جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

6 کاربر(ها) آنلاین هستند (3 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
6
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  119 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  238 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  237 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  314 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  224 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 9 مرداد 1387 13:44
نمایش جزئیات
آفلاین
یک رول بنویسید که حاوی بی ناموسی باشد . شیر موز هم توش باشه (30 امتیاز)

-اوه عزیزم...چقدر طولش میدی...فرو کنش تو دیگه.
- نمیشه.دیگه نمیشه.بیشتر از این فرو نمیره.
- چقدر کوچیکه.
- کوچیکه ولی تیزه.خیلی خوب فرو میره.الان درش میارم و دوباره فرو میکنمش.
-آره همینک کارو بکن.فقط زود...داره در میاد.
-چی
- آبش دیگه.
-عجب هندونه آب داریه!چاقو هنو زتو گوشت نرفته آبش درومد

هنری از توی کیف پیک نیک،چاقو بزرگتری رو دراورد و بصورت بسیار ژانگولرانه ای درون هندونه فرو کرد.باد خنک بهاری به صورتشون میخورد.موهای هلن در باد موج میزدند و این،این روز بهاری رو براشون عشقولانه تر میکرد
هنری یک عدد هندونه،که بصورت وحشتناکیبریده شده بود و بیشتر پوست داشت تا گوشت،رو به هلن داد و با دستمالی سیفیت رنگ،دور لبان هلن رو پاک کرد.هلن نگاهی حاوی از عشق به هنری کرد و هنری رو در آغوش گرم خودش گرفت(بیناموس!!)


خورشید بر روی چمنهای سبز لیتل هنگلتون میدرخشید و گرمای وجود خودش رو بر سر مردم بدبخت این محله می انداخت.هلن و هنری،در پارکی که بسیار خلوت بود در لیتل هنگلتون،نشسته بودن و از آینده شون حرف میزدن.در حین حرف زدن،دستها و دهانشون مشغول کارهای مشکوکیوشی بود.
- هنری..فکرشو بکن.ما میتونیم خیلی کارها بکنیم...آی مواظب باش.همه اون ریخت رو شلوارم.من گفتم دوستش دارم ولی دوست ندارم وقتی میرم خونه مامانم بپرسه اون ماده سفید روی شلوارت چیه!
-ببخشید هلن.زیادی دست کاریش کردم.شاید یکمی زیاده روی کرده باشم.

هلن نگاهی به هنری کرد و بعد موزها رو از دستش گرفت:نمیخواد برام شیر موز درست کنی عزیزم.خودم برات درست میکنم.
_____________________________________
1. در اولین جلسه ، بارتی کراوچ قبل از ورود چند ضربه به در زد ؟
الف) دو ضربه
ب) سه ضربه
ج) چهار ضربه
د) یک ضربه
2. کدامیک در مورد استاد صدق نمی کند ؟
الف ) چشمان آبی
ب) موهای قهوه ای کمرنگ
ج) لاغر و زیبا
د) قد بلند
بارتی کراوچ همۀ خصوصیات بالا را دارا است.

3. چرا کیف بارتی کراوچ برای دانش آموزان آشنا بود ؟
الف) ترم پیش با او بود
ب) خز بود
ج) متعلق به باب آگدن بود
د) موراد ب و ج


4. جلسه ی اول پرسی ویزلی کنار چه کسی نشسته بود ؟ کجای کلاس ؟
الف) انتها - آلبوس دامبلدور
ب) ابتدا - ماندانگاس فلچر
ج) انتها - پروفسور کوئیرل
د) ابتدا - عله پاتر


5. سه نفر از کسانیکه به ماگل ها کمک کردند را نام ببرید ... (تشریحی)

مرلین (Merlin) ، سوروسوس ملدین (Surusus Maldin) ، ایگنا مک توبی (Igna MC Tobi)

6. چرا جادوگران به ماگل ها در ساخت بناها کمک می کردند ؟ (تشریحی ... حداقل دو خط)
عدم نژاد پرستی ، کمک به هم نوع و یا هر چیز دیگه ای که باعث دوستی بین جادوگران و ماگل ها می شده.در اون زمان،متاسفانه لرد نبوده وگرنه...

چون

7. دلیل خشانت بارتی کراوچ در جلسه دوم چه بود ؟
الف) دعوا کردن با همسرش گابریل دلاکور
ب) نرفتن به کلاس آلبوس دامبلدور
ج) بد بودن تکالیف دانش آموزان
د) بروز مشکلات با استرجس پادمور ، مدیریت مدرسه


8. در مورد خود ناپلئون بوناپارت حداقل 3 خط توضیح دهید ... (تشریحی)
ناپلئون بوناپارت (زاده ۱۵ اوت ۱۷۶۹ میلادی - درگذشته ۵ مه ۱۸۲۲ میلادی) نخستین امپراتور فرانسه در سال‌های ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۵ بود. وی در جزیره کرس در خانواده‌ای پرجمعیت بدنیا آمد. در آن زمان این جزیره جزء حکومت جنوا (واقع در ایتالیای امروزی) بود اما بعدها به اشغال فرانسه در آمد. ناپلئون که در ابتدا سرهنگی گمنام بود پس از انقلاب فرانسه به یکباره قدرت گرفت و وارث انقلاب شد. در ابتدا به ایتالیا حمله کرد و با حمایت مردم این کشور آنجا را از دست حکومت اتریش خارج نمود. سپس به مصر رفت و به سلطه مملوک‌های مصری نیز پایان بخشید و سوریه را نیز ضمیمه خاک کشور خود کرد. در بازگشت به فرانسه با کمک دو برادر خود لوسین و ژوزف مجلس را منحل کرده و خود را امپراتور نامید. سپس پروس، هلند، لهستان، بلژیک و نیز سرزمین اتریش -مجارستان را تسخیر کرد. در جنگ دریایی با انگلیس شکست خورد اما اسپانیا و پرتغال را هم به متصرفات خود افزود. آنگاه عازم روسیه شد و تا مسکو پیش رفت. ضمن اینکه در این دوره طی قرارداد فین کن اشتاین با فتحعلی شاه (حاکم ایران) که با روسها در جنگ بود همکاری نمود. اما چون نتوانست بر الکساندر (تزار روسیه) دست یابد و در سرمای کشنده این کشور بسیاری از سربازان خود را از دست داده بود، لذا با روسها صلح کرد و با بستن پیمان صلح تیلسیت با روسیه آشتی و به ایرانیان خیانت نمود.

9. ناپلئون چگونه توانست ایتالیا را فتح کند ؟
الف) تسلیم شدن دولت ایتالیا
ب) کمک مردم آن کشور
ج) قوای جنگی زیاد
د) بیرون رفتن اتریشی ها


10. وجود چه کسی در جلسه دوم مایه ی تعجب بارتی کراوچ شد ؟
الف) بووبو
ب) امپراطور تاریکی
ج) برادر حمید
د) آرشام


11. چرا در جلسه سوم اول پست تدریس نیومد ؟
الف) وجود صفحه های سفید
ب) ننوشتن پست توسط بارتی کراوچ
ج) خرابی سایت
د) موارد ب و ج


12. یکی از تقویت کننده های خوب کدام است ؟
الف) موز
ب) شلیل
ج) طالبی
د) همه ی موارد


13. ماگل ها مصرف اصلیشون از شیر موز در چه هنگامیه ؟
الف) قبل از انجام اعمال بی ناموسی
ب) بعد از انجام اعمال بی ناموسی
ج) برای رفع گشنگی و تقویت جسمانی
د) بعد و قبل از انجام اعمال بی ناموسی


14. درست کردن شیر موز مقوی چگونه میسر (؟!) است ؟ (تشریحی)
2 عدد موز متوسط + یک لیتر شیر = شیر موز مقوی

15. چرا بارتی کراوچ در جلسه سوم گفت که دو دقیقه ی دیگر کلاس تمام می شود ؟ چرا منتظر خوردن زنگ نشد ؟ (تشریحی)
رفتن برق.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط باب آگدن در 1387/5/9 14:10:06
ویرایش شده توسط باب آگدن در 1387/5/9 14:12:25
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 8 مرداد 1387 22:13
نمایش جزئیات
آفلاین
یک رول بنویسید که حاوی بی ناموسی باشد . شیر موز هم توش باشه (30 امتیاز)
تکلیف آزاد ... هر چی می خواین بنویسین ، ولی به ماگل ها ربط داشته باشه (30 امتیاز)



من هردو تکلیف رو با هم نوشتم. باید از شصت امتیاز بدید استاد.یعنی هم از ماگلا نوشتم هم از شیر موز هم از بی ناموسی.


تکلیف :

برای تکلیف ماگل شناسیم یه تصمیم مهم گرفتم. تصمیم گرفتم برم یه ماگل رو از نزدیک زیر نظر بگیرم. تو خیابونا راه می رفتمکه ناگهان صدایی شنیدم. پدری به پسرش می گفت :
قند عسل بیا بریم شیر موز بخوریم که برات خیلی خوبه چون شیر موز خیلی مقویه.
- بریم بابایی.
دنبالشان راه افتادم تا به یه شیر موز فروشی رسیدیم. پدر و پسر با هم وارد شدند من هم به دنبالشان داخل شدم. کافه کوچکی بود که چند میز در آن به چشم می خورد و در گوشه ای نیز پرده ای قرار داشت.پدر پسر پشت میزی نشستند. من هم میزی در نزدیکی آن ها انتخاب کردم و نشستم. گارسون آمد و سفارش پدر و پسر رو گرفت. هردو شیرموز سفارش دادند. سپس گارسون به طرف من آمد و گفت : سفارشتون آقا.
من هم گفتم : کاپ ایتالیا.
گارسون با قیافه متعجب گفت : متوجه منظورتون نمی شم!
کمی پرخاشگرانه گفتم : یعین چی! گارسون رو چه به این حرفا؟ تو نمی دون کاپ ایتالیا چیه؟ همین الان شنیدم اون کی مشتریتون کاپ چین سفارش داد.
گارسون گفت : ببخشید سوءتفاهمی پیش اومده.
سرش داد زدم : باشه بابا ! اگه فقط کاپ چین دارید همون رو بیار.
گارسون رفت و من گوش هام رو تیز کردم.
- قند عسلم ! بخور شیر موزتو که خیلی مقوی و خوبه برات.
- بابایی چرا چند تا شیر موز بردن پشت اون پرده؟ چرا ما نریم اونجا شیر موز بخوریم؟
- بریم بابایی.
پدر و پسر به پشت پرده رفتند. ناگهان صدای جیغی آمد سپس صدای پسر شنیده شد که گفت :
بابا اینجا صحنه های زیر هیجده سال داره.
- بریم قند عسلم! بریم. دیگه نمیارمت شیرموز بخوریم!
من یواشکی رفتم و پشت پرده را نگاه کردم.
** بقیه متن سانسور شده است **
از شیر موز فروشی بیرون اومدم و به خانه رفتم. خیلی خوب بود حتما فردا هم میام.


این هم جواب سوال ها :

1. در اولین جلسه ، بارتی کراوچ قبل از ورود چند ضربه به در زد ؟
الف) دو ضربه
ب) سه ضربه
ج) چهار ضربه
د) یک ضربه


2. کدامیک در مورد استاد صدق نمی کند ؟
الف ) چشمان آبی
ب) موهای قهوه ای کمرنگ
ج) لاغر و زیبا
د) قد بلند
بارتی کراوچ همۀ خصوصیات بالا را دارا است.

3. چرا کیف بارتی کراوچ برای دانش آموزان آشنا بود ؟
الف) ترم پیش با او بود
ب) خز بود
ج) متعلق به باب آگدن بود
د) موراد ب و ج


4. جلسه ی اول پرسی ویزلی کنار چه کسی نشسته بود ؟ کجای کلاس ؟
الف) انتها - آلبوس دامبلدور
ب) ابتدا - ماندانگاس فلچر
ج) انتها - پروفسور کوئیرل
د) ابتدا - عله پاتر


5. سه نفر از کسانیکه به ماگل ها کمک کردند را نام ببرید ... (تشریحی)
مرلین (Merlin) ، سوروسوس ملدین (Surusus Maldin) ، ایگنا مک توبی( Igna MC Tobi)

6. چرا جادوگران به ماگل ها در ساخت بناها کمک می کردند ؟ (تشریحی ... حداقل دو خط)

عدم نژاد پرستی ، کمک به هم نوع و یا هر چیز دیگه ای که باعث دوستی بین جادوگران و ماگل ها می شده .

7. دلیل خشانت بارتی کراوچ در جلسه دوم چه بود ؟
الف) دعوا کردن با همسرش گابریل دلاکور
ب) نرفتن به کلاس آلبوس دامبلدور
ج) بد بودن تکالیف دانش آموزان
د) بروز مشکلات با استرجس پادمور ، مدیریت مدرسه


8. در مورد خود ناپلئون بوناپارت حداقل 3 خط توضیح دهید ... (تشریحی)
ناپلئون بوناپارت (زاده ۱۵ اوت ۱۷۶۹ میلادی - درگذشته ۵ مه ۱۸۲۲ میلادی) نخستین امپراتور فرانسه در سال‌های ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۵ بود. وی در جزیره کرس در خانواده‌ای پرجمعیت بدنیا آمد. در آن زمان این جزیره جزء حکومت جنوا (واقع در ایتالیای امروزی) بود اما بعدها به اشغال فرانسه در آمد. ناپلئون که در ابتدا سرهنگی گمنام بود پس از انقلاب فرانسه به یکباره قدرت گرفت و وارث انقلاب شد

9. ناپلئون چگونه توانست ایتالیا را فتح کند ؟
الف) تسلیم شدن دولت ایتالیا
ب) کمک مردم آن کشور
ج) قوای جنگی زیاد
د) بیرون رفتن اتریشی ها


10. وجود چه کسی در جلسه دوم مایه ی تعجب بارتی کراوچ شد ؟
الف) بووبو
ب) امپراطور تاریکی
ج) برادر حمید
د) آرشام


11. چرا در جلسه سوم اول پست تدریس نیومد ؟
الف) وجود صفحه های سفید
ب) ننوشتن پست توسط بارتی کراوچ
ج) خرابی سایت
د) موارد ب و ج


12. یکی از تقویت کننده های خوب کدام است ؟
الف) موز
ب) شلیل
ج) طالبی
د) همه ی موارد


13. ماگل ها مصرف اصلیشون از شیر موز در چه هنگامیه ؟
الف) قبل از انجام اعمال بی ناموسی
ب) بعد از انجام اعمال بی ناموسی
ج) برای رفع گشنگی و تقویت جسمانی
د) بعد و قبل از انجام اعمال بی ناموسی


14. درست کردن شیر موز مقوی چگونه میسر (؟!) است ؟ (تشریحی)
2 عدد موز متوسط + یک لیتر شیر = شیر موز مقوی

15. چرا بارتی کراوچ در جلسه سوم گفت که دو دقیقه ی دیگر کلاس تمام می شود ؟ چرا منتظر خوردن زنگ نشد ؟ (تشریحی)

به این دلیل که در آن زمان برق رفته بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چوبدستی ساز معروف
چوب می خوای؟
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 8 مرداد 1387 14:22
نمایش جزئیات
آفلاین
سؤالات میان ترم


1. در اولین جلسه ، بارتی کراوچ قبل از ورود چند ضربه به در زد ؟
الف) دو ضربه
ب) سه ضربه
ج) چهار ضربه
د) یک ضربه
ه) مثل شتر سرشو انداخت اومد تو! ( گاهی وقت ها حقیقت لازمه!)


2. کدامیک در مورد استاد صدق نمی کند ؟
الف ) چشمان آبی
ب) موهای قهوه ای کمرنگ
ج) لاغر و زیبا
د) قد بلند


3. چرا کیف بارتی کراوچ برای دانش آموزان آشنا بود ؟
الف) ترم پیش با او بود
ب) خز بود
ج) متعلق به باب آگدن بود
د) موراد ب و ج


4. جلسه ی اول پرسی ویزلی کنار چه کسی نشسته بود ؟ کجای کلاس ؟
الف) انتها - آلبوس دامبلدور
ب) ابتدا - ماندانگاس فلچر
ج) انتها - پروفسور کوئیرل
د) ابتدا - عله پاتر


5. سه نفر از کسانیکه به ماگل ها کمک کردند را نام ببرید ... (تشریحی)

من
تو
او
ما
شما
آنها




6. چرا جادوگران به ماگل ها در ساخت بناها کمک می کردند ؟ (تشریحی ... حداقل دو خط)

به خاطره ، به خاطره ، به خاطره ، به خاطره ، برای اینکه ! برای اینکه ! اینکه ، اینکه ! چون ، چون ، زیرا ، زیرا ، اون ها ، اونها ! میخواستند که ساختمون ها استحکام بیشتری داشته باشه! اصلا دوست داشتند، به ما چه؟


7. دلیل خشانت بارتی کراوچ در جلسه دوم چه بود ؟
الف) دعوا کردن با همسرش گابریل دلاکور
ب) نرفتن به کلاس آلبوس دامبلدور
ج) بد بودن تکالیف دانش آموزان
د) بروز مشکلات با استرجس پادمور ، مدیریت مدرسه

گزینه ی الف : خیلی صحیحه! ولی اصولا خشن نمیشه بارتی؛ افسرده میشه!
گزینه ی ب : آخه مگه آلبوس تو رو راه میده تو کلاسش؟ با این حال این گزینه را صحیح میبینیم !


8. در مورد خود ناپلئون بوناپارت حداقل 3 خط توضیح دهید ... (تشریحی)

ناپلئون بوتاپارت کیه دیگه؟ این هم مگه آدم بوده ! یه چیزهایی میگه .. داره میگه امپراطور بوده .. ماله کجا بوده ؟ فرانسه ! ناپلئون داره میگه به ایران ... طمع داشته ! میخواسته ایران رو بگیره ! خاک تو سرت ، جا قحط (؟) بود؟ بعدش میگه که قرار داد فینکنشتاین ( یادم نیست! یه همچین چیزایی بود! ) رو اون تنظیم کرده که بعد زد زیرش ! ایول، چه گولاخیه !

9. ناپلئون چگونه توانست ایتالیا را فتح کند ؟
الف) تسلیم شدن دولت ایتالیا
ب) کمک مردم آن کشور
ج) قوای جنگی زیاد
د) بیرون رفتن اتریشی ها




10. وجود چه کسی در جلسه دوم مایه ی تعجب بارتی کراوچ شد ؟
الف) بووبو
ب) امپراطور تاریکی
ج) برادر حمید
د) آرشام


11. چرا در جلسه سوم اول پست تدریس نیومد ؟
الف) وجود صفحه های سفید
ب) ننوشتن پست توسط بارتی کراوچ
ج) خرابی سایت
د) موارد ب و ج | [ ج-- غلطه! این بارتی همیشه میندازه تقصیر سایت! --

جدا از شوخی گزینه ی د !


12. یکی از تقویت کننده های خوب کدام است ؟
الف) موز
ب) شلیل
ج) طالبی
د) همه ی موارد


13. ماگل ها مصرف اصلیشون از شیر موز در چه هنگامیه ؟
الف) قبل از انجام اعمال بی ناموسی
ب) بعد از انجام اعمال بی ناموسی
ج) برای رفع گشنگی و تقویت جسمانی
د) بعد و قبل از انجام اعمال بی ناموسی

14. درست کردن شیر موز مقوی چگونه میسر (؟!) است ؟ (تشریحی)

با دستگاه مخلطو کن ! یک لیتر شیر ، مقداری موز !

15. چرا بارتی کراوچ در جلسه سوم گفت که دو دقیقه ی دیگر کلاس تمام می شود ؟ چرا منتظر خوردن زنگ نشد ؟ (تشریحی)

چون میخواست بگه من خیلی وقت شناس هستم !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1387/5/8 14:33:17
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1387/5/8 14:37:23
[b]دیگه ب
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 7 مرداد 1387 22:58
نمایش جزئیات
آفلاین
1.یک رول بنویسید که حاوی بی ناموسی باشه. شیر موز هم توش باشه.

-صبر کن...صبر کن...اه واستا عزیزم...اینم قهر کردن داره...اه برو کنار بچه...واستا...اخه کجا میری عزیزم...صبر کن، یک لحظه...من توضیح میدم...

این دیالوگ های خز و خیل، مربوط به یک پسر قدبلند، با موهای بلوند، پوستی فوق العاده سیفیت میفید، چشمان ابی و هیکلی ورزیده، تقریبا هجده نوزده ساله بود که در کوچه ی دیاگون به دنبال دختری پری چهره میدوید و مردم حیرت زده و معترض را با عصبانیت از سر راهش کنار میزد. در حالی که سعی داشت از بین جمعیت راهش را باز کند و به دنبال دختر برود، این سخنان یکی از یکی ابگوشتی تر را با صدای وسیعی وسط خیابان داد میزد و هیچ توجهی به این مسئله ی غیر قابل انکار نداشت که تقریبا همه جماعت موجود در کوچه ی دیاگون، با حالتی مابین ((ما چه بیکاریم)) و ((ما چه فوضولیم)) و همچنین ((شما چقدر خزین)) به او زل زده اند!

-صبر کن...به خدا اونی که دیدی خواهر ناتنی ام بود؛ ببخشید خانم...اه...خانم برو کنار دیگه دهه!
-وا...بیا خب اقا رد شو! همه عصبی شدن!!
-عزیزم، عشق من...اقا برو کنار...دختر خوب، صبر کن، صبر کن...واستا؛ فقط یک لحظه اگر به حرفام گوش کنی...

سرانجام دخترک ایستاد و با چشمانی بارانی، نگاهی سرزنش امیز به پسر انداخت؛ بعد با صدای دل انگیزی میان هق هق و فخ فخ شروع به صحبت کرد که باعث شد هرکی هم تو دیاگون متوجه ان دو نشده به سرعت خود را به معرکه برساند!

-خیلی نامردی! خیلی پستی! چقدر صبر کردم؟ چقدر به خاطرت جلوی بابام واستادم؟ هی امروز فردا کردی! یک روز گفتی کار ندارم...یک روز گفتی پول ندارم...یک روز گفتی بابام مریض شده...حالا هم که جلو من میری دست این دختره ایکبیری رو میگیری میگی دوستته؟؟ تو منو فروختی...تو یک نامردی...اوهو اوهو(وای چه هندی شد!!)
-عزیزم این کارا چیه؟! خب دروغ نگفتم که...دوستم...نه...اهم اهم...یعنی دوست بابام بود!!
-
-نه خب منظورم اینه باباش دوست بابام بود! حالا یکی بود دیگه مهم اینه تو عشق منی.
-راست میگی؟:ygirn:
-دروغم چیه.

و در هینی که این دو دلداده با چشمانی پر از عشق به هم نگاه میکنند، جماعت تصمیم میگیرن هرچه سریعتر محل رو تخلیه کنند!

پسر دستی به سرو گوش() دختر میکشه و میگه:

-عزیزم امروز خیلی خسته شدی. بیا بریم خونه ما یک شیر موز بدم بخوری تقویت بشی!
-باشه بریم.

ساعتی بعد خونه ی پسر
پسر به ارامی کنار دختر نشست و یک گالون شیر موز به دستش داد. در طولی که دختر داشت شیر موزش را ارام ارام میخورد، پسرک دستش را دور کمر دختر حلقه کرد و گفت:

-عزیزم چه کمر ظریف و باریکی داری!
-قرت، قرت.

پسر دستی به موهای دختر کشید و گفت:

-عزیزم چه موهای نرم و زیبایی داریم!
-قرت، قرت.
-عزیزم چه گونه های لطیفی داری!
-قرت، قرت.
-عزیزم چه دستای قشنگی داری!
-قرت، قرت.
-عزیزم چه...
-قرت، قرت.
.
.
.
.
.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریتا اسکیتر در 1387/5/7 23:12:03
... بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم...
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 7 مرداد 1387 17:51
نمایش جزئیات
آفلاین
1. در اولین جلسه ، بارتی کراوچ قبل از ورود چند ضربه به در زد ؟
الف) دو ضربه
ب) سه ضربه
ج) چهار ضربه
د) یک ضربه


2. کدامیک در مورد استاد صدق نمی کند ؟
الف ) چشمان آبی
ب) موهای قهوه ای کمرنگ
ج) لاغر و زیبا
د) قد بلند
دروغه ! همه موارد صدق می کند !

3. چرا کیف بارتی کراوچ برای دانش آموزان آشنا بود ؟
الف) ترم پیش با او بود
ب) خز بود
ج) متعلق به باب آگدن بود
د) موراد ب و ج


4. جلسه ی اول پرسی ویزلی کنار چه کسی نشسته بود ؟ کجای کلاس ؟
الف) انتها - آلبوس دامبلدور
ب) ابتدا - ماندانگاس فلچر
ج) انتها - پروفسور کوئیرل
د) ابتدا - عله پاتر


5. سه نفر از کسانیکه به ماگل ها کمک کردند را نام ببرید ... (تشریحی)

1- سوروسوس مالدین 2- ایگنا مک توبی 3- مرلین

6. چرا جادوگران به ماگل ها در ساخت بناها کمک می کردند ؟ (تشریحی ... حداقل دو خط)
در زمان های قدیم ، چیزی به نام جادو هرگز وحشت در دل ماگل ها نمی انداخت . جادوگران و ماگل ها در کنار یکدیگر به راحتی زندگی می کردند . در نتیجه برای کمک به هم نوع جادوگران به ماگل ها کمک می کردند چون ماگل ها توانایی بسیاری از کار ها را نداشتند .

7. دلیل خشانت بارتی کراوچ در جلسه دوم چه بود ؟
الف) دعوا کردن با همسرش گابریل دلاکور
ب) نرفتن به کلاس آلبوس دامبلدور
ج) بد بودن تکالیف دانش آموزان
د) بروز مشکلات با استرجس پادمور ، مدیریت مدرسه
موارد جیم و دال

8. در مورد خود ناپلئون بوناپارت حداقل 3 خط توضیح دهید ... (تشریحی)
ناپلئون بوناپارت (زاده ۱۵ اوت ۱۷۶۹ میلادی - درگذشته ۵ مه ۱۸۲۲ میلادی) نخستین امپراتور فرانسه در سال‌های ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۵ بود. وی در جزیره کرس در خانواده‌ای پرجمعیت بدنیا آمد. او ابتدا سرهنگی گمنام بود اما با انقلاب فرانسه قدرت یافت و جنگ های بیشماری کرد و بسیاری از کشور های اروپا را مطیع خود کرد !

9. ناپلئون چگونه توانست ایتالیا را فتح کند ؟
الف) تسلیم شدن دولت ایتالیا
ب) کمک مردم آن کشور
ج) قوای جنگی زیاد
د) بیرون رفتن اتریشی ها


10. وجود چه کسی در جلسه دوم مایه ی تعجب بارتی کراوچ شد ؟
الف) بووبو
ب) امپراطور تاریکی
ج) برادر حمید
د) آرشام


11. چرا در جلسه سوم اول پست تدریس نیومد ؟
الف) وجود صفحه های سفید
ب) ننوشتن پست توسط بارتی کراوچ
ج) خرابی سایت
د) موارد ب و ج


12. یکی از تقویت کننده های خوب کدام است ؟
الف) موز
ب) شلیل
ج) طالبی
د) همه ی موارد


13. ماگل ها مصرف اصلیشون از شیر موز در چه هنگامیه ؟
الف) قبل از انجام اعمال بی ناموسی
ب) بعد از انجام اعمال بی ناموسی
ج) برای رفع گشنگی و تقویت جسمانی
د) بعد و قبل از انجام اعمال بی ناموسی


14. درست کردن شیر موز مقوی چگونه میسر (؟!) است ؟ (تشریحی)
2 عدد موز متوسط + یک لیتر شیر = شیر موز مقوی

15. چرا بارتی کراوچ در جلسه سوم گفت که دو دقیقه ی دیگر کلاس تمام می شود ؟ چرا منتظر خوردن زنگ نشد ؟ (تشریحی)

زیرا مثل همیشه برق نبود !!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پیوز در 1387/5/7 23:18:32
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 7 مرداد 1387 17:37
نمایش جزئیات
آفلاین
روزی از روز ها – ایران

- « عزیزم .... شیرموز برات بیارم ؟ »

- « آره ... دو تا بیار با هم بخوریم !»

پسر جوانی با مو های فرفری و قیافه عنتری () وارد اتاق شد و یکی از دو لیوان شیرموز را به دختر زیبایی که مقابلش بود داد. دختر به تازگی شهره خاص و عام شده بود و این بیشتر پسر را برای کاری که منتظرش بود تحریک می کرد.

سرانجام وقتی دو لیوان شیرموز تمام شد و هر دو نفر بسیار تقویت شدند پسر در کنار دختر نشست و دستش را در گردن او انداخت و دست دیگرش شئ مجهول الهویه ای را مالش داد

دختر که تلاش می کرد مقابل هوس های نفسانی خودش بایستد کمی خودش را عقب کشید. لحظاتی سپری شد و دختر و پسر در چشمان یکدیگر خیره شدند و سپس لب هایشان در لحظه ای پر از احساس به هم گره خورد و در دقایق بعدی لباس هایشان از تنشان خارج شد و اتفاقات بعدی بسیار سریع رخ داد ... آنقدر سریع که دختر نفهمید ...

{توسط مدیر حذف شد . استرجس : بوقی چرا اینقدر بیناموسی ؟ }

و بعد دختر ناگهان به خود آمد. با یک حرکت خود را عقب کشید و دستش به لیوان شیرموزی خورد که ذرات موز و قطره های شیر هنوز بر بدنه آن خودنمایی می کرد ... لیوان به زمین افتاد و شکست !

پسر سرانجام دوربین موبایلش را خاموش کرد .. اما دیگر دیر شده بود. دختر لباس هایش را پوشیده و رفته بود ... و پسر در حالی که لبخند شیطانی ای بر لب داشت وردی را زمزمه کرد و به شکل بارتی کراوچ درآمد

چند ماه بعد – خانه ای در تاریکی

پسر در حالی که اینبار نتوانسته بود مبالغ هنگفتی ، حق السکوت از دختر بگیرد به دوستش گفت : « ببین ، {توسط مدیر حذف شد ! } جان ، اون دختره که کاملا اتفاقی اسمش {توسط مدیر حذف شد !} هست حالا در اوج محبوبیته ! به خصوص بعد از فیلم {توسط کوئیرل حذف شد !} ... حالا این فیلم بیناموسی رو پخش می کنیم و فرار می کنیم ! به نظرت جالب نیست ؟ »

{راجر : بوقی چرا از شخصیت های غیر هری پاتری استفاده می کنی ؟ }

{کوئیرل : تبلیغات فیلم های مشنگ ها رو میکنی ؟ }

پسر دیگر لبخندی زد و گفت : « فوق العاده است !!!»

ویرایش شده توسط استرجس پادمور در تاریخ 18:00:00دوشنبه 7 مرداد 1387
ویرایش شده توسط راجر دیویس در تاریخ 18:03:23دوشنبه 7 مرداد 1387
ویرایش شده توسط پروفسور کوئیرل در تاریخ 18:04:06دوشنبه 7 مرداد 1387

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پیوز در 1387/5/7 17:40:25
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: یکشنبه 6 مرداد 1387 23:59
نمایش جزئیات
آفلاین
سؤالات میان ترم




1. در اولین جلسه ، بارتی کراوچ قبل از ورود چند ضربه به در زد ؟
الف) دو ضربه
ب) سه ضربه
ج) چهار ضربه
د) یک ضربه


2. کدامیک در مورد استاد صدق نمی کند ؟
الف ) چشمان آبی
ب) موهای قهوه ای کمرنگ
ج) لاغر و زیبا
د) قد بلند


3. چرا کیف بارتی کراوچ برای دانش آموزان آشنا بود ؟
الف) ترم پیش با او بود
ب) خز بود
ج) متعلق به باب آگدن بود
د) موراد ب و ج


4. جلسه ی اول پرسی ویزلی کنار چه کسی نشسته بود ؟ کجای کلاس ؟
الف) انتها - آلبوس دامبلدور
ب) ابتدا - ماندانگاس فلچر
ج) انتها - پروفسور کوئیرل
د) ابتدا - عله پاتر


5. سه نفر از کسانیکه به ماگل ها کمک کردند را نام ببرید ... (تشریحی)


6. چرا جادوگران به ماگل ها در ساخت بناها کمک می کردند ؟ (تشریحی ... حداقل دو خط)


7. دلیل خشانت بارتی کراوچ در جلسه دوم چه بود ؟
الف) دعوا کردن با همسرش گابریل دلاکور
ب) نرفتن به کلاس آلبوس دامبلدور
ج) بد بودن تکالیف دانش آموزان
د) بروز مشکلات با استرجس پادمور ، مدیریت مدرسه


8. در مورد خود ناپلئون بوناپارت حداقل 3 خط توضیح دهید ... (تشریحی)


9. ناپلئون چگونه توانست ایتالیا را فتح کند ؟
الف) تسلیم شدن دولت ایتالیا
ب) کمک مردم آن کشور
ج) قوای جنگی زیاد
د) بیرون رفتن اتریشی ها


10. وجود چه کسی در جلسه دوم مایه ی تعجب بارتی کراوچ شد ؟
الف) بووبو
ب) امپراطور تاریکی
ج) برادر حمید
د) آرشام


11. چرا در جلسه سوم اول پست تدریس نیومد ؟
الف) وجود صفحه های سفید
ب) ننوشتن پست توسط بارتی کراوچ
ج) خرابی سایت
د) موارد ب و ج


12. یکی از تقویت کننده های خوب کدام است ؟
الف) موز
ب) شلیل
ج) طالبی
د) همه ی موارد


13. ماگل ها مصرف اصلیشون از شیر موز در چه هنگامیه ؟
الف) قبل از انجام اعمال بی ناموسی
ب) بعد از انجام اعمال بی ناموسی
ج) برای رفع گشنگی و تقویت جسمانی
د) بعد و قبل از انجام اعمال بی ناموسی


14. درست کردن شیر موز مقوی چگونه میسر (؟!) است ؟ (تشریحی)


15. چرا بارتی کراوچ در جلسه سوم گفت که دو دقیقه ی دیگر کلاس تمام می شود ؟ چرا منتظر خوردن زنگ نشد ؟ (تشریحی)




*همه ی سؤالات شامل 2 امتیاز هستند و با دادن جواب درست به هر سؤال شما 2 امتیاز می گیرید*

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: یکشنبه 6 مرداد 1387 21:44
نمایش جزئیات
آفلاین
استاد ! استاد ! یک پست ماگلی گفتید بزنیم ، اینم ماگلی !

2. تکلیف آزاد ... هر چی می خواین بنویسین ، ولی به ماگل ها ربط داشته باشه (30 امتیاز)

کمی هم از شیرموز داخلش ریختیم؛ کمی هم سعی کردیم کوتاه باشد! کمی هم عاشقانه!

----

سال بوق و اندی !
کشتی تایتانیک !


یک پسر جوان و خوش تیپ ، به سوی کشتی بزرگ و غول پیکری دوید . روی کشتی با حروف طلایی رنگی نام « تایتانیک » نقش بسته بود .

به سوی کشتی دوید ، سکه هایی که روی دوشش بود چلق چلق صدا میکرد ! آرزویش این بود که با کشتی سفر کند ؛ مهم نبود به کجا ! فقط سوار کشید کند .. بو کند !

- جک! خدانگهدار! تصویر تغییر اندازه داده شده

حالا سوار کشتی شده بود. دستش را برای دوستانش تکان داد. به سمت دریا نگاه کرد، بی انتها و آبی بود ! نور طلایی رنگ خورشید را با زیبایی تمام بازتاب میکرد . جک تنفس کرد ؛ بوی آب و شوری دریا را حس !

جک دستش را بلند کرد و دستش با شدت در دهان دختری کوبیده شد! دختری زیبا ، با موهای فر و قرمز رنگ ! خیلی زیبا بود. جک لبخند زد.

- ببخشید خانم، طوری اتون که نشد؟
- وای! شما چقدر شبیه لِئوناردو دیکاپریو هستید! تصویر تغییر اندازه داده شده
- ولی شما شبیه کَت ..

دختر قبل از اینکه جک بتواند کلمه ای صحبت کند، او را در آغوش کشید و با شدت با او صمیمی شد.

چند ساعت بعد

جک و رز روی یک صندلی روبروی دریا نشسته بودند. پشت آنها عرشه ی بزرگ کشتی بود، که خالی به نظر میرسید. رز لباسی سرتاسر قرمز تنش بود و به شدت زیبا شده بود.

- رز، ای اس ال میدی پلیز؟
- اف، تِه (!)، شونزده!
- وای چه دافی! من هم، اِم، اُس*، هجده!

و لاو غیره میترکونند.

چند روز بعد

رُز ، همان دختر مو قرمز وارد اتاقک خودش شد. اتاق کوچک ولی شلوغی بود. یک تخت خواب آماده شده بود، و روبروی آن جک با تخته شاسی اش نشسته بود.

- رز! رز گل من!
- اومدم هانی. صبرکن، دارم واست شیر موز میارم که پر شی!!
- تو خودت شیر موزی!

رز با اشوه (ع) روبروی جک دم در ایستاد. و سپس با همان حالت به او نزدیک شد، در حالی که با سرعت نور پلک میزد و کم کم از میان پلک هایش دود بلند میشد!

جک: رُز!
رز: جک!
جک:رز!
رز:جک!
(کپی رایت بای چو! )

.
.
.
.

و این رازونیاز تا بعد از نقاشی از رز ادامه یافت!

چند ماه بعد!

رز و جک، سر کشتی ایستاده بودند. دستانشان به این صورت باز بود : -----> ( نکته کنکوری داشت ها ! )
و با لبخند عاشقانه ای به هم؛ گهگاهی همدیگر را نگاه میکردند.

آنهاروی عرشه ی کشتی بودند و با هم میرقصیدند که ناگهان کشتی محکم به صخره ای یخی برخورد کرد. به هوا پرتاب شد و سپس، روی هوا برگشت.

همه ی آدم های کشتی از آن افتادند درون دریا و سپس، همه مَُردند و هیچ کس را نتوانستند با قایق نجات دهند! رز و جک نیز هردو درون دریا افتادند.

سپس، آن دو نیز یخ بستند! بیناموس ها درون یک قالب با هم یخ زدند و تا ابد؛ زیر دریا ماندند!

----

*: اُس = اُسگولستان ! تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]دیگه ب
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: یکشنبه 6 مرداد 1387 15:13
نمایش جزئیات
آفلاین
2. تکلیف آزاد ... هر چی می خواین بنویسین ، ولی به ماگل ها ربط داشته باشه (30 امتیاز)

بارو – آشپزخانه ویزلی ها

جینی ، غرق در تکالیفش بود ، درحالیکه بی توجه به مرکب سیاهی که از نوک قلم پرش می چکید ، آنرا نوک زبانش گذاشته بود و فکر می کرد .

مالی سبد رخت های خشک شده را به داخل آورد . نگاهی به جینی انداخت و لبخند زد : نمیدونم اگه این دوقلوهای وروجک یه خورده مث تو به درساشون اهمیت میدادن چی کم میشد ازشون ! اون قلم پرم از دهنت بیار بیرون ، از ریخت افتادی !

جینی با گیجی قلم پر را از دهانش در آورد و به آن خیره شد : هوون ؟ اوهوون !

و دوباره به فکر فرو رفت : آخه اینم شد تکلیف ؟ این پروفسور بارتی هم دلش خوشه ها ! من تو عمرم یه ماگلم ندیدم ، چه جوری در موردشون بنویسم ؟ ( صدایش را بلند کرد ) مامی ! تو ، تا حالا چن تا ماگل دیدی ؟

مالی ( با تفکر ) : هووووووووووووم ! به گمونم خیلی ! یه بار یه زن و شوهر ماگلو دیدم که داشتن از جاده کناری ما می رفتن شهرو گم شده بودن ! یه بارم یه عده شون اومده بودن پیک نیک ، اینقده هم خنگ بودن که نگو ! وسایلشونو با دست میذاشتن رو زمین ... حتی زیراتندازشونو دو نفری گرفته بودن و پهن میکردن ! چقدر من و باباتون بهشون خندیدیم ( از تجسم این خاطره لبخندی بر لبانش نقش می بندد )

جینی : اون روزی که پیک نیکشونو دیدی ، شیرموزم داشتن ؟

مالی ( فکورانه ) : نمی دونم ! ( کلافه می شود ) تو هم چه سوالا می پرسی ها ! اگه میخوای ماگلا رو ببینی یه سر برو دهکده کناری ! ولی تنها نرو ، امروز هری نهار پیش ماست . اون ماگلا رو دیده و میشناسه . یا از اون سوالاتو بپرس یه همراش برو دهکده .

----------

بعد از ظهر – دهکده کناری

هری و جینی در میدان مرکز شهر ایستاده اند .

هری : خوب جینی ، کجاشو میخواستی ببینی ؟

جینی : میخوام بریم شیرموز فروشی ، ببینم شیرموزو چطوری درست می کنن !

هری : بابا هزار بار برات توضیح دادم ، هنوز نگرفتی ؟

جینی : نوچ ! باید با چشمام کار اون دستگاهه رو ببینم !

وارد مغازه همه کاره ای می شوند که هر خرت و پرتی در آن یافت می شد .

هری : دو تا شیرموز لطفا !

جینی با چشمانی که از حیرت اندازه دو تا نعلبکی سایز غول های کوهستان شده به دستگاه مخلوط کن زل می زند . سیم دستگاه را باچشمانش دنبال می کند تا به پریز می رسد .

جینی ( با خود فکر می کند ) : اون تو چیه ؟ غلط نکنم یه چیزی اونجاس که یواشکی این وسیله هه رو می چرخونه ! باید سر از کارش در بیارم

شیرموزها آماده شده ، خورده می شوند .

-------------

نصفه شب – دهکده کناری – کنار دیوار مغازه شیرموز فروشی

سایه ای سیاه به آهستگی زمزمه می کند الوهومورا ! در باز می شود و سایه سیاه وارد می شود . به کنار پریز برق می رسد و سیم مخلوط کن را از آن خارج می کند . با چوبدستی خود نوری را روشن می کند و در اطراف به دنبال وسیله ای باریک می گردد . سرانجام یک سیخ مخصوص کباب پیدا می کند .

سایه سیاه : الان می فهمم اون تو چه خبره

و سیخ را در پریز فرو می کند ....

صدای جیغ .... لرزش شدید .... اخبار فردای روزنامه :


شب گذشته سارقی ناشناس وارد سوپر دهکده شد و به دلیلی نامعلوم یک سیخ را در پریز برق فرو کرد و جان باخت . از انگیزه این فرد برای انجام این کار اطلاع دقیقی در دست نیست . منابع آگاه اذعان می دارند که احتمالا ، این دختر نوجوان در پی شکستی عشقی قصد خودکشی داشته و عملی ترین راه را انتخاب کرده است .

صاحب سوپر در این باره اظهار می دارد : دخترۀ ..... ( به دلیل رکیک بودن کلمات ، سانسور شدند ) نمی دونم چرا واسه مردن مغازه من بدبختو انتخاب کرده ! یکی نیست بگه فلان فلان شده ، خوب برو سیختو بکن تو پریز خونه خودت ، حالا من از کجا ننه باباشو پیدا کنم .....

از نوشتن ادامه سخنان این فرد معذوریم !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در 1387/5/6 15:28:13
ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در 1387/5/7 13:36:40
ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در 1387/5/7 13:38:19
ویرایش شده توسط مورگانا لی فای در 1387/5/7 14:19:05
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: شنبه 5 مرداد 1387 21:17
نمایش جزئیات
آفلاین
به خواست دانش آموزان و به صلاح دید خودم ، خیر از تکلیف فوق الذکر ، تکلیفی دیگر در نظر گرفته ام که هر کدام 30 امتیاز هست و شما باید یکی را انتخاب کرده و بالای پستتان قرار داده و سپس رول خود را بنویسید ...

تکالیف :
1. یک رول بنویسید که حاوی بی ناموسی باشد . شیر موز هم توش باشه (30 امتیاز)
2. تکلیف آزاد ... هر چی می خواین بنویسین ، ولی به ماگل ها ربط داشته باشه (30 امتیاز)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!