لوسیوس به طرف دختر میره ولی با یک پس گردنی متوقف میشه
مرلین: بزغاله مگه خودت ناموس نداری....
دختر: اشکال نداره آقا من میبخشمش
مرلین تازه نگاهش به صورت دختر میفته
دختر:
مرلین به سمت دختر میره.ولی این بار دختر یکی میخوابونه تو گوش مرلین
دختر: آخه پیرمرد مردنی تو و چه به این کارا
مرلین: ببین دخترم قصد من فقط هدایت تو بود و بس
دختر هر دو رو کنار میزنه و میره داخل میخونه و در حالی که صندلی خاک خورده رو تمیز میکرد لبخندی رو به لوسیوس میزنه
لوسیوس:
مرلین:
دختر:
مرلین:
دختر:
لوسیوس به سمت میز میره و بر روی صندلی خاک خورده ی دیگری مینشیند
مرلین: دخترم میشه بگی برای چی اومدی اینجا؟
دختر: بزودی دلیلش مشخص میشه
دختر رو به لوسیوس میکنه : من واقعا عاشقتم لوسیوس
لوسیوس و مرلین:
در همین موقع کورن اسمیت وارد میشه
کورن: هوووم داشتم از اینجا رد میشدم دیدم یه صداهایی میاد....واه واه چه بی ناموسی
دختر تا چشمش به کورن افتاد لوسیوس رو ول میکنه و میره طرف کورن
کورن:
مرلین: دخترم از این کارا دست بردار
کورن عقب عقب میره و میخوره به دیوار
دختر: چته بابا منم....
ادامه دارد....
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

!
اوووف توپ توپ شدم
!

) وارد اون شد!
چیزی از قلم نداختی؟ جان آفتابت حالا این بار کوتاه بیا
!
دیگ رو سوراخ ترش کردم هورا ببین حالا اینجا چه کاسبی را بندازم.... پسر بیا این رو بخور ببین چطوره قراره چون آب جوی کرهای گرون شده آب جوی چینی بفروشیم بخور دیگه !
ولکامیوس
پسر ما پولدار میشیم...
:root2: