جاگسن : زودباش بگو چی میگن.
ایگور : یه ذره تحمل کنی بهت میگم.
جاگسن : سریع بگو که کار دارم.
رودولف : خوب بگو چی کار داری؟
جاگسن : زشته . اگه بگم ممکنه بلاک شم.
جاگسن عین رودولف دندانهایش را نشان می دهد با این تفاوت که خونین است.
ایگور : به زبان ماری حرف می زنند.
ملت شگفت زده شده هستند.
بلیز : این چه زود زبان ماری یاد گرفته . نیامده تو سایت داره زبان ماری حرف می زنه.
پآرمینتا : راست میگی بلیز . شیطونه میگه بزنم لهت کنم .
در همین لحظه در صدای جیری می کند و ولدی و ابرکسس از اتاق خارج می شوند.
ولدی : شما پشت در چی کار می کنین؟
ملت :
رودولف که هنوز نفهمیده بود ولدی و ابرکسس از در خارج شدند : میگم که بعد از مدرسه بگیریمش بزنیمش.
در همین لحظه چشمانش در چشمان ولدی می افتد.
رودی : منظوری نداشتم هااا.
ولدی : که می خواین دوست من رو بزنین . الان یه حالی بهتون میدم که تا عمر دارین فراموش نکنین.
---
-ابرکسس ابرکسس . بلند شو صبح شده.
ابرکسس چشمانش را به هم می مالد و از خواب به شدت ناز از خواب می پرد.
ابرکسس : چی شده ولدی کجاست . من کجام . تو کجای . آنها کجایند...
مالدبر تو دلش : مثل اینکه خواب ناجوری دیده .
مالدبر : زودباش . الان سال جدید تحصیلیه و پروفسور کوییرل سخنرانی داره . تو هم که سال اولی هستی . زود باش بلند شو که خیلی کار داریم.
مالدبر یه چشمک به ابرکسس می زنه تا ابرکسس حالش رو ببره.(مالدبر و ابرکسس هم اتاقی لان)
جاگسن جان عزیزم ... اونوقت احیانا فکر نکردی نفر بعدی چطوری باید پستتو ادامه بده؟
عزیز من هر چند که این پستها دارای سوژه ای بودن و از قضا سوژه هم بسیار ارزشی بود اما این روش عوض کردن موضوع داستان یا به عبارتی کسی رو از مرکز توجه انداختن شهید کردن سوژه نیست.
شما الان کاملا همون یه ذره سوژه رو شهید کردید و در عوض سوژه جدیدی در پستتان دیده نمیشود که بشه روش کار کرد.( البته سوای عیب و ایراد های دیگر) یکی از چیزهایی که هر نویسنده باید بهش توجه کنه اینه که راهی بزاره تا نفر بعدی بتونه پستشو ادامه بده. الان بر فرض من باید از کجا پست شما رو ادامه بدم؟
این پست در نظر گرفته نمیشود. لطفا از پست ابرکسس ادامه بدید.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

كه ملت اسلي اونو گرفتن و نذاشتن ابركسسو تيكه تيكه كنه
تو چي گفتي؟
(فيلم هندي شد!)

ارباب حالا یه لحظه نگاه کن توی ایینه!