گیلدروی: فایر این ده هول... فایر این ده هول... نارنجک انداختن!
گیلدی دوباره بلا رو میذاره رو کولش میره پشت میز...بلا سریع دهنشو میبنده، روشو میکنه اونور
گیلدی: مگه تنفس مصنوعی نمیخوای؟ خوب اشکال نداره!
چوب دستیشو از بالای میز میاره بیرون، شروع میکنه به چرخوندن... دماغ های گراپ پخش میشه تو سالن!
مردی سفید با ریش:
بلا: هوشت... هوشت... گیلدی اونجارو نیگاه کن!
ریش مردی سفید با ریشو نشون میده که تا پشت میز اومده (مردی سفید با ریش بعد از اینکه ریششو تو شکنجه گاه زدن دوباره ریش دراورده)
گیلدی: ایول...بگیر بکشش!
بلا ریش مردی سفید با ریشو میگیره، با تمام زورش میکشه!
بلا: ایشششش....بیا اینا رو بگیر، ریشش موند تو دستم!(ریشای مردی سفید با ریش که مونده بود تو دستشو میده به گیلدروی)
گیلدی: خوب ضرر نداره...شاید به یه دردی خورد! گراپ چرا وایساده اونجا؟؟ خیلی دوره که...
بلا: من میدونم چی کار کنم! ( یه کله ملق میزنه از پشت میز میره کنار )
بلا با تمام سرعت میدوئه طرف گراپ، ازش میره بالا!
بلا در گوش گراپ: اون یارو ریش بلندو رو میبینی؟ اسمش شامه!
گراپ:
مردی سفید با ریش:
ای خدا...
گیلدی دوباره بلا رو میذاره رو کولش میره پشت میز...بلا سریع دهنشو میبنده، روشو میکنه اونور
گیلدی: مگه تنفس مصنوعی نمیخوای؟ خوب اشکال نداره!
چوب دستیشو از بالای میز میاره بیرون، شروع میکنه به چرخوندن... دماغ های گراپ پخش میشه تو سالن!
مردی سفید با ریش:

بلا: هوشت... هوشت... گیلدی اونجارو نیگاه کن!
ریش مردی سفید با ریشو نشون میده که تا پشت میز اومده (مردی سفید با ریش بعد از اینکه ریششو تو شکنجه گاه زدن دوباره ریش دراورده)
گیلدی: ایول...بگیر بکشش!
بلا ریش مردی سفید با ریشو میگیره، با تمام زورش میکشه!
بلا: ایشششش....بیا اینا رو بگیر، ریشش موند تو دستم!(ریشای مردی سفید با ریش که مونده بود تو دستشو میده به گیلدروی)
گیلدی: خوب ضرر نداره...شاید به یه دردی خورد! گراپ چرا وایساده اونجا؟؟ خیلی دوره که...
بلا: من میدونم چی کار کنم! ( یه کله ملق میزنه از پشت میز میره کنار )
بلا با تمام سرعت میدوئه طرف گراپ، ازش میره بالا!
بلا در گوش گراپ: اون یارو ریش بلندو رو میبینی؟ اسمش شامه!
گراپ:

مردی سفید با ریش:
ای خدا...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!


)