همین که از خروج آن دو اطمینان حاصل کردند از کمد بیرون پریدند.بلا با عصبانیت غرید:امروز روزیه که تک تم بچه های اسلایترین آرزو خواهند کرد که کاش هرگز نام بلاتریکس رو نمیشنیدن.
ایوان هم که صورتش از خشم سرخ شده بود تایید کنان گفت:مثلا اونا عضو اسلایترین هستن.با این نگهبانیشون.
هردو همین طور که خشمناک و عصبانی بودند از پله های خوابگاه بیرون رفتند ولی خبر نداشتند که دردسری دیگر در تالار عمومی انتظارشان را میکشد:هری!فکر کردم حتما تا حالا رفتی و من رو جا گذاشتی.
ایوان در حالی که به شانس بدش لعن و نفرین میفرستاد برگشت تا با جینی ویزلی رو در رو شود.جینی که کمی گیج به نظر میرسید به هرمیون گفت:من خیال کردم همین حالا تو رو دیدم که از تالار خارج شدی.راستی.چرا موهات رو سیاه میکنی؟خیلی شبیه بلاتریکس لسترنج میشی.
هردو فهمیدند که دیگر پنهان کاری فایده ای ندارد.به جز آن سه کس دیگری در تالار نبود.بلاتریکس که مدتها بود میخواست حال جینی ویزلی را بگیرد لبخندی زد و در حالی که چوبدستیش را به سمت او نشانه میرفت گفت:کاملا درسته.انکار سروس.
جینی ویزلی به بند کشیده شده در حالی که دهانش نیز بسته بود حیرتزده و وحشت کرده به آن دو که با خنده از تالار خارج میشدند نگاه کرد.بلا در حالی که به سمت تالار خودشان میدوید گفت:عالیه.هم این که ماموریت رو انجام دادیم و هم این که حالا وقت تصفیه حسابه.
ایوان نیز در حالی که انواع و اقسام نفرین ها را در فکر مرور میکرد صحبت او را تایید کرد.همین که به در تالار رسیدند در را با شدت گشودند.
بلا خشمناک فریاد زد:شماها اینجا چه غلطی...
بقیه صحبتش را با دیدن صحنه روبه رویش فرو خورد.بچه های اسلایترین دور تا دور چیزی حلقه زده بودند.چیزی که نه.کسی.کسی که با بدن خون آلود با زاویه ای غیر عادی روی زمین افتاده بود و کسی نبود جز...
آنلاینها
20 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
18
مهمانان
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

.....اهم...خوب من زود برمیگردم.