که رو یکی از بازیکنای ایران خطا کرده بود.)
----------------------------------------------
یه دفعه لیدر میگه: من با تیم ملی رفته بودم بحرین نمیدونین باهامون چی کار کردن و بهمون فحش ایرانی میدادن.پس یه موقع به بحرینیا نیگن بقره(گاو به زبان عربی) چون شخصیت گاو میاد پایین.
یه دفعه همه با هم:بقره....بقره....بقره....
--------------------------------------------------
ایران قهرمان(جام جهانی) میشه---------خدا میدونه که حقشه
به لطف یزدان(خدا) بچه ها-------------ایران قهرمان میشه.ایران قهرمان میشه
------------------------------------------------
همه تو کلوپ به افتخار ایران دور افتخار!!!!!!زدن با هم و همون طور که دست در دست هم میرقصیدن(البته بدون تنفس مصنوعی یعنی همون طور که الیور و آسلام میگه!) با هم ریه میکردن و برای تیم ملی و بقیه افرادی که تو کلوپ بودن دعا میکردن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرمیون گرنجر در 1384/4/12 10:59:47
Re: كلوپ جادوگران
ارسال شده در: یکشنبه 22 خرداد 1384 16:29
نمایش جزئیات
آفلاین
همه جادوگرا بخاطر جشن صعود تيم ملي در حال شادين.
يهو گيليدي مياد تو اما همه همينطور به كارشون ادامه ميدن

گيلدي:چي شده هر وقت من ميومدم همه غش ميكردن

كتي:گيليدي جون ديگه همه طرفدار اينن و يهروزنامه ميده دست گيلدي

متن روز نامه:((فريدون زندي برنده 100بار لبخند سال
خوش عكسترين فرد سال
عكس يادگاري با فريدون زندي 10000 گالون))
گيلدي:
همه:فريدون :bigkiss:

گيلدي:حقشه نفرين آواداكادورا رو روش اجرا كنم.

خداييش اينا چه ربطي به من داشت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين
Re: كلوپ جادوگران
ارسال شده در: دوشنبه 16 خرداد 1384 11:24
نمایش جزئیات
آفلاین
بن : پس DJ Mamali Spark هم آزاده؟!( خدمم )
کتی : هومــــــــــــــــــــــــــک؟!!آره.
همه : هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــِ.هورااااااااااااااااااااا:banana:
بن : پس Listen.
همه : Ok Our Famous Boy.
بن : تک و تنها توی این اتاق بی تو هستــــــــــــــــم.بی تو اینجا در به در بارون میبارررههههههههههه.توی این شب بهاری تو دور از مــــــــــــــــن بیا اینجا ....( نمیگم کی ) به من بگو آرهههههههههههه.
همه : آره آره بهاره.میام پیشت دوبارههههههههه.Mamali Spark بی تو سردمونهههههههه.ای عشق ماااا
و شد آنچه شد. .........

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرمیون گرنجر در 1384/4/12 10:46:50
::.::Newest Music::.::
كلوپ جادوگران
ارسال شده در: یکشنبه 15 خرداد 1384 21:55
نمایش جزئیات
آفلاین
بن:مارو به رقص آوردی باز بد اخلاق....
همه:بد اخلاق..........
بن:ای بابا دست از این اداها ور دار.........
همه:بد اخلاق...........
همون موقع حاجی میاد تو:
حاجی:اینجا چه خبره؟؟؟ الیور مگه قرار نبود آثلامی باشه اینجا؟؟؟
الیور:به خدا تقصیر من نیست تا 5 دقیقه پیش اینجا آثلامی بود نمیدونم چی شد.
زاخی:حاجی جون بیا تو هم برقص........
همه:
کتی:زاخاریاس چی میگی مثل اینکه قاطی کردیا؟؟
زاخی:نه بابا این چه حرفیه حاجی هم از خودمونه.
کتی:منظورت چیه؟؟؟؟
زاخی:من دیروز سر چهارراه هافر داشتم قدم میزدم یه دفعه یکی اومد گفت سی دی پارتی حاجی میخوای؟ منم گفتم آره.بردم خونه دیدم.حاجی قشنگ میرقصیدیا.
حاجی:چی؟؟؟؟
زاخی:نمیخواد پنهون کنی بابا اگر فکر میکنین دروغ میگم الان سی دیشو میارم.
**********بعد از دیدن فیلم**********
همه: حاجی از شما بعید بود.
حاجی:نمیدونم چی شد.فکر کنم کار خود الیوره.به هر حال نباید جایی درز بکنه برای همین از همین الان اینجا همون کلوپ قبلی میشه.
همه:هووووووووررررررررررررااااااااااا
زاخی:همه به افتخار حاجی هیپ هیپ هوراااااااا
همه:هیپ هیپ هوراااااااا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرمیون گرنجر در 1384/4/12 10:35:20
ویرایش شده توسط هرمیون گرنجر در 1384/4/12 10:41:22