جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: پنجشنبه 26 اردیبهشت 1387 18:44
نمایش جزئیات
آفلاین
وزارت-كانديد-حمايت-دولت-بلغارستان-هيجان زده-راي گيري-معروف-رقيب-روز آخر

گوینده ی خبر پشت تریبون آمد و با لحن اخباری گفت :
به بخش آخر اخبار می پردازیم ، دولت بلغارستان فردا روز آخر انتخابات خود رادر پیش دارد ، دیروز و امروز مردم ایران ببخشید مردم بلغارستان هیجان زده به پای صندوق های رای رفتند و کاندیدای معروف خود را انتخاب کردند ، فردا که آخرین روز رای گیری است رقیب ها با هم به رقابت می پردازند ،تا یکی بتواند ریاست وزارت خانه ی این دولت را بر عهده بگیرد .
با تشکر از شما تا بخش بعدی خبری تی وی هوگ مرلین نگهدار

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چه کسی بود صدا زد هوگو ؟

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 23:05
نمایش جزئیات
آفلاین
وزارت-كانديد-حمايت-دولت-بلغارستان-هيجان زده-راي گيري-معروف-رقيب-روز آخر


دولت بلغارستان حمايت خود را از كانديد معروف كه روز آخر خود را به ليست تأييد شده ها رسانده بود و رقيب سختي براي او به حساب مي آمد ، اعلام كرد.
اين كار را دشوار مي كرد ولي هري مي توانست به راحتي اين كانديد جديد را از ميان بردارد.
او هري پاتر بود و روز راي گيري نزديك بود.

تاييد شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/2/26 13:32:42
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 20 اردیبهشت 1387 22:43
نمایش جزئیات
آفلاین
جادوگران هیجان زده به رادیو گوش سپرده اند و برای شنیدن آخرین اخبار انتخابات وزارت سحر و جادو لحظه شماری می کنند. آینده آنها به نتیجه رای گیری وابسته بود، دولت جدید می توانست تحولی در جامعه کوچک و رو به زوال آنها ایجاد کند، شاید!
صدای گوینده رادیو طنین افکند:
- شمارش آرا به پایان رسید و بر این اساس، وزیر منتخب، کسی نیست به جز...

****

کاندید وزارت در حالی که عرق کرده بود و قلبش به شدت می زد، بیدار شد و به خوابی که دیده بود فکر کرد. کاش لحظه ای بیشتر در عالم رویا مانده بود و نتیجه را می شنید. بخصوص که شب گذشته شنیده بود رقیب دیرینه اش افرادی را از بلغارستان دعوت کرده تا به او رای دهند. امیدش به نامه هایی بود که حمایت خود را از او نشان می داد. به هر زحمتی که بود از جا بلند شد؛روز آخر انتخابات بود و برنامه های زیادی در پیش داشت.


*** یعنی میشه دامبل منم تائید کنه؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 20 اردیبهشت 1387 21:32
نمایش جزئیات
آفلاین
وزارت-كانديد-حمايت-دولت-بلغارستان-هيجان زده-راي گيري-معروف-رقيب-روز آخر

*فقط لطفا بگو ارزش تأیید شدن داره یا نه*


روز آخر بود ، تمامی ستادهای وزارت سحر و جادو بسته می شدند و ملت جادوگر و ساحره به مراکزی می رفتند که کاندید ها به رأی گیری گذاشه می شدند تا باری دگر دولت بلغارستان وزیری دیگر را به خود ببینید .
مردم هیجان زده اکثرا از معروف ترین کاندید حمایت می کردند و او برای دیگران رقیبــی سر سخت به شمار می رفت .


*همه ی کلمات به کار رفته !*

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 20 اردیبهشت 1387 18:43
نمایش جزئیات
آفلاین
هری به دره گودریک نزدیک می شد.
هیجان زیادی داشت.باورش نمی شد
که به زادگاهش بازگشته است.
باران نم نم می امد و بوی خاک فضا را پر کرده بود.
از دور سایه ای دید.نمی دانست دوست
است یا دشمن ؟
با این حال چوب جادو اش را کشید.
وحشت سراسر وجودش را پر کرد.
نه نباید می ترسید چون دلیلی برای ترس وجود نداشت.
همه چیز در یک کلمه خلاصه می شد مرگ...

با توجه به اينكه قبلا پست زده بودي و ايندفعه مشكلت رو حل كردي تاييد ميشي!بقيه بايد با كلمات جديد بنويسند!تاييد شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/2/20 20:22:00
معصومیت قدرتی دارد که شیطان نمی تواند تصور کند
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 20 اردیبهشت 1387 15:33
نمایش جزئیات
آفلاین
روز آخر ثبت نام کاندیدای وزارت بلغارستان بود. و افراد بیشماری در آنجا جمع شده بودند.
معروفترین آنها پرسی ویزلی بود که رقیب قدرتمندی همچون آسپ داشت.
در گوشه ی سالن اینیگو ایماگو برای اینکه تعداد کمی دور او را گرفته بودند و از او حمایت میکردند،بسیار هیجان زده به نظر میرسید.

دولت اعلام کرده بود که رای گیری از فردا در حاشیه امنیت برگزار میشود.



منم تایید میخوام

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نیکلاس فلامل در 1387/2/20 23:37:32
شناسه ، شناسه ، شناسه.

هنگامی که به دنبال من آمدی تا تو را برای خودم انتخاب کنم ، حس خوبی نداشتم ، اما به خاطر خودت ، انتخابت
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 20 اردیبهشت 1387 08:01
نمایش جزئیات
آفلاین
بازي با كلمات نوع ديگري از داستان نويسيست براي كساني كه به نوشتن علاقه دارند.
با بكار بردن 10 كلمه يه داستان كوتاه و زيبا بنويسيد.

مقررات:
1-از 10 كلمه تعيين شده حتما بايد حداقل 7 كلمه در داستان بكار برده شود.
2-از يك كلمه چندين بار و به شكلهاي گوناگون ميتونيد استفاده كنيد ولي يك كلمه به حساب مياد(حركت => حركتي-حركت كردم...).
3-كلمات تعيين شده بايد با رنگي غير از رنگ متن مشخص شود.
4-برداشتن و يا اضافه كردن پسوند به كلمات همچنين تغيير در نحوه گفتن آنها بلامانع است (چطور=> چطوري---دلم ميخواست=> دلت ميخواست).
5- داستانها نباید بیش از ده خط شود.

كلمات جدید:

وزارت-كانديد-حمايت-دولت-بلغارستان-هيجان زده-راي گيري-معروف-رقيب-روز آخر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 20 اردیبهشت 1387 01:12
نمایش جزئیات
آفلاین
او در دنيايي بزرگ بزرگ شده بود كه وحشت همه جايش لانه كرده بود و اغوش گرم مرگمرگ تنها جايي بود كه مي بايست براي فرار از هجوم افكار سرد ادميانش به ان پناه برد ..
همانجا كه فرق دوست و دشمن دوست و دشمن فقط در واژه بود و پشت هر نگاه مهرباني خنجري نهفته ...همانجا كه گل هاي كاغذي را در خاكخاك مي كاشتند تا كس نفهمد كه خورشيدشان جعلي است
و همانجا كه از كودكي توده ي سرطاني نفرت را در وجودش مي پروراندند تا تمام اجزاي بدنش و روحش را با چنگال هاي بي رحمش پژمرده سازد ..
او همواره در تقلايي كور براي رهايي از مرده هايي بود كه عمودي ميزيستندو هيجانهيجان زنده بودن را از او مي گرفتند تا از او ادمكي بسازند به مانند خودشان.....
كاش ميشد براي يك بار هم كه شده عابري او را از اين خونين سرزمين بي تفاوتي ها و دو رنگي ها رهايي بخشد...
افسوس كه او طرد شده ي تقدير بود و نفرين شده ي تمام انچه نام پاكي بر ان مي دهند ...
مقدر شده بود كه او ارباب تاريكي ها باشد با ان كه ننگ مشنگي را به دوش ميكشيد ..او بايد ولدمورت ميبود چرا كه سرنوشت چيزي جز ان برايش ننوشته بود...
" چند خط اضافه كردم!"

با توجه به پست قبليت و اين،تاييد شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/2/20 7:53:25
شايدفراسوي زمان و مكان و در درون واقعيتي ژرف تر همگي اعضاي يك بدن باشيم
-----
ايا شما كه صورتتان را
در
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: پنجشنبه 19 اردیبهشت 1387 22:06
نمایش جزئیات
آفلاین
ببخشيد منظور از نوشتم ولدمورت بود يعني وصف ولدمورت در بچگيش...
بازم لازمه يكي ديگه بنويسم؟

تا شما به خصوصيتي از اين شخصيت نياري قابل قبول نيست.ميتوني همين متن رو ويرايش كني و يه مطلبي بياري توش كه نشون بده اين ولدمورته وگرنه براي مثال ميشه يه تيكه از كتاب دلتورا رو آورد و ماجراجويي شخصيت اولش رو بگيم اين هريه!
با يه ويرايش ساده ميتوني تاييد بشي!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/2/19 22:22:29
شايدفراسوي زمان و مكان و در درون واقعيتي ژرف تر همگي اعضاي يك بدن باشيم
-----
ايا شما كه صورتتان را
در
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: پنجشنبه 19 اردیبهشت 1387 15:08
نمایش جزئیات
آفلاین
ویکتور کرام در سرسرای ورودی منتظر استاده بود.

همه ی دانش اموزان متحیر به او نگاه میکردند. در همان هنگام هری و رون و هرمیون از پله ها پایین
می امدند.رون با تنفر گفت:اون اینجا چی کار می کنه؟ و چپ چپ به کرام نگاه کرد.
هرمیون گفت: هیس می شنوه.
هری به جر و بحث ان دو توجهی نداشت و به جاروی پرنده اش فکر می کرد.
در ان هنگام هری پروفسور مودی را دید که با سرعت از در خارج شد.


بايد با اين كلمات بنويسي:

دوست - دشمن - دوئل - مرگ - وحشت - هيجان - خاك - دره گودريك - بزرگ - چوب جادو

تاييد نشد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/2/20 7:56:10
معصومیت قدرتی دارد که شیطان نمی تواند تصور کند