جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

7 کاربر(ها) آنلاین هستند (3 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
6
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  30 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  155 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  163 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  273 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  188 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: چهارشنبه 29 فروردین 1386 15:04
نمایش جزئیات
آفلاین
همه به طرف اتاق بغلی دویدن و....
استر:
- هگر دهنشو ول کن!
هگر:
- نه! ول نمی کنم! این توطئه گره! نمی تونه موفقیت ما رو ببینه! به حرفاش گوش ندین!
ملت همه به حالت به طرف هگر می رن که لارتن جلوشو رو سد می کنه و می گه:
- ببینین دوستان شما الان عصبی هستین! آروم یه نفس عمیق بکشین بعد یه نصفه لیوان نوشیدنی کره ای بخورین! بعد ریلکس صحبت می کنیم.
استر:
- برو کنار لارتن! یک...دو...سه!
لارتن:
-باشه باشه! فقط بدونین همش دروغه من هیچکارم!
بلاخره لیلی خلاص می شه و مثل کسی که تو عمرش نفس نکشیده! شروع می کنه به نفس کشیدن و میگه:
- اینا...اینا می خوان دوپینگ کنن!...خودم دیدم لارتن دادش به هگر!
سینی:
- خب...خب...خب! رفتن ورزشکارامون که کنسله! دوستان براتون از حال و هوای مسابقات تعریف می کنم! کسی سوغاتی نمی خواد!
استر:
- ببینم هگر مصرف هم کردی! یا...
هگر:
- نه جون تو تازه گرفتمش!
استر:
- پس تنبیه تو می مونه واسه بعد از مسابقات! اما لارتن!...لارتن...
همه به اطرافشون نگاه کردن ولی اثری از لارتن نبود!

فردا صبح.....

همه توی حیاط هاگوارتز منتظر تاکسی بودن تا برن ایستگاه قطار. هدی هم همینطور مدام به سینی چسبیده بود و نق می زد.
هدی:
- تو رو خدا سینی! من اگه با قطار برم دست و پام خشک می شه نمی تونم مسابقه بدم!
سینی:
- آخه چجوری می خوای بیای! مگه تو بلیط داری!؟
هدی:
-
بلاخره چهار تا تاکسی رسیدن که یکیش در بست می رفت فرودگاه! بقیه هم توی سه تای دیگه چپیدن و لارتن هم دور از چشم استر سوار یکی از تاکسی ها شد....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نارنجی رو بخاطر بسپار!

طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...

چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: چهارشنبه 15 فروردین 1386 22:45
نمایش جزئیات
آفلاین
در راستاي افزايش بيش از اندازه ي خواب آلودگي،مردگي و خاك خوردگي: تكان مي دهيييييم!!

استر به حالت پریشان وارد شد ومی گوید:
-چی شده..اگه گذاشتن یه لیوان آب خوش از گلوی ما پایین بره..

هاگرید در یک حرکت هوشمندانه !!!!!!جلوی دهان لیلی را گرفت و او را از انجا دور کرد.استر در حالی که بسیار متعجبانه به هگر نگاه می کند، رو به لارتن می کند و می گوید:

-معاونم رو کجا می بره؟!

لارتن لحنش را به حالت چاپلوسانه ای تغییر می دهد و می گوید:
- خب اون لیلی رو برد تا یه سری تمرینات مخصوص بهش بده..اخه هاگرید می خواد حتما" توی این مسابقات اول بشه...

استر به این حالت که یعنی قضیه خیلی مشکوکیوس هست و اینا!می گوید:
-اما برای چی منو صدا زد ؟

لارتن که دستپاچه شده بود ، می گوید:
- خب ، دخترا رو که می شناسی؟همیشه می خوان جلب توجه کنن؟( لیلی جان !حالا کی توطئه گره؟)

استر چهره اش به این حالت تغییر پیدا کرد و گفت:
- خب ، این قدر حواسم و پرت کردین که یادم رفت یه چیزیو بگم.همه گوش کنن.

ملت گریف به حالت بسیار مشتاقانه !!به طرف استر بر می گردند.
استر:.اهم..اهم..خب..طی نامه ای که الان توسط یک جغد از وزراتخونه برام فرستاده شد فردا هممون باید به محل برگزاری مسابقات منچستر بریم..البته اینجا نوشته که از گروه ما یک داور برای این مسابقات انتخاب شده اونم سینیسترا هست...همه فردا صبح با قطار می ریم البته سینیسترا با هواپیمای مخصوص ماگلی می ره1!(نویسنده :)
حالا همه برین وسیلتونو اماده کنین.

همه به طرف خوابگاه گریفیندور روانه می شوند.
هدی سریعا" بالا بال می زند و خودش را به سینی می رساند:

- سینی ...می دونی الان چی یادم افتاد...یادته 5 سال پیش با هم رفتیم کافه ی سه دسته جارو نوشیدنی مهمونت کردم..

سینی:اونو که پولشو خودم دادم!

هدی: آره خب ولی پیشنهاد رفتن رو که من دادم.

سینی همچنان به طرف خوابگاه می رود و هدی در حال گفتن از خاطره های شونصد سال پیش است .

هدی: یادته... 4 سال پیشو .. گفتی پول می خوام..

که ناگهان صدای جیغ لیلی به گوش می رسد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ـ «خدا را دیدی؟»

ـ «خدا؟… دیوانه شده­ای؟… کجا ست؟»

ـ «همین که می­پرسی «کجاست؟»، یعنی نخواهی دید!… بگذریم!…»
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: چهارشنبه 15 فروردین 1386 18:32
نمایش جزئیات
آفلاین
در راستاي افزايش بيش از اندازه ي خواب آلودگي،مردگي و خاك خوردگي: تكان مي دهيييييم!!

لیلی رو به حاظرین می گه:
- خب! بچه ها باید خوب تمرین کنین. مخصوصا هدی و هگر باید برای مسابقات آماده بشن. تمرین رو با نرمش شروع می کنیم...یک ...دو...سه!
البته اوضاع اونطور که لیلی فکر می کرد پیش نرفت! چون کسی با یک دو سه گفتن اون هیچگونه حرکت نرمشی انجام نداد! هدی شروع کرد به sms بازی.ویکی و ابر شروع کردن به انجام بحث و تبادل نظر درباره خاطرات تعطیلات ماگلی اخیر! سینس هم گوشی mp3 player رو تو گوشش گذاشته بود و با حرکاتی نه چندان با ناموسانه! که انجام می داد، معلوم بود یک آهنگ بترکون در حال پخشه! و هگر......لیلی دید که هگر یه چیزی رو از لارتن گرفت و یواشکی و با احتیاط تو جیبش گذاشت! بعد هم هگر چند گالوین شمرد و به لارتن داد.
لیلی به حالت ناظر مابانه به طرف هگر و لارتن رفت و گفت:
- بگین ببینم، اون چیه که یواشکی رد و بدل کردین؟
هگر هم بصورت گفت:
- بر خرمگس معرکه...
لیلی:
-
هگر:
- ...صلوات!
لیلی:
-
که هگر به صورت نقش زمین شد! بعدش گفت:
- ببین لیلی! گیر نده دیگه! هنوز دو ساعت نشده که اومدی تو این باشگاه. برو سوتتو بزن بی خیال ما شو!
لیلی:
- تا سه میشمارم! یا اونو نشون می دی یا استر رو خبر می کنم!
هگر با درماندگی گفت:
- باشه! باشه! به استر چیزی نگو! نشونت می دم!
و قوطی رو درآورد و به لیلی نشون داد.البته یه پس گردنی هم از طرف لارتن نوش جان کرد! لیلی هم با دیدن معجون دوپینگ جیغ زد:
- استر!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لارتن کرپسلی در 1386/1/15 19:12:33
ویرایش شده توسط لارتن کرپسلی در 1386/1/15 19:19:09
نارنجی رو بخاطر بسپار!

طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...

چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: چهارشنبه 15 فروردین 1386 15:50
نمایش جزئیات
آفلاین
در راستاي افزايش بيش از اندازه ي خواب آلودگي،مردگي و خاك خوردگي: تكان مي دهيييييم!!

استر با اين حالت دور صندلي ويكتور قدم مي زنه
ملت هم از اينكه تبرئه شدن حسابي دارن ذوق مي كنن
استر:اسم/وابستگي حذبي/اسم همكارها/هدف!
ويكتور:جاااان؟
استر: گفتم اسم/وابستگي حذبي/اسم همكارها/هدف!
ويكتور:بابا بي خيال استر!من فقط اومده بودم ورزشگاهو از خاك خوردن نجات بدم!اين مشكوك بازيا چيه؟حالا كه اتفاقي نيافتاده!حال بازرس هم كه خدا رو شكر خوب شده...
استر:با من بحث نكن!گفتم:اسم/وابستگي...
ويكتور:اي خدا به دادم برس! 10 گاليون نذرِ عبادتگاه مرلين ِِ ريشو مي كنم اگه منو از اين فلاكت نجات بدي!!
بووووم!!
ليلي كه تازه در وسط زمين و هوا ظاهر شده خودشو جمع و جور مي كنه و با عجله به سمت بچه ها مي ياد.
_كسي اينجا به ناجي غيبي احتياج داشت؟
ويكتور:مرلين حافظ و نگهدارت باشه ليلي جون!منو از دست اين ديوونه ها نجات بده...اومديم صواب كنيم كباب شديم!
استر:حرف نباشه!!...خب ليلي بايد حدس مي زدم پس تو هم با اينا هم دستي آره؟!
ليلي با حالتي شديداً خفن،خشن و تأثير گذار به سمت استر مي ره:
_نمي خواي تمومش كني اسي؟(!!اسي؟!!)...مثلاً ما چند روز ديگه مسابقه داريم اونوقت همينجوري گير سه پيچ دادي به اين قضيه!...من تحقيق كردم فهميدم اين بازرسه صرع داشته در نتيجه موضوع سم و نوشيدني و اين حرفا كلاً منتفيه!اينا همش توطئه اي بوده از جانب نويسنده ي پست شماره ي21 جهت خز كردن تاپيك!(سيني بيا منو بكش!)
استر با حالتي متنبهانه به ليلي نگاه مي كنه و مي گه:هوووم....فكر كنم...فكر كنم حق با توئه...بچه ها اين ويكيو باز كنيد...براي چند لحظه كنترلمو از دست دادم...بر مي گرديم سر ِ تمرين...اينجور كه فهميدم بازرس تو اين هفته دوباره به تيم سر مي زنه،ما هم كه طبق معمول هميشه عقبيم!
ملت:(مثلاً افسرده شدن!)
ليلي:غصه نخور اسي جون!با يه كم تمرين خودمونو به مرز آمادگي مي رسونيم...مگه نه بچه ها؟
ملت:
استر:هووووم شايد!....به هر حال من خيلي خسته ام...مي رم بوفه يه نوشيدني كره اي بزنم...بيا ليلي اين سوت رو بگير تا من نيستم يه خورده به بچه ها تمرين بده
ليلي:o0k
استر رو به بچه ها:اگه بفهمم در نبود من بي نظمي كرديد من مي دونم و شما!
---------------------------------
مي تونيد ادامه پست رو به بي نظمي هايي كه در نبود استر سر ِ تمرين اتفاق مي يفته ربط بديد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1386 17:03
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد از چند دقيقه استر به حالت مي ره طرف سيني!
نمیدونستم دروغ هم بلدی ماهیتابه( منظور سینی )
سینیسترا: به خدا من کاره ای نیستم من بی گناهم همه چی رو میگم
استر : چه خوب زود تسلیم شدی خب بگو دیگه
سینیسترا:کار هرسه ما بود
استر : چی؟
سینیسترا:کار من و لارتن و آبرفورث بود من نقشه رو کشیدم آبرفورث هم عملایت رو انجام داد و لارتن هم ما رو به این کارهامجبور کرده بود
استر : هرسه شما رو بلاک میکنم .
سینیسترا و لارتن و آبرفورث رو هم که تازه وارد اتاق شده بود هرسه به این حالت جون ما بیخیال شو ما زحمت کشیدیم که خودمون رو به اینجا رسوندیم
سارا که دلش ه رحم میاد سریع خودش رو مثل نخود هرآش میکنه و میپره وسط و میگه : بابا استر بیخیال تمومش کنید
استر : چی؟ تو هم دستت با اینا تو یه کاسه هست. تو هم بلاک میکنم
پرسی : ببین استر تو دیگه داری شورش رو درمیاری به این سارا چه ربطی داره درضمن حق نداری بهش چیزی بگی. فهمیدی
استر : چی؟ تو هم دستت با اینا تو یه کاسه هست. تو هم بلاک میکنم
هاگرید : اه... استر بس کن دیگه همه رو که میخوای بلاک کنی
استر : چی؟ تو هم دستت با اینا تو یه کاسه هست. تو هم بلاک میکنم
ییهو در باز میشه و استر با یک وردی به زمین برخورد میکنه و در حل زمین خوردن اینو میگه: چی؟ تو هم دستت با اینا تو یه کاسه هست. تو هم بلاک میکنم.
بچه ها بلند شید بریم زود این استر الان حالش خوب نیست به خاطر اون بازی که کردیم سوزنش گیر کرده و همه رو میخواد بلاک کنه ولی حالا خودمون یم کار کی بود
این سوالا رو که کسی جز ویکتور نمیپرسید با نگاه مشکوکی به ابر نگاه میکرد
آبر : چیه به من نگاه میکنی
ویکی: هیچی
آبر: خب من نبودم
ویکی : پس کی بود؟
لارتن: ببینم تو از کجا میدونستی ما اینجاییم ها کا توبود اصلاً
همه نگاها به ویکتور بود.و بعد از ساعتی ویکی دست و پا بسته روی صندلی منتظر بازجویی نشسته بود
------------
خب اولین باره اینجا پست میزنم اگه خوبه ادامه بدید اگه هم نه از پست قبلی ادامه بدید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کاشکی یه روز باهم سوار قایق می شدیم
دور از نگاه ادما هردوتا عاشق میشدیم
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1386 16:31
نمایش جزئیات
آفلاین
لارتن به این حالت به استر نگاه می کند...

استر:
هميتطور كه لارتن عقب عقب ميره و به در نزديك مي شه استر هم به همراه سيني و ابر به طرفش مي رن.
تا مياد فرار كنه.....بوم!....و نقش زمين مي شه!
آيا به ديوار خورده بود؟...آيا به در خورده بود؟...نه...اين هيكل گنده هاگريد بود!
چند دقيقه بعد بازرس خوشگله رو به هوش آورده بودن و فرستاده بودنش بره. البته با طلسم پاك كردن حافظه مسائل رو ماست مالي كرده بودن.
يك اتاق تاريك...استر پشت ميز نشسته...يه چراغ با نور قوي به صورت لارتن تابيده شده...لارتن محكم به صندلي بسته شده...دود غليظي تو هوا موج مي زنه.
استر: يالا حرف بزن! كي تو رو اجير كزده. هدفت از اين كارا چيه؟ تو جزء كدوم گروه و دسته اي؟ طالبان يا مافيا؟
لارتن: من عضو گريفم. من بي گناه بيدم! من چه كاره بيدم! اين يه توطئه از طرف اين سينيه! اصلا من تا وكيلم نياد ديگه يه كلمه هم حرف نمي زنم!
استر: اين سوسول بازيا مال فيلماست! الان مي گم فلچر پوستتو بكنه!
لارتن: باشه همه چيو مي گم! منتها در گوشي.
بعد از چند دقيقه استر به حالت مي ره طرف سيني!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نارنجی رو بخاطر بسپار!

طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...

چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: چهارشنبه 1 فروردین 1386 18:34
نمایش جزئیات
آفلاین
هگر اومد کمک استر و گفت :
از دو حالت خارج نیست :
1. آبرفورث دروغ میگه.
2. یا آبرفورث دروغ میگه

چون سینیسترا که اصلا" اهل دروغ نیست.
نویسنده()

هگر: پس ابرفورث نوشیندی را مسموم کرده؟

استر به این حالت به طرف ابر میاید که یک دفعه ندایی می آیدکه :

" هووووووووووووی استر توی دادگاه های مکزیکو سیتی هم به این زودی قضاوت نمی کنند. "

استر که تحت تاثیر این ندای غیبی قرار گرفته بود تصمیم می گیرد که از طریق ذهن خوانی از جریان سر در بیاورد.

-------------- فلش بک----------

سینیسترا در حال ریختن نوشیدنی در جام ها است . آن طرف لارتن با آبر صحبت می کند.لارتن در حالی که یک بسته آبنبات قیچی دستش است ،رو به ابر می کند و می گوید:

-ببین پسر گلم... تو برو سر سینی رو گرم کن تا این یه بسته آبنبات قیچی رو بهت بدم.

آبر که به این حالت به بسته ی در دستهای لارتن نگاه می کرد ، فراموش کرد که از اهداف شوم! لارتن چیزی بپرسد .ابر به سوی سینی می رود و می گوید:

- سلام سینیسترا وای بیا یه چیز خیلی با حال بهت نشون بدم.

سینیسترا با حالت مشکوکیوس و اینا می گوید:
- چی؟

ابر قیافه اش رو هیجان زده می کند و می گوید :
-یه چیزی که خیلی باحاله.

سینیسترا کنجکاو می شود وبه همراه ابرفورث از اتاق خارج می شوند.
لارتن پاورچین پاورچین ،عین بلدرچین ( ایول شعر گفتم!) وارد اتاق می شود و در یک بسته را باز می کند و مقداری پودر نقره ای رنگ درون نوشیدنی می ریزد و سریعا" از اتاق خارج می شود.

سینی که کرم فلوبر را برای هزار وشونصد بار دیده بود با این حالت وارد اتاق می شود و نوشیدنی ها را بر می دارد و می رود.

آن طرف ابر بسته ی آبنبات قیچی را باز کرده و دارد تصمیم گیرد که اول صورتی را بخورد نارنجی ( نویسنده: آبنبات قیچی ندیده )


--------پایان فلش بک ---------

لارتن به این حالت به استر نگاه می کند...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ـ «خدا را دیدی؟»

ـ «خدا؟… دیوانه شده­ای؟… کجا ست؟»

ـ «همین که می­پرسی «کجاست؟»، یعنی نخواهی دید!… بگذریم!…»
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 اسفند 1385 04:49
نمایش جزئیات
آفلاین
صدای بوم آپارات یک نفر توجه همه رو به خودش جلب کرد.
سینیسترای فرصت طلب سریع پرید جلو و به استر گفت :
_ خودشه .
من به این گفتم نوشیدنی درست کن.
آبرفورث نوشیدنی رو مسموم کرده.
استر رو به سینیسترا گفت :
تو بیخود کردی که درست کردن نوشیدنی رو به یکی دیگه سپردی .
پس تا الان چیکار میکردی ؟
سینیسترا که دید وضعش خراب تر شد به این شکل دراومد :
استر با عصبانیت به ابر بیچاره و از همه جا بیخبر گفت :
تو به چه جراتی داروی بیهوشی توی نوشیدنی ریختی؟.
ابر :
مثل اینکه سوژه ترادف پیش اومده.( همون سو تفاهم )
من فقط یه لحظه تمرکزم رو برای آپارات از دست دادم و اومدم اینجا.
اصلا من نمیدونم شما در مورد چی صحبت میکنین.
تازه من چند روزه که سینیسترا رو ندیدم.
سینیس : نه استر دروغ میگه .حرفشو باور نکن.
هگر اومد کمک استر و گفت :
از دو حالت خارج نیست :
1. سینیسترا دروغ میگه.
2. آبرفورث دروغ میگه.
استر : تا کلاس چندم خوندی انقدر باهوشی ؟
هگر : ای بابا. صبر کن من حرفم تموم شه.
اگه سینیس دروغ میگه ، پس خودش نوشیدنی رو مسموم کرده.
اگه ابر دروغ میگه ، پس سینیس تو این مدت کجا بوده ؟
سینیس که معلوم بود ریگی به دمپاییشه
=======================
=======================
میدونم که اصلا خوب نشد .
اگه خوشتون نیومد ، ادامه سینیسترا بنویسین.
ممنون.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: چهارشنبه 23 اسفند 1385 20:51
نمایش جزئیات
آفلاین
بارزس وارد ورزشگاه می شود .در حالی که یک ردای بلند پوشیده است و برای حفظ شدن شخصیت والای بارزرسی یک کلاه بنفش جیغ بر سر نهاده است.

هدی که از نوازش هگر( شما بخوانید لگد) تازه از خواب بیدار شده بود برای خود شیرینی می پرد جلو و به گمان این که بازرس داور است با این حالت شروع به خود شیرینی می کند:

- ای وووووووو... چه آقای با شخصیتی با من ازدواج می کنی؟

استر که فشار خونش بالا رفته بود تفاوتی با یک دینامیت در حال انفجار نداشت ، عرق روی پیشونیش را پاک کرد و برای ترمیم خرابکاری هدویگ که انگار ادامه ی خواب خواستگاریش از لونا را می دید پرید وسط حرف هدویگ و با حالت چاپلوسانه ای گفت :

- شما بفرمایید . ایشون قدری حواس پرتی دارند .شما بفرمایید بشینید تا هم از امکانات ما و هم از قدرت و توانایی بازیکنان ما دیدن بفرمایید.
ا
سترجس این را گفت و با حالت سر به سینیستر ا اشاره کرد که یعنی بپر یه چیزی برای بازرس بیاور.

سینیسترا اطاعت می کند و از درب ورزشگاه خارج می شود.

بازرس ویژه : هوووووووووم.... ورزشگاه خوبیه. کی اینو ساخته؟ مال چند سال پیشه؟

تا استرجس به خود بجنبد هاگرید وارد میدان می شو د و می گوید :
- بله... این ورزشگاه همانطور که می دانید نامش گودریگ است به نام سازنده اش گودریگ گریفیندور. این ورزشگاه در دهه ی گذشته ساخته شده .همزمان با بازیهای آسیایی جادوگران این ورزشگاه افتتاح شد...و گودریگ یکی از برزگترین جادوگران زمان خود بوده و تجهیزات بسیار قابل توجهی در این جا قرار داده است...

بازرس که از هاگرید خوشش آمده است می گوید:
- شما خیلی خوش هیکلید... یحتمل شما یکی از اعضای انتخابی هستید ؟

هگر: بله... و دوباره همان حرکات ارنولدی را جلوی بازرس می آید..

بازرس رو به استرجس می کند و می گوید : و خب اون یکی دیگه ؟

استرجس به طور ناشیانه ای سعی می کند هدویگ را در نظر نگیرد که در همان موقع سینیسترا با یک لیموناد سر می رسد.

استر : تا شما این نوشیدنی را نوش جان کنید اون یکی هم می آید .

بازرس به این حالت که یعنی قضیه خیلی مشکوکیوس هست نوشیدنی را بر می دارد و در حالی که هنوز یک قلپ هم نخورده شرو ع به سرفه می کند و بیهوش می شود.

استرجس که شمارشش را برای انفجار شروع می کند به این حال به سینیسترا نگاه می کند:


سینیسترا:

------------------------
شاد باشید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ـ «خدا را دیدی؟»

ـ «خدا؟… دیوانه شده­ای؟… کجا ست؟»

ـ «همین که می­پرسی «کجاست؟»، یعنی نخواهی دید!… بگذریم!…»
Re: مجموعه ورزشي گودريك
ارسال شده در: چهارشنبه 23 اسفند 1385 19:44
نمایش جزئیات
آفلاین
دوباره صبح شده(چقدر صبح ميشه!)
هگريد و هدويگ و بقيه ي برو بچز توي ورزشگاه دور استر تجمع كردند.استر طبق معمول مشغول حرس خوردن و گرفتن حال بچه هاست(آخه تو مصاحبه اي كه ديروز تلويزيون پخش كرده فقط انگشت شست استر اونم فقط براي 3/. ثانيه تو كادر بوده!!)
استر:خاك بر سر همتون!فقط هيكل گنده كرديد.مي دونيد تيم هاي رقيبمون چه تمرينات منظمي دارن؟!چند روز بيشتر تا مسابقات نمونده!با اين وضعي كه تيم داره شركت نكنيم سنگين تره!
هاگريد در حال پوشيدن لنگه جورابش:بي خيال اسي!من كه گفتم سه روزه خودمونو مي سازيم!
مگورين در حاليكه كف خمير دندون از دهنش بيرون مي ريخت:brush::آ ِ بابا ناش ميَن!(ترجمه:آره بابا راست مي گن)
هدي:خرررررررپففففففف
.....................................
15 دقيقه بعد از شروع تمرين
استر:1،2،3...حالا1،2،3...بيا 1،2،3...هدي معلوم هست چه مرگته؟چرا همش تو چرتي؟
هدي:هيچ بابا ديشب لارتن نا مرد وسط جنگل كاش....اوووووووخ پااااااام!!
هگريد در حاليكه پاشو از روي پاي هدي بر مي داشت:هيچي اسي جون ديشب تا صبح تو جنگل تمرين مي كرديم براي همين خسته ست...
استر كه هنوز داشت تو ذهنش دنبال رابطه ي لارتن و تمرين ديشب مي گشت با صداي فرياد مگي به خودش اومد:
_بد بخت شديم!بدبخت شديم!بازرس اومده!
_بازرس؟!
_آره.اومدن تيمو بازرسي كنن
هاگريد در حاليكه صورتش به رنگ ماست درومده بود در حاليكه محتويات جيبش(در بهترين حالت ممكن آب شنگولي!)رو زير صندلي ها قايم مي كرد باتته پته گفت:كو ...كوييي ...كويييريييي.....؟
مگورين:نه بابا كوييريل نيست.يكيه كه از طرف ستاد برگزاري مسابقات اومده.مي خواد سطح كيفي تيم رو ببينه
استر يكي از وزنه هاي 100 كيلويي رو برداشت تا با اون تو سرش بكوبه!
هگر هم كه از نيومدن كوييرل خيالش راحت شده بودكنار زمين رفت تا هدي رو بيدار كنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!