ادامه سخنرانی مرلین در بهشت زهرا:
مرلین:من دولت تعیین می کنم
مرلین:من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم
مرلین : من به پشتیبانی این ملت تو دهن این دولت می زنم
ملت:الله اکبر مرلین رهبر ---الله اکبر مرلین رهبر
مرلین:کسانی که از دولت پیشین به ما ملحق شوند ما می بخشیمشان
ملت :الله اکبر مرلین رهبر
مرلین:من دولت تعیین می کنم
مرلین:لیکن من تو دهن این دولت می زنم
مرلین:این آقا که نه خودش و نه اطرافیانش قبولش ندارند لیکن عده ای هستند که طرف او هستند و می خواهن بگویند که اینها ملت هستند لیکن این ملت ما است
مرلین دست را به اشاره به مردم حاضر نشان می دهد
ملت:تا خون در رگ ماست مرلین رهبر ماست
مرلین با اشاره دست به سمت پایین مردم را خاموش می کند
ادامه دارد...
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
19 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
17
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
[[chat]] باجه تلفن وزارتخانه (ارتباط با مسئولان)
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

مرلین در فرانسه:یاران من همان بچه های شیر خواره هستند....
دالاهوف که داشت از اخبار گوش میکرد:
دالاهوف:
یا قمر بنی هاشم!
-----
تضاهرات
ملت:قسم به خاک شهدا کاخ کینگزلی را به خاک و خون میکشیم!!
دالاهوف که رئیس ساواک بود با تانک میاد......
دالاهوف:تا 3 میشمارم اگه کسی از اینجا بره که خوش اومده ولی اگه نره کریچر رو میندازم به جونش....
کریچر:من آمادم قربان!
ملت فرار کردند.......(ولی دوباره سروکلشون پیدا شد)
ملت:ما میگیم کینگزلی رو نمیخوایم بعد دالاهوف پیدا میشه!
دالاهوف:
دالاهوف به افراد ساواک که همان جاسم...نوممد.....چراقعلی....عوضعلی و.....هستند دستور میده که کریچر را آماده کنند و 2 هواپیمای f16 برای مقابله با این شورشیان بپردازند!
هرمیون که طلبه ی دختری است که از همان اول طرفدار پرو پا قرص مرلین بوده و در حوزه ی علمیه هم شاگر مرلین بوده از راه میرسه و میره جلوی دالاهوفوا میسته!
دالاهوف:برو کنار خواهر!
هرمیون:
نمیرم!
دالاهوف:جاسم.....کریچر آماده اس؟
جاسم:بله قربان!
دالاهوف:پس بدش به من!
جاسم:بفرما!
کریچر:
هرمیون:وا.......
دالاهوف کریچر رو میندازه رو سرو کله ی هرمیون....
کریچر: :bigkiss:
هرمیون:
دالاهوف:
تا تو باشی با افراد ساواک درست رفتار کنید...!
دالاهوف:ببریدش زندان...ناخناشو بکشند!
هرمیون:
مرلین همه یما رو نجات میده!!
دالاهوف:بیش بین با حال نریم!
--------
مرلین در هواپیما(حرکت به سوی وطن)
خبرنگار میره طرف مرلین!
خبرنگار:جناب مرلین کبیر ...الان که دارید میرید وطن چه احساسی دارید؟
مرلین:هیچ احساسی!
خبرنگار:
سخنرانی مرلین در بهشت زهرا:
مرلین:من دولت تعیین میکنم!
مرلین:ممن بر دهن این دولت میزنم!
(ادامه ی داستان در قسمتهای بعد.(در همین تاپیک)
دالاهوف که داشت از اخبار گوش میکرد:
دالاهوف:
یا قمر بنی هاشم!-----
تضاهرات
ملت:قسم به خاک شهدا کاخ کینگزلی را به خاک و خون میکشیم!!
دالاهوف که رئیس ساواک بود با تانک میاد......
دالاهوف:تا 3 میشمارم اگه کسی از اینجا بره که خوش اومده ولی اگه نره کریچر رو میندازم به جونش....
کریچر:من آمادم قربان!
ملت فرار کردند.......(ولی دوباره سروکلشون پیدا شد)
ملت:ما میگیم کینگزلی رو نمیخوایم بعد دالاهوف پیدا میشه!
دالاهوف:
دالاهوف به افراد ساواک که همان جاسم...نوممد.....چراقعلی....عوضعلی و.....هستند دستور میده که کریچر را آماده کنند و 2 هواپیمای f16 برای مقابله با این شورشیان بپردازند!
هرمیون که طلبه ی دختری است که از همان اول طرفدار پرو پا قرص مرلین بوده و در حوزه ی علمیه هم شاگر مرلین بوده از راه میرسه و میره جلوی دالاهوفوا میسته!
دالاهوف:برو کنار خواهر!
هرمیون:
نمیرم!دالاهوف:جاسم.....کریچر آماده اس؟
جاسم:بله قربان!
دالاهوف:پس بدش به من!
جاسم:بفرما!
کریچر:
هرمیون:وا.......
دالاهوف کریچر رو میندازه رو سرو کله ی هرمیون....
کریچر: :bigkiss:
هرمیون:
دالاهوف:
تا تو باشی با افراد ساواک درست رفتار کنید...!دالاهوف:ببریدش زندان...ناخناشو بکشند!
هرمیون:
مرلین همه یما رو نجات میده!!دالاهوف:بیش بین با حال نریم!
--------
مرلین در هواپیما(حرکت به سوی وطن)
خبرنگار میره طرف مرلین!
خبرنگار:جناب مرلین کبیر ...الان که دارید میرید وطن چه احساسی دارید؟
مرلین:هیچ احساسی!
خبرنگار:
سخنرانی مرلین در بهشت زهرا:
مرلین:من دولت تعیین میکنم!
مرلین:ممن بر دهن این دولت میزنم!
(ادامه ی داستان در قسمتهای بعد.(در همین تاپیک)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

گزارشگر: بله بینندگان عزیز ما الان در میان موج تظاهرات مردم هستیم
مردم: تا خون در رگ ماست*** فاج وزیر وقت ماست
مردم: می کشم می کشم ****آن که برادرم کشت
کریشیو , اواکدوارا , استیپو فای دیگر اثر ندارد......
گزارشگر: ببخشید آقا نظر شما در مورد تبعید مرلین چیه؟
آقاهه: اینا اسلام را ناموس را شرف را و تاریخچه ی ما را به بازی گرفته اند این استکباران خیلی پر رو هستند
گزارشگر: بله هم اکنون وانت حامل فاج داره از جلوی ما رد میشه و مردم رو سر رو ی اون میپرن
مردم: مرگ بر اسموت , مرگ بر اسموت , مرگ بر اسموت
گزارشگر: جوانان غیور این سرزمین هم چون دیگران دست به مبارزه زدن و به زودی شاهد حملات انحتاری آن ها خواهیم بود
مردم: تا خون در رگ ماست*** فاج وزیر وقت ماست
مردم: می کشم می کشم ****آن که برادرم کشت
کریشیو , اواکدوارا , استیپو فای دیگر اثر ندارد......
گزارشگر: ببخشید آقا نظر شما در مورد تبعید مرلین چیه؟
آقاهه: اینا اسلام را ناموس را شرف را و تاریخچه ی ما را به بازی گرفته اند این استکباران خیلی پر رو هستند
گزارشگر: بله هم اکنون وانت حامل فاج داره از جلوی ما رد میشه و مردم رو سر رو ی اون میپرن
مردم: مرگ بر اسموت , مرگ بر اسموت , مرگ بر اسموت
گزارشگر: جوانان غیور این سرزمین هم چون دیگران دست به مبارزه زدن و به زودی شاهد حملات انحتاری آن ها خواهیم بود
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
جزئیات کاربر

پس از اطلاع یافتن جادوگران ازادی خواه از دستگیری مرلین کبیر و تبعیدش به فرانسه جنگ خونینی بین جادوگران طرفدار ازادی مرلین کبیر با مآمورین kk{مخفف کینگزلی و کرام} در گرفت 8.5 جادوگر مآمور kk که دچار افسون شوم استیوپای مردمی شده بودن به بیمارستان سنت مانگو منتقل شدن و
جادوگران عادی که از ترس دستگیری توسط مامورینkk به بیمارستان منتقل نشده بودن در کوچه جیاگون سرگردان شدن و با تلاش جادوگران بدون مرز به خانه ی جادوگران فداکار و از جان گذشته منتقل شدند
جادوگران عادی که از ترس دستگیری توسط مامورینkk به بیمارستان منتقل نشده بودن در کوچه جیاگون سرگردان شدن و با تلاش جادوگران بدون مرز به خانه ی جادوگران فداکار و از جان گذشته منتقل شدند
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ما به آن سید و این میر اردادت داریم
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
[url=http://us.battle.net/wow/en/character/burning-legion/
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
[url=http://us.battle.net/wow/en/character/burning-legion/
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/10/21
تولد نقش: 1398/05/26
آخرین ورود: چهارشنبه 7 مرداد 1405 23:32
از: برزخ
پستها:
1686
شغل
شهردار لندن، مترجم دیوان جادوگران

روزنامه اطلاعات جادويي:
مرلين كبير به فرانسه تبعيد شد!
طبق اخبار رسيده روحاني مبارز حاج مرلين كبير نيمه شب گذشته توسط ماموران ساواك دستگير و به زندان و از آن طرف به فرانسه تبعيد شد.
بر طبق اين خبر... مردم به خيابونا ريختن و به كوكتولملوتوف جادويي جيپهاي پرنده ديكتاتور كينگزلي رو منفجر كردن.
مردم: ما اهل اينجا نيستيم مرلين تنها نماند!
كرام با بلندگو: به شما اخطار ميشه اگر سريعتر به خونه هاتون برنگرديد توسط ماموران استوپيفاي بار(نوعي تيربار؟) ميشين! بابا مهر بورزيد.
مرلين كبير به فرانسه تبعيد شد!
طبق اخبار رسيده روحاني مبارز حاج مرلين كبير نيمه شب گذشته توسط ماموران ساواك دستگير و به زندان و از آن طرف به فرانسه تبعيد شد.
بر طبق اين خبر... مردم به خيابونا ريختن و به كوكتولملوتوف جادويي جيپهاي پرنده ديكتاتور كينگزلي رو منفجر كردن.
مردم: ما اهل اينجا نيستيم مرلين تنها نماند!
كرام با بلندگو: به شما اخطار ميشه اگر سريعتر به خونه هاتون برنگرديد توسط ماموران استوپيفاي بار(نوعي تيربار؟) ميشين! بابا مهر بورزيد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

مرلین با یک حرکت سریع جاخالی میده ... ولی نوشابه ها میخورند به پاش .. نیروهای ویکتور مرلین را دستبند میزنند .
کرام ریش مرلین را میگیره : پیر مرد احمق فکر کردی میتونی از دست نیروهای کینگ فرار کنی
مرلین: مادر زاده نشده کسی که ریش مرلین رو اینجوری بگیره ... پلک میزنما !!!
پلک میزنه .. هیچ اتفاقی نمیفته
کرام:
چی شد ؟ چرا کار نمیکنه؟
مرلین: مال آلودگی هواس .. دیگه چشام سو نداره .. دارم آب مروارید میگیرم
کرام : موهاهاهاها ... وقتی رفتی آزکابان می فهمی .. ببرینش.
مرلین را دست بسته میبرند ...
-------
فردای آن روز :
جادوگرا از دست گیری مرلین با خبر میشوند و ...
کرام ریش مرلین را میگیره : پیر مرد احمق فکر کردی میتونی از دست نیروهای کینگ فرار کنی
مرلین: مادر زاده نشده کسی که ریش مرلین رو اینجوری بگیره ... پلک میزنما !!!

پلک میزنه .. هیچ اتفاقی نمیفته
کرام:
چی شد ؟ چرا کار نمیکنه؟مرلین: مال آلودگی هواس .. دیگه چشام سو نداره .. دارم آب مروارید میگیرم
کرام : موهاهاهاها ... وقتی رفتی آزکابان می فهمی .. ببرینش.
مرلین را دست بسته میبرند ...
-------
فردای آن روز :
جادوگرا از دست گیری مرلین با خبر میشوند و ...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1382/10/21
تولد نقش: 1398/05/26
آخرین ورود: چهارشنبه 7 مرداد 1405 23:32
از: برزخ
پستها:
1686
شغل
شهردار لندن، مترجم دیوان جادوگران

ساعت 9 شب- حكومت نظامي به روايت ويكي
ويكتور سوار بر جيپ پرنده با تعدادي نيروهاي نوشابه اي در خيابانها به دنبال اثري از اشخاص ميگردند كه بيرون هستند..
ويكتور: بپيچ توي اين كوچه!
راننده موفرفري نوشابه به دست: چشم!
ويكتور: همين جا نگه دار. خونهي مرلينه.. بايد ببينم خونست يا نه.
راننده موفرفري نوشابه به دست: چشم!
ويكتور از جيپ پرنده به پايين ميپره و سوار بر دسته جارو ميشه و به سمت بالاي برج كج شده حركت ميكنه... تا به بالاي برج ميرسه و چوب برافروختشو به سمت داخل برج ميگيره.. ناگهان يه صدايي مياد: هوي! مگه خودت خونه نداري؟ اي مردم ببينيد! روز روشن تو خونه مردم سرك ميكشن
ويكتور: كه اين طور! تو ديگه كي هستي؟ مرلين كجاست؟ حتما بيرون از خونشه.. حكم اعدامش فردا حاضره.. تو كي هستي؟
: اسكات كبير! شاگرد معاون دوم وزير.. مرلين كبير ..
شپلق! كرام كشيده اي به گوش اسكات ميزنه... : اگه يه بار ديگه اون پير خرفت رو معاون صدا بزني حكم اعدام تو رو هم ميارم!
كرام به سمت جيپ حركت ميكنه و سوار ميشه..: برو!
راننده موفرفري نوشابه به دست: چشم!
----------
ساعت 10 شب
مرلين در يكي از خيابانها مشغول ور رفتن با يك سگ سياه: برو اون ور آشغال!.. من غذام كجا بوده.. گيزر نده.. برو حوصلتو ندارم.. حكومت نظاميه اين ماموراي بي مروت شكم ميان ميكشنتا..
سگ: هاپ هاپ..
مرلين: اي خدا! بزن اين شكم رو بكش! من از دست اين چي بگم؟
صداي ماشين گشت كرام به گوش ميرسه و جيپ به مرلين نزديك ميشه..
همه نيروهاي نوشابه اي از جيپ پايين ميپرن و شيشه نوشابه هاي گازدارشونو به سمت مرلين نشونه ميرن..
كرام: موهاهاهاها.. بالاخره گيرت آوردم... خيلي دلم ميخواست وقتي داري قانونو زير پا ميذاري بگيرم و در جا بكشمت
مرلين: با اين نوشابه ها؟
كرام:آْره پس چي فكر كردي...
مرلين به مارك نوشابه ها نگاه ميكنه و ميخنده: اين نوشابه هاي زمزم ماله ايرانه! از هر چهار تاش يكيش گازداره كه اونم محاله از طبقه اول ريشاي من رد بشه
كرام: شليك!!!
ويكتور سوار بر جيپ پرنده با تعدادي نيروهاي نوشابه اي در خيابانها به دنبال اثري از اشخاص ميگردند كه بيرون هستند..
ويكتور: بپيچ توي اين كوچه!
راننده موفرفري نوشابه به دست: چشم!
ويكتور: همين جا نگه دار. خونهي مرلينه.. بايد ببينم خونست يا نه.
راننده موفرفري نوشابه به دست: چشم!
ويكتور از جيپ پرنده به پايين ميپره و سوار بر دسته جارو ميشه و به سمت بالاي برج كج شده حركت ميكنه... تا به بالاي برج ميرسه و چوب برافروختشو به سمت داخل برج ميگيره.. ناگهان يه صدايي مياد: هوي! مگه خودت خونه نداري؟ اي مردم ببينيد! روز روشن تو خونه مردم سرك ميكشن
ويكتور: كه اين طور! تو ديگه كي هستي؟ مرلين كجاست؟ حتما بيرون از خونشه.. حكم اعدامش فردا حاضره.. تو كي هستي؟
: اسكات كبير! شاگرد معاون دوم وزير.. مرلين كبير ..
شپلق! كرام كشيده اي به گوش اسكات ميزنه... : اگه يه بار ديگه اون پير خرفت رو معاون صدا بزني حكم اعدام تو رو هم ميارم!
كرام به سمت جيپ حركت ميكنه و سوار ميشه..: برو!
راننده موفرفري نوشابه به دست: چشم!
----------
ساعت 10 شب
مرلين در يكي از خيابانها مشغول ور رفتن با يك سگ سياه: برو اون ور آشغال!.. من غذام كجا بوده.. گيزر نده.. برو حوصلتو ندارم.. حكومت نظاميه اين ماموراي بي مروت شكم ميان ميكشنتا..
سگ: هاپ هاپ..
مرلين: اي خدا! بزن اين شكم رو بكش! من از دست اين چي بگم؟
صداي ماشين گشت كرام به گوش ميرسه و جيپ به مرلين نزديك ميشه..
همه نيروهاي نوشابه اي از جيپ پايين ميپرن و شيشه نوشابه هاي گازدارشونو به سمت مرلين نشونه ميرن..
كرام: موهاهاهاها.. بالاخره گيرت آوردم... خيلي دلم ميخواست وقتي داري قانونو زير پا ميذاري بگيرم و در جا بكشمت
مرلين: با اين نوشابه ها؟
كرام:آْره پس چي فكر كردي...
مرلين به مارك نوشابه ها نگاه ميكنه و ميخنده: اين نوشابه هاي زمزم ماله ايرانه! از هر چهار تاش يكيش گازداره كه اونم محاله از طبقه اول ريشاي من رد بشه
كرام: شليك!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

جزئیات کاربر

زمان:یک هفته پس از حکومت نظامی
مکان: لندن
ماشین گشت داره تو خیابون ها حرکت میکنه و با نور افکن قوی همه جا رو میگردن
مامور شماره ی 1: اونجا یک چیزی تکون خورد
مامور شماره 2: مسلسل رو بگیر اون طرف
پس از 30 ثانیه آتش به نقطه ی مذکور
مامور شماره ی 1: اه لعنتی این که فقط یک بچه بود
مامور شماره 2: باید به بالا بگیم برامون تانک بفرستن این مسلسله خیلی بچه بازیه کلی رو هدف باید نگه داری تا تیکه پاره بشه
مامور شماره 1: بزن بریم امرو زهم چیزی گیرمون نیومد
مکان: لندن
ماشین گشت داره تو خیابون ها حرکت میکنه و با نور افکن قوی همه جا رو میگردن
مامور شماره ی 1: اونجا یک چیزی تکون خورد
مامور شماره 2: مسلسل رو بگیر اون طرف
پس از 30 ثانیه آتش به نقطه ی مذکور
مامور شماره ی 1: اه لعنتی این که فقط یک بچه بود
مامور شماره 2: باید به بالا بگیم برامون تانک بفرستن این مسلسله خیلی بچه بازیه کلی رو هدف باید نگه داری تا تیکه پاره بشه
مامور شماره 1: بزن بریم امرو زهم چیزی گیرمون نیومد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
همه جا حکومت نظامیه که ناگهان :
یک ناشناس به آرامی طوری که هیچ کدوم از گارد ها نفهمند بی سر و صدا یک اسپری رنگ در میاره رو دیوار دفتر معاون مینویسه :
مرگ بر اسموت
نگهبانا سر میرسند : بگیریدش .. اوناهاش .. دنبالش کنید ..
مرد ناشناس فرار میکنه
نگهبان ها هم تعقیبش میکنند .
یک ناشناس به آرامی طوری که هیچ کدوم از گارد ها نفهمند بی سر و صدا یک اسپری رنگ در میاره رو دیوار دفتر معاون مینویسه :
مرگ بر اسموت
نگهبانا سر میرسند : بگیریدش .. اوناهاش .. دنبالش کنید ..
مرد ناشناس فرار میکنه
نگهبان ها هم تعقیبش میکنند .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1383/03/11
آخرین ورود: شنبه 19 بهمن 1392 11:50
از: هاگوارتز..تالار اسلیترین
پستها:
901

به دنبال اظهار وجود چند عنصر شورشی و اراذل اوباش!!!توسط اینجانب حکومت نظامی اعلام میشود
----------------------------------------------
1-تمامی عناصر ضد وزارت و ولایت دستگیر و روانه آزکابان خواهند شد
2-چنانچه فردی از ساعت شش به بعد در خیابانها دیده شود تحت طلسم آوداکادورا قرار میگیرد
3-هر کی ما در افتاد ور افتاد
4-آزکابان آماده پذیرائی از شماست!!!!
5-اگه ازکابان کمتونه......میتونیم با طلسمها نابخشودنی جادوتون کنیم!!!
6-تحمل هم حدی داره
7-من دیگه تحمل ندارم
8-ما از ولایت دستور میگیریم!!!حاجی دارکی با ماست!!!
9-منظور از ماست در بند هشت ماست لبنیاتی نبودا!!!!
10-اینم جنبه ای که میخواستید!!!!
11-ببینم کی میخواد به دستورات عمل نکنه!!!
----------------------------------------------
1-تمامی عناصر ضد وزارت و ولایت دستگیر و روانه آزکابان خواهند شد
2-چنانچه فردی از ساعت شش به بعد در خیابانها دیده شود تحت طلسم آوداکادورا قرار میگیرد
3-هر کی ما در افتاد ور افتاد
4-آزکابان آماده پذیرائی از شماست!!!!
5-اگه ازکابان کمتونه......میتونیم با طلسمها نابخشودنی جادوتون کنیم!!!
6-تحمل هم حدی داره
7-من دیگه تحمل ندارم
8-ما از ولایت دستور میگیریم!!!حاجی دارکی با ماست!!!
9-منظور از ماست در بند هشت ماست لبنیاتی نبودا!!!!
10-اینم جنبه ای که میخواستید!!!!
11-ببینم کی میخواد به دستورات عمل نکنه!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!
قدرت منتقل شد!
قدرت منتقل شد!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج