جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

50 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
45 مهمانان 5 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

کارخانه آفتابه‌سازی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: کارخانه آفتابه سازي
ارسال شده در: پنجشنبه 6 مهر 1385 09:40
نمایش جزئیات
آفلاین
بله اون ارزشی ورزشی جاگسن اون بود.
جاگسن که در حال فکر کردن بود که کارخانه را از وضع نابسامان در بیاره .
در همین لحظه رشته افکارش باز میشه(البته با صدایی که از بیرون از کارخانه میاد.)
جاگسن که می خواهد بفهمه چه اتفاقی در حال روی دادن است میره بیرون از کارخانه و می بینه ملت رو اینجوری میشه.
ملت : مرگ بر وزارت . مرگ بر غیر ارزشیان . تا خون در رگ ماست جاگسن رهبر ماست( ) بوق بوق بوق سازی بوق بوق بوق سازی.
جاگسن تو فکرش : چقدر کارخونمون و خودمون طرفدار داشت نمی دونستیم.
بالاخره جاگسن هم وارد معرکه میشه .
در همین لحظه ققنوس و وزارتیان هم داشتن با چکش و انواع وسایل کارخانه رو خراب می کردند.
جاگسن : نه این کار رو نکنید . شما معنای واقعی این کارخانه رو نمی دونین . معناش اونی که تو سایته نیست . معناش یه چیز دیگست . معناش همون بوقیه که موگولها دارن.
ملت وزارت چند لحظه دست از کار می کشن .
بادراد : شروع کنین . این این چیزها رو میگه که شما رو خر کنه . زود باشین شروع کنین.
دوباره ملت وزارت شروع می کنن به خراب کردن کارخانه .
از آن طرف ملت کارخانه بوق سازی و آفتابه سازی در حال جدال با جنها بودند که ملت کارخانه چکش سازی که اونور کارخانه بوق سازی بود وارد جدال میشن . با چی ؟
این رو جاگسن میگه .
گویل : با همون چکشهایی که روشون بوق نصب کردیم.
ملت چکش ساز هم شروع می کنن با چکش زدن تو سر دشمن .
ملت بوق ساز شروع می کنن به تشویق ملت چکش ساز و ملت آفتابه ساز هم شروع می کنن به آب پاشیدن به سمت جنها . از اون طرف هم هدویگ و لوسیوس هم وارد جنگ جهانی سوم شدند .
آنها با ملت وزارت هم پیمان شده بودند.
هدویگ : به فرمان من جغدها حمله.
بعد از اینکه ملت آفتابه ساز و چکش ساز و بوق ساز به نیروی جنها و جغدها پیروز می شوند با یک صحنه بد روبه رو می شون .
ملت :
جاگسن : مرگ بر وزارت . این جوانهای مردم رو از کارکردن میندازه و ما هم از بوق سازی . تازه می خواستم تو امضام بذارم که : فقط بوق ساختن وجود داره که کسانی از اون عاجزند.
15دقیقه بعد که جاگسن همه راز و نیازهایش رو با خداش می کنه که یه جوری کارحخانش ساخته بشه میگه : ملت نگاه کنید این
حرکت کاملا انتحاری وزارت مثل اینکه به کارخانه های شما هم خصارت زده
____________________________________________
و این چنین شد که کارخانه بوق سازی هم بسته شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
من یه شبح و�
Re: کارخانه آفتابه سازي
ارسال شده در: چهارشنبه 5 مهر 1385 17:49
نمایش جزئیات
آفلاین
تا خون در رگ ماست بوق سازي حمايتت ميكنيم
_________________________________

ريشو ها وارد جمع ميشن همشون ريشو و زشتن(قابل توجه اونجا كه گفته بودين ريشو ها نقاب دارن بايد عرض كنم من هيكل شناسم از هيكلاشون فهميدم زشتن)
_بوق بوق هميشه بدون بوق نميشه
اما اي ريشو قدرت افتابه ستم مرلينو دست كم گرفتن

ضد گلوله نيست كه هست
در قزوين توليد نشده كه هست يعني شده


كارگران ساده افتابه سازي كه مشتي و جوات و يه دو ستا ارزشي باز هستن و بقيه يه چيز ديگه باز هستن..با ريشو ها در گير ميشن
از يه طرف ميگن:زنداني سياسي ازاد بايد گردد...تا خون در رگ ماست بوق سازي حمايتت ميكنيم..بوق بوق هميشه بدون بوق نميشه..چو بوقي نباشد تن من مباد

با اضافه شدن ريشوها
و عمل به جمله مرد جنگ مرد فرار هم بايد باشد نيروهاي خط افتابه يك متفرق شدند

ريشو جن زشت جلو رفت و يه اعلاميه بزرگم دم در كارخونه افتابه سازي چسبوند مضمون بر اينكه :proctor: (بدون شرح)

و در اونجا را مهرو موم كرد اما ريشو خبر نداشت نداشت كه يه ارزشي ورزشي در دستشويي كارخانه مشغول باز كردن تفكر خودشه

-------------------------------------
اين پست هيچ مفهومي تقريبا نداشت فقط نشان ميداد كه ما هم مخالف بسته شدن بوق سازي هستيم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ادوارد جک در 1385/7/5 18:18:38
روح جنمار قديم ميكند:

[url=http://ww
Re: کارخانه آفتابه سازي
ارسال شده در: چهارشنبه 5 مهر 1385 17:47
نمایش جزئیات
آفلاین
ملت در حال کار و فعالیت های تولیدی در کارخونه ی آفتابه سازی هستن
عنوان آفتابه ها ی آبی و قرمز و سبز و زرد در رنگ ها و طرح های مختلف

یهو یه صدایی از کارخونه ی بقلی میاد از کارخونه ی بوق سازی صدای جیغ و داد و هوار و بوق

ملت آفتابه ساز همه با هم و در یک حرکت ارزشی از کارخونه میریزن بیرون و جالب اینجاست که کالین به عنوان مدیر عامل آفتابه سازان پیشاپیش ملت از کارخونه خارج میشه

اول چیزی که میبینن اینه که یه جن کوچولو ی بیریخت رفته روی شونه ی یه غول واساده و داره یه اعلامیه میخونه

جن زشت ریشو : از این به بعد این کارخانه به دلیل حال نکردن وزیر باهاش بسته میشه هر کسی جرات داره حرف بزنه

یکی از ملت ارزشی: آخه چه دلیلی داره ؟ چرا کارخونه رو بستی؟ چرا این کار گر ها رو بیکار کردی؟

جن زشت از اون بالا به یه چیزی تو آسمون اشاره میکنه که یه کاری بکنه و بعد شروع میکنه به حرف زدن: هیچ دلیلی نداره. همینجوری بیکار بودم گفتم یه پست بزنم پست هام زیاد بشه شما مشکلی داری؟

قبل از اینکه طرف بیاد جواب بده یه چیز سفید گنده از آسمون میاد پایین و با چنگولاش طرف رو بلند میکنه میبره آزکابان ( چه ارزشی)

ملت همه با هم: هووووووووووووووووووووووووو

یکی از اون وسط: زندانی سیاسی آزاد باید گردد

همهی ملت با هم شعار میدن: زندانی سیاسی آزاد باید گردد - زندانی سیاسی آزاد باید گردد - زندانی سیاسی آزاد باید گردد

جن زشت ریشو : این یه شورشه؟

ملت اره اره اره

-شورش علیه وزیر؟

ملت آزادی خواه: بله بله بله

جن زشت ریشو دو تا سوت میزنه یه سری آدم که نقاب و چماغ دارن و همه هم مثل خودش ریش دارن میرین وسط و شروع میکنن به با چماغ مردم رو میزنن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: کارخانه آفتابه سازي
ارسال شده در: پنجشنبه 30 شهریور 1385 15:15
نمایش جزئیات
آفلاین
در همین لحظه داد کورممد درمیاد : آی کمک کمک کنید این من رو کشت .
کالین و گری می دوند به سمت صدای کورممد .
گری جاگسن اون رو می بینه که بالای سر کورممد وایساده
جاگسن با گرزش یه بار دیگه می زنه تو صورت کورممد : من رو ثبت نام می کنی یا نه .
کورممد : باشه بابا بذار رییس بیاد .
در همین لحظه چشم کورممد به کالین می افته .
کورممد : کالین .
کالین : خودم می دونم .
20 دقیقه بعد
کالین در حال سخنرانی
کالین : کارگران گرامی به لطف جناب آقای ایگور کارکاروف(تریپ پاچه خواری) کارخانه آفتابه سازی دوباره باز می شود و جاگسن هم می تونه توش باشه حالا زودتر کار رو شروع کنید که یه سفارش از کارخانه چکش سازی داریم .
کالین : جاگسن تو برو قسمت آزمایش آفتابه ها
رابستن لسترنج و ادوارد جک و مادام پادیفورت شما برید بدنه های آفتابه ها رو بسازید . آرشام و پاترشیا استمپشن و آناکین استبنز هم برید قسمت لوله های آفتابه .
بالاخره (پائین خره ) کار شروع میشه هر کسی مشغول کار خودش میشه .

قوانین کالین رو ندیدی مگه؟دیگه پست کمتر از 10 خط پاک میشه.
ایگور کارکاروف

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در 1385/6/30 19:10:26
من یه شبح و�
Re: کارخانه آفتابه سازي
ارسال شده در: پنجشنبه 30 شهریور 1385 12:35
نمایش جزئیات
آفلاین
کور ممد دم در کارخونه وایساده و عربده میکشه:
- نوبت نوبت میاین تو...یه شوماره بهتون میدیم بعد میرین دوباره وایمیسین تو صف تا شومارتون رو صدا کونیم!!

ملت دونه دونه میان تو...اما یهو یه نفر با یه قیافه تابلو میاد تو...به طور مثال:



جاسم: اوهوی...اونی که داری اون چیزه رو بالا پایین میکنی بیا اینچا بیبینم!!
یارو:ببین!!
جاسم:اوهوی...منو مسخره میکنی؟بزنم لهت کنم؟اصلا تو چیکاره ای؟
یارو که خر کیف شده: چاکرتم!!گری گرگی هستم!! رییس کارخونه چکش سازی!!
جاسم:اوهوی...او که تومی بود!
گری: شناسمو عوض کردم...تومی بلاک شده حالا میذاری برم تو یا نه (البته در اصل اینجا چماقو مثل چکش تکون داد)!!

=====================پیش کالین====================

کالین:سلام تومی ارزشی
گری: تومی خودتی ها!!!
کالین:اومدی اینجا چیکار کنی؟
گری:ما توی کارخونم یه سری ماژول ساختیم با کمک عله که کیفیت کارو بالا میبرن...نمونشون همون ارزشیان که توی امضای آنی مونی هستش.
کالین:بذار ببینم..

نقل قول:
فقط پست وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند


Module Hammer System v. 4.0.0.118
Module Aftabeh System v. 3.0.2.512
System Qazvin Creator v. 3.0.5 RC1


تومی...اهم نه گری: چطوره؟
کالین:باید بخریم؟
گری: میتونیم معامله کنیم!
کالین:
گری: شما برای ما آفتابه بزنین ما هم به شما سیستم میدیم!!
=====================================
پست ارزشی،بوق!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Module Hammer System v. 4.0.0.118
Module Aftabeh System v. 3.0.2.512
Module Boogh System v. 2.0.3.401
[img align=left]http://h1.ripway.com/pgngfkosh/dark%20marks/vol
Re: کارخانه آفتابه سازي
ارسال شده در: پنجشنبه 30 شهریور 1385 10:38
نمایش جزئیات
آفلاین
چارلی ویزلی وارد شد!!
کالین: وای چارلی بازم تویی!!
چارلی یه دسته گل با یه جعبه شیرنی رو دو دستی جلوی کالین میگیره و میگه قابلی نداره!!
کالین زیرلب میگه: با اون پست های ارزشیت!! و دوباره صداش رو بلند می کنه و می گه : خب چی شد سری به ما زدید؟
چارلی : اومدم تبریک بگم برای باز شدن دوباره ی کارخونه!! و بگم که...
کالین: که؟
چارلی : که خودت می دونی دیگه من فرم کاریابی رو پر کردم قبلا هم توی کارخونت کار می کردم!!
کالین : خب؟
چارلی: یعنی ... می خوای منو بکنی معاون اول خودت؟!!
کالین: چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نیم ساعت بعد
کالین دراز به دراز روی صندلیش افتاده .
کالین: قربون دستت جاسم یه لیوان اب قند بده دستم!!
چارلی: مگه چی گفتم؟
کالین : عزیز من اگه تو رو بکنم معاون فردا میان در این جا رو تخته می کنند!!
چارلی: کالین؟
کالین: باشه!!
چارلی : ایول!! من می رم نقاش بیارم همه ی گچ این در و دیوار ریخته !! راستی تو هم بهتره یه نگاه به اون بیرون بندازی!
کالین: کجا؟
چارلی: از پنجره نگاه کنی می فهمی !! طفلکی ها اومدن حقوق بگیرن!! و بعد از گفتن این حرف غیب می شه.
کالین به طرف پنجره می ره.
کالین: یا ریش مرلین!!!! ادوارد جک. مادام پادیفوت. رابستن لسترنج.آرشام . آناکین استبز. پاتریشیا استيمپسن . همه توی صف وایساده بودند.
کالین به طرف در میره و ادوارد جک رو توی کارخونه میاره.
کالین: ببینم همه ی اینا برای کار اومدن؟
ادوارد:آره
کالین دو دستی توی سرش می زنه و می گه : حالا این همه کارمند رو کجا جا بدم؟
ادامه دارد....
---------------------
کالین جان سلام. امیدوارم منو به خاطر پست های ارزشیم ببخشی . اگه از این خوشت نیومد سریع بهم بگو تا پاکش کنم!! از این که کارخونت دوباره باز شد هم بهت تبریک می گم!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلم تنگ شده برات
چون نیستی اینجا برام
من فرشته ی قصه گو تو بودی تو شبام

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: کارخانه آفتابه سازي
ارسال شده در: پنجشنبه 30 شهریور 1385 04:00
نمایش جزئیات
آفلاین
اهم اهم...
در راستاي ارزشي نشدن تاپيک چون من با گرو گذاشتن دو من از ريش مرلين دوباره کارخانه را راه اندازي کردم مقرارات زير براي تاپيک گذارده ميشود
1-پست ارزشي تک خطي فرند شيب ممنوع
2-پست بايد در راستاي نمايشنامه هاي قبلي باشد و کلا نگاه راستي داشته باشد تا به آسلام گرايش کند
3-پست کمتر از 10 خط رو ناظر بايد پاک بفرمايد مگر در صورت پارتي بازي
4-از همينجا کله هر ناظري رو که بخواد پست دو خطي منو پاک نکنه ميکنم
5-دوستان من گفتم فرم پر کنيد لطفيديد و پريديد ديگه فرم پر نکنيد استخدام تموم شد کار نداريم
13-آفتابه مرلين سرمايه ملي!!
کالين با ايگور اومد در کارخونه...ايگور: کالين اين آخرين دفعه هستش که دفتر ما رو با ريش پر ميکني آخه بابا چهار روز طول ميکشه اون ريشارو تميز کنيم!...کالين:دلتونم بخواد ريش مرلين خودم با قيچي از شون کندم و ايشون به سر من نت گذاشتن!!...ايگور:حالا از من گفتن بود!!...بعد پلمب رو باز ميکنه ميره...کالين وارد کارخونه ميشه فرمهاي ثبت نام رو زمين پخش شده بود...گراپ پشت ميز خوابيده بود و يکي از پرهاي ققي مقابل دهنش رو هوا بالا و پايين مي رفت...کالين فرياد زد:گراپ عزيزم...گراپ از خواب پريد کله اش به سقف برخورد کرد و دوباره به خواب فرو رفت...کالين:اکسيو جاسمز ....يه عالمه جاسم ظاهر ميشن...کالين:کارخونه رو راه اندازي کنيد که ميخوام آفتابه با سيستم اي بي اس فردا تو بازار باشه ...ضمنا تو انبار ريش مرلين برين اون آفتابه هايي که ققي سوراخ کرده بيارين تا با ريش عايقشون کنيم...
در همين حين که جاسم ها مشغول به انجام کار بودند درب کارخانه با صداي خش خشي باز شد کسي از ميان روشنايي وارد فضاي کارخانه شده بود که صورتش قابل تشخيص نبود... (ادامه بديد فرند شيب و بيربط نباشه)

خوبه فکر کنم اینجوری درست باشه پستا فقط به صورت رل باشه با تشکر از کالین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور بینز در 1385/6/30 4:11:16
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
Re: کارخانه آفتابه سازي
ارسال شده در: پنجشنبه 30 شهریور 1385 02:28
نمایش جزئیات
آفلاین
this topic is open now

با درخواست کالین عزیز تاپیک باز شد.
اگر تاپیک ارزشی بشه که دوباره قفل میشه اگر ارزشی نشه به همه یک آبنبات چوبی و یک عدد نخود سیاه کادو میگیرید.

در پناه آسلام باشید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

Re: کارخانه آفتابه سازي
ارسال شده در: دوشنبه 9 مرداد 1385 20:42
نمایش جزئیات
آفلاین
1-نام ونام خانوادگي: ([اين جا چيزي ننويسيد):
2-سابقه کاري: ندارم
3-انگيزه: كمك به مردم تا وقتي از اين فشار دردناك راحت شدند راحت تر بشن ديگه خنك بشن گرمه مگه نه
4-نظر خود را درباره گراپ بنويسيد: چه جلب !! خووبه ديگه
5-جاسم بهتر است يا نور ممد: من نمي دونم حاالا جاسم بهتره

6-حيوان مورد علاقه: بچه گربه گوگولي

7-آفتابه را در يک کلمه توضيح دهيد: يار دبستاني من (يار)
8-ريش بز بزاي عايق بندي بهتر است يا ريش مريلين(اگر ريش ديگري مورد نظر است بنويسيد: من خودم به شخصه فكر كنم ريش مرلين بهتره چون اكرليكش بيشتره ناياب تره بابا شوخي كردم
9-گراپ کجاست؟: به ريش مرلين قسم من ننيدونم
10-اثر انگشت پاي چپ:تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بودن يا نبودن مسئله اينست. آيا شرافتمندانه تر است كه ضمير انسان تير طالع شوم ر
Re: کارخانه آفتابه سازي
ارسال شده در: دوشنبه 9 مرداد 1385 20:13
نمایش جزئیات
آفلاین
رابستن:
آخه كالين خودت بگو اين چه بساطيه راه انداختي؟ كارخونت دو روز نشده كه شروع به كار كرده! اصلا من رفتم!
كالين با التماس :
نرو ... من به تو نيازمندم اگه تو نباشي كي آفتابه هارو بفروشه؟؟؟
رابستن:
پس اين كارا چيه ...يعني چي فرم پر كنيم؟
كالين با گريه:
اون شامل حال تو و هركي كه اومد تو كارخونه نمي شه!
رابستن:
مطمئن باشم؟
كالين :
آره رابي جون!
ققي ، چارلي و هدويگ با هم:
ايول كالين!
كالين :
قابلي نداشت اين وظيفه م بود...اگه شما ها نبودين كارخونه م رونق نمي گرفت و در مدت كوتاهي شهرداري دياگون جمعش مي كرد...حقوق شما 3 برابر بيشتر از بقيه س!( قابل توجه كالين)
رابستن:
حواست هست كه يه مشتري رو پروندي؟
كالين:
خيالي نيست ! با وجود شماها كارخونه م رونق مي گيره!
همه:
ايول كالين!



ببین رابستن جان...!!! اول اینکه بگم وقتی اینجوری مینویسی "کالین با گریه:" یا "کالین با التماس" من کوچکترین احساس زیبایی نسبت به پست حس نمیکنم! مثلا میتونی بگی: کالین میفته به دست و پای رابستن و میگه...یا یه همچین چیزی!

بعدشم این قالب نوشتنت:
كالين :
آره رابي جون!

پستو قاطی میکنه! لازم نیست اینتر بزنی بری خط بعدی همونجا جلوی کالین بنویسی هم میشه!
یخورده پستای بچه ها رو بخون همین کالین یا مک بون،آنیتا و...
ما باید سعی کنیم طوری بنویسیم که بعد از نوشتنمون تاپیک راکد نشه و ملت بتونن ادامه بدن...و اینکه کسی زیاد خودشو تو پستش بیاره و به خودش قدرت زیادی بده از جذابیت پست کم میکنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1385/5/10 11:19:20