جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

24 کاربر(ها) آنلاین هستند (16 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
17
مهمانان
7
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  120 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  240 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  238 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  322 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  226 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 9 تیر 1385 08:03
نمایش جزئیات
آفلاین
مقاله : ادامه نماشنامه بالا ، البته با اجرای کامل قوانین کویدیچ توی داستانتون . ( 15 امتیاز )

جواب---->همه به سمت اسنيچ حركت ميكنن...اسنيچ به سمت ديوار گوشه ي كلاس ميره...صدايي توجه بلرويچ رو به خودش جلب ميكنه و به بيرون از پنجره نگاه ميكنه!!!
يكي از بچه هاي مدرسه كه نوك برج نشسته بود داشت با كله به سمت پنجره كلاس سقوط آزاد ميكرد!!!
بلرويچ با خودش گفت:
هه تا تو بخواي بياي پايين اسنيچ رو گرفتن !!!
اسنيچ تغيير مسير داد و به سمت بلرويچ حركت كرد...اون شروع كرد به اين ور و اون ور رفتن ولي فايده نداشت ...اسنيچ مستقيم داشت به سمت اون ميومد...آمدن اسنيچ به سمت اون مساوي با آمدن 1000 نفر آدم بود....
لرد با خودش گفت:
هيچي نميشه نگران نباش!!! طبق قوانين بازي ميكنن مطمئنم!!!
يكي از بچه ها در حين اومدن چماق كوييديچ رو از توي جيبش در آورد و به جاي اينكه بگرده يك بلاجر پيدا كنه زد توي صورت بقلي!!!
بوم!!!شپلخ......بوها ها ها!!!.....غيژژژژژژژ!!!
اسنيچ از كنار لرد رد شد ولي بچه ها از كنارش رد نشدن و مستقيم خوردن بهش...يكي پاشو گذاشت روي صورت لرد يكي هم گذاشت رو دستش
آخ.....واي......دستم.....دماغم.....مماغم مثلا گفتم قانوني ها!!!
يكي:قانونيه ديگه !!! اااااا.....مبصر شدن رو يادم رفت!!!
ملت ول كن نبودن اسنيچ به سمت پنجره رفت .....
بوم.....
ملت روي زمين ولو شدن...اون شخصي كه داشت سقوط آزاد ميكرد وارد شد و پنجره رو باز كرد و خورد به ملت.....
البته در اين ميان هم اسنيچ از پنجره بيرون رفت!!!
ملت يكي يكي از روي زمين بلند شدن.... و به سمت لرد رفتن!!!
ملت:كي رو مبصر كلاس ميكني؟؟؟
لرد:
يكي:حمله
در آخر كلاس لرد به اين شكل در آمده بود:


سوال 1 : در بازی کوییدیچ ، داور چه زمانی میتواند از ورد آوداکاداورا بجای اخراج بازیکنان استفاده کند ؟ ( 5 امتیاز )

جواب---->در چند شرايط:
1.بازيكن اگر اخراج شد از زمين بيرون نره و داور اجبارا از اين طلسم استفاده كنه!!!
2.بازيكن به جاي زدن بلاجر به صورت داور بزنه!!!
3.داور حال داوري نداشته باشد و بزنه همرو بكشه!!!
4.بي كاري!!!
5.سرگرمي
6. و مورد آخر كه خيلي مهمه!!! اگر داور ببينه خيلي داره عصباني ميشه و هيچ كس به حرفش گوش نميده طلسم رو روي خودش اجرا كنه!!!

سوال 2 : در بین مسابقه اگر بازیکنی دستشویی اش گرفت باید چیکار کند ؟ ( 5 امتیاز )

جواب---->بازيكن ميتواند چند تا كار انجام دهد كه به شرح زير است:
1.به كاپيتان اعلام كند و بخواهد بازيكن ذخيره به جاي او بگذارد
2.به كاپيتان اعلام نكند و سرشو بندازه بره!!!
3.اصلا بي خيالي طي كنه فوقش جارو خيس ميشه ديگه
4.به داور اعلام كنه بازي رو نگه دار حال يكي از بازيكنا بده وقتي داور نگه داشت سريع بره و بياد توي اين مدت هم همه دارن دنبال بازيكن مصدوم ميگردن(سركاري)
5.طاقت بياره

سوال 3 : کدامیک از حرکات رزمی در بازی کوییدیچ مجاز است ؟ شرح دهید .( 5 امتیاز )

جناب لرويچ آخه كجاي دنيا ديدين كه حركات رزمي توي كوييديچ انجام بدن...اگر هم اين اجازه رو داشته باشن(كه ندارن) حركات رزمي مشنگي عبارتند از:
1.لگد زدن
2.مشت زدن
3.كله زدن(در تخصص محل زندگي شما ميباشد)
4.كله + مشت
5.مشت + لگد
6.لگد + كله
7.همه ي موارد!!!

البته همه ي اينها رو كه گفتم بازم تاكييد ميكنم بازيكن بي خود ميكنه حركت رزمي انجام بده!!!و گرنه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 9 تیر 1385 05:24
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات جلسه اول کلاس پرواز و کوییدیچ


گریفیندور :

هدویگ : سوالات 13 ---- نمایشنامه 7 ---- مجموع 20
مریدانوس : سوالات 13 ---- نمایشنامه 7 ---- مجموع 20
استرجس پادمور : سوالات 10 ---- نمایشنامه 10 ---- مجموع 20
چارلی ویزلی : سوالات 9 ---- نمایشنامه 9 ---- مجموع 18
اندرومیدا : سوالات 9 ---- نمایشنامه 9 ---- مجموع 18
الیور وود : سوالات 10 ---- نمایشنامه 10 ---- مجموع 20
رونان : سوالات 10 (جای س 2 و 3 برعکس بود )--- نمایشنامه 10 --- مجموع 20
جسیکا پاتر : سوالات 10 --- نمایشنامه 15 --- مجموع 25
آرشام : سوالات 13 --- نمایشنامه 13 --- مجموع 26
سارا اوانز (ظاهرا شناسش بسته شده!!): سوالات 11 --- نمایشنامه 11 --- مجموع 22
رون ویزلی(شناسش ظاهرا بسته شده): سوالات 7 --- نمایشنامه 0 --- مجموع 7
هرمیون گرنجر : سوالات 11 --- نمایشنامه 10 --- مجموع 21
دارن الیور فلامل : سوالات 12 --- نمایشنامه 11 ---- مجموع 23
پروفسور کوییرل : سوالات 10 --- نمایشنامه 5 --- مجموع 15
روبیوس هاگرید : سوالات 9 --- نمایشنامه 5 --- مجموع 14

اسلیترین :

بلیز زابینی : سوالات 10 ---- نمایشنامه 15 ---- مجموع 25
آدریان پیوسی : سوالات 9 ---- نمایشنامه 9 ---- مجموع 18
بلاتریکس لسترنج : سوالات 12 ---- نمایشنامه 15 --- مجموع 27
دولوروس آمبریج : سوالات 12 --- نمایشنامه 14 --- مجموع 26
هوکی : سوالات 13 --- نمایشنامه 13 --- مجموع 26
آنتونین دالاهوف : سوالات 8 --- نمایشنامه 0 --- مجموع 8
آناکین مونتاگ : سوالات 11 --- نمایشنامه 10 ---- مجموع 21
آیگور کارکاروف : سوالات 9 ---- نمایشنامه 9 --- مجموع 18
لوسییوس مالفوی : سوالات 13 ---- نمایشنامه 4 --- مجموع 17
دیانا مالفوی : سوالات 11 ---- نمایشنامه 11 ---- مجموع 22
مورگان الکتو : سوالات 9 ---- نمایشنامه 9 ---- مجموع 18
الیجاه دریک : سوالات 6 ---- نمایشنامه 9 ---- مجموع 15
سامانتا ولدمورت : سوالات 14 ---- نمایشنامه 14 ---- مجموع 28

راونکلاو :

پروفسور بینز : سوالات 9 ---- نمایشنامه 9 ---- مجموع 18
دویل : سوالات 10 ---- نمایشنامه 10 ---- مجموع 20
لونا لاوگود : سوالات 6 ---- نمایشنامه 10 ---- مجموع 16
چو چانگ : سوالات 11 ---- نمایشنامه 10 ---- مجموع 21
ادی ماکای : سوالات 11 ---- نمایشنامه 12 ---- مجموع 23
اکتاویوس پیر : سوالات 12 ---- نمایشنامه 12 ---- مجموع 24
اوریل : سوالات 11 --- نمایشنامه 10 ---- مجموع 21
انیتا دامبلدور : سوالات 11 --- نمایشنامه 11 --- مجموع 22
یونا : سوالات 11 ---- نمایشنامه 10 --- مجموع 21
فلور دلاکور : سوالات 12 ---- نمایشنامه 12 --- مجموع 24

هافلپاف :

هلگا هافلپاف : سوالات 12 --- نمایشنامه 8 --- مجموع 20

مجموع :

گریفیندور : 289 امتیاز
اسلیترین : 269 امتیاز
راونکلاو : 210 امتیاز
هافلپاف : 20 امتیاز

---------------------------------------------------------
خداییش دیگه مغزم نمیکشه !!! آخه اصلا اینهمه آدم توی یک کلاس مگه جا میشن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگی من به پیکان جوانان گوجه ایم [size=large][color=000066]و[/color
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: پنجشنبه 8 تیر 1385 23:49
نمایش جزئیات
آفلاین
ها ايه به نام يگانه خالق عشق
محوطه ي هاگوارتز ساعت دوازده نيمه شب سكوت شبانه توسط امواج كوچك درياچه ي هاگوارتز شكسته ميشود!
هاگريد كوچولو از بلرويچ خواسته بود شب با هم كلاس داشته باشند اخه اون چون جثش نسبت به بقيه بچه ها كوچكتر بود خجالت ميكشيد!
بلرويچ :‌هاگي جون داداش گراپي داره باهات باي باي ميكنه آرامش داشته باش يه كاري كن جاروت بياد بالا اوكي كوچولو ؟
هاگريد :‌من مامانمو ميخوام با اين جثه از من چه توقع داري؟
بلرويچ : خب سعيتو بكن
هاگريد در كناره جارو قرار ميگيره و فرياد زنان :‌ بيا بالا و گرنه به ماماني غولي ميگم بياد بخورتت بيا بالا پر رو
بلر : جارو تو دستاي هاگريده :‌آفرين كوچولو
خب حالا هنگام سوار شدن بر روی چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتی رو باید رعایت کنین ؟
هاگريد :‌ماماني چي بود واي پستونكم كثيف شد افتاد زمين بلر اونو بده 10 متر جلو تر افتاده
بلر :‌باشه كوچولو
هاگريد در اين حال يك عدد طومار تقلب در مياره و تا بلر برگرده بعله!
هاگريد :‌ پرفسور بلرويچ يادم اومد بايد صاف بشينيم دست ها جلو تر از بدن و سر جارو رو بگيريم اگر صندلي كمر بند و صندلي نامرئي داشت كه فبها صاف ميشيني

بلرويچ :‌ نظرت راجه به اولين پرواز و اوج گرفتنت چي بود ؟
هاگريد :‌واي پرفسور بلر خيلي حال داد اولين بار كه پرواز كردم براي تيم ملي كوييديچ انگلستان بود خيلي فاز داد هي ويراژ ميدادم جستجوگرم بودم جون تو با بلغارستانم بازي داشتيم سر يك دقيقه اسنيچو گرفتم ولي خيلي حسه باحالي بود بالاخره به آرزوي ديرينه ي جادوگران كه نه مشنگ ها رسيده بودم البته جارو برام بزرگ بود!

بلرويچ : خب حالا كه جارو دستته پاهاتو بزن به زمين و آرام فاصله بگير
هاگريد پا به زمين ميزنه بالا و بالا و بالاتر ميره اون جثه ي بزرگ كوچك و كوچك و كوچكتر ميشه موهاي هاگريد در اثر وزش باد بر روي صورت اون به رقص در آمده اند واي چه احساسي روي درياچه پرواز كردن شوق رهايي
بلرويچ :‌هاگريد برگرد
هاگريد در حالي كه بر ميگردد افسوس تمام شدن سريع اين تجربه ي حسي را ميخورد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط روبیوس هاگرید در 1385/4/8 23:56:08
ویرایش شده توسط روبیوس هاگرید در 1385/4/9 0:03:18
ویرایش شده توسط روبیوس هاگرید در 1385/4/9 0:11:04
شناسه قبلیم
اگه میخواین سوابقمو بدونید حتما یه سر به اطلاعات اضافی من بزنید !
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: پنجشنبه 8 تیر 1385 23:22
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه دوم : آشنایی با قوانین کوییدیچ


بلرویچ با صدایی بسیار بسیار مهربان : هدویگ .

هدویگ : حاظر

بلرویچ باز هم با صدایی مهربان : آیدی مالفوی

آیدی : حاظر

بلرویچ همچنان با مهربانی : فلور دلاکور

فلور : حاظر

....
----- نیم ساعت بعد ------

بلرویچ با صدایی که دیگه مهربان نیست : مونتاگ

مونتاگ : حاظر

بلرویچ درحالی که در صدایش کمی عصبانیت احساس میشه : آوریل

آوریل : حاظر

....
----- یک ساعت بعد ------

بلرویچ در حالی که داره از عصبانیت منفجر میشه : کوییرل

کوییرل : حاظر

بلرویچ در حالی که داره موهاش رو می کنه : سارا اوانز
سارا : حاظر

و اینجا بود که بلرویچ دیگه خون به مغزش نمیرسه و فریاد میزنه : ای مرلین کبیر به دادم برس چرا هر چقدر حاضر غایب می کنم تموم نمیشه .

ناگهان ندایی از آسمان نازل شد ( مرلین کبیر ) : ها ... جونت دراد ... تا تو باشی دیگه شخصیت منو برنداری . هنوز هزار تا دانش آموز دیگه مونده .

بلرویچ : آهای مرلین ، من اگه میدونستم دو هزار تا دانش آموز توی این کلاس شرکت میکنن ، هیچ وقت معلم نمیشدم . این همه دانش آموز از کجا اومدن ؟! نکنه کار تویه ؟!!!

همون ندایه : ژوها ها ها ها ( حق کپی رایت سرژ ) ... شناسه منو برمی داری ... ها ؟!!!! حالا کجاشو دیدی ! جلسات بعد از جنگلای آفرقا هم برات شاگرد میارم ... لطفا دیگم مزاحم نشو ، دو دقیقه اومدیم دستشویی ها !!!

بلرویچ آهی کشید و .... باز هم آه کشید ... نگاهی به دانش آموزان انداخت ؛ دوهزار نفری می شدن . خیلی هاشون چون توی هاگوارتز جا نمی شدن رفته بودن بالای برجها و یا روی سقف مدرسه نشسته بودند .

ناگهان فکری شیطانی به ذهن بلرویچ رسید .

بلرویچ : آهای ملت دانش آموز همتون حاضرین .

ملت دانش آموز : بــــــــــــــــــــــله

بلرویچ : درس امروزمون در مورد قوانین کوییدیچه . این قوانین بسیار پیچیدن و درکشون نیاز به هوش بالایی داره . خوب به صحبتهای من گوش کنین .

بلرویچ دستشو تو جیبش کرد و اسنیچ رو بیرون آورد .

- این اسمش اسنیچه ، توی مسابقه هر تیمی که اینو بگیره برنده میشه . برای اینکه با کارش و نحوه گرفتن اسنیچ آشنا بشین ، من اسنیچ رو ول میکنم و هر کس اینو بگیره مبصر کلاس میشه ... آماده این ؟

ملت دانش آموز : بــــــــــــــــــــله

- یک دو سه .....

و اینگونه شد که دو هزار دانش آموز بصورت وحشیانه بدنبال یک اسنیپ پرواز کردند .
--------------------------------------------------------------

تکالیف این جلسه :

مقاله : ادامه نماشنامه بالا ، البته با اجرای کامل قوانین کویدیچ توی داستانتون . ( 15 امتیاز )

سوال 1 : در بازی کوییدیچ ، داور چه زمانی میتواند از ورد آوداکاداورا بجای اخراج بازیکنان استفاده کند ؟ ( 5 امتیاز )

سوال 2 : در بین مسابقه اگر بازیکنی دستشویی اش گرفت باید چیکار کند ؟ ( 5 امتیاز )

سوال 3 : کدامیک از حرکات رزمی در بازی کوییدیچ مجاز است ؟ شرح دهید .( 5 امتیاز )

----------------------------------------------------------------

( آخه ملت ، مگه عقده مخش نوشتن داشتین ؟! پنج صفحه تکالیف جلسه اول رو من چطوری بخونم . جونم در میاد تا به همتون نمره بدم نمره های جلسه قبل امشب اعلام میشه )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگی من به پیکان جوانان گوجه ایم [size=large][color=000066]و[/color
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: چهارشنبه 7 تیر 1385 18:56
نمایش جزئیات
آفلاین
دانش آموزها هم که ترسشون چند برابر شده بود اطاعت کردن و جاروهارو سمت راستشون روی زمین گذاشتن .
بلرویچ اینبار با صدایی گوش خراشتر فریاد زد : همه چوب جاروهاشون رو دستشون بگیرن.نه نه اینطوری که نه باید بگیر بالا
کوییرل پاک جارویه درب داغونش رو که کم مونده بود از وسط دو نصف بشه کنار پای راستش به فاصله یک قدم قرار داد و بعد یه نفس عمق کسید و چشماش رو بست:آپ آپ ای بابا آپ
بلرویچ:هویــــــــــی با توام ؟چیکار میکنی؟این جفنگیان چیه میگی؟به زبون مارها حرف میزنی؟
کوییرل:من؟نه خب من همونی که شما گتید تکرار کردم
بلرویچ:جدا؟اونی که من گفتم یا اونی که تو فیلم بود؟
کوییرل:راست میگیدا من هری پاتر یک رو زبون اصلی دیدم
بلرویچ:باید بگی بابا چشماتم کاملا باز باشه
کوییرل یه باره دیگه یه نفس عمیق میکشه و اینبار با چشمان باز به آرامی و تا کمی دلسوزانه میگه:بالا!
پاک جارو درست در دست راست کوییرل قرار میگیره:ایول. اجازه پروفسور؟ حالا چیکار کنیم؟
بلرویچ نگاهی به بقیه دانش آموزان میندازه و میگه:خوبه حالا قبل از پرواز یه سوال دارم.هنگام سوار شدن بر روی چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتی رو باید رعایت کنین ؟! این سوال پنج امتیاز داره.کی میتونه بگه.تو بگو نه تو آره
کوییرل:اول اینکه سر و ته جارو از هم تشخصیص بدیم دوم خیلی آروم و با اعتماد به نفس سوار جارو بشیم سوم با دو ستمون سر جارو محکم نگه داریم و در آخر بگیم برو ..وایـــــــــــــی
چوی جاروی کوییرل به سمت آسمون پرواز میکنه.این اول تجربه پرواز برای کوییرل بود.در موقع اوج گرفتن شدت باد و ارتفاع زیاد باعث کند شدن ضربان قلب و تنگی نفسش شد.
کوییرل بعد از مدتی که به سمت آسمون اوج میگرفت سر چوب جارو رو کمی به سمت پایین متمایل میکنه یه احساس ترس همراه با اشتیاه زیاد.بعد از اینکه مدتی در آسمون کوییدیچ چرخید به سمت پایین حرکت میکنه و خیلی آروم فرود میاد.
کوییرل: چطور بود پروفسور؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: چهارشنبه 7 تیر 1385 13:24
نمایش جزئیات
آفلاین
لرد بلرویچ از شما ميخواد تا چوب جادوتون رو دستتون بگيرين.شما بايد چيكار كنين؟




خب من به شخصه يه نگاه ميندازم اين ورم يه نگاه هم ميندارم اون ورم ببينم بچه هاي ديگه اول چه كار مي كنن تا اولين كسي نباشم كه بقيه بهم مي خندن.بعدشم وقتي همه دارن اون كلمه مسخره بالا..بالا...رو تكرار مي كنن به اون بالا خونم فشار ميارم كه بابا اين چه كاريه خب آدم خم ميشه خودش از زمين روز ورش مي داره ديگه....به دين سان با خيال راحت چوب دستي به دست منتظر دستور بعدي مرلين مي شم.
شايدم يه نفس عميق كشيدم و اگه ديدم هر چي ميگم بالا انگار نه انگار زير لبي ورد وينگارديوم لويوسا را مي خونم تا چوبه پاشه بياد بالا . اگرم اون قدر گفتم بالا بالا اثر نكرد خب مشخصه چوبه خرابه بايد بگم : پايين ...پايين!
اما خب بعضي موارد كار ديگه ايي هم پيش مياد مثلا اگه مرلين بغل دسته من ايستاده باشه (ما كه شانس نداريم) مي گم:
"پروفسور مي شه ما بريم آخر صف آخه اين بچه كناريه حواس ما رو پرت مي كنه!"
مرلين پير مرد چشمش جايي رو نمي بينه ..ما هم فلنگو مي بنديم.
به هر حال در آخر اگه نيمد چوب رو تهديد مي كنم كه اگه تا سه سوت ديگه تو دستم بودي كه هيچ وگرنه يا يكي يكي اون دم جاروت رو مي كنم يا دو دستي تقديم دولوروس آمبريجت مي كنم!( اين ديگه حله......رد خور نداره!)


هنگام سوار شدن بر روی چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتی رو باید رعایت کنین

ابتدا بايد جهت وزش باد رو تعيين كنيم تا در مخالف اون پرواز نكنيم . خونسردي خود را حفظ كنيم. مراقب وضعيت هوا باشيم. آرامش و اطمينان داشته باشيم . فكرمون رو متمركز كنيم كه هدف از پرواز چيست زيرا پرتوهاي خورشيد تا متمركز نشوند نمي سوزانند. پرواز را از دريچه ترس و وحشت نگاه نكنيم . اعتماد به نفس داشته باشيم . قبل از پرواز يه سري كتاب كه توسط اونايي كه خاطره اولين پروازشون رو نوشتن بخونيم تا يه چيزايي بلد باشيم . حواس پرتي ها را از خودمون دور كنيم . اين حقيقت رو پذيرفته باشيم كه همه دفعه اولي كه مي خواستن پرواز كنن همين حس ما رو داشتن . لبخند بزنيم . جسارت داشته باشيم . به شانس تكيه نكنيم . قانون احتمالات را فراموش نكنيم . دلمان يه كم بلرزد هيچ اشكالي ندارد چرا كه هر بنايي كه بيشتر بلرزد محكم تر مي شود دل است . سعي كنيم بيشتر از يك چراغ موشي از دينام هزار ولتيه مغزمان روشن كنيم . سعي نكنيم بهتر يا بدتر از ديگران باشيم بكوشيم نسبت به خودمان بهترين باشيم . از اشتباه كردن نترسيم زيرا بزرگترين اشتباهي كه كسي مرتكب مي شود اين است كه مدام از اشتباه كردن بترسد . ذهن را به آنچه مي خواهيم معطوف كنيم نه آن چه را كه نمي خواهيم . در پايان توجه داشته باشيم كه به سمت خورشيد يا در جهت آن پرواز نكنيم!


احساس خودتون رو در هنگام ارتفاع گرفتن از زمین و پرواز شرح بدین ؟



كمي اشك در چشمانم جمع شده و آهسته آهسته اين طور به نظر مي رسد كه نفس كشيدن كمي سخت تر مي شود . بالاتر ....باز هم بالاتر ...هر چي بالاتر بهتر....هر چي بهتر عالي تر...ببين دنياي مارو...اين دنياي زيبا رو ...از ابر هم بالاتر ...هر چي بالاتر بهتر ...هر چي بهتر زيباتر .....با ارتفاع گرفتن چوب جارو من هم شروع مي كنم اين شعر رو خوندن تا كمي آرامش بگيرم . بعدش احساس مي كنم صداي موسيقي باد رو مي شنوم اما نه به بالاي سرم كه نگاه مي اندازم مي بينم كه يه بوئينگ 737 رد شد اون هم صداي موتور جتش بوده!
يه كم دلم براي مامانم تنگ مي شه حتما در اين لحظات داره در مورد خراب كاريه آخري كه انجام دادم جيغ مي زنه....
احساس اعتماد شديدي به چوب جاروم دارم . احساس بالاتر بودن از بقيه چه كيفي داره حتي براي چند لحظه هم جذاب و ويرانگره . احساس اينكه ديگه به باك بيك يا اون يكي موجوده چي بود آره همون هدويگ حسوديم نمي شه . احساس اينكه ديگه تو روياهام در مسابقه با كلاغ نمي بازم . احساس اينكه جون مي ده الان با اين جارو برم رو سطح درياچه و تجربه يك فلامينگو رو كسب كنم . ديگه ...ديگه ...اين حس رو دارم كه اين كلاس از همه كلاساي عمرم توپ تره چون كه لااقل اين بالا ديگه لازم نيست مراقب حركاتم جلوي پروفسور باشم و از دست اين يكي ديگه راحتيم . يه كمي هم احساس مي كنم شيطوني كنم شتاب بگيرم و برم يه دو سه نفر رو با طعنه از اون بالا از روي چوب جاروشون بندازم پايين ، بخنديم! ..نه بابا خودم تو كف خودم موندم...من چقدر احساس دارم خودم بي خبر بودم ها!!!

نمایشنامه ای از لحظه در دست گرفتن چوب جارو تا لحظه فرود اومدن روی زمین بنویسین:

خب! گرچه من قبلا هم اونو امتحان كرده بودم اما در موردش زياد مطمئن نبودم . اين چوب جارو كه از جدم سالازار خاندان بزرگمون به ما ارث رسيده است . لرد داداشمو مي گم از بچگي از پرواز كردن و چوب جارو متنفر بود بنابراين اونو به من بخشيد . حالا اون توي دست من بود . مرلين دستش رو به علامت شروع بالا برد و من بر روي اون جاروي كهنه نشستم اما قسم مي خورم با اون نگاه هايي كه ملت انداختن براي جلسه بعد لرد رو تهديد كنم كه اگر هنوز به جاسوسي كردن من توي هاگوارتز علاقه منده بايد برام يه مدل جديد صاعقه 1999 بخره . از همونا كه جديدا تو بازاره.
چند لحظه بعد از دستور مرلين تنها جارويي كه هر چي پا مي زد بالا نمي رفت مال منه ! جاروي خنگه خل از جاش جم نمي خورد . مرلين به طرف من اومد اما وقتي خوب روي جاروم دقيق شد تا بفهمه چرا حركت نمي كنه به من اشاره كرد پياده شم.
_هان......چي........پياده شم!
مرلين جارو رو توي دستش گرفت و گفت : اين جارو ماله چند هزار سال قبله !
من:
بنابراين ديگه چيزي نگفت فقط وقتي كه دوباره بهم پس داد گفت :
_چون مدلش قديميه اين نوع جارو رو بايد از اون طرفي به سمت سر جاروش سوار شي.
من :
ولي به ناچار بايد سوار مي شدم ... آروم پامو زدم زمين و ديدم نه بابا مي پره!
رسيدم اون بالا هنوز جايگيري نكرده بودم كه ديدم كل بچه ها دورم ايستادن و دارن غش غش به طرز نشستن من روي چوب جارو مي خندن.
با خودم گفتم : بذار يه آواداكودارايي چيزي نثار اين جوجه تيغي ها بكنم اما نه....
در همين لحظه چوب جاروم برعكس شد و موجبات خنده بيشتري را فراهم نمود . من معلق در هوا در حالت سر و ته!
يواش يواش يه دستم هم داشت ول مي شد . مرلين عزيز هم اون پايين انگار نه انگار ...نمي دونم اول سالي برگه از كجا آورده بود داشت صحيح مي كرد نه...نه ...انگار داشت چرت مي زد......آره خوابيده بود!!!
به هر سختي بود خودمو جمع و جور كردم و دوباره به زور صاف نشستم روي جاروم اما يه دفعه ............تق
مثل فنر از جا كنده شد و به سرعت به طرف درياچه اوج گرفت . فكر كنم فقط صداي جيغامو مي شنيدم . با خودم گفتم اين كه ماله 10 قرن پيشه عجب سرعتي داره ها!!!
من نمي تونستم حتي پشت سرم رو هم نگاه كنم . ديگه كاملا از بقيه دور شده بودم . جارو از روي درياچه با همون سرعت به سمت جنگل ممنوع پيچيد. من رو مي گي ذرم داشت آب مي شد اما خب هيچ كاري هم نمي شد بكنم...جارو رفت به سمت وسطاي جنگل...حالا درسته من شجاع بودم ولي نه ديگه تا اين حد!
ديدم نه بابا جديه....داره اونچا فرود مياد...هيچ راه فراري هم نيست. از وسط اون همه شاخ و برگ نزديك زمين شد. سرعتش كه كم شد چشمامو باز كردم كي رو جلوم ديدم ......
لرد رو...اين ديگه از كجا پيداش شد!
_هري پاتر رو كشتي؟
_نه
_دامبلدور رو مسموم كردي؟
_نه
_كابينت رو ساختي؟ كي مرگ خوارام مي تونن بيان اونجا؟
_نه
با هر نه من رنگ صورت لرد لحظه به لحظه پر رنگ تر مي شد.
_بابا همش يه هفتسم ما رو فرستادي اين جا ها!!!
من هنوز روي جاروم سوار حاضر بودم هر چي مي خواستم بدم تا مثل قبل پرواز كنه و با آخرين سرعت دور شه!
لرد: خيلي خب ...امروز رو هم يه كم از شنا كردن لذت مي بري تا دفعه ديگه....
و انگشت شستش را به هم زد و دوباره جارو اوج گرفت . با سرعت بسيار زياد رفت دوباره روي درياچه . من فقط به زندگيم فكر مي كردم . يه دفعه اون بالا ايستاد. متاسفانه من هيچ وقت در اولين پروازم بر روي زمين فرود نيمدم چون كه در همون لحظه به يك باره جاروي پرندم......تق
غيب شد و من از همون بالا با مخ رفتم توي درياچه . 50 ساعتم با اون موجودات زير جنگيدم و بالاخره با رداي پاره پوره و موهاي سيخ سيخ خودم رو رسوندم به مرلين كبير كه ديدم اي بابا اين كه هنوز خوابه!!!!
اون بالا هم بچه ها كه داشتن بالاي سر مرلين فوتبال جارويي بازي مي كردن و انگار يكي هم بود اسمش بلر داورشون بود ما رو ديد زدن و با ديدن قيافه شيش در چهار من از خنده ريسه رفتن!!!
اين بود نمايشنامه من!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
از دفتر خاطراتم :

از او می ترسم... گاه تصور می کنم با هیبتی عظیم در مقابل من ایستاده و م
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 تیر 1385 04:10
نمایش جزئیات
آفلاین
فلور: وای باز دیر رسیدم! وای خدای! وای همین الانه بچه ها منو بکشن!

می رسم به زمین و کل ملت مدرسه رو می بینم!
فلور: ماااااااااااااااا مامان من دیر رسیدم!
آوریل همکلاسی خوب و مهربون هم گروهی ناناز من با چو دوست جون جونی با یونا و لونا و دویل و روح بینز و همه ی گروه ریون می یان طرفم و با چوب هایی که تو دستشونه جلب منو نگاه می کنن و دورم حلقه می زنن!
ملت ریونی:
فلور: ام... ام خب من همیشه شاگرد تنبله هستم گیر ندین من همیشه شاگرد تنبله بودم چه اینجا چه اونجا!
چو با نگاهی جلب!: نه بابا نمی خواد خالی ببندی! پس معدل کل 19/17 چی چیه؟؟

فلور: ها اون فرق داره!

و همه می ریزن رو سرم!

یکدفعه از اون zطرف زمین صدای جیغ و فریاد همه ی بچه ها بلند می شه و ناگهان محوطه خالی می شه! تنها اعضای ریونکلا سر در گم به معلم خیره می شن!


ویژ ویژ ویژ

مرلین همینطور در حال چرخیدن به دور خودشه و هر لحظه تبدیل به یک آدمی می شه! ناگهان شکل صورتش کش می یاد دستت کوچیک می شه کش می یاد قدش کوتاه می شه و یکدفعه استوپ می کنه

همه ی اعضای ریون:

مرلین تبدیل یافته نگاهی به خودش می کنه! تغییر کرده

فلور جلو می ره و با نگاهی عجیب داره مرلین تغییر یافته رو نگاه می کنه

مرلین به حرف می یاد : فف....ف... لور آینه داری؟؟
فلور سریع دستشو تو جیبش می کنه و یک آینه در می یاره

مرلین اونو می گیره و خودشو نگاه می کنم!
مرلین تغییر یافته: چی می بینم! من لرد بلرویچم! آه من خودمم خدای من!

همه ی بچه ها از گوشه و کنار می یان که تغییر کردن معلم رو تبریک بگن!

لرد بلر: هووووووووم سریع برید سر تکالیفتون که کلی کار دارم با توام فلور یکبار دیگه دیر برسی!

فلور: چی گفتی؟
لرد بلر: ها هیچی آینه ات رو پس نمی دم!

فلور می ره که تکالیف رو انجام بده!
لرد بلرویچ از شما ميخواد تا چوب جادوتون رو دستتون بگيرين.شما بايد چيكار كنين؟

می ایستم نگاش می کنم! نه منظورم اینکه می گم چوبی جون بیا بغل بریم سفر یک جای دور از راه دور با یک بلور دور بزنیم یک جای سوت و کور!

لرد بلرویچ:

نه منظورم اینکه ای چوب بیا در دستان من جای گیر

ناگهان چوب با سرعت زیادی از رو زمین بلند می شه و با شاخه اش می زنه تو صورتم!
فلور:

و فلور به زور چوبو از صورتش می کنه و در دست می گیره!

هنگام سوار شدن بر روی چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتی رو باید رعایت کنین ؟

اول چوب جارو رو راست می گیریم به صورت موازی با سطح زمین اگر زمین شیب داره به اون شیب می دیم اگر سر پایینه به صورت سر پایینی اگر سر بالاییه به صورت سر بالایی! باید حالت موازی یک صفحه و یک خط در فضا رو انجام بدیم! به طوری که زمین و چوب جارو در یک صفحه نباشن خب حالا پای راست رو بلند کرده می زاریم اون ور چوب حالا خودمونو می کوبینیم رو چوب جارو به سمت جلو خم شده چونه باید یکم با چوب فاصله داشته باشه یک شلاق از تو ردامون در می یاریم می زنیم به چوب و می گیم یاهووووووووو برو حیووون! و هر از گاهی برای اینکه چوب نایسته با دست به دسته اش ضربه زده در حال پرواز حرکات آکروباتیک انجام می دیم که چون تازه کاریم سقوط می کنیم رو زمین و راهیی بیمارستان شده اونجا همه ی داروهارو خورده تا بتونیم سلامت برگردیم سره زمین و دوباره همون حرکات دوباره سقوط دوباتره بیمارستان دوباره برگرشتن و این داستان ادامه دارد

لرد بلرویچ:

احساس خودتون رو در هنگام ارتفاع گرفتن از زمین و پرواز شرح بدین ؟

ها من احساس خوشگلی بیش از حد بهم دست می ده!
لردبلوریچ:
هوم نه من احساس می کنم بسیار خوشبختم و اینکه همه رو بسیار ریز دیده و من سرور هرچی مورچه ام

نمایشنامه ای از لحظه در دست گرفتن چوب جارو تا لحظه فرود اومدن روی زمین بنویسین:

من با همون حرکات شاقه سوار جارو شده و بسیار محکم دسته جار می گیرم و با شلاق و دست نمی زارم جارو بایسته! در حال گشت و گذار در حال پروازم و دارم ملت مورچه ایی رو ریز می بینم که می خوام حرکات آکروباتیک انجام بدم که ناگهان از روی جارو پام لیز خورده سقوط می کنم و اتفاقا .... بر روی دستان معلم افتاده!

فلور:

لردبلرویچ:

فلور: من می دونستم خوشگلم و می دونستم خوشبختم!

لرد بلرویچ: تو واقعا امیدواری بتونی روی جارو سوار بشی و کوییدیچ بازی کنی؟

فلور: اوه اف کورس!

لرد برویچ با چشمانی مشکوک! و چوب جارو بدست! و در حال داد و فریاد فلور رو پرت می کنه رو زمین! و فلور در حال در رفتن و بلریچ در حال دویدن به دنبال فلور تا حسابش رو برسه!

فلور ناگهان در حال دویدن نگاهیی به پشت سرش می کنه

لردبلرویچ را در حال:

فلور:

دوباره هر دو شروع به دویدن می کنن

فلور باز بر می گرده و
بوب!
فلور:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فلور دلاكور در 1385/4/6 4:32:29
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: دوشنبه 5 تیر 1385 23:03
نمایش جزئیات
آفلاین
1. بایدخیلی مودبانه از جارو مون بخوایم بیاد بالا مثلا جاروی ناز نازی خیلی زود بیا بالا اما اگر موثر نبود با خشانت عمل میکنیم مثلا ای جارو مگه من با تو نیستم بیا بالا اگر باز هم موثر نبود در یک حرکت انحتاری جارو را با دست بر میداریم
2. مطمئن باشیم که جارو سالمه .جهت یابی کردن بادهای ارزشی .وبرای حفظ تعادل کمی به جلو خم میشویم

3. یکدفعه احساس می کنی زیر پاهات خالی شده وزش باد ارزشی رو احساس میکنی تا دور دست ها رو میتونی ببینی وخیلی هیجان انگیزه

نمایشنامه: روز اول کلاس پرواز و کوییدیچ بود ترس ونگرانی در چهرهی دانش اموزان دیده میشد تا اینکه مرلین وارد زمین کوییدیچ شد و از همگی خواست که جاروها را سمت راستمون روی زمین قرار دهیم وسپس این بار با صدایی گوش خراشتر فریاد زد چوب جارو هاتون رو تو دستتون بگیرید دانش اموزان دستشون رو بالای جارو هاشون گرفته بودند و فریاد میزدند بالا ..بالا با خودم می گفتم اه ...چرا بالا نمی یای دیگه داری
حوصلمو سر میبری نگاهی به دور وبرم کردم همه مشغول کار خدشون بودند ودر یک حرکت فوق انحتاری جارو مو با دستم از روی زمین برداشتم مرلین : افرین پسرم کارت خیلی خوبه
بعد مرلین خواست که به عنوان اولین نفر پرواز کنم سوار جاروم شدم کمی به جلو خم شدم در حال اوج گرفتن بودم که یکدفعه یک پارچه که این باد ارزشی اورده بود روی صورتمو پوشوند کنترل خودمو از دست داده بودم به این طرف و اون طرف میرفتم اه این چیه کمک کمک کنید وقتی پارچه رو کنار زدم یک دیوار 1000متری رو به روم بود اما دیگه کار از کار گذشته بود و با صدای بنگی به دیوار خوردم و روی زمین افتادم وقتی چشمامو باز کردم مرلین بالا ی سرم بود که داشت چیزایی رو میگفت که البته من هیچی نمی فهمیدم و سرم هنوز گیج می رفت .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مبارزه هر قدر صعب
صعود را ادامه بده
شاید
قله تنهادر یک قدمی تو باشد.
(دیانا وست لیک)
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: دوشنبه 5 تیر 1385 15:12
نمایش جزئیات
آفلاین
مرلين از شما ميخواد تا چوب جادوتون رو دستتون بگيرين.شما بايد چيكار كنين؟

از اونجايي كه من در جارو سواري آدم بسيار ماهري هستم اصلا نيازي نيست كه به اين مساله حتي فكر كنم!!!دستم رو در كمال اعتماد به نفس ميگيرم سمت جارو و ميگم بيا توي دستم و اون هم..شترررق..ميخوره توي دلم و دوباره بر ميگرده سرجاش..ولي من ميدونم كه انساني بسيار ماهرتر از اين حرفها هستم و دوباره با همون اعتماد به نفس دستم رو ميگيرم طرف جارو و ميگم لطفا بيا توي دستم و اون هم..شتررق..برام جفت پا ميگيره و من با مخ ميخورم زمين ولي از اين مسائل پيش مياد و من ميدونم كه انسان ماهر و با استعدادي هستم و اصلا جاي نگراني نيست و براي همين دوباره با اعتماد به نفس كامل دستم رو ميگيرم طرف جارو و ميگم كه اگه نياي توي دستم همه چوبهات رو دونه دونه ميكنم و اين دفعه..ميپره توي دستم..و با دمش يدونه ميزنه توي سرم و برميگرده سرجاش روي زمين..نيم ساعت بعد در حالي كه همه با جاروهاشون در حال پرواز هستند من روي زمين ايستادم و ميدونم كه از همه بچه هاي كلاس با استعدادترم و همه به من در جاروسواري حسودي ميكنن و نيازي نيست كه نگران باشم و دوباره دستم رو ميگيرم طرف جارو و ميگم خواهش ميكنم بيا توي دستم و اين دفعه بدون اينكه جارو كاري كنه خودم با مخ ميفتم زمين..يك ساعت بعد بلاخره من هم به بچه هايي ميپيوندم كه از يك ساعت و نيم پيش دارن با جاروهاشون پرواز ميكنن ولي درست در همون موقع زنگ ميخوره و مرلين ميگه كه فرود بيايم و جاروهامون رو بذاريم سرجاشون!!!...

هنگام سوار شدن بر روی چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتی رو باید رعایت کنین ؟

1-بايد دسته جارو رو محكم بگيريم تا در صورت تكونهاي احتمالي از جارو پرت نشيم پايين.
2-خودمون رو در هنگام آغاز پرواز به جلو خم كنيم تا سرعت و آيروديناميك لازم براي بلند شدن را داشته باشيم.
3-هنگام سوار شدن بر روي جارو هواسمون باشه كه نزديك به سر آن بشينيم نه ته و يا وسط آن.
4-هنگام بلند شدن با پاهايمان به زمين فشار بياريم.
5-هميشه قبل از جاروسواري ميزان وزش باد و مخالف يا موافق بودن آن را كنترل كنيم.
6-هنگام پرواز مواظب پرنده هايي همچون عقاب،شاهين و يا غيره باشيم.
7-قبل از پرواز محل فرود را در نظر داشته باشم.
8-جارو زياد سنگين و يا زياد سبك نباشد كه يا سقوط كنيم و يا اينكه باد ببرتمون.

احساس خودتون رو در هنگام ارتفاع گرفتن از زمین و پرواز شرح بدین ؟

آدم هنگام ارتفاع گرفتن احساس ميكنه كه به اندازه قابل توجهي سبك شده و همين طور يه احساسي شبيه اينكه دل ادم هوري بريزه پايين!از اونجايي كه باد محكم با صورت آدم برخورد ميكنه آدم احساس سرما و خنك شدن ميكنه و هنگامي كه به اندازه كافي ارتفاع گرفت و منظره از زير پاهاش نمايان شد احساس ميكنه كه خوشبخت ترين ادم روي زمينه!


نمایشنامه ای از لحظه در دست گرفتن چوب جارو تا لحظه فرود اومدن روی زمین بنویسین:

مرلين چشمش به هلگا افتاد و با عصبانيت به سمتش پرواز كرد و داد زد:هي دختر پس تو چرا واستادي من رو نيگا ميكني؟..بپر بالا ديگه و همچين چپ چپ به هلگا نگاه كرد كه هلگا انگار يه دفعه غيب شد و تو اسمون ظاهر شد!بعد از يه ربع در كمال نرم و نازكي و چست و چابكي با سر فرود اومد روي بقيه بچه ها كه اونها هم با سر فرود اومده بودن روي همديگه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هاف[size=large][color=FF0066]ل[/co
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: دوشنبه 5 تیر 1385 12:43
نمایش جزئیات
آفلاین
مرلین از شما می خواد تا چوب جاروتون رو دستتون بگیرین . شما باید چیکار کنین؟

خوب مسلما فکرم روی جارو متمرکز می کنم و دستم رو بالای جارو می گیرم و میگم بالا،اگه استعدادش رو داشته باشم که چوب جارو میاد توی دستام اگه هم استعداد نداشته باشم هم که باید هفت و یا هشت جلسه تمرین کنم

هنگام سوار شدن بر روی چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتی رو باید رعایت کنین ؟

هنگام سوار شدن بر روی جارو باید به تعادل خودمون رو حفظ کنیم و به هیچ وجه به خاطر لذت بردن از منظره ،کنترل جارو رو رها نکنیم
اگه خوب بلدی نیستیم جاروسواری کنیم ،اوج نگیریم و هنگام فرود اومدن هم مواظب پاهامون باشیم

احساس خودتون رو در هنگام ارتفاع گرفتن از زمین و پرواز شرح بدین ؟

احساس عجیبی بود،انگار که پرنده شده ام و پرواز می کنم.اما نه!!من پرنده نشده بودم!من سوار جارو شده بودم در واقع این کفی بود که احساس می کرد پرنده شده
بعد از مدتی که به شرایط عادت کردم این احساس عجیب به احساس خوشحالی تبدیل شد

نمایشنامه ای از لحظه در دست گرفتن چوب جارو تا لحظه فرود اومدن روی زمین بنویسین

بعد از اینکه تونستم سوار جاروم بشم ،به سرعت اوجه گرفتم و به دنبال سایر بچه ها حرکت کردم.همه جا تغییر کرده بود مرلین از آن بالاخیلی کوچک به نظر می رسید.هون موقع چشمم افتاد به کفی که در هوا پرواز می کرد.دور از چشم مرلین با سرعت به سمت کفی هجوم بردم و با یک ضربه ی کاری او را از پرواز باز داشتم و در نتیجه کفی محکم به زمین خورد،خیلی احساس خوبی بود.در همین لحظه از پشت سرم متوجه جسم شدم که به طرفم می آید
متوجه مرلین شدم که به این صورت سوار جارو شده بود و پشت سرم پرواز می کرد با این تفاوت که عصایش محکم به سرم خورد ،در همین لحظه مجبور به فرود شدم
مرلین با لبخندی ملیح به سمتم آمد و گفت:عصامو بده!دفعه ی دیگه هم سر بسر پرنده ها نمی ذاری!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده