جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

27 کاربر(ها) آنلاین هستند (15 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
24 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] چکش‌سازی دیاگون

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: چکش سازی لندن
ارسال شده در: جمعه 24 شهریور 1385 14:08
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد دیوانه سازا پشت سرشون میان تو و لونا مثل یه شیر زن(!) یه سپر مدافع در حد تیم ملی درست می کنه و همشونو می فرسته به جهنم !(تیریپ فیلمای ژانگولری و وسترنی!)

بعد هم ملت با خوبی و خوشی به کارشون ادامه می دن و میرن که طرح انواع جدید چکش و پتک و گوشتکوبو و این صحبتا رو بریزن !

------فردای آن روز ، دفتر مدیر کارخانه------

توماس پشت میزش نشسته و داره روزنامه می خونه و خبرا رو با خودش زمزمه می کنه :
_ بند ده قانون انرژی منو ای ... به نفع جامعه یه با ضرر آن ؟!
_ سوپرقق با رسیدن به وزارت باز هم دست از قهرمان بازی برنمی دارد !
_ازدواجی دیگر در دنیای جادویی ! ... تابلوهای سنجش میزان فرندشیپ حد آخر این پدیده را نشان می دهند !
_...
توماس روزنامه رو تا می کنه و می زاره رو میز ... میره پشت پنجره و به بیرون نگاه می کنه ... ناگهان یه چیزی با سرعت از جلو پنجره رد می شه ... توماس که فکر می کنه خیالاتی شده چشماشو می ماله ... ولی اون چیز دوباره ایندفعه در خلاف جهت قبلی از جلوی پنجره رد می شه ... توماس پنجره رو باز می کنه که بیرونو نگاه کنه که یهو یه چیزی با کله میاد تو صورتش و توماس شونصد متر به عقب پرت می شه و تیریپ فاینال فانتزی-اسپایدر من ، دستا و پاهاشو روی دیوار می زاره و آروم می پره و رو زمین فرود میاد .
توماس بلند می شه و لباسشو می تکونه ... یهو هدویگو می بینه که به حالت دو نقطه دی جلوش واستاده !
هدویگ :
توماس : مرتیکه بوقی این چه وضع اومدنه ؟!
هدویگ : نگهبان نذاشت بیام تو مجبور شدم !
ناگهان صدای فریاد نگهبان از حیاط کارخونه شنیده می شه ... توماس با سرعت به سمت پنجره می ره تا بیرونو نگاه کنه .
هدویگ : چیزی نیست ... کالین و گراوپی ان ... مثل اینکه گراوپی یه خورده خشن شده این روزا !
توماس از نگاه کردن به بیرون پشیمون می شه و در عوض می ره در دفترو باز می کنه و تو راهرو منتظر کالین می شه ... بعد از چند لحظه کالین وارد راهرو می شه و با دیدن توماس لبخندی گوشه لبش نقش می بنده و به سرعتش اضافه می کنه .

------ دقایقی بعد ، دفتر مدیر-----

کالین و هدویگ روی مبل نشسته بودن و داشتن به توماس نگاه می کردن .
توماس : واسه چی اومدین اینجا ؟! ... چشم ندارین ببینین کارخونه زدم ؟!
هدویگ : راستش من و کالین بعد مشورتهایی به این نتیجه رسیدیم که به تو و کارخونه ات پیشنهاد همکاری بدیم .
...........................

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هدویگ در 1385/6/24 14:37:21
Re: چکش سازی لندن
ارسال شده در: جمعه 24 شهریور 1385 13:24
نمایش جزئیات
آفلاین
ایگور:اینا کدوم بوقایی بودن؟شیطونه میگه یک فحش بی ناموسی میدادم بهشون،که بفهمند دنیا دست کیه.
توماس:نمیخواد بابا،یک چکش میسازیم و پولمونو که مثل اینکه زیاد هم هست میگیریم.
انی:
لونا:چته؟
انی: ،من هر ماه که ماه ناقص میشه این تیک رو میگرم و هر چکشی دم دستم باشه داغون میکنم.
ملت:
آنی:شوخی کردم بابا،مگه نمیدنید قزوینی ها این شکلی نمیشن؟
توماس:بچه ها بریم!
آنی:کجا؟
دفن بووف کووف خووف
ایگور:
آنی:کووووفت،ببینم چرا اون تو درگیری شرکت نمیکنه؟
ایگور:ای نامرد میخواهی من بیام و از روش برادر حمید استفاده کنی؟این الیزابتا* هست که.
5 ساعت بعد.
توماس:بسته دیگه،بریم چکش رو بسازیم که دیر شد.
و همه با شنیدن این دستور شروع به کار کردن کردند.
توماس:ایگور اون بوقتو بده به من.
ایگور:هوووووم،مطمئنی؟بیا فقط مواظب باش خود به خود شروع نکنه به بوق زدن.
بالاخره بعد از 10 ساعت چکش ها آماده شد.
بچه بیایید استراحت کنیم.
بعد از چند دقیقه مرگ خواران میان تو و چکش رو که میبنند با خوشحال میگن برین از بیرون جایزتونو بگیرید.
ایگور:حالا چی هست؟
یکی از مرگ خواران:بوس.
و بچه ها به خوشحالی بیرون میرن.
آنی: دیوانه ساز،اینا اینجا چیکار میکنند.
لونا:باهوووش،بوسه دیوانه ساز ها.
ایگور در گوش لونا چیزی زمزمه میکنه و لونا متوجه حرفش میشه و بچه ها با سرعت و وحشت وارد کارخانه میشوند.

---------------------
*الیزابیتا:یک شخصیتی هست که به عنوان زن مجازی آناکین در نظر گرفته شده بعد از مشورت های زیاد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در 1385/6/24 13:32:14
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

Re: چکش سازی لندن
ارسال شده در: جمعه 24 شهریور 1385 12:16
نمایش جزئیات
آفلاین
یک سری از ملت ارزشی توی کار خونه نشسته بودن ساعت 8 شب بود و این ها هم به خاطر کار زیادی که داشتن اونجا مونده بودن. تا به کار ها برسن و مجبور نباشن فردا که روز تعطیل هم هست بیان سر کار


پق


اولین صدا رو هیچ کس حس نکرد ولی با شنیدن صدای (( پق )) دوم چن نفر با تعجب به اطارف نگاه کردن و باز مشغول کار طراحی انوان بیل کلنگ چکش شدن

ولی بار سوم موضوع فرق میکرد
پق پق پق

همه با تعجب به اطراف نگاه میکردن . بعضی ها دو دستی چوب دستی هاشون رو چسبیده بودن که یه وقت چوبه از ترس فرار نکنه .چند دقیقه به سکوت گذشت طوری که همه فکر کردن این صدا به خاطر یه اتفاق معمولی به وجود اومده . مثل دعوای گربه ها و ...

تازه خیالشون راحت شده بود که در اتاق طراحی به شدت باز شد و پنج نفر که ردا های سیاه پوشیده بودن و همه نقاب زده بودن با هم اومدن تو .چند تا طلسم قرمز به اطراف شلیک شد و یکی از مرگخوار ها با مهارت تمام چوب دستی ها رو تو هوا میگرفت

مرگخوار ها با تحدید چوب دستی همهی طراحان و مسئولین کار خونه رو یه
گوشه جمع کردن . بعد یکی از مرگخوار ها که از بقیه قد بلند تر بود شروع به صحبت کرد

طرف گفت: زود میرم سر اصل مطلب چون امشب چند جای دیگه هم کار داریم
ارباب دو تا شکلک مخصوص لازم داره یه دونه علامت شوم با یه دونه گوشکوب و از شما انتظار داره این کار رو در بالاترین اولویت قرار بدین

بعد یکی دیگه از مرگخوار ها اضافه کرد: برای این کار پول خوبی میگیرن . اگه درست کارتون رو انجام بدین ارباب پاداشی به شما میده که به خواب هم ندیدین

مرگخوار اولی ادامه داد: ما چند روز دیگه به شما سر میزنمی تا ببینیم نتیجه ی کارتون چی شد

بعد همه با هم از در میرن بیرون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آناکین مونتاگ در 1385/6/24 12:32:29
چکش‌سازی دیاگون
ارسال شده در: جمعه 24 شهریور 1385 11:51
نمایش جزئیات
آفلاین


اینجا کارخونه چکش سازیه...قبلا یه همچین چیزیو سرژ و دانگ ساخته بودن ولی این فرق داره
اینجا رول پلینگ هم داریم...ها چیه خوشحال شدین؟
آینجا با همکاری کارخونه آفتابه سازی دیاگون مشغول به کاره و ما همه جور سفارش همر های گوناگون رو میگیریم...
بوقم میزنیم!!!!

کارخونه و گروهک های مرتبط با ما اینان:
- آفتابه سازیه دیاگون
- آجاس و تیمش
- نیرو های نوشابه ای
- و بقیه کسانی که ما را یاری نمودند

بسه زیادی غیر رول نوشتم

فلور: امسال تقاضا بالا رفته،همه توی پیاماشون حداقل یدونه چکش دارن...یه زمانی من کپی رایتشو خریداری کرده بودم...باید یه فکری بکینم
تومی: کارخونه میزنیم...چکش میازیم،ملت خوشحال میشن دیگه از استعدادشون در راهی استفاده میکنن که بهشون صدمه نزنه
آنی مونی: توی چتر باکس همه از کدهایی استفاده میکنن که اجرا نمیشه..این خیلی بده...مثلا ما دو نقطه کلنگ نداریم!!
ایگور: تولید انبوه باید بکنیم...باید کارخونه بزنیم...از اینا که زیر زمینن...توشون بوی بی ناموسی میاد
یادراد: ولی من فکر میکنم باید یه مدیر باهامون همکاری کنه تا بتونیم حداقل یدونه از اینها رو توی سایت بذاریم...

دو ماه بعد...

- عجب چیزی ساخیتم... به به...من به خودم لقب توماس چکش سازو میدم

آقا اینجا مشغول به کار شدیم

همین.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط توماس جانسون در 1385/6/24 14:49:31
ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در 1385/7/24 16:36:17
ویرایش شده توسط الستور مون در 1403/3/23 19:38:59
ویرایش شده توسط آکی سوگیاما در 1405/2/20 20:52:21
کاهنان مصری سه هزار سال قبل از میلاد این کتیبه قدرت و قهرمانی را پیدا کردند و برای آن محافظانی گذاشتند.تا 3 سال پیش کسی آخرین محافظ ر�