قاضی پرونده:مونالیزا
منشی دادگاه:ولدرمورت
شاکی:سوسک نیمه جان
متهم:پروفسور کوییرل
وکیل مدافع:هری پاتر
دادستان:آلبوس دامبلدور
هیات منصفه:اعضای حذب بودن که اخراج شدن
دادگاه شماره ده مملو از جمعیت زیادی بود که برای محامکه یکی از قاضیان پرونده شماره نمیدونم چند به آنجا آمده بودند.منشی دادگاه ارباب لرد ولدمورت کبیر سعی میکرد نظم دادگاه را تا زمانی که قاضی پرونده به همراه متهم وارد دادگاه میشوند حفظ کند.
ولدمورت:هووووی با توام بشین سره جات...نمیشینی؟آواداکداورا...با تو هم هستم ...آوادا...نه تو نه، یادم نبود که مرگخوار خودمی ایندفعه اشکالی نداره ولی به جای تو ...آها اون خوبه سفیدم هست آواداکداورا...اویییییی بچه گستاخ به من شکلک درمیاری ...آوادا...نه میترسم مثل اون دفعه بدبخت شم بیخیال
در پشتی دادگاه باز میشه و دو دیوانه ساز تابلوی بزرگی رو در حالیکه لبخند میزنه در جایگاه قاضی قرار میدن
ولدمورت:ســـــــاکـــــــــت.همه قیام کنند.متهم رو بیارید
کوییرل بدون هیچ گونه دستبند و نگهبانی در حالیکه لبخند موزیانه ای بر روی لب داره وارد دادگاه میشه.
دادستان:آقا من اعتراض دارم طبق قوانیم متهم باید با دستبند وارد دادگاه بشه والبته به همراه دو نگهبان
مونالیزا:دیوانسازها لطف کردن بجای ایشون من رو آوردن و من ازشون ممنونم.دستبندم لازم نیست.اهم ...اهم ...لطفا ساکت ..خب لطفا شروع کنید اول وکیل متهم
آلبوس:من اعتراض دارم من که هنوز شکایتم رو مطرح نکردم هری از چی میخواد دفاع کنه
هری :اعتراضی داری؟
اصلا جرات اعتراض داری؟آلبوس آب دهنش رو قورت میگه :نه خب شما اول بفرمایید چه فرقی میکنه
هری پاتر از روی صندلیش بلند و میگه:آقای قاضی در دادگاه جلسه پیش بصورت خیلی اتفاقی موکل بنده پای این سوسک رو له کردند در ضمن کفششونم اسپرت بود ایشون گفتن کفش پاشنه بلند و من اعتراض دارم
مونالیزا:اعتراض وارده
هری پاتر:ممنون یادم باشه حقوقتو زیاد کنم...یه چیزه دیگه اینکه اینا باید بخاطر تهمت به کوییرل جریمه بشن
آلبوس:تهمت؟جریمه؟چرا؟مثل اینکه من دادستان هستم و اون آقا متهم
ولدمورت:لطفا بشیند سره جاتون وگرنه میگم سوروس یه آواداکداورای دیگه بهت بزنه
آلبوس:پس اجازه بدید سوسک خودش حرف بزنه
هری:مگه هنوز زندس؟
کوییرل در گوش هری یه چیزی میگه و هری بلند میگه:اعتراض دارم
مونالیزا:وارده
آلبوس:به چی؟اون که هنوز چیزی نگفته
هری:موکل من از سوسک میترسه در واقع بیشتر چندشش میشه پس نمیخواد قیافه سیاهشو ببینه همون جا باشه بهتره
آلبوس:من این دادگاه رو اصلا قبول ندارم
ولدمورت:توهین به محضر مقدس دادگاه ...این قابل بخشش نیست...ایشون باید محاکمه...
هری:چون یه بار جونمو نجات داده زیاد مهم نیست مونالیزا اینو ندیده بگیر لطفا.ویکی یعنی ولدی تو هم اینو ثبت نکن
ولدمورت:حتما
آلبوس:جناب قاضی شاکی پرونده میخواد یه چیزی به شما بگه اجازه میدید بیا نزدیکتر
مونالیزا یه نگاهی به هری پاتر و ولدمورت میندازه و میگه:اشکالی نداره میتونه بیاد
سوسک بالهاش رو باز میکنه و به سمت مونالیزا پرواز میکنه
کوییرل:ســـــــــــوســــــــــــک
ولدمورت:کو؟کجاست؟آها دیدمش نترس...
شتـــــــــــــــــرق
ولدرمورت:اَیییییییییییی دامبل بیا اینو هوقققققق جمعش کن
مونالیزا:هوووم؟پس در حال حاضر این پرونده شاکی نداره.ختم دادگاه
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




آقا من از این شکایت دارم ... منو تهدید میکنه اگه باهاش بیلیارد بازی نکنم دوباره میاد منو تو رول میکشه... آقا به پیر به پیغمبر ما زحمت کشیدیم تا این شخصیت دامبلدور رو پرورش دادیم
آقا بخدا ما زن و بچه داریم ... زن بچمونو دوست داریم ... آقا یه کاری بکن!
... شما به جرم هایی که اطلاع دارید در اینجا حاظر شدین...اعتراف کن...

یعنی :" خودتو جمع کن، یر( همون رفیق و یار!)!!