ایوان در حالی که با قیافه ای حاکی از انزجار به استرجس نگاه میکرد گفت: این که خیلی بیریخته ...
بلا: خوب بچه ها سرگرم کار شین ... این استر رو من خیلی دوس دارم
ناگهان صدایی از پشت مرگ خواران شنیده میشه ، سپس توبیاس اسنیپ از پشت مرگ خواران پدیدار میشه و به سرعت به طرف استر میره و جلوش وا میسته
توبیاس: مگه از رو نعش من رد شین تا بتونین به استر دست بزنین...
مرگ خواران با دیدن این صحنه:
لرد ولدمورت در حالی که لحنی تمسخر آمیز داشت رو به توبیاس گفت: از روت نعشت رد شیم؟ خوب اگه وقتی بخوایم از روت رد شیم نعشی داشته باشی...
ناگهان استر که جو گیر شده بود به کنار توبیاس رفت و گفت: هیچ کاری نمیتونین بکنین... من کسی نیستم از یک کچل وامونده و یک رودولف زن ذلیل و یک ایوان که هر موقع میبینمش یاد شامو ایوان ( نرم کننده سنگ توالت

) میفتم...
لرد خواست جواب بدهد که توبیاس پیشدستی کرد و گفت:نگران نباشین... من خودم محفلی ها رو خبر کردم... یوهاهاها!
بلا در حالی که یکی پس کله رودولف میزد گفت: الان پیش باسیلیسک خطرناکه ، مخصوصا حالا که اینجوری شده برو ببرشون یک جای امن...
رودولف ناگهان آپارات کرد و غیب شد...
لرد ولدمورت در حالی که بلیز را میخواند گفت: بیا اینجا ... زکی بیا اینجا بیا اینجا ، اونجا نه ( احمق اونطرف بیناموسیه ! )
بلیز با حالتی حاکی از تسلیم جلوی لرد میره
لرد : آستینتو بالا بزن...
بلیز اطاعت میکنه
لرد ولدمورت در حالی که سر چوب را بر روی علامت خالکوبی شده بازوی راست بلیز میگیره ، مرگ خحواران را احضار میکنه...
بعد از چند دقیقه...
بنگ بنگ بنگ بنگ بنگ بنگ بنگ و ...
مرگخواران یکی پس از دیگری ظاهر شدند ، آرامینتا ، پرسی ویزلی ( دوره زمونه عوض شده ما میریم محفلی میشیم گریفی میاد مرگ خوار میشه ای روزگار ) سوروس اسنیپ ، مارکوس و...
استر در حالی که به مرگخواران نگاه میکرد ناگهان با چوبش حرکتی انجام داد...
لرد خطاب به استر: داشتی چه کار میکردی؟
استر:هیچی دیدم عین چی زیادین گفتم تعادل برقرار شه الف دالی ها رو هم دعوت کردم!
بعد از چند دقیقه دیگر ....
بنگ بنگ بنگ بنگ بنگ بنگ بنگ و...
تمام محفلی ها کی پس از دیگری ظاهر شدند...
ریموس ، چو ، الستور ، سدریک ( محفلی ) هرمیون ( محفلی ) ، ننه باب هری پاتر و...
همی ظاهر شدند...
در این بین لرد بیخیال همه چی در حال نگاه کردن به آسمون بود که اگهان:
دامبلدور؟؟؟؟
سپس مرگخواران به دامبلدور که ارام ارام از آسمان به پایین میامد و بعد با نگاهی خشمگین به توبیاس خیره شدند...
لرد خطاب به توبیاس: بعدا حسابت رو میرسم...
هم اکنون با آمدن ابر نیرو دامبلدور ، جنگی سخت بین دو گروه خیر و شر اتفاق خواهد افتاد
ادامه دارد...