جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12
مهمانان
5
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  120 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  134 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  253 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  167 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  212 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: گفتگو با مدیران ارتش الف دال,انتقاد و پیشنهاد ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 خرداد 1385 21:40
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام

به نظر من اگه روند داستان قبلي رو در پيش بگيريم خيلي بهتره....بله خيلي خوبه كه توي داستان چند چيزه مبهم وجود داشته باشه...ولي در داستان هايي كه ما مي نويسيم اينكه بخواييم به چند موضوع بپردازيم باعث ميشه حجم داستان طولاني و خسته كننده بشه....همين كه اوتو يه تيكه نقشه رو پيدا مي كنه خيلي بهتره....البته مي شد كه پيدا كردن نقشه توسط اوتو رو يه ذره طولش بديم كه خب چون بايد در پست اول روند مشخص مي شد نشد.
از طرف ديگه فكر ميكنم اين كه بخواييم به يه موضوع بپردازيم خيلي بهتره تا اينكه بخواهيم به چند موضوع فكر كنيم و آخرش هم به هيچ كدوم اون طور كه بايد پرداخته نشه!
مطمئن باشيد وقتي همين جوري ما به دنبال يه تكه نقشه ميريم اينقدر اتفاقات مختلف ميافته كه ديگه خودتون خسته ميشيد پس بهتره همين روند رو ادامه بديم تغييرش هم نديم!
شما مي تونيد به جاي اينكه بخواييد سوژه اصلي رو تغيير بديد بريد ببينيد چي مي تونيد وارد داستان و مسيري كه ما در راه تبت در پيش مي گيرم به ذهنتون مي رسه!

با تشكر
عضوي از ارتش الف دال!
سارا اوانز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: گفتگو با مدیران ارتش الف دال,انتقاد و پیشنهاد ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 خرداد 1385 17:44
نمایش جزئیات
آفلاین
هدویگ جان درسته من گفته های اکتاویوس را قبول کردم به این خاطر که تو پست قبلیت نوشته بودی که بهتره اون تیکه بجای اینکه توسط اوتو در هاگزمید پیدا بشه تو تبت باشه و ما بریم و پیداش کنیم.خوب معلومه من قبول نمیکردم چون تیکه اول نقشه هم تبت در دست یه راهب است نمیشه که دو تا تکه کنار هم باشند اما از هم خبر نداشته باشند.ما میخواهیم تضادی بینشون باشه اون جوری که تو گفته بودی که هم داستان خیلی زود تموم میشدو همه به خاطر اینکه شخصیتشون زود از بین خواهد رفت در داستان از من و آنی ناراحت خواهد شد. اما ما میخواهیم به تدریج داستان رو ادامه بدیم.
در ضمن من به این خاطر گفته های اکتاویوس را قبول کردم که دیدم اینجوری خیلی خوبه و میتونیم هم روی تک تکه شخصیتها کار بکنیم همین طور که کچ پا گفته اگه کتاب ارباب حلقه ها رو خونده باشی داستان هر کدوم از یاران به طور خلاصه اما بسیار زیبا و تاثیر گذارروایت شده به نظر من رفته رفته اعضا تقسیم میشند و تصمیم میگیرند که د ر چند گروه تکه هارو پیدا کنند و یا اتفاقاتی که در طول داستان ایجاد میشه باعث جدایی آنها از هم میشه.ما در محفل قبلا یعنی پارسال یه تو گریمالد یه داستانی رو شروع کرده بودیم اما یواش یواش دیدم داستان داره خیلی کسل کننده میشه به همین اعضا تصمیم گرفتن شخصیتها رو جدا جدا از هم به روایت بکشند که با این کارا اون داستان بسیار زیبا شده بود و تو هر قسمت هر کس هم به شخصیت خودش می
رسید و هم به سوژه اصلی داستان احترام میزاشت و هم سوژه های فرعی زیبا و نویی ایجاد میکرد.
به نظر من بهتره وقتی داستان رو آغاز کردیم و یواش یواش داستان افتاد رو غلطک اون وقت با ایجاد کردن سوژه های جدید البته نه اینکه باعث خراب شدن سوژه ی اصلی داستان بشه کم کم اعضای ارتش جدا بشن از هم و هر کدوم به سره سرنوشتشون برن.همین طور که تو داستان قبلی هر کس وارده در مخصوصی میشد که برای او بود وهر جور که میخواست اون قسمت رو مینوشت تو این داستان هم میتونیم از اینکار ها بکنیم.
هدویگ جان من تو پست قبلیم گفتم هر کسی که از سیر داستان خوشش نمیاد لطف کنه یه پست بزنه و سوژه رو هر جور که میبینه خوبه بزنه،و در آخر پس از رای گیری یک پست رو انتخاب میکنیم و اونو به عنوان شروع پست انتخاب میکنیم.
آنیتا با من حرف زد و به این نتیجه رسیدیم که هر کسی که خواست برای شروع داستان یه پستد بزنه از این به بعد کسانی که پست نزده اند دیگر نگران نباشند دیگه هیچ کس اخراج نخواهد شد از ارتش به خاطر نزدن پستش . اما بعدا یه قوانینی رو ایجاد خواهیم کرد که هم باعث ناراحتی هیچ کس نشه و هم ارتش افت نکنه

از این بابت اگه کسی از دستم ناراحت شده واقعا ازش معزرت میخوام.ببخشید...

اوتو بگمن ...ناظر خوش اخلاق ارتش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فعلا با این حال میکنیم...


شخصیت جدید
Re: گفتگو با مدیران ارتش الف دال,انتقاد و پیشنهاد ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 خرداد 1385 16:57
نمایش جزئیات
آفلاین
ابتدا از اوتو تشکر میکنم که وقت گذاشتن و روی پست من نظر دادن.
کج پای عزیز منظور من این نبود که این گستردگی باعث میشه جذابیت داستان کم بشه.من فقط میخواستم بگم که این خیلی کار سختیه که نفر اول که میخواد داستان رو شروع کنه به همه اون موارد اشاره کنه و اون داستان هم قشنگ شروع بشه و هم زیاد پست بلندی نباشه.وگرنه طرح کلی داستان به نظر من خیلی هم قشنگه و فقط باید یه خورده بیشتر روی جزئیاتش کار کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یک زن چیزی ج
Re: گفتگو با مدیران ارتش الف دال,انتقاد و پیشنهاد ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 خرداد 1385 12:48
نمایش جزئیات
آفلاین
در جواب اکتاویوس باید بگم که این گستردگی به جذّابیت داستان کمک می کنه.
مثلا در ارباب حلقه ها : دو برج داستان در هر فصل راجع به چند نفر از شخصیت ها صحبت می کنه و فضا رو به سرعت عوض می کنه. برای همینه که داستان جذاب شده و در حالی که یک فصل رو می خونی که راجع به یه عده از شخصیت هاست، می خوای ببینی که سر بقیه چی اومده. این خیلی خوبه.
ضمنا اگر هم کسی خواست می تونه یه داستان بنویسه که شخصیت ها کنار هم جمع بشن. یا اینکه از هم جدا بشن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: گفتگو با مدیران ارتش الف دال,انتقاد و پیشنهاد ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 30 خرداد 1385 12:40
نمایش جزئیات
آفلاین
من صحبتای اکتاویوس عزیز و اوتو رو بررسی کردم.به یه نتایجی رسیدم و از اوتو می خوام که پاسخگو باشه:

من در پست 104 گفتم که:
نقل قول:
سلام بر اوتو و آنیتا مدیران ارتش!
من پست جدید بلید رو خوندم...
اگه این پست تایید شد به نظر من بهتره طومار دست اوتو نباشه و توی تبت مخفی شده باشه تا ما به همراه نیروهای اهریمنی دنبالش بگردیم...بعد طی یه سری اتفاقات ما به دست بیاریمش...
بعد هم از دست نیروهای اهریمنی فرار کنیم و ...
امیدوارم نظرم مفید بوده باشه

با تشکر
هدویگ

من اینجا گفته بودم که یه تیکه نقشه دست اوتو نباشه و منظورم این بود که به دنبال هر دو تیکه نقشه بگردیم.

اوتو در دو پست بعد یعنی پست 106 گفته که :
نقل قول:
خوب هدویگ جان نظر خوبیه اما بهتره
اینجوری باشه
که آنیتا از حرفهای آلبوس متوجه میشه که تومار دسته کسی دیگه ای است که در تبت در یک معبد زندگی میکنه
در آن طرف اوتواز هاگزمید یا یه جای دیگه وارده یه فروشگاه خیلی ترسناک و قدیمی میشه و پس چند بار صدا زدن صاحب فروشگاه متوجه کتابه خیلی قدیمی میشه که در یکی از قفسه ی فروشگاه قرار داره و از صاحب مرموز اونجا کتابو میخر ه بعد از بیرون اومدن از فروشگاه متوجه میشه که یکی از صفحه ها کتاب با دیگر صفحه ها فاصله داره وقتی بازش میکنه به تیکه کاغذ قدیمی بر میخوره غافل از اینکه این کاغذ نیمه دوم نقشه هست و بعد وقتی برمیگرده تا این کاغذ را به صاحب فروشگاه پس بده میبینه که هیچ اثری از فروشگاه نیست و پشته او خانه ی متروکی وجود داره
بعدن هم همه اعضا به طرف تبت میرن تا نیمه دیگر کاغذ که همان نقشه هست را پیدا کنند
اما بی خبر از اینکه ولدمورت تعدادی از افراد مخوفش رو به دنبال اونا فرستاده
خوب به نظر من اگه این طوری باشه خیلی خوبه
باز مونده به نظر شما
اگه کمکی خواستید من در خدمت هستم.


این یعنی با نظر من موافقت نکرده.

حالا شما دو تا پست بالایی رو نگاه کنید.اکتاویوس عزیز هم گفته که ما دنبال دو تیکه نقشه بگردیم و ایندفعه اوتو قبول کرده.

من نمی دونم چرا نظر منو قبول نکرده!

اوتو این یعنی چی؟امیدوارم دلیل قانع کننده ای داشته باشی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هدویگ در 1385/3/30 12:43:07
Re: گفتگو با مدیران ارتش الف دال,انتقاد و پیشنهاد ها
ارسال شده در: دوشنبه 29 خرداد 1385 23:56
نمایش جزئیات
آفلاین
خوب من یه جوارایی موافقم یعنی اینکه تیکه دوم نقشه بعد پیدا پشه خیلی خوبه و میتونیم کمی هم رو شخصیتهای اعضای ارتش توجه کنیم.
اکتاویوس جان شما لطف کن هر جور که میخوای پست رو بزن تو ارتش یعنی طبق گفته هات در اینجا
بعد منتظر باش تا ببینیم کدوم پست انتخاب خواهد شد.
در مورده زیادی شدن حجم پست خوب میتونی شروعت رو در دو پست بزنی که هم حجم پست کم باشه و هم باعث کسل و خسته کننده شدنه پست نشه

منتظرم پست هستم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فعلا با این حال میکنیم...


شخصیت جدید
Re: گفتگو با مدیران ارتش الف دال,انتقاد و پیشنهاد ها
ارسال شده در: یکشنبه 28 خرداد 1385 16:35
نمایش جزئیات
آفلاین
در مورد داستان میخواستم مطالبی رو بگم.
اول اینکه فضای داستان خیلی گسترده ست.مثلا نیروی اهریمنی در یه قسمتی دور از هاگوارتز دوباره بیدارشده.در خود هاگوارتز انیتا متوجه این موضوع نقشه میشه و قراره بلید به تبت بره.از اون ور هم اوتو بگمن در جای دوری از هاگوارتز و در کوچه دیاگون اون کتاب رو از اون پیر مرد میخره.این گستردگی کارو برای کسی که میخواد داستانو شروع کنه سخت میکنه.تازه نویسنده باید تو داستانش به اعضای دیگر گروه الف دال.،بیان جزئیات و اوردن قسمتهایی برای جالب تر شدن داستان اشاره بکنه.حالا اینکه شما میگید اعضا بیان یه شروع واسه این داستان بنویسن و بهترین داستان رو به عنوان شروع اون انتخاب میکنید زیاد تو اینجا نمیگنجه.مثلا یه نویسنده نمیتونه همه چیزهایی رو که شما بالا گفتید رو تو داستانش بیاره و داستان هم به نحو احسن شروع بشه.فکر کنم واسه شروع قشنگ همچین داستانی به این گستردگی به یه پست خیلی طولانی نیاز داریم.که این خودش از جذابیت داستان کم میکنه.
در مورد داستان هم به نظر من بهتر میشد که اوتو در همون اوایل داستان اون نقشه رو پیدا نمیکرد.چون از اون ور بلید هم میره تبت برای به دست اوردن تیکه دیگه نقشه که اتفاقا دامبلدور میدونه اون نقشه دست کیه.انیتا هم که میره به اعضای الف دال خبر میده.به نظر من تا اینجا 75 درصد داستان پیش رفته مثل اب خوردن و بدون کمترین هیجانی.یعنی داستان طوری پیش میره که در همون اوایلش یه تیکه نقشه به سرعت و بدون کمترین درگیری پیدا میشه و از اون طرف هم اطلاعات زیادی در مورد تیکه دوم نقشه به بلید داده میشه که به نظر من میتونست این داستان بهتر شروع بشه و به این زودی همه معماها حل نشه.به نظر من ویژگی یه داستان خوب اینه که چندتا از معماها تا اخر داستان کشف نشن.ولی این داستان به گونه ای پیش میره که خواننده ش در همون اوایل کار به جواب بیشتر معماها دست پیدا میکنه.و این خودش از جذابیت داستان کم میکنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یک زن چیزی ج
Re: گفتگو با مدیران ارتش الف دال,انتقاد و پیشنهاد ها
ارسال شده در: جمعه 26 خرداد 1385 02:55
نمایش جزئیات
آفلاین
به خاطر اینکه تعدادی نمیتونستند تا25 پست خودشونو بزنند به همین خاطر زمانشو بردم عقب
آخرین زمان 31 خرداد ماه هست
دیگه زمان تغییر نخواهد کرد.حالا هر کی خواست میتونه پسته شو بزنه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فعلا با این حال میکنیم...


شخصیت جدید
Re: گفتگو با مدیران ارتش الف دال,انتقاد و پیشنهاد ها
ارسال شده در: چهارشنبه 24 خرداد 1385 10:32
نمایش جزئیات
آفلاین
خب اندرومیدای عزیز:
مشکل شما سر پست های بلند هست، نه؟!
خب...
من هم از این بابت زیاد خوشحال نیستم، و تصمیم دارم به پستهای کوتاه بیشتر نمره بدهم، تا اعضا به کوته نویسی عادت کنند.
با تشکر.
آنیتا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
منوي مديريت، حافظ شما خواهد بود!
بازنشستگی!
Re: گفتگو با مدیران ارتش الف دال,انتقاد و پیشنهاد ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 23 خرداد 1385 15:06
نمایش جزئیات
آفلاین
نه سارا جان!...منظور منو نفهمیدی!!
ببین مثلا من میام و یه نمایشنامه می زنم و از ارتش پرت نمی شم بیرون..
خب تا اینجاش درست...بعدش چی؟...بعد که مثلا یه جنگی می شه و من باید پشت سر شما ها پست بزنم چی؟...اون وقت باید این همه نمایشنامه ی طولانی رو بخونم؟...اخه ادم باید به فکر بعدش هم باشه!!
البته م یدونم پرروییه....ولی خب نمی شه دیگه!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
" در جهان چیزی به نام آغاز و پایان وجود ندارد. زندگی امروز خود را به گونه ای بگذرانید که گویی همه چیز در همین یک روز است ... "