جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

320 کاربر(ها) آنلاین هستند (191 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
318 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

پیام امروز

میخانه دیگ سوراخ (دوئل)

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: پنجشنبه 2 مهر 1383 12:43
نمایش جزئیات
آفلاین
بیگانه :سلام خواهر نمید
پاتيناز : خواهر نمید نه خواهر نمید
-من هم همینو گفتم خواهر نمید خوبی؟
-چرا نیمفهمی من خواهر بزرگ نمیدم
-اا عجب اسم عجیبی مگه اینجا کلیساست حالا مهم نیست خوبی خواهر بزرگ نمید
- بابا اسمم پاتینازه
-اهان خوب از اول میگفتی ولی چه ربطی به نمید داره
-من خواهر بزرگ نمیدم
-من که از اول گفتم هی گفتی نه نه
این گربه کچا رفت خیلی بهتر از این بود
<hr>
من رو یه یک میزی تنها خسته اون گوشه نشسته
-کسی یارم نمیشه می فا سلاسی سازم نمیشه
-
-به تو میگم که نشو دیونه ای دل ** به تو میگم که نگیر بهونه ای دل
من دیگه بچه نمیشم ** دیگه بازی چه نمیشم
من دیگه بچه نمیشم ** دیگه بازی چه نمیشم
به تو میگم که عاشقی ثمر نداره **واسه تو به حز غم درد سر نداره
من دیگه بچه نمیشم ** دیگه بازی چه نمیشم
من دیگه بچه نمیشم ** دیگه بازی چه نمیشم
عقل مو زیر پا گذاشتی رفتی ** تو منو مبتلا گذاشتی رفتی
به غم زمونه ای دل
منو جا گذاشتی رفتی
به خدا منو رسوا کردی ای دل
همه جا مشت مو وا کردی ای دل
فتنه بر پا کردی ای دل
من رسوا کردی ای دل
میدونم تو دیگه عاقل نمیشی تو دیگه برای من دل نمیشی
میدونم تو دیگه عاقل نمیشی تو دیگه برای من دل نمیشی
من دیگه بچه نمیشم دیگه بازی چه نمیشم
ملت حاضر در صحنه :دوبار
بلا من کجایی بلا چه بی وفایی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: پنجشنبه 2 مهر 1383 11:45
نمایش جزئیات
آفلاین
من: واااااااااي نه الان بهم ميرسه عجب گربه سمجيه
اخجون اينجا يه در هست درو باز مي كنمو يه دفعه فضا مهي ميشه موجودات عجيب غريبي درحال تكلم با همديگن و هر از چند گاهي نعره مي كشن وبه دماغ همديگه چوب فرو مي كنن
ميرم طرف اونكه لنگ از گردنش اويزونه يه سينيم دستشه
اقاهه:چي ميخواي عزيز دل برادر
من:ببخشيد من فقط يه ليوان مي خوام ارانگوتانمو بزارم توش اون گربهه سيريش شده مي خواد توقيقش كنه اخه اموراتم بدون اين نازنين نمي گذره اره قربونش



---------------
پاتيناز خواهر مهربون نميد سرور البته از نوع روحاني
-------------
عضو انجمن سري شاخ(شكوفايي استعدادهاي خفن)
درجه عضويت: Medium

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عضو ارتش سياه
garbage in garbage out
پاتي خواهر مهربون نميد سرور
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: پنجشنبه 2 مهر 1383 10:59
نمایش جزئیات
آفلاین
کرام روی یه میز 4 نفره نشسته بود و منتظر چند نفر بود
در میخانه باز میشه و هرمیون با خانوادش وارد میخانه میشند
کرام به احترام والدین هرمیون از جاش پا میشه و اونا میشنن روی صندلیهای خالی
کرام:سلام
پدر هرمیون:به سلام ویکتور عزیز چطوری؟
کرام: خوبم
پدر هرمیون:به سلامتی شنیدم یه کار آبرومند پیدا کردی؟
کرام:بله معاون اول وزیر سحر و جادو شدم
پدر هرمیون:پس اوضاع مالیت خوب شده؟نه؟
کرام: بله از نظر مالی مشکلی ندارم
پدر هرمیون:پس میتونی اون دماغتو عمل کنی؟
کرام: بله؟
پدر هرمیون:میتونی بینیتو عمل کنی چون داماد من باید خوش تیپ باشه و این بینیت مزاحمه
کرام: باشه و یه نگاه به هرمیون میندازه
-------------------------
بعد از مدتی صحبت همشون با هم از میخانه میرن بیرون به طرف گوچه دیاگون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: دوشنبه 9 شهریور 1383 05:28
نمایش جزئیات
آفلاین
-: من واقعا لذت مي‌برم مي‌بينم اينجا كاملاً مرتب و منظمه... اوه من بايد برم...
مينروا: كجا؟ تازه اومدي كه
بلا: مگه نمي‌بيني مودي اينجاست من باس برم.
تانكس:‌صبر كن بينم! بلا؟ من به تو مشكوكم.. باس برم چيه؟
كرام: خب معلومه يعني با اتوبوس ميره...
مودي: امشب شب عروسيه مباركه مباركه...
بلا: نه.. مثل اينكه باس باشم... مرلين موبايلتو رد كن بياد.
گوشت.. دارررررررررق....بوووووف...
موبايلو از مرلين مي‌گيره...
بلا: الو سنت مانگو؟
اون ور خط: الو بفرماييد... ا شما دخترين؟ بچه‌ها بياين من دوست پيدا كردم ميخوام براتون كلاس بيام...
بلا: صبر كن ببينم اونجا چه بخشيه؟
اون ور خط يكي ديگه: الو؟ بخش تنفس مصنو... ببخشيد بي جامه... اوه منم بيمارم ديگه...
بلا: چه خبره اونجا؟ آهان اين گيلدي بود... بخش ديوانگان... نگهابانا!! كمك بيمارام فرار كردن
مودي: آخ بلا بلا!! من دوست دارم... تو فقط مي‌توني زن شماره‌ي 12345938290482000 من باشي :bigkiss:
مرلين موبايلشو از دست بلا مي‌كشه بيرون تا خراب نشه
كينگزلي: خواهر بلا بذار من مودي رو مي‌برم بيمارستان از اون طرف نوشابه‌اي ها رو مي‌فرستم ديوونه هارو جمع كنن...
راستي يادم رفت بگم: خدا شفاتون بده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: دوشنبه 9 شهریور 1383 05:11
نمایش جزئیات
آفلاین
دارکلی و نوشابه ایی ها با یک کامیون دختر میاند تو
مودی هم میره بالای صندلی ضرب میگیره :
کلاغ اینوره جوبه
میخواهد آواز بخونه
کلاغ شده گرفتار
به عشق دیدن یار
حالا غار غار غار غار غار
...
کلاغ شده دیونه
دلش میخواهد بخونه
همه میشوند خبر دار
از این عاشق بیتاب
حالا غار غار ...غار غار غار غار
در حالی که همه در حال :
:banana: :banana: :banana: :banana: :pint: :bigkiss:

بلا ,گیلدی ,پ.مک گونگال تانکس کینگزلی مرلین کرام هرمیون فلور بیل و کلنگ وارد میشوند ...
بلا: من واقعا" لذت میبرم وقتی میبینم اینجا کاملا" ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
هووومم!
ارسال شده در: جمعه 6 شهریور 1383 14:56
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

harrypotter3 نوشت
يکی از سايتهای رسمی هری پاتر گفت فيلمبرداری هری پاتر ۴ در ايران هم اتفاق می افتد!

اون سایت رسمی بیخود کرده.....
توی ایران؟
گفته بودن میدون شوش شبیه هاگزمیده من باور نمیکردم...
تازه خیلی از علما اسلام هم با ردا میان بیرون...
یعنی کلا شهر قم شهر wizardپروری هستش....
عزیز برادر بیان ایران یعنی چی؟
حتما میخوای هرمیون با چادر بره جلو دوربین؟
هری پاترم سرشو میندازه پایین.....
متنی از فیلم...:
رون:برادر هری لطف کناون جلد کتابو بده من..
هری:چشم برادر رون....
رون:برادر ری نمازت که غذا نشده؟
هری:برادر رون این حرفا چیست که میزنی؟

هرمیون با چادرو روبند میاد تو...
هری(در حالی که سرش روی زمین است)خواهر اینجا چه میکنید؟
هرمیون:اومدم خبر بدم که من قبول شدم...
هری:تبارک الله...
رون:و تبارک الله...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
Re: ميخونه ديگ سوراخ
ارسال شده در: جمعه 23 مرداد 1383 12:21
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام دوستان من هم اومدم ،من كجا بشينم؟هيچكي داوطلب نيست كه كنارش بشينم؟خب خودم انتخاب مبكنم (مستقيم ميرم كنار هرماني ميشينم)
ــ روسمرتا يه لحظه يه نوشيدني كفدار برام بيا بزرگ باشه لطفا
ــ ولي تو كه همين الن........ صبر كن ببينم تو يكي ديگه اي؟
ــ خب اگه منظورت اسنافلزه بايد بگم من ستارشم يعني در واقع اسمش رو از رو من برداشتن به خاطر اينكه ......ااممممممم خب چن شايد شبيه من بوده
ــ خب .... پس باشه الان ميارم
خب كي ميخواد سرگرممون كنه؟ ونوس ميشه لطف كني يكي از اون آوازهاي مخصوصت رو بخوني{تو دلم ميگم چقدر اينجا گرمه،احساس خستگي ميكنم}
ونوس شروع ميكنه به آواز خوندن
چشام يواش يواش گرم ميشه و ديگه هيچي نميفهمم تا اينكه ................
ــ سيريوس استار،استار پاشو ...پاشو
ــ من .... من كجام؟
مرلين:حالت خوبه؟
من:تقريبا
اسنافلز:دو پهلو حرف ميزنه
هرماني:اوه اسنافلز انقدر بد بين نباش
اسنافلز:آخه خودت كه شنيدي تو خواب حرف ميزنه
ــ من؟ تو خواب؟حرف ميزدم؟چي ميگفتم
هرماني با اكراه ميگه:مي گفتي ... ميگفتي
اوه اينجوري كه نميشه بايد بهش بگيم
خب خودت بگو ...... ريموس!لطفا
ــ خي راستش هي ميگفتي ... بالاخره موفق شدم ،بالاخره آشتيشون دادم
مرلين:آخي ... طفلك
ــ ولي من ... من كه هنوز موفق...............
در همين لحظه سائورون مياد تو يه نيگا به من ميكنه و برميگرده كه با عصبانيت بره بيرون
من:كينگ ... نذار بره بيرون .................................................لطفا
كينگزلي دو دستي ميگيرتش ميگه : تو بايد همين جا بموني سائورون
سائورون به من نگام ميكنه و مصمم ميگه:‚مقصر اينه شكم ،اينه كه باعث شده تمام اعصابم به هم بريزه
ــ ولي من كه .....................
يه دفعه همه جا تاريك ميشه و فلور جيغ ميزنه{احتمالا نويت قطع برق اين منطقه بوده .آخه الان چند وقته همه چيو جيره بندي كردن پارسال آب امسال برق بعدشم لابد گاز و انرژي خورشيدي و باد بگذريم.........}
ــ نگران نباشين خودم درستش ميكنم.....حالا وقتشه كه بدرخشم
و همه جا دوباره نوراني ميشه جز اطراف كافه
ــ خب؟
همه برام دست ميزنن
ــ مرسي استار،خوشحالم كه اومدي
ــ بلا؟خودتي.... يا اينكه.........
آره خودمم .............. آآآآآآآآآآآخ بازوي چپم بدجوري ميسوزه
آون اينجاست.
مرلين اماده باش بايد نگهش داري
هرماني: ببينم منظورت ولد...............
يهو از همون قسمت تاريك اتاق ولدمورت مياد بيرون.....
هرماني:ولدمورته...........؟............
لرد با ديدن من برميگرده كه بره
.............ـــ مرلين .حالا!
عالي بود!
از جام بلند ميشم{هنوز بعد از غش رو زمين بودم}
سلام لرد داشتم ميگفتم گاد من ..............
ــ لرد:بهتره دهنتو ببندي وگرنه كاري ميكنم كه اولين ستاره ي متحرك بشي...
ولي من.........
سائورون:اگه همين الان ساكت نشي پرتت ميكنم تو دورترين سياهچاله
مرلينكمن كه فتم استار تو نميتوني
ــ من ميتونم .ميخوام پس ميتونم!!!!
كينگزلي : ببين اين قضيه خيلي پيچيده است و به تو ...........
به من ربط داره كينگزلي، خوهش ميكنم .........
هرماني: اون راست ميگه بچه ها ،اين كار همه مونه،بايد بتونيم آشتيشون بديم به ياد خاطرات گذشته...........
مرلين يه لحظه با دستي كه واند دستشه به ريشش دست ميگشه
ــ نه مرلين ......نه
مرلين:چيو نه؟
يه دفعه ولدمورت خودشو از دست طلسم نجات ميده يه نيگا به من ميكنه و ميگهك به هم ميرسيم!!!
بعد يه بشكن و .................
)كرده استار ديگه كاري نميشه كرد...................Aparateآون آپريت(
لا اقل سائورون كه هنوز هست بهتره يه كم باهاش صحبت كنيم.هرم.
كينگ!بهش نگاه نكن اون يه .. يه افسونه
سائورون هم از جاش بلند ميشه و مستقيما به سمت من مياد:از ارين روزاي عمرت لذت ببر سيريوس استار چون تا چند وقت ديگه به تكه هاي شهاب شنگ تبديل ميشي .......به فرمان گاد سائورون
و يه بشكن و ............
مرلين و كينگ با شرمندگي به هم و به بقيه نگاه ميكنن
ــ خب بچه ها خالا ديگه كاري نميشه كرد!! شماها مقصر نبوديد هيچ كس نميتونست حدس بزنه
بهتره بشينيم و در موردش يه كم حرف بزنيم و با برنامه پيش بريم اينطوري زورتر به هدف ميرشيم
هومممممممممممم از كجا شروع كنيم.......
بعد دوربين يه نما از دور ميگيره و آروم از ما دور ميشه ..............

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
انقدر از دست جمله های قشنگ خسته ام که نخوام توی امضام ازشون استفاده کنم!
Re: ميخونه ديگ سوراخ
ارسال شده در: دوشنبه 19 مرداد 1383 18:06
نمایش جزئیات
آفلاین
مرلين: نه بابا وايسا ببينم.. گفتي سرطان داري؟ مريضي؟ بايد سريع ببريمت سنت مانگو! اين بلاتريكس كجاست؟
اسنافل: غلط كردم.. يه چيزي گفتم ديگه حرف نميزنمتصویر تغییر اندازه داده شده
مرلين:خيال كردي يا بايد كتك بخوري يا بري سنت مانگو!
مودي: به هرحال آخرش بايد بره سنت مانگو بيا اول بزينمش حسابي بعد بره اونجا!
اسنافل: بابا بيخيال شوخي كردم... هري كجايي كه پدرخوندتو كشتن!!!
لونا: اينقد پدرخونده پدرخونده نكن هري الان توي اتاق نيازمنديهاس
هري ميپره داخل: من ديگه با چو نيستم... نميد با من مياد اونجا با سيم سرور ميزنمش
لونا: حالا كي اسم چو رو آورد؟
اسنافل مي‌بينه همه حواسشون به هريه ميخواد از در بره بيرون
مرلين: واسا ببينم كجا در مي‌ري.. مودي از اون طرف...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
ميخونه ديگ سوراخ
ارسال شده در: یکشنبه 18 مرداد 1383 18:12
نمایش جزئیات
آفلاین
مرلين: چيكار ميخواي بكني؟
لونا: بيا تا نشونت بدم...
مرلين: اول مودي رو ببر ببينم چه بلايي سرش مياد تا ببينم چي ميشه..
لونا: همينجا كارمو انجام ميدما!
مرلين:
لونا: يك دو سه...
مرلين: :no:
بووووف... گيش.. هوشت ...پيشت ..دنگ .....
سوروس: كو كو غذا؟
آقا اين صحنه قديمي شده... تصوير رو برگردونين.
مرلين: چي چي رو برگردونين من كه موش آزمايشگاهي نيستم هر بار بايد با چماق بخوره تو سرم؟
بلا: آخ جونمي جون بياين گير بديم تو همه نمايشنامه ها چماق تو سر مرلين بخوره
مرلين: اينجا بيجا... مثل اينكه شماها آدم نشدين هنو..
خوناشام: خون خودتو كثيف نكن مرلين افراد من گشنه ميمونن
مرلين:
خب نويسنده خودمم داستان رو عوض مي كنم
لونا مياد تو كافه: مرلين بيا اين پشت كارت دارم
مرلين: نميام چيكار ميخواي بكني؟
لونا: هيچي اشكال نداره
مرلين:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: فیلچ , اینجا کافس نه هاگوارتز
ارسال شده در: جمعه 16 مرداد 1383 01:48
نمایش جزئیات
آفلاین
من از در میام تو...
من: آخیش...تام...یه لیوان کافی شاپ (!) بده....
من یه نیگا به اطراف می اندازم و اسنافی رو می بینم...
من: به به...اسنافی...اینجایی...مرلین...تو هم هستی؟...کسی وسایل منو ندیده؟ یه نفر وسایل منو ورداشته...
مرلین:...آخی...اشکال نداره...پیدا میشه, می خوای بیای اینجا بشینی؟...
من: باشه...بله...
من در حالی که لیوان کافی شاپم رو توی دستم گرفتم میرم سر میز میشینم...خون آشام و مودی هم هستن...
خون آشام: آره...می گفتم...یه کیف پیدا شده...
مودی: چه شکلیه؟
خون آشام: آره...چرمیه...قرمزه...
من در حالی که کافی شاپمو تف می کنم...
من: چی؟
مرلین که رداش کافی شاپی شده بود...
مرلین:
من: اون کیف منه...کی اونو ورداشته؟؟؟
خون آشام: ام...مرلین.
مودی: آره...راست می گه...
مرلین: ای نامردا...
من: مرلین...تو کیف منو ورداشتی؟؟؟
مرلین:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
lona

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.