جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

23 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
23 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: پيام امروز
ارسال شده در: جمعه 17 آذر 1385 17:32
نمایش جزئیات
آفلاین
خبر نامه ي شماره ي1:
فرار مرگ خوار ديوانه از سنت منگول:
طبق خبر موثق واحد خبرنگاري جادويي ديشب "وقتي همه خواب بودند" مرگ خواري كه سالها پيش پس از دستگيري ديوانه شد بود ديشب از قفس پريد و با پاتيل قراضه و زنگ زده اش پا به فرار گذاشته است .شايان ذكر است كه از همان شب تا به حال نگهبان تيمارستان سنت منگول به بيمارستان سنت مانگو منتقل شده است و طبق گفته ي شفادهنده ي مربوطه او از ناحيه ي گوارشي دچار مسموميت شديدي شده است و هم اكنون وضع او خيلي وخيم است . گفته شده كه او در اثر خوردن يك معجون مشكوك به اين بيماري مبتلا شده است.
ديشب پس از خبر فرار مرگ خوار ديوانه بلافاصله كاراگاهان وزارت خانه و معاون وزير به محل جسم يابي كردند و هم اكنون هم كاراگاهان در محل مشغول تحقيقات هستند.
يكي از تيمارگران( مددكاران تيمارستان) تيمارستان گفته كه از مدتي پيش رفتاري عجيب از فراري مشاهده كرده است و شبها وقتي تيمارستان در خاموشي به سر مي برد فراري در محوطه ي تيمارستان پرسه مي زده و پاتيل زنگ زده اش را هميشه همراه داشته است كه گويا در آن موادي را نگه داري مي كرده. وي افزود كه مراتب و همچنين نگهبان تيمارستان را از نگراني خود مطلع كرده است اما توجه زيادي به اين امر نشد.
طبق اطلاعات بدست آمده از سازمان سوابق جادوگري ، سوابق مرگ خوار ديوانه اينچنين است:
نام كامل:تدي بن ايكين (ملقب به سلطان معجون ها)
تاريخ تولد:17/9/1934
رشته تحصيلي: او در سطوح عالي جادوگري در رشته ي معجون ها به تحصيل پرداخته است.
مقام ها: عضو سازمان معجون سازان و همچنين سرپرست بخش معجون هاي دارويي سنت مانگو پيش از دستگيري بوده.
سوابق:او در زمان سقوط اسمشو نبر به جرم همكاري با او و همچنين مسموم كردن معجون هاي دارويي افرادي كه برعليه اسمشو نبر بودند دستيگر شده بود و پس از اينكه در جلسه ي دادرسي به حبس ابد در آزكابان محكوم شد در اثر ترس شديد ديوانه شد.
-------------------------------------
ادامه دارد
اگه بد بود ببخشيد سعي مي كنم بعدي هاش بهتر باشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
می تراود مهتاب..


"وقتش رسیده که همه‌ی ما بین چیزی که درسته و چیزی که آسونه، یکی رو انتخاب کنیم."
- پروفسور دامبلدور

Re: پيام امروز
ارسال شده در: جمعه 17 آذر 1385 12:31
نمایش جزئیات
آفلاین
خلافکار ها به زودی دستگیر میشوند!
همین الان خبری از وزارت،از یکی از همکاران ما به دستمان رسید.این خبر حاکی از این موضوع است که چند خلافکار در نزدیکی دیاگون مشغول استعمال مادولین بوده اند که با عزیمت کارگاهان به آنجا به سرعت ناپدید شده اند.تنها کسی که در این ماجرا دستگیر شده است یک پرنده است که کاراگاهان اسم او را نگفته اند.کارگاهان صبح به محل رفته و مقدار بسیار زیادی مادولین کشف کردند که به وسیله پر جغد کشیده شده بود.کاراگاهان بر این عقیده اند که این گروه باید دو نفر الی سه نفر باشد چون سه پر جغد پیدا کرده اند و هنوز دنبال مدرک برای پیدا کردن مجرمان هستند.این افراد هم به خود ضرر می زنند هم جوانان را خراب می کنند و باید هر چه زود تر برای دست گیری آنها اقدام کرد.در این رابطه ما با یکی از کاراگاهان صحبت کردیم که او نیز با کمال میل به سوالات ما پاسخ داد.
ما_:سلام.
کاراگاه*:سلام.
_ببخشید چند تا سوال داشتم.
*:بفرمایید به شرطی که اسمم فاش نشود.
_چشم.شما عاملین پخش رو پیدا کردید؟
*خیر.ولی مدارکی داریم که چند نفر رو می تونیم بگیریم.
_به نظر شما این شخص یکمی آشنا نیست.
*بله.ولی بدون مدرک نمیشه کسی رو متهم کرد.
_خوب.شما تا حالا چند نفر رو بازداشت کردید.
*یه پرنده رو.
_خوب تا حالا چیزی هم گفته.
*نه.در اثر استشمام دود مادولین حالش خوب نیست.
_خوب شما چه مدارکی پیدا کردید؟
*متاسفم.دیگه وقت ندارم.
_یه سوال دیگه.....فقط یه سوال دیگه...
ولی ایشان به بقیه سوالات ما پاسخی ندادند و به سرعت ناپدید شدند.هنوز عاملین پخش مادولین پیدا نشده اند ولی به زودی پیدا خواهند شد.
با تشکر از مامور عالی رتبه وزارت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جوما�
Re: پيام امروز
ارسال شده در: پنجشنبه 16 آذر 1385 21:56
نمایش جزئیات
آفلاین
بینز عزیز ناراجت میشی دلگیر نشو و ببخش! بخشش من حقیر از بزرگان است!
_____________________-

هووووووووووووووچ
بله...این افکت اول بود...
ویییییییییییییییییژ!
این هم دومی!
خووووووووووووووووووورچ!
این سومی...
دلنگ دولونگ دلنگ دولونگ...
بینز بینز زاده ی اردبیلی، موفق به دراوردن صداهای مهیب یک قطار، چرخ قطار و ریل شده است.
ما با این جوان نخبه و با جنبه، مصاحبه ای بس و بیش ارزشی انجام داده ایم. اخطار میشود که این مصاحبه دارای بک اپ بوده و دلیلی برای مجوز نگرفتن ان از وزارت روحی و آستاکباری دیاگون نیست!

خبرنگار: خودتونو معرفی کنید؟
بینز: بینز هستم... بچه ها بهم میگن بین. البته بچه بودم مادم بهم بینی میگفت.
خبرنگار: شما این این استعدادتونو کجا پرورش دادین؟
بینز: جنگلهای ذرت در مناطق استوایی آفریقا.
خبرنگار: از کی این استعدادو در خودتون کشف کردین؟
بینز: از وقتی 13 آبان جلوی سفارت آستاکباری آمریکا صدای بمبو در اوردم.
خبرنگار: شمابچگی چگونه انسانی بودید؟
بینز: پدرم در مزارع ذرت از من میخواست زمینو شخم بزنم... اونم نه با گاوآهن، بله با بیل... بنابراین بچه ی سختکوشی بودم. البته این سرگذشت موجب نفرت من از بیل شد.
خبرنگار:کدوم بیل؟
بینز: بیلهای زیادی در دنیا وجود داره... بیل فلسفی، بیل عاشقانه، بلی لاتی، بیل دست کج... من از بیل سی پنل دارش بدم میاد.
خبرنگار: از سی پنل خوشتون میاد؟
بینز: بستگی داره دست چه کسی باشه.
خبرنگار: از این که در مصاحبه ی ما شرکت کردید کمال امتنان را داریم.
بینزک منهم متشکرم.
_____________________-
توضیحات اضافه: ایشان موفق به درآوردن صدای بیل نیز شده است.



من از زدن پست بر عليه خودم اصلا ناراحت نميشم و حتي تشويق هم ميكنم من مخالف پست ارزشي هستم اگر يه ذره بيشتر رو همين پست كار ميكردي خيلي قشنگ تر ميشد
با تشكر ناظر آستكباريه مهربون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور بینز در 1385/9/16 22:05:16
I Was Runinig lose
Re: پيام امروز
ارسال شده در: پنجشنبه 16 آذر 1385 21:11
نمایش جزئیات
آفلاین
پیام امروز- گروه حوادث - «کریم ساواکی» متلاشی.
به گزارش خبرنگارمان بعدظهر امروز که که باند کریم ساواکی مشغول اقامه‌ی اکس پارتی در یکی از خانه های هاگزمید بود یکی از همسایگان بلیتی به مدیران فرستاد و خبر داد و بلافاصله گارد ویژه اعم از بیل ویزلی، دامبلدور و کوییرل به همراه عده‌ی کثیری از نیروهای نوشابه ای مقیم مرکز به این منطقه یورش بردند و عده‌ی کثیری از آنان را دستگیر و به پاسگاه انتقال دادند.

لذا به اینجا رفتیم تا گزارشی به همین منظور تهیه کنیم. وارد اتاق جناب سروان کوییرل اویسی( رئیس ستاد مبارزه با مواد مخدر و بیناموسی) که شدیم دیدیم که مشغول گرفتن اعتراف از سوروس اسنیپ دبیر سابق هاگوارتز هستند لذا از این اعتراف گیرون(!) گزارشی تهیه کردیم... باشد که رستگار شوید!

تصویر تغییر اندازه داده شده

جناب سروان:...ببینم اصلا انگیزت از رفتن اکس پارتی چی بوده؟ هان؟
اسنیپ: والا چی بگیم سرکار... بدبختیم دیگه!
- اصلا چی باعث شد که به این راه کشیده بشی!؟
- خب راستش ما دیدیم پول مول تو درس و این چیزا نیست که بتونیم باهاش این دماغو عمل کنیم... دیگه خودتون که بهتر میدونین سرکار!
- سرکار نه!... سرگرد!
- همون! سرکار... چیز! سرگرد! جناب سرگرد...!
- خب میگفتی...
- بعد خلاصه زدیم از درس بیرون و رفتیم تو خط این مسابقه های تیلیویزیونی! یه دو سه بارم نزدیک بود کمک هزینه ی عمل دماغو بگیریما ولی لامصب مجریه وسوسمون کرد پوچ رو انتخاب کردیم...
- خب؟ برو سر اصل مطلب!
- بعد هیچی دیگه قید پول و دماغ و همه چیو زدیم رفتیم تو فاز عرفان و اینا تا این که از طرف روزنامه شما فهمیدیم که چنین باندی وجود داره و...
خبرنگار: اهم... چیز خب! جناب سرکار(!) ما رفع زحمت کنیم دیگه...
اسنیپ: عکس من کی چاپ میشه...؟
خبرنگار: همین امروز...
اسنیپ: آخ جوون
سرکار کوییرل: تو حرف اضافه نزن... نگهبان! بیا ببرش... فعلاً به قید زمانت آزادی...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شک نکن!
Re: پيام امروز
ارسال شده در: چهارشنبه 15 آذر 1385 00:06
نمایش جزئیات
آفلاین
هدیه ی برای کوییدیچ سواران!
طبق خبر رسیده قرار است تا ماه آینده یک فروشگاه بزرگ که اسمش هنوز فاش نشده یک هدیه بزرگ به کوییدیچ سواران بدهد.طبق قرارداد بسته شده توسط این فروشگاه و تیم کوییدیچ بلغارستان این فروشگاه قرار است که این وسیله ی اعجاب انگیز را به این تیم بدهد و تا 6 ماه به هیچ تیم دیگری از این وسیله بسیار اعجاب انگیز چیزی نگوید.ما بسیار تلاش کردیم تا نام وسیله را بدست آوریم ولی متاسفانه نتوانستیم.بسیاری از همکارانمان در این مورد می گویند که ممکن است که چوب جارو باشد که من نیز با چنین چیزی موافقم ولی اصلا در اینجا حدس و گمان ما ملاک نمی باشد و هیچ یک از دو طرف قرداد هم حاضر به مساحبه با ما نشدند.در این باره یکی از کوییدیچ سواران که نخواست اسمش فاش شود گفت:
_همه ی کوییدیچ سواران دوست دارن یک جاروی اعجاب انگیز داشته باشن و از جارو های خود هیچگاه راضی نمیشن.
ما نیز با گفته این کوییدیچ سوار موافقیم و واقعا امیدواریم این شرکت هرچه سریعتر این وسیله را به عموم نشان دهد.من خودم شخصا منتظر این وسیله اعجاب انگیز هستم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جوما�
Re: پيام امروز
ارسال شده در: دوشنبه 13 آذر 1385 13:44
نمایش جزئیات
آفلاین
اخطار
[b]اين آخرين اخطاريه كه به ارزشي نويسان ميدم از اين به بعد چه در اين تاپيك چه در تاپيك هاي ديگه هر گونه پست ارزشي به هر عنواني كه باشه و هر كسي كه زده باشه به سرعت و بدون اخطار پاك خواهد شد اين انجمن جاي زياد كردن تعداد پست نيست
پست مادلبر هم به زودي پاك خواهد شد
با تشكر ناظر بد فرم آستكباري
[/

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور بینز در 1385/9/13 13:52:32
[b][color=0000FF]بينز نام
Re: پيام امروز
ارسال شده در: دوشنبه 13 آذر 1385 12:05
نمایش جزئیات
آفلاین
ازدواج هرمیون و یک مرگخوار
همین الان از یه منبع معتبر یه خبر داغ به دست ما رسید که گفته میشه که هرمیون قرار است با یک مرگخوار ازدواج کند.این خبر بعد از جشن دیشب به دست ما رسید که گفته میشود که هرمیون به یک مرگخوار که واقعا خوش تیپ است جواب مثبت داده است.هنوز این خبر از طرف خود هرمیون تایید نشده است.ما در اینجا از دوست ایشان خواهش کردیم که به سوالات ما پاسخ دهد و ایشان نیز با کمال میل پذیرفتند.دوست ایشان که رون نام دارد از تمام کارهای این خانوم خبر دارد و ما نیز سوالاتی درباره هرمیون از ایشان پرسیدیم.
_سلام.
رون*:سلام.
_شما خبر دارید که میگن هرمیون قراره با یک مرگخوار ازدواج کنه.
*:بله.از هرمیون هر کاری بر می ید اول من،بعد کرام و حالا هم یک مرگخوار ولی فکر نکنم بتونه زیاد دوام بیاره و دوباره دوستیش رو با یکی دیگه پی ریزی می کنه.
_یعنی شما میگید که این خبر حقیقت داره.
*:من نه خبر شما رو تایید می کنم و نه تکذیب ولی بعید هم نیست که ایشون برای خودشون یک زوج دیگه پیدا کرده باشه.
_پس یعنی شما هم هنوز در جریان نیستید.
*:نه،اگر هم در جریان باشم نمی تونم خبر ها رو بدون قبل از مطمئن شدن به شما بدم.
_یعنی اگه بدونید به ما میگید؟
*:نمی دونم.شاید بگم شاید هم نه؟
_خوب شما برید که پدرتون صداتون میکنه.
*:بای.
_بای.
خوب این هم اطلاعاتی درباره ازدواج هرمیون گرنجر بود که ما به شما دادیم هنوز اسم مرگخوار در جایی گفته نشده و گرنه ما اسم این مرگخوار را نیز به شما میدادیم.مرگخوار ها نیز دنبال شخص فریب خورده میباشند تا او را از گمراهی در آورند و به او کمک کنند تا همسری خوب برای خود پیدا کند.وقتی ما دلیل اینکه چرا نمی خواهید یک مرگخوار با هرمیون ازدواج کند را از یکی از مرگخوار ها پرسیدیم او فقط گفت:
_ما از هر فرد خوش گذران و فریب کار که بخواهد عشق را به شوخی بگیرد متنفریم.
من که وقتی این حرف را شنیدم مو بر تنم سیخ شد چون هیچ مرگخواری عشق را نمیشناسد.وقتی دقیقا به صدای فرد خوب توجه کردم صدایش به یکی از افراد محفلی بسیار شباهت داشت.
این خبر نیز از طرف هرمیون تایید نشده و تا حالا هیچ مرگخواری هم رفت و آمد با او را تایید نکرده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جوما�
Re: پيام امروز
ارسال شده در: یکشنبه 12 آذر 1385 22:40
نمایش جزئیات
آفلاین
مرگخوار ها رقص باله یاد میگیرند!
خبری که هم اکنون به دست ما رسید واقعا باور نکردنی است.به گفته یکی از افراد ناشناس که خواست اسمش هم ناشناس بماند به نا لو..... ها ببخشید ناشناس گفته است که مرگخوارها را در یک خانه در نزدیکی گریمولد دیده در حالی که سعی می کردند باله برقصند.آنها معلم باله ماگلی را تحت جادوی فرمان در آورده اند تا بتواند به آنها رقص باله یاد دهد.فرد ناشناس در ادامه مطالب خود افزود که مرگخوار ها از این کار منظور خواستی دارند و می خواهند کارهای انجام دهند.
فرد در حالی که خود نیز لباس باله ی به تن داشت گفت:
_تقریبا نیمی از مرگخوار ها در این کلاس ها شرکت کردند و امیدواریم که مرگخوار های دیگه نیز از این کلاس های تفریحی استقبال کنند.
در ادامه از او پرسیدیم که چه مشکلاتی دارید و فرد نیز با کمال تاسف گفت:
_اول اینکه برای رقص باله ی مرگخواران مجوز نمی دهند تا ما بتونیم در المپیک رقص باله شرکت کنیم.
دوم اینکه به ما اجازه حضور در هیچ گونه مسابقات رسمی داده نشده.
سوم اینکه اصلا به ما توجهی نمیشه و واقعا این مرگخوارها با دست مزد کم کار می کنند.
ما واقعا از این منبع موسخ متشکریم و دست ایشان را از راه دور(فقط از راه دور)می بوسیم و هرگز دیگر تمایل به دیدار ایشان نداریم و امیدواریم که مسئولین بعد از سر دواندن این مرگخوارها به آنها مجوز اعطا کنند و بعد از اینکه خوب آنها را سر دواندند به آنها مجوز بعدی را به آنها اعطا کنند.این خبر هنوز از طرف هیچ مسئول مرگخوار آگاهی تایید نشده و نخواهد شد چون هیچ کدام از مرگخوارها آگاه نمی باشند.ما در مرحله بعدی گزارش خود اطاعات بیشتری را در اختیار شما قرار می دهیم.
فعلا بای

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جوما�
Re: پيام امروز
ارسال شده در: یکشنبه 12 آذر 1385 13:37
نمایش جزئیات
آفلاین
زدن کلنگ ساختمان رسمی المپیک دیاگون
آلبوس دامبلدور، معروف به دومبول، مدیر «ارزشی_نسل جوان پرست» سایت، امروز کلنگ ساختمان المپیک دیاگون را زد.
این گزارشیست که سالانگارو سوله، خبرنگار افتخاری! پیام امروز ازین مراسم برای تهیه و تنظیم نموده است.
* برای خواندن گزارش احتیاج به مادولین پلیر دارید. اگه هم ندارید به صورت نمایشنامه بخوانید*
در دیاگون، وسط یک زمین خالی، ملت زیادی جمع شده اند که و آنسوی زمین، یک گروه کارگر ساختمان سازی بیل و کلنگ به دست به چشم میخورند. ناگهان یک جغد سفید و در پی آن، یک شخص ارزشی به نام استرجس پدیدار میشود. سپس از پی آندو، یک دختر بربری، یک مرد کثیف پوش و یکعالمه محفلی دیگر پدیدار میشود. سپس پس از انها، یک لیموزین پدیدار میگردد.
10 دقیقه بعد_____________
بلاخره ته لیموزین پدیدار میگردد و فنگ و هاگرید که کت و شلوار سیاه برتن دارند از آن پیاده میشوند و در لیموزین را باز میکنند.
دومبول در حالی که یک بارانی سبز به تن دارد، از لیموزین پیاده میشود.
خبرنگاران دور دومبول میریزند و اورا سوال پیچ میکنند. اما دومبول درحالی که با ابهت پشت دو بادی گارد خود یعنی فنگ و هاگرید در حرکت است، به سوال آنها جوابی نمیدهد.
بلاخره دومبول قسمت کلنگ زنی میرسد.
بلافاصله هدویگ دست به میان پرهایش میبرد یک بالشتک بیرون می آورد و طرف دومبول میگیرد.
دومبول دست میبرد و کلنگ را برمیدارد و بالا میبرد ناگهان...
دومبول: آآآآآآآآآآخ!
فنگ و هاگرید پشت و را میگیرند.
چو: چی شد؟
دومبول: اااوخخخ کمرم واییی!
سدریک یک صندلی می آورد و دومبول روی آن مینشیند.
دومبول: آخ ننه... اوخ... هو سگ توله یک کاری کن!
فنگ یک لیون آب قند به دست دامبل میدهد.
دامبل: آی ننه... فنگ تو کلنگو بزن...
فنگ نیم ساعتی با کلنگ ور میرود و نمیتواند آن را به دست بگیرد. برای همین شروع به کندن زمین به روش سوپر سگ_ سگی میکند.
دومبول: اوووخ... فنگ... این آبارو از کجا آوردی اینقدر مزه میده؟
فنگ:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I Was Runinig lose
Re: پيام امروز
ارسال شده در: شنبه 11 آذر 1385 21:31
نمایش جزئیات
آفلاین
آغاز مسابقات خبرنویسی روزنامه ی پیام امروز(فقط مخصوص اعضای المپیک)
مسابقه...مسابقه...از امروز به مدت یک هفته مسابقات خبرنویسی در سطح سایت آغاز می شود.لازم به ذکر است که این مسابقات فقط مخصوص اعضای المیپک دیاگون است.
اعضای المپیک می توانند با ارسال حداقل دو خبر جنجالی در این مسابقه شرکت کنند.
مسابقه ی خبر نویسی که یکی از قسمت های مهم مرحله ی دوم المپیک دیاگون است در این دوره ی مسابقات برای اولین بار به منظور بالا بردن سطح خبرنویسی شرکت کننده گان برگزار می شود.
نوشتن حداقل دو خبر جنجالی با جزئیات کامل برای کسب امتیاز کامل این مرحله ضروری است...
از شرکت کننده گان عزیز تقاضا می شود از امروز 11 آذر ماه تا 18 آذر به مدت یک هفته در قسمت های مختلف سایت جستجو کرده و اخبار مهم را گزارش دهند...
در ضمن نوشتن خبرهای تکراری توسط دو شرکت کننده به شرطی که رونویسی نباشد مانعی ندارد
خبر های شما پس از پایان مرحله در تاپیک المپیک دیاگون نقد خواهد شد.
منتظر خبرهای جنجالی و زیبای شما هستیم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=336600][font=Arial]ما همگی اعتقاد داریم که باید خدا را کشف کرد.دریغا که نمی دانیم هم چنان که در انتظار او به سر می بریم ، به کدام درگاه