اِما نيز مثل بقيه ميلرزيد و نفس ميزد. سدريك متحير گفت: من كه هنوز كاري نكردم. هيچ دلمم نمي خواد به اين دست بزنم.
بچه ها نگاهي به در انداختند. ورنيكا با صدايي خفه گفت: بهتره بريم بيرون. حال لودو و دنيس خوب نيست.
با اين حرف تمامي بچه ها به سمت در رفتند. هنوز صداي نفس هاي نا منظم اوريك به گوش مي رسيد. كوين با خوشحالي گفت: اوريك جون در را باز كن. آخه هواي اينجا خيلي بخار داره؛ نميتونم نفس بكشم.
كوين درست ميگفت. يكباره هواي حمام پر از بخار شده و نفس كشيدن سخت بود. درك دستگيره را چرخاند. اما هيچ فايده نداشت. سامانتا به سرفه افتاده بود و ملتمسانه به ورونيكا نگاه ميكرد. بخار به حدي رسيده بود كه بچه ها يكديگر را مات ميديدند. سدريك فرياد زد: اوريك...اوريك در رو باز كن. خواهش ميكنم. اوريـــــك.
حالا همه ي بچه ها فرياد ميزدند و هر لحظه صدايشان كم رمق تر ميشد. تا جايي كه اِما بر روي زانوافتاد و بلوز كوين را كشيد. سدريك سعي داشت با لگد در را باز كند. كوين سرش را به ديوار تكيه داده بود و گاه به گاهي سينه اش بالا و پايين مي رفت. ورنيكا در حالي كه چشمانش را بسته بود گفت: دارم خفه ميشم. دارم مي...دارم...مي... .
و سرفه امانش نداد. سدريك نگاهي به آنطرف حمام كه زياد قابل رويت نبود؛ انداخت: بايد از اينجا بريم. هر طور شده. درك، بيا لودو و دنيس را بلند كنيم.
سامانتا با صدايي كه فقط ورنيكا شنيد؛ گفت: نه...نه...ميميريم. من نميخوام بميرم.
فرصتي نبود بچه ها بدون هيچ فكري كورمال كورمال به سمت كتاب رفتند. حتي مطمئن نبودند كه با دست زدن به او ميشود از اين حمام گريخت. اما اين تنها روزنه اميد آنها بود و حاضر بودن براي بسته نشدن آن هر سختي را تحمل كنند...
نقديوس لودو؛
پست خوبي بود. عجب پستاي خوبي ميخوره اين تاپيك!!!
اينا همش از بركات خلاصه اي كه لودو بگمن عزيز زده.

و اما در مورد پستت.
خوب بود.
واقعآ به خوبي فضا سازي كرده بودي و آدم خودش رو در اون فضا احساس ميكرد.
به خوبي فضاي متشنج حمام رو از پست قبلي به پست خودت منتقل كردي. واقعآ عالي بود...

خوب هم تموم شد...
طول پستت هم بسيار عاليه، به طوري كه قول ميدم هر كس تاپيك رو ببينه پستت رو خواهد خواند. اگر با همين طول پستها تاپيك پيش بره خيلي عاليه و تند تند پست ميخوره تاپيك.
اما يه ايراد نسبت بزرگ...
فرصتي نبود بچه ها بدون هيچ فكري كورمال كورمال به سمت كتاب رفتند.
فرصتي نبود، بچه ها بدون هيچ فكري كورمال كورمال به سمت كتاب رفتند.
اين كاما در اين قسمت واجبه!

موفق باشي
لودو؛
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


:mama: 


سدریک زود باش یه کاری بکن ...
من می رم ساکتش کنم ...
منظورم اینه که اون توی حموم بوده!