(این پست ادامه ی ماموریت پرونده ی ولدی هست)
بارتی پرونده ی لرد ولدمورت رو به کودکان بی سرپرست ارجا داد و به دفتر آگدن برگشت.
تق تق تق
_بیا تو!
_سلام!
_عجب آدم مزاحمی هستیا. ولمون کن دیگه!...پرونده مختومه...
_این ادامه ی همون پرونده است به خدا...من خواستم این شکایت رو به شورای امنیت بدم تا بررسی کنه.
_خب بده ببینم چی هست؟
_در خواست غرامت(شاید هم قرامت) جهت تخریب اموال عمومی وزارتخانه در تابستان 1995 ...خب که چی؟
_من پرونده ی ولدی رو خوندم واقعا نیاز میبینم که بررسی بشه.... ده هزار گالیون به وزارت صدمه زدن....انداختن گردن ولدی...
سپس نامه ای روی میز گذاشت.
_امضای رئیس هم داره...درخواست رسیدگی به خسارات و مصوبانش هست از طرف سازمان اطلاعات....امیدوارم شورا قبول بکنه و طی جلسه یا دادگاهی
آگدن:
_بهت اطلاع می دم....(در بسته شد و بارتی رفت)
_____________خواستم درخواست رو به صورت رول مطرح کنم ...آگدن عزیز لطفا پاسخ بدن________________
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
سازمان شورای امنیت (سازمان ملل متحد)
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/08/01
تولد نقش: 1384/08/01
آخرین ورود: شنبه 14 فروردین 1400 04:53
از: اون یارو خوشم میاد!
پستها:
1548

ویولت وارد اتاق شد:بیا باب!حالا دست از سر من بردار!ماموریت انجام شد.
باب پرسید:صلح برقراره؟
ویولت نیشخندی زد:بر قرار بر قرار!بیا این هم پرونده
باب نگاهی به ویولت انداخت:میخونم و بعد نظرم رو میگم.
ویولت در حالی که بیرون میرفت خندید:حتما بهم بگو...
باب پرسید:صلح برقراره؟
ویولت نیشخندی زد:بر قرار بر قرار!بیا این هم پرونده
باب نگاهی به ویولت انداخت:میخونم و بعد نظرم رو میگم.
ویولت در حالی که بیرون میرفت خندید:حتما بهم بگو...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
But Life has a happy end. :)
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/01/07
آخرین ورود: پنجشنبه 27 تیر 1392 12:06
از: دوستان جانی مشکل توان بریدن!
پستها:
377

شناسه نمایشی: چارلی ویزلی
تاریخ عضویت در سایت: یه سال بیشتره
سفید یا سیاه؟(فقط برای اینکه بدونم مرگخوارید یا محفلی چون اینجا حتی به لرد هم خوشامد میگیم): سفید
حد پستهای شما(بالای برج میلاد،بالای برج ایفل،بالای برج پیزا،زیرزمین خونتون): بالای برج پیزا
سابقه کار در وزارت: دارم
اگر دارید در کدام قسمت؟ندارید هم برا چی این قسمت رو خوندی؟: عضو سازمان حمایت از موجودات جادویی هستم ولی فقط عضوم !هنوز فعالیتم رو شروع نکردم!!
گروه(اسلیترین،گریفندور،راونکلا،هافلپاف): گریفندور
تاریخ عضویت در سایت: یه سال بیشتره
سفید یا سیاه؟(فقط برای اینکه بدونم مرگخوارید یا محفلی چون اینجا حتی به لرد هم خوشامد میگیم): سفید
حد پستهای شما(بالای برج میلاد،بالای برج ایفل،بالای برج پیزا،زیرزمین خونتون): بالای برج پیزا
سابقه کار در وزارت: دارم
اگر دارید در کدام قسمت؟ندارید هم برا چی این قسمت رو خوندی؟: عضو سازمان حمایت از موجودات جادویی هستم ولی فقط عضوم !هنوز فعالیتم رو شروع نکردم!!
گروه(اسلیترین،گریفندور،راونکلا،هافلپاف): گریفندور
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
دلم تنگ شده برات
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام
جزئیات کاربر

سلام به همگی
..............
الیور در حالی که آثار خستگی در چهره اش به خوبی دیده می شد وارد دفتر باب شد .
باب با کنجکاوی به او نگاه کرد و پرسید :
- چی شد الیور
- تموم شد . تبرئه شد . اما اول جلسه درگیری پیش اومد.
- درگیری ؟ وای تو دردسر افتادیم .
- نه خیلی بزرگ نبود . بیا اینم گزارشش:
دادگاه شماره 10
..............
الیور در حالی که آثار خستگی در چهره اش به خوبی دیده می شد وارد دفتر باب شد .
باب با کنجکاوی به او نگاه کرد و پرسید :
- چی شد الیور
- تموم شد . تبرئه شد . اما اول جلسه درگیری پیش اومد.
- درگیری ؟ وای تو دردسر افتادیم .
- نه خیلی بزرگ نبود . بیا اینم گزارشش:
دادگاه شماره 10
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
این روزها که می گذرد
شادم
این روزها که می گذرد
شادم
که می گذرد
این روزها
شادم
که می گذرد...
«قیصر»
شادم
این روزها که می گذرد
شادم
که می گذرد
این روزها
شادم
که می گذرد...
«قیصر»
جزئیات کاربر

باب روی صندلی لم داده و به حقوق بالاش فکر می کنه و برنامه های اقتصادی که با کالین ریخته.
شترق
بارتی میاد تو
_ببخشید باب ...آقای آگدن...
_این چه وضعه؟ مگه اینجا____(سانسور شد)است ...خب چی شد؟
بارتی گزارش رو به باب میده.
باب:
_که این طور! بیچاره ولدی کچل...این همه بهش ظلم شده...پس همه کار دامبیه..
بارتی:
_زده حوض برادران جادویی رو درب و داغون کرده انداخته گردن ولدی!....اون پسره ،پاتر هم زد شیش تا قفسه پیشگویی رو ترکوند....ویزلی هم زد حوضچه ی پرورش مغز رو ترکوند.....من هرچی بررسی کردم دیدم هرچی خسارته اینا زدن...انداختن گردن ولدی..
باب:
_خب پرونده ی ولدی رو ببر کودکان بی سرپرست یا یونسکویی چیزی بده...از حیطه ی وظایف ما خارجه...
_پس تکلیف ماموریت چی شد؟
_برو بده بادا بیا بهت می گم.
شترق
بارتی میاد تو
_ببخشید باب ...آقای آگدن...
_این چه وضعه؟ مگه اینجا____(سانسور شد)است ...خب چی شد؟
بارتی گزارش رو به باب میده.
باب:
_که این طور! بیچاره ولدی کچل...این همه بهش ظلم شده...پس همه کار دامبیه..
بارتی:
_زده حوض برادران جادویی رو درب و داغون کرده انداخته گردن ولدی!....اون پسره ،پاتر هم زد شیش تا قفسه پیشگویی رو ترکوند....ویزلی هم زد حوضچه ی پرورش مغز رو ترکوند.....من هرچی بررسی کردم دیدم هرچی خسارته اینا زدن...انداختن گردن ولدی..
باب:
_خب پرونده ی ولدی رو ببر کودکان بی سرپرست یا یونسکویی چیزی بده...از حیطه ی وظایف ما خارجه...
_پس تکلیف ماموریت چی شد؟
_برو بده بادا بیا بهت می گم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بارتی کراوچ(پدر) در 1386/3/16 10:06:03
ویرایش شده توسط بارتی کراوچ(پدر) در 1386/3/16 16:47:13
ویرایش شده توسط بارتی کراوچ(پدر) در 1386/3/16 16:47:13
... و سرانجام هیچکس باقی نماند.
جزئیات کاربر

به نام خدا
شناسه نمایشی: فورتسکیو
تاریخ عضویت در سایت: از همون وقتی که توی پروفیلم و پستکم نوشته.
سفید یا سیاه؟(فقط برای اینکه بدونم مرگخوارید یا محفلی چون اینجا حتی به لرد هم خوشامد میگیم): قراره مرگخوار بشم !
حد پستهای شما(بالای برج میلاد،بالای برج ایفل،بالای برج پیزا،زیرزمین خونتون): بالای برج ایفل
سابقه کار در وزارت: ندارم
اگر دارید در کدام قسمت؟ندارید هم برا چی این قسمت رو خوندی؟: به خاطر اتحاد قسمت های وزارت
گروه(اسلیترین،گریفندور،راونکلا،هافلپاف): هافلپاف
شناسه نمایشی: فورتسکیو
تاریخ عضویت در سایت: از همون وقتی که توی پروفیلم و پستکم نوشته.
سفید یا سیاه؟(فقط برای اینکه بدونم مرگخوارید یا محفلی چون اینجا حتی به لرد هم خوشامد میگیم): قراره مرگخوار بشم !
حد پستهای شما(بالای برج میلاد،بالای برج ایفل،بالای برج پیزا،زیرزمین خونتون): بالای برج ایفل
سابقه کار در وزارت: ندارم
اگر دارید در کدام قسمت؟ندارید هم برا چی این قسمت رو خوندی؟: به خاطر اتحاد قسمت های وزارت
گروه(اسلیترین،گریفندور،راونکلا،هافلپاف): هافلپاف
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/06/04
تولد نقش: 1397/05/24
آخرین ورود: چهارشنبه 4 اردیبهشت 1387 12:05
از: لندن-یه عکاسی موگلی نزدیک کوچه دیاگون
پستها:
704

کالين از در مي آد تو
باب:خوب چي شد کالين؟
کالين:من رفتم و حديث گفتم!
باب:حالا اين يعني چه؟
کالين:يعني چند استراتژيک برايش مطرح نمودم!
باب:خوب مشکل شد دوتا!!!اين که استراژيک مطرح کردي چه ربطي به حديث داشت مگه حديث استراتژيکه!
کالين:آري
باب
کالين:خوب نه!!يعني چيزه...آها...رفتم گفتم دست از سر دومبول بکش داااش،بيگير به ريشش،چوون صلح خَيلي بِتره!
باب:کالين قرصاتو خوردي؟
کالين:با اجازه بزرگترا بله!
باب:خوب معلومه!
برو بخور بيا مي خوام راجب دوتا طرح اقتصادي با هات صحبت کنم!
کالين رفت قرصشو بخوره!!!(ماموريت تکميل!)
باب:خوب چي شد کالين؟
کالين:من رفتم و حديث گفتم!
باب:حالا اين يعني چه؟
کالين:يعني چند استراتژيک برايش مطرح نمودم!
باب:خوب مشکل شد دوتا!!!اين که استراژيک مطرح کردي چه ربطي به حديث داشت مگه حديث استراتژيکه!
کالين:آري
باب
کالين:خوب نه!!يعني چيزه...آها...رفتم گفتم دست از سر دومبول بکش داااش،بيگير به ريشش،چوون صلح خَيلي بِتره!
باب:کالين قرصاتو خوردي؟
کالين:با اجازه بزرگترا بله!
باب:خوب معلومه!
برو بخور بيا مي خوام راجب دوتا طرح اقتصادي با هات صحبت کنم!کالين رفت قرصشو بخوره!!!(ماموريت تکميل!)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
جزئیات کاربر

سلام.
شناسه نمایشی: جرج ویزلی.
تاریخ عضویت در سایت: نمی دونم.
ایول بارتی! فکر کنم خیلی شوق داشتی عضو سایت شدی
حد پستها: بستگس داره طنز باشه یا جدی؟ بد نیست هر دوتاش.
سفید یا سیاه؟مشخص هست که سفید. به امضام یه نگاه کن. عضو محفلیم مثلا
سابقه کار در وزارت: اقا به قران ما هیچ گونه خلافی نداریم. ولی میتونیم با کارمند شدن در وزارت اونجا رو بهم بریزیم.
شناسه نمایشی: جرج ویزلی.
تاریخ عضویت در سایت: نمی دونم.
ایول بارتی! فکر کنم خیلی شوق داشتی عضو سایت شدی

حد پستها: بستگس داره طنز باشه یا جدی؟ بد نیست هر دوتاش.
سفید یا سیاه؟مشخص هست که سفید. به امضام یه نگاه کن. عضو محفلیم مثلا

سابقه کار در وزارت: اقا به قران ما هیچ گونه خلافی نداریم. ولی میتونیم با کارمند شدن در وزارت اونجا رو بهم بریزیم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جرج ویزلی در 1386/3/16 1:04:44
اگر به یک انسان فرصت پیشرفت ندهید لیاقت چندان تاثیری در پیشرفت او نخواهد داشت. ناپلئون
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/08/01
تولد نقش: 1384/08/01
آخرین ورود: شنبه 14 فروردین 1400 04:53
از: اون یارو خوشم میاد!
پستها:
1548

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/11/19
آخرین ورود: جمعه 13 آبان 1390 18:39
از: گروه همیشه پیروز گریفیندور
پستها:
527

برگی از خاطرات خودم
خرداد
1386
>>>>>>>>>
چند روز پیش از فرط بیکاری تصمیم گرفتم سری به وزارت بزنم و کاری برای خود جور کنم و بالاخره بعد از صحبت با کالین تصمیم گرفتم که سازمان ملل رو تاسیس کنم. برای همین سازمان را در اتاق 222 تاسیس نموده و در اتاق میزی قرار داده و شروع به کار کردیم.
بعد از چند ساعت حوسلمان سر رفت و بدین فکر افتادیم که برای سازمان نفراتی جمع کنیم و هر وقت حوسلمان سر رفت توسری به ایشان زده و ماموریتی بهشان دهیم.
و برای همین به پیام امروز رفته و آگهیی در روزنامه زدیم:
آقایون و خانم ،لردی و آلبوس ها،هری و کوییرل ها
آیا بدنبال کار هستید ولی کار ندارید.
اگر این طور هست این آگهی را بخوانید اگر نه که باز هم بخوانید.
سازمان ملل متحد سازمانی متحد و مللی میباشد و نیاز به چند کارمند ورزیده ولرزیده دارد.
ما به همه مقامی میدهیم و همه حقوق میگیرند(جدی نگیرید)
آدرس:خیابان انقلاب ،جنب میدان انقلاب توی یکی از جوب ها.
_________
همی فردا که به سرکار رفتیم دیدیم تعدادی انسان ورزیده و لرزیده به ما ایمیل زده و درخواست کار کردند.برای همین شروع کردیم به ایشان مقام دادند:
بارتیموس کراوچ:نماینده (رییس)سازمان اطلاعات و امنیت
کالین کریوی :نماینده اتحاد بین گروه ساهی وسفیدی و وزیر اقتصاد شورای سازمان ملل
لارتن کرپسلی :نماینده گروه همیشه قهرمان گریف و وزیر اشباه سرگردان
نيوت اسكمندر :برای اینکه نویسنده کتاب های موجودات جادوگری هستی:نماینده جک و جونوران (باید ازشون حمایت کنی)
الیور وود :وکیل سازمان و وزیر حقوق سازمان
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
و حالا ماموریت شما عزیزان
بارتیموس کراوچ:شما باید در تی یک پست خوب(ترجیها زیاد بلند نباشه)
در تاپیک سازمان اطلاعات ،اطلاعاتی در مورد ولدی(گذشتش)
بنویسید.
کالین کریوی :و شما ای مرد آسلام
در یک پست به ولدی بگویید که باید دست از تفرقه بین سفیدی و سیاهی بردارد. همانا که از الان سازمان مللی وجود دارد و این سازمان وظیفه دارد همه را باهم متحد کند حتی سفیدان و سیاهان را.(تاپیک تفرقه بین سیاهان و سفیدان در خانه ریدل)
لارتن کرپسلی : در تاپیک رادیو وزارت به اشباه بگویید که دست از تفرقه بین خود و جن ها بردارند.همانا در این جا سازمانیست و وطیفه ما اتحاد ایجاد بین تمامی مردم میباشد.(پست بصورت خبر)
نيوت اسكمندر :در تاپیک دفتر حمایت از حیوانات جادویی پستی بزنید و به همگان بفهمانید که موجودات و انسانها در سایت تفاوتی باهم ندارند و به همه بگویید تفرقه بین این دو گروه ممنوع.
الیور وود :هدی(هدویگ) در دادگاه شماره 10 به جرم اینکه یک جغد میباشد در حال محاکمه است.
شما به عنوان وکیل باید در پستی از ایشون دفاع کنی و وی ر از زندانی شدن نجات دهید.(یک پست در موردش بزن که چه اتفاقی در داگاه افتاد و در آخر هدی رو از حکم زندان تبریه کن)
_________
ویرایش
همه خوشامدید
جرج وبزلی:نماینده ویزلیها(چون زیادن نماینده لازم دارن)و وزیر شوخطبی همراه با صلح(وظیفه شما اینکه به مردم بفهمانید همراه با صلح شوخی کنند که زیان نداشته باشد.)
ماموریت:در تاپیک روزنامه وزارتخانه سحر و جادو همه را به شوخی کردن با صلح دعوت کنید و بگویید که با صلح شوخی کنند تا زیان نداشته باشد.(بصورت خبر)
ویولت بودلر:نماینده ریونکلاو و وزیر حمایت از مشنگ ها(حتی آنان هم باید از تفرقه دور بمانند)
ماموریت:در تاپیک اداره مبارزه با سوءاستفاده از اشیای مشنگی همه را به صلح با مشنگان دعوت کرده و از تفرقه بین مشنگان و جادوگران جلو گیری کنید.
>>>>>>>>>>>
بعد هم لینک ماموریت هارو در همین تاپیک بزنید.
تا از زحمات شما سپاس و تشکر شود.
خرداد
1386
>>>>>>>>>
چند روز پیش از فرط بیکاری تصمیم گرفتم سری به وزارت بزنم و کاری برای خود جور کنم و بالاخره بعد از صحبت با کالین تصمیم گرفتم که سازمان ملل رو تاسیس کنم. برای همین سازمان را در اتاق 222 تاسیس نموده و در اتاق میزی قرار داده و شروع به کار کردیم.
بعد از چند ساعت حوسلمان سر رفت و بدین فکر افتادیم که برای سازمان نفراتی جمع کنیم و هر وقت حوسلمان سر رفت توسری به ایشان زده و ماموریتی بهشان دهیم.
و برای همین به پیام امروز رفته و آگهیی در روزنامه زدیم:
آقایون و خانم ،لردی و آلبوس ها،هری و کوییرل ها

آیا بدنبال کار هستید ولی کار ندارید.
اگر این طور هست این آگهی را بخوانید اگر نه که باز هم بخوانید.
سازمان ملل متحد سازمانی متحد و مللی میباشد و نیاز به چند کارمند ورزیده ولرزیده دارد.
ما به همه مقامی میدهیم و همه حقوق میگیرند(جدی نگیرید)
آدرس:خیابان انقلاب ،جنب میدان انقلاب توی یکی از جوب ها.
_________
همی فردا که به سرکار رفتیم دیدیم تعدادی انسان ورزیده و لرزیده به ما ایمیل زده و درخواست کار کردند.برای همین شروع کردیم به ایشان مقام دادند:
بارتیموس کراوچ:نماینده (رییس)سازمان اطلاعات و امنیت
کالین کریوی :نماینده اتحاد بین گروه ساهی وسفیدی و وزیر اقتصاد شورای سازمان ملل
لارتن کرپسلی :نماینده گروه همیشه قهرمان گریف و وزیر اشباه سرگردان
نيوت اسكمندر :برای اینکه نویسنده کتاب های موجودات جادوگری هستی:نماینده جک و جونوران (باید ازشون حمایت کنی)
الیور وود :وکیل سازمان و وزیر حقوق سازمان
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
و حالا ماموریت شما عزیزان
بارتیموس کراوچ:شما باید در تی یک پست خوب(ترجیها زیاد بلند نباشه)
در تاپیک سازمان اطلاعات ،اطلاعاتی در مورد ولدی(گذشتش)
بنویسید.
کالین کریوی :و شما ای مرد آسلام
در یک پست به ولدی بگویید که باید دست از تفرقه بین سفیدی و سیاهی بردارد. همانا که از الان سازمان مللی وجود دارد و این سازمان وظیفه دارد همه را باهم متحد کند حتی سفیدان و سیاهان را.(تاپیک تفرقه بین سیاهان و سفیدان در خانه ریدل)
لارتن کرپسلی : در تاپیک رادیو وزارت به اشباه بگویید که دست از تفرقه بین خود و جن ها بردارند.همانا در این جا سازمانیست و وطیفه ما اتحاد ایجاد بین تمامی مردم میباشد.(پست بصورت خبر)
نيوت اسكمندر :در تاپیک دفتر حمایت از حیوانات جادویی پستی بزنید و به همگان بفهمانید که موجودات و انسانها در سایت تفاوتی باهم ندارند و به همه بگویید تفرقه بین این دو گروه ممنوع.
الیور وود :هدی(هدویگ) در دادگاه شماره 10 به جرم اینکه یک جغد میباشد در حال محاکمه است.
شما به عنوان وکیل باید در پستی از ایشون دفاع کنی و وی ر از زندانی شدن نجات دهید.(یک پست در موردش بزن که چه اتفاقی در داگاه افتاد و در آخر هدی رو از حکم زندان تبریه کن)
_________
ویرایش
همه خوشامدید
جرج وبزلی:نماینده ویزلیها(چون زیادن نماینده لازم دارن)و وزیر شوخطبی همراه با صلح(وظیفه شما اینکه به مردم بفهمانید همراه با صلح شوخی کنند که زیان نداشته باشد.)
ماموریت:در تاپیک روزنامه وزارتخانه سحر و جادو همه را به شوخی کردن با صلح دعوت کنید و بگویید که با صلح شوخی کنند تا زیان نداشته باشد.(بصورت خبر)
ویولت بودلر:نماینده ریونکلاو و وزیر حمایت از مشنگ ها(حتی آنان هم باید از تفرقه دور بمانند)
ماموریت:در تاپیک اداره مبارزه با سوءاستفاده از اشیای مشنگی همه را به صلح با مشنگان دعوت کرده و از تفرقه بین مشنگان و جادوگران جلو گیری کنید.
>>>>>>>>>>>
بعد هم لینک ماموریت هارو در همین تاپیک بزنید.
تا از زحمات شما سپاس و تشکر شود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط باب آگدن در 1386/3/15 17:08:47
ویرایش شده توسط باب آگدن در 1386/3/15 23:07:45
ویرایش شده توسط باب آگدن در 1386/3/15 23:07:45
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج