زمان : همه در حال تعجب از قرصای آنتی ساحریال سالی!
لیلی : آره خلاصه این جوری شد که ...
بنگ!
مازامولا : این صدای چی بود؟
لی لی : فکر کنم یه چیزی از آسمون نازل شد!
لونا : آفرین باهوشیا!!
همه :
لونا : کمکم می کنین؟
مازامولا : چی شده؟
لونا مثل کر و لالا به بادمجون بنفش رنگی که پای چشمش سبز شده بود اشاره می کنه و می گه : این جادوگرای نامرد دنبالم گذاشته بودن می خواستن حسابی بزننم منم داشتم فرار می کردم ... نه ... نزنین ... آخه زورم به همشون نمی رسید ... بعد یهویی دیدم جلوم یه دیوار سبز شد گیر افتاده بود توی یه کوچه ی تاریک و خلوت و سیاه و ... و بن بست !!!
سدریک :
لونا :
این اینجا چی کار می کنه ؟! آآآآآی نفس کشششو یه دفه به سدریک حمله می کنه ...
سدریک : اوخ ... نه ... غلط کردم ... ببخشید ... اشتباه کردم ... آی ...
بقیه که میبینن سدریک رو زمین افتاده و دست و پا می زنه دلشون می سوزه و میان لونا رو می گیرن ...
آوریل : ایول لونا خوشم اومد ... برای شروع خوب بود ...
لونا :
حالا بگذریم من می خواستم بیام عضو شما بشم یه نفری از پسشون بر نمیام کمک می خوام ....ونوس : کارت که خوب بود ... البته این یه جادوگر زز بود واسه همین زیاد سخت نبود از پسش بر بیای ولی بازم واسه شروع خوب بود !!
لونا : اییول
یعنی عضو می شم؟؟!ونوس : آره!!
لونا : راستی یه چیزی ...
همه : چی؟
لونا : بگم چرا جادوگرا دنبالم بودن؟
همه : ؟
لونا : آخه من قرصای آنتی ساحریالارو براشون درست کردم!!!
همه :
لونا :
ولی دیگه منصرف شده بودم بهشون نمی فروختم واسه همین ریختم سرم!!
آنیتا : بچه ها عاقبت خائنین چیه؟
لونا : من که خیانت نکردم ... اون موقع هنوز عضو نبودم!
همه :
ناسلامتی تو ساحره یی !!!
لونا : آخه جادوگرا گناه داشتن خیلی ضعیف بودن!
همه : این که مسلمه ولی یه چیز دیگه هم هست که مسلمه ..
لونا : چی؟
همه : تو خیانت کردی ...
لونا : نه باور کنین ... من بی گناهم ... من اغفال شدم ... باور کنین ... به ریش مرلین ... نه ...
همه : تو ... خیانت .. کردی ...
لونا : نه
....
***********************************
1 ماه بعد آداس تصمیمش عوض می شه و به زور لونا خودشو تو انجمن عضو می کنه ...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

