كتي تك و تنها نشسته بود و داشت هي پشت سر هم نوشيدني كره اي مي خورد
زاخارياس...خدا نكشتت..بد بختم كردي فقط پاتو تو كلوپ بگذاري من ميدونم و تو..
در همون موقع سيبل يواشكي داخل كلوپو نگاه مي كنه
كتي:به چي زل زدي..بيا تو ..تو يكي مخصوصا كنار خودم جا داري...خوب خبر مي رسوني..به لاوندر مي گم باهات همكاري كنه..
سيبل با نگراني به پشت سرش كه كارآگاه ققنوسن بهش خط ميداد نگاهي انداخت
ققنوس با حركت لب:يا الان درستش مي كني يا بي خيال كلوپ ميشي
سيبل:ام..كتي جان بگذار يكم روشنت كنم
كتي به آينه كيفش نگاهي انداخت و گفت:من كه حسابي واسه نمايشنامه كرم زدم
سيبل:هه هه ..منظورم قضيه زاخي بود..
كتي'اوه نياز به روشن كاري تو نيست..خودم همچين سرشو به تيغ مي زنم كه از لامپ 300 هم روشن تر بشه
سيبل بر گشت و به ققنوس نگاهي انداخت
ققنوس:يا ريش مرلين..واستا خدوم ميام
در همون موقع ققنوسن وارد شد
-كتي جان ..اين قدر از اين نوشيدني ها نخور..معدت گنده ميشه ..مگه wc درست شده
كتي:(از شدت wc و مستي حاصل از ان )قادر به جواب دادن نبود
در مورد زاخي هم ..اينطور روشن .. نه اينطور مفهوم مي كنم كه
در همون موقع در اصلي سالن باز شد و زاخي وارد شد..
زاخي:هي كتي..من دوباره اومدم
و دستاشو براي آغوشي دلپذير باز ميكنه
كتي با سرعت به طرفش ميره
سيبل زير لبي به ققنوس ميگه:ديدي آشتي كردن
......شپلق
زاخي طفلك در حال سرگيجه بود
كتي:اي خائن ..اي دروغ گو...اي بزدل.......مگه من مانيا رو با تو گير نبادم....
آهاييي..نفس كش...كي گفت به من و زاخي حسوديش ميشه؟
كتي منقلب شده بود
ققنوس:اي بابا بيا همينو كم داشتيم..
سيبل:نگفتم اينا همش فيلمه..نگاه كن الان با خوشحالي مرن به نوشيدني كره اي مي خورن و بي خيال ما ميشن
در همون موقع لاوندر با يه شيپور دستش وارد ميشه:
خبر خبر....هورا...بادا بادا مبارك بادا ان شالله مبارك بادا......
ملت:(كف بريده)
سيبل:بابا لاوندر چرا عهد بوقي عمل مي كني برو ت وپيام امروز چيزي بنويس مملكت خبر دار شن
كتي بعد از ضربه جانانه اي كه به زاخي زده بود كمكش كرد كه رو پاي خودش بايسته
كتي:ببينم بعد از سقوط 1 متري مغزت هنوز سر جاشه؟؟
زاخي :اده مطمئن باش
كتي با شك:منو fairy مي بيني يا كتي
زاخي:هر دو..
ققنوس و سيبل و لاوندر:اوععع يه جيب به ما بدين
لاوندر:پس من برم خبر عروسي رو جار بزنم..
كتي :عروسي.....ناگهان زمين و آسمان زير پاي كتي به چرخش در افتاد...
زاخي ...بدبخت شديم....
چي شده؟؟؟چيزي از نظرت عوض شد...؟؟
اوه نه...شركت ..به بيرون نفوذ كرده..بيا اين پيام امروز رو بخون....
زاخي:اوپسس.....اوه.....من مي دونم كار كيه..چي داداش...
كتي:حالا بي خي اون...برو پيام امروز نمي دونم هر كار ديگه اي كه مي توني بكني فقط اين شركت ام ال رو نگه دار...نمي دونم من اونجا گيج بودم....اگه مي توني نگرش دار
زاخي:اي مرگ بر اين زندگي..
كتي:اوه نه بگو تف به اين زندگي سگي....ببينم..چي داداش؟؟؟؟؟
آنلاینها
16 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
16
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[single]] کلوپ جادوگران
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: كلوپ جادوگران
Re: كلوپ جادوگران
Re: كلوپ جادوگران
كلوپ جادوگران
Re: كلوپ جادوگران
Re: كلوپ جادوگران
كلوپ جادوگران
Re: كلوپ جادوگران
Re: كلوپ جادوگران
كلوپ جادوگران
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

....آخ...در ريم بيرون امشب اوضاع خرابه...
)
تک و تنها توی این اتاق بی تو هستــــــــــــــــم.بی تو اینجا در به در بارون میبارررههههههههههه.توی این شب بهاری تو دور از مــــــــــــــــن بیا اینجا ....( نمیگم کی