نقد پست 129 دره گودریک نوشته شده توسط جرج ویزلی:
جرج عزیز این هم از نقد شما:
پاراگراف بندی---
خب به نظر من بتر بود پستت را به دو پاراگراف تقسیم می کردی و شروع پاراگراف دوم از تغییر و تحول طبیعت آغاز می شد:
دوباره اسمان غرشی کرد...
لحن و زبان داستان---
خب از لحن جدی استفاده کرده بودی ، بهتر بود از اسامی شخصیت ها را به صورت کامل می آوردی مانند استر ، چون سبک مورد استفاده ات یعنی جدی ، این را ایجاب می کرد.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
خب از لحاظ علیم نگارشی و قرار دادن فاصله بین دیالوگ ها و روند توصیفی داستان اصلا جالب عمل نکرده بودی و بهتر بود دیالوگ ها را با فاصله و علامت گذاری مشخص می نمودی.ضمن اینکه چند اشتباه تایپی نیز در پستت به چشم می خورد.
نکات قوت پست: جدی---
خب پستت سیر یکنواختی داشت و نقطه قوت و اوجی در آن مشاهده نمی شد و این بدلیل یکدست بودن پستت بود.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب در مورد سوژه پست ، بخوبی آن شادی زودگذر که در پست قبل به آن اشاره شده بود را توصیف کرده بودی و سپس نبرد با طبیعت را آغاز کرده بودی.البته در مورد ادامه و راهنمایی سوژه برای نفر بعد چندان شرح نداده بودی و بطور کامل آنرا به نفر بعد سپرده بودی.موفق باشی.با احترام
3 امتیاز به همراه C در کل 6 امتیاز
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
13 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
|
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[educate]] نقد پستهای انجمن محفل ققنوس
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

نقد پست7 جبهه سفید در تاریخ نوشته شده توسط لاوندر براون:
لاوندر عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب پاراگراف بندی را بدرستی انجم داده بودی و بوسیله سه ستاره انرا مشخص کرده بودی.
لحن و زبان داستان---
سعی کرده بودی از لحن روزناه ای استفاده کنی ف ولی بدلیل استفاده از دیالوگهای زیاد و همچنین گنگی برخی جملات موفق به این کار نشده بودی و نمونه ناقصی از آنرا ارائه داده بودی.ضمن اینکه به عنوان پیشنهاد ، بهتر بود به جای استفاده از یک صدای نامفهوم بطور مکرر ، به نوع دیگری به توصیف در پستت می پرداختی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
خب در این قسمت ، پستت دارای اشکال زیادی بود.یکی یکی به بررسی آن ها می پردازیم:
سردی شب،باعث میشد که نیکلاس فلامل جوان مو قرمزی که بسیار مردنی هم بود،به شدت به لرزیدن دچاربشه.
البوس دامبلدور نیز،پسرجوانی با موی بور رو به سفید بود،که همراه نیکلاس به سمت غاری حرکت میکردند .
این دو جمله به دلیل سبک نگارش کمی گنگ بودند و می توانستی انها را بسیار روانتر و جذابتر بنویسی.می توانستی صفت مردنی را برای نیکلاس در ادامه پست ذکر کنی.ضمن اینکه در متن سعی کن حتما فعل را به صورت کامل بنویسی مگر در سبک ارزشی مثبت که نیاز به تبحر خاصی دارد.ضمن اینکه در جمله دوم نیازی به استفاده از ((نیز )) نبود.
ساحل،جایی فقط دریا و بعد فقط شن!
این جمله ات زیاد مفهومی نداشت و من بخوبی متوجه معنی آن نشدم ، بهتر بود منظورت را بهتر بیان می کردی.
نیکلاس با حالت متعجبی سرش را تکان داد.
بجای ((با حالت متعجبی)) می توانی از (( با تعجب)) استفاده کنی که به مراتب ادبی تر است.
ولی به علت کهولت سن،نزدیک نرفته.
همانطور که گفتم بهتر است از فعل ها بصورت کامل استفاده کنی.
نور چوبدستی را روی مزنی گرفت.
فکر می کنم منظورت زمین بوده باشد.
چشمش به درخشش نور قرمزی روی دیوار غار شد .
بهتر بود از این جمله استفاده می کردی:
((نور قرمزی از دیواره غار ، چشمانش را زد.))
سنگ بسیار نرم بود و درست مانند غره غوروت(؟) بود.
در دو جمله که با حرف ربط به یکدیگر وصل شده اند و هر دو از فعل یکسان استفاده می کنند ، بهتر است فعل جمله اول را حذف کنی تا جمله قشنگ تری داشته باشی.ضمن اینکه قره قروت درست است.
البوس به دسترنج کارش خیره ماندوسپس ، از حال رفت.
احتیاجی به استفاده از کاما در جمله فوق نبود.
بررسی سوژه پست---
خب طرح خوبی را برای سوزه اعلام شده ریخته بودی ولی متاسفانه بخوبی آنرا پرورش نداده بودی.می توانستی با توصیفات بیشت و پرداختن به جزیئات پست زیبایی خلق کنی.امیدوارم که شاهد پستهای خوبت در محفل باشیم.سعی کن ، نکاتی که گفته شد را برای تحقق این موضوع بکار ببری.موفق باشی.با احترام.
3 امتیاز به همراه E در کل 4 امتیاز
نقد پست 378 خانه شماره دوازده گریمالد نوشته شده توسط ادوارد بونز:
ادوارد عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب تمام پست دیالوگ بود ، به جز چند خط ، بنابراین به پاراگراف بندی نیازی نداشت.
لحن و زبان داستان---
خب این بار بطور کامل از لحن روزنامه ای استفاده کرده بودی و انصافا قشنگ استفاده شده بود ، توصیفها را در خلال دیالوگها به خوبی ذکر کده بودی و خواننده تا حدودی می توانست صحنه را مجسم کند.البته در یک جا از توصیف غافل شدی و آن هم پیدا شدن استوانه توسط ادوارد و لارتن بود ، که به نظر من بهتر بود نشانه ای از استوانه بر طبیعت را ذکر می کردی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
در ابتدای پست چد اشکال تایپی به چشم می خورد که به نظر من بهتر است بهتر دقت کنی تا از این لحاظ هم مشکلی نداشته باشی.مورد دیگری در این بخش نبود.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
سوژه پست قبل یعنی پست ویولت را پرورش داده بودی و به هدف رسانده بودی ، از لحاظ ارائه سوژ برای نفر بعد که به نظر من در موقعیت حساسی پستت را تمام کرده بودی و دست نفر بعد را بخوبی باز گذاشته بودی.موفق باشی.با احترام.
4امتیاز به همراه C در کل 7 امتیاز
نقد پست 379 خانه شماره دوازده گریمالد نوشته شده توسط ویولت بودلر:
ویولت عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
پاراگراف بندی بدرستی انجام شده بنابراین بدون درنگ به سراغ قسمت بعدی پست می رویم.
لحن و زبان داستان---
خب بخوبی از لحن جدی استفاده کردی و در خلال ان با دیالوگهایی با زبان گفتار ، پستت را به خوبی پیش بردی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
مشکلی از این بابت هم وجود نداشت.تنها مورد ان استفاده همزمان از -: بود که از لحاظ نگارشی صحیح نیست.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب تا حدودی سوژه را همان طور که ادوارد عزیز انتظار داشت پیش برده بودی ، در عین حال داستان را از سمت داخل محفل هم پیش برده بودی ولی این نکته که آبرفورث و سارا بدستور دامبلدور قرار بر نگهداری از ماندانگاس داشتند را به کلی از یاد برده بودید که خب فکر نمی کنم خللی در امتداد داستان ایجاد کند چون به خوبی به توصیف بقیه صحنه های داستان پرداخته بودی.موفق باشی.با احترام.
4 امتیاز به همراه A در کل 9 امتیاز
نقد پست 380 خانه دوازده گریمالد نوشته شده توسط آبرفورث دامبلدور:
آبرفورث عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
پاراگراف بندی دقیق و خوبی بود ، هیچ اشکالی نداشت ، پس بدون هیچ توضیحی به بخش بعد می رویم.
لحن و زبان داستان---
لحن داستان ، روزنامه ای بود که روانی آن به خوبی مشخص بود ، البته در یکی دو مورد فعل ها را به صورت روایتی استفاده کرده بودی و بهتر بود فعل ها یکدست باشند ، یعنی فعل ها کامل ولی روان باشند.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
بعد از پنهان کردن استوانه نمیدانست چه شده. نمیدانست که در جنگل ممنوعه چه جنگی درگرفته و استوانه افسونها دیگر زیر خاک نیست.
خب در جمله بالا دو مورد است ، یکی اینکه به نظر من بهتر بود ، از ((نمیدانست)) دو بار پشت سر هم استفاده نمی کردی و علاوه بر آن بهتر بود ((نمی)) و ((دانست)) را جدا از هم می نوشتی. این مورد را در برخی جاهای دیگر نیز رعایت نکرده بودی.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب در مورد سوژه خود پست ، باید بگم که دسترسی ماندی به استوانه کمی دور از ذهن بود البته ارتباط دادن پست قبل و عمل ویولت به این موضوع کمی تا حدودی این مورد را برطرف کرده بود و قشنگ بود.در مورد ارائه سوژه برای نفر بعد هم ، به خوبی توانسته بودی در چند جمله آخر و بخصوص جمله آخر ، سوژه را باز گذاشته بودی.موفق باشی.با احترام.
3 امتیاز به همراه B در کل 7 امتیاز
نقد پست 116 همانند یک سفید اصیل بنویسید نوشته شده توسط لاوندر براون:
لاوندر عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
به نظر من بهتر بود پستت را به سه پاراگراف تبدیل می کردی ، آغاز پاراگراف دوم از آنجا که چارلی خاطره را به یاد می آورد ، بهتر بود از این جمله باشد:
تصاویری ازدیروزواتفاقات آن جلوی چشمانش نقش بسته بود.
و پاراگراف سوم از حرکت چارلی با عجله چارلی به سوی کافه:
چارلی با عجله بلند شد ....
لحن و زبان داستان---
خب سعی کرده بودی از لحن جدی استفاده کرده بودی ولی لحن پستت بیشتر متمایل به روزنامه ای بود و از آنجا که پستت کمی طولانی بود ، لحن روزنامه ای به نظر من مناسب تر بود.توصیفات زیبایی به کار برده بودی ولی به طور کامل به آنها نپرداخته بودی ، در صورتی که به نظر من بهتر بود توصیفات را کمتر می کردی و جزییات زیباتری به کار می بردی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
از لحاظ نگارشی ، اولین موردی که در چند جا مشاهده می شد ، عدم رعایت فاصله کلمات از هم ، بود مانند :
اززیران و وجودچوبدستی و چند مورد دیگر.
بررسی سوژه پست---
سوژه قشنگی بکار برده بودی ولی در پایان بدون هیچ پیش زمینه ای ، شرط ازدواج و علاوه بر آن ازدواج چارلی با کریستین را سفیدی کریستینسن اعلام کرده بودی.هدفت از پست هم زیبا بود.موفق باشی.با احترام.
3 امتیاز به همراه C در کل 6 امتیاز
نقد پست 117 پادگان نظامی نوشته شده توسط ویکتور کرام:
ویکتور عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
با توجه به سبک ، پارگراف بندی نداشت.
لحن و زبان داستان---
خب سعی کرده بودی از لحن ارزشی استفاده کنی ولی متاسفانه به سمت منفی آن گرایش پیدا کرده بود ، بهتر بود در داخل دیالوگها از توصیفات طنز استفاده می کردی تا از لحاظ فضا سازی هم مشکلی نداشته باشد.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
اولین نکته منفی پست ، استفاده زیاد از سه نقطه بود ، بهتر است بین نوشته ها و استفاده از علایم نگارشی توازن برقرار باشد.در چند مورد هم غلط تایپی مشاهده می شد که بهتر ود یک بار آنرا ویرایش می کردی.اتصال ((می)) استمراری به فعل را هم در فعل هایت انجام داده بودی که بهتر است می و فعل را جدا از هم بنویسی.
نکات قوت پست: طنز—
خب مورد فوق العاده ای نداشت ، فقط این چند خط جالب بود:
ویولت: اخ گفتی پول ریموس.. چی بگم که دلم خونه. یه مدته میخوام یه اختراعی کنم ولی بی پولی نمیزاره
ویکتور: دست رو دلم نزار من احمق همه پولم خرج خوش گذرنی با هرمیون کردم و اخرش رفت با یکی دیگه
لیلی: من چی بگم...
چند مورد هم از سوژه های قدیمی استفاده کرده بودی که مورد لیلی با لارتن جالب بود.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب خود پست بیشتر توصیف ادامه ماجرای پست قبلی بود و آماده سازی سوژه برای نفرات بعدی ، سوژه را برای نفر بعد آماده کرده بودی.
3 امتیاز به همراه D در کل 5 امتیاز
نقد پست 118 پادگان نظامی نوشته شده توسط سیریوس بلک:
سیریوس عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
سیریوس عزیز بدلیل استفاده فوق العاده از سبک ارزشی پاراگراف بندی نداشت.
لحن و زبان داستان---
سبک ارزشی فوق العاده ، قشنگ بود .فضاسازی داشت البته نه زیاد ولی متوسط ولی طنز عالی ای داشت.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
کمی تا مقداری از علایم نگارشی زیاد استفاده کرده بودی ، که به نسیبت پست متوازن نبود.
نکات قوت پست:طنز---
خب به نظر من تمامی پست از لحاظ طنز جالب بود و واقعا جالب بود.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب معرفی فرد مجهول در این پست را بطور جالبی بیان کرده بودی البته استفاده از شخصیت خود کمی مشکل داشت ولی طنز پست مشکل آنرا برطرف کرد.به نظر من ارائه سوژه برای نفر بعد کمی گنگ بود و نیاز به خلاقیت نفر بعد دارد چون توضیحی در مورد کمک هری به آنها نداده بود.موفق باشی.با احترام.
نقد پست 119 پادگان نظامی نوشته شده توسط استن شانپایک:
استن عزیز این هم از نقد شما:
پاراگراف بندی---
بدلیل سبک ، پارگراف بندی نداشت.
لحن و زبان داستان---
خب از لحن ارزشی استفده کرده بودی ولی به نظر من میانه بود یعنی نه مثبت و نه منفی آن ، دلیل آن هم استفاده از شکلکهای زیاد ، بود که در تقابل ان ظنز تقریبا متوسطی بود.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
تنها غلط املایی آن اغرار بود که اقرار درست است.
نکات قوت پست:طنز---
خب یکی دو مورد که از پست قبل استفاده کرده بودی ، بهتر بود از خودت خلاقیت به خرج می دادی.البته تکه طنز جالبی داشت و آن هم این قسمت:
خوب از سیریوس جان
بیست هزار سیاهی لشکر به سمت سیریوس ( یه خورده اغرار تا حالا کسی رو نکشته )
سیریوس : من پول ندارم
پوف بام دانگ
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب در مورد سوژه پست ، ظاهر شدن ناگهانی هری پاتر کمی مشکل داشت و همچنین روند سریع پستت ولی شما هم مانند ست قبل ادامه داستان را به خلاقیت نفر بعد سپرده بودی.موفق باشی
این پست امتیاز دهی نمی شود بدلیل عدم عضو بودن استن عزیز در محفل ققنوس ، در صورتی که مایل به عضویت در محفل ققنوس هستید ف در تاپیک اعضای محفل از جلو نظام پستی با مضمون پیروزی سفیدی بزنید.موفق باشید.با احترام.
نقد پست 120 پادگان نظامی نوشته شده توسط ویولت بودلر:
ویولت عزیز این هم از نقد شما:
پاراگراف بندی---
باز هم بدلیل استفاده از سبک ارزشی ، پاراگراف بندی خاصی نداشت.
لحن و زبان داستان---
خب سبکت ، حالتی بین سبک ارزشی و توصیفی نطز بود که ترکیب جالبی ساخته بود.البته بیشتر روی توصیف تکیه کرده بودی که تقریبا آنرا ار حالت سبک ارزشی خارج ساخته بود.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
در این بخش مشکلی مشاهده نشد.
نکات قوت پست:طنز---
بهترین بخش پست این قسمت بود:
همین که دست سیریوس میره طرف چراغ نفتی دست عله هم میره طرف منوی مدیریت و اینگونه دست سیریوس میره طرف عله تا نازش کنه:آخی آخی!چقدر پسر خونده ام باهوشه!نظرتون در این باره چیه بر و بچس؟؟
لیلی در راستای شباهت خاص به شیرین پلو:بچه ام به مامانش رفته!
البته موارد جالب دیگری هم داشت مانند:
ریموس یک عدد چراغ نفتی بالای سرش روشن میشه ولی قبل از این که بشه ازش استفاده ای کرد چراغ به دلیل سنگینی سقوط میکنه رو کله ریموس و ملت رو تو خماری ایده ریموس میذاره!!
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب مثل اینکه سه نفر اخیر در این تایپک حساب ویژه ای بروی خلاقیت نفر بعد باز کدند چون هر سه نفر خط مشی کلی را دادند و ارائه جزییات و توصیف ماجرا را به نفر بعد سپردند.خود پست هم از لحاظ سوژه خوب بود و داستان را از ارزشی زدگی نجات داده بود.موفق باشی.با احترام.
4 امتیاز به همراه B در کل 8 امتیاز
لاوندر عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب پاراگراف بندی را بدرستی انجم داده بودی و بوسیله سه ستاره انرا مشخص کرده بودی.
لحن و زبان داستان---
سعی کرده بودی از لحن روزناه ای استفاده کنی ف ولی بدلیل استفاده از دیالوگهای زیاد و همچنین گنگی برخی جملات موفق به این کار نشده بودی و نمونه ناقصی از آنرا ارائه داده بودی.ضمن اینکه به عنوان پیشنهاد ، بهتر بود به جای استفاده از یک صدای نامفهوم بطور مکرر ، به نوع دیگری به توصیف در پستت می پرداختی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
خب در این قسمت ، پستت دارای اشکال زیادی بود.یکی یکی به بررسی آن ها می پردازیم:
سردی شب،باعث میشد که نیکلاس فلامل جوان مو قرمزی که بسیار مردنی هم بود،به شدت به لرزیدن دچاربشه.
البوس دامبلدور نیز،پسرجوانی با موی بور رو به سفید بود،که همراه نیکلاس به سمت غاری حرکت میکردند .
این دو جمله به دلیل سبک نگارش کمی گنگ بودند و می توانستی انها را بسیار روانتر و جذابتر بنویسی.می توانستی صفت مردنی را برای نیکلاس در ادامه پست ذکر کنی.ضمن اینکه در متن سعی کن حتما فعل را به صورت کامل بنویسی مگر در سبک ارزشی مثبت که نیاز به تبحر خاصی دارد.ضمن اینکه در جمله دوم نیازی به استفاده از ((نیز )) نبود.
ساحل،جایی فقط دریا و بعد فقط شن!
این جمله ات زیاد مفهومی نداشت و من بخوبی متوجه معنی آن نشدم ، بهتر بود منظورت را بهتر بیان می کردی.
نیکلاس با حالت متعجبی سرش را تکان داد.
بجای ((با حالت متعجبی)) می توانی از (( با تعجب)) استفاده کنی که به مراتب ادبی تر است.
ولی به علت کهولت سن،نزدیک نرفته.
همانطور که گفتم بهتر است از فعل ها بصورت کامل استفاده کنی.
نور چوبدستی را روی مزنی گرفت.
فکر می کنم منظورت زمین بوده باشد.
چشمش به درخشش نور قرمزی روی دیوار غار شد .
بهتر بود از این جمله استفاده می کردی:
((نور قرمزی از دیواره غار ، چشمانش را زد.))
سنگ بسیار نرم بود و درست مانند غره غوروت(؟) بود.
در دو جمله که با حرف ربط به یکدیگر وصل شده اند و هر دو از فعل یکسان استفاده می کنند ، بهتر است فعل جمله اول را حذف کنی تا جمله قشنگ تری داشته باشی.ضمن اینکه قره قروت درست است.
البوس به دسترنج کارش خیره ماندوسپس ، از حال رفت.
احتیاجی به استفاده از کاما در جمله فوق نبود.
بررسی سوژه پست---
خب طرح خوبی را برای سوزه اعلام شده ریخته بودی ولی متاسفانه بخوبی آنرا پرورش نداده بودی.می توانستی با توصیفات بیشت و پرداختن به جزیئات پست زیبایی خلق کنی.امیدوارم که شاهد پستهای خوبت در محفل باشیم.سعی کن ، نکاتی که گفته شد را برای تحقق این موضوع بکار ببری.موفق باشی.با احترام.
3 امتیاز به همراه E در کل 4 امتیاز
نقد پست 378 خانه شماره دوازده گریمالد نوشته شده توسط ادوارد بونز:
ادوارد عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب تمام پست دیالوگ بود ، به جز چند خط ، بنابراین به پاراگراف بندی نیازی نداشت.
لحن و زبان داستان---
خب این بار بطور کامل از لحن روزنامه ای استفاده کرده بودی و انصافا قشنگ استفاده شده بود ، توصیفها را در خلال دیالوگها به خوبی ذکر کده بودی و خواننده تا حدودی می توانست صحنه را مجسم کند.البته در یک جا از توصیف غافل شدی و آن هم پیدا شدن استوانه توسط ادوارد و لارتن بود ، که به نظر من بهتر بود نشانه ای از استوانه بر طبیعت را ذکر می کردی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
در ابتدای پست چد اشکال تایپی به چشم می خورد که به نظر من بهتر است بهتر دقت کنی تا از این لحاظ هم مشکلی نداشته باشی.مورد دیگری در این بخش نبود.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
سوژه پست قبل یعنی پست ویولت را پرورش داده بودی و به هدف رسانده بودی ، از لحاظ ارائه سوژ برای نفر بعد که به نظر من در موقعیت حساسی پستت را تمام کرده بودی و دست نفر بعد را بخوبی باز گذاشته بودی.موفق باشی.با احترام.
4امتیاز به همراه C در کل 7 امتیاز
نقد پست 379 خانه شماره دوازده گریمالد نوشته شده توسط ویولت بودلر:
ویولت عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
پاراگراف بندی بدرستی انجام شده بنابراین بدون درنگ به سراغ قسمت بعدی پست می رویم.
لحن و زبان داستان---
خب بخوبی از لحن جدی استفاده کردی و در خلال ان با دیالوگهایی با زبان گفتار ، پستت را به خوبی پیش بردی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
مشکلی از این بابت هم وجود نداشت.تنها مورد ان استفاده همزمان از -: بود که از لحاظ نگارشی صحیح نیست.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب تا حدودی سوژه را همان طور که ادوارد عزیز انتظار داشت پیش برده بودی ، در عین حال داستان را از سمت داخل محفل هم پیش برده بودی ولی این نکته که آبرفورث و سارا بدستور دامبلدور قرار بر نگهداری از ماندانگاس داشتند را به کلی از یاد برده بودید که خب فکر نمی کنم خللی در امتداد داستان ایجاد کند چون به خوبی به توصیف بقیه صحنه های داستان پرداخته بودی.موفق باشی.با احترام.
4 امتیاز به همراه A در کل 9 امتیاز
نقد پست 380 خانه دوازده گریمالد نوشته شده توسط آبرفورث دامبلدور:
آبرفورث عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
پاراگراف بندی دقیق و خوبی بود ، هیچ اشکالی نداشت ، پس بدون هیچ توضیحی به بخش بعد می رویم.
لحن و زبان داستان---
لحن داستان ، روزنامه ای بود که روانی آن به خوبی مشخص بود ، البته در یکی دو مورد فعل ها را به صورت روایتی استفاده کرده بودی و بهتر بود فعل ها یکدست باشند ، یعنی فعل ها کامل ولی روان باشند.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
بعد از پنهان کردن استوانه نمیدانست چه شده. نمیدانست که در جنگل ممنوعه چه جنگی درگرفته و استوانه افسونها دیگر زیر خاک نیست.
خب در جمله بالا دو مورد است ، یکی اینکه به نظر من بهتر بود ، از ((نمیدانست)) دو بار پشت سر هم استفاده نمی کردی و علاوه بر آن بهتر بود ((نمی)) و ((دانست)) را جدا از هم می نوشتی. این مورد را در برخی جاهای دیگر نیز رعایت نکرده بودی.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب در مورد سوژه خود پست ، باید بگم که دسترسی ماندی به استوانه کمی دور از ذهن بود البته ارتباط دادن پست قبل و عمل ویولت به این موضوع کمی تا حدودی این مورد را برطرف کرده بود و قشنگ بود.در مورد ارائه سوژه برای نفر بعد هم ، به خوبی توانسته بودی در چند جمله آخر و بخصوص جمله آخر ، سوژه را باز گذاشته بودی.موفق باشی.با احترام.
3 امتیاز به همراه B در کل 7 امتیاز
نقد پست 116 همانند یک سفید اصیل بنویسید نوشته شده توسط لاوندر براون:
لاوندر عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
به نظر من بهتر بود پستت را به سه پاراگراف تبدیل می کردی ، آغاز پاراگراف دوم از آنجا که چارلی خاطره را به یاد می آورد ، بهتر بود از این جمله باشد:
تصاویری ازدیروزواتفاقات آن جلوی چشمانش نقش بسته بود.
و پاراگراف سوم از حرکت چارلی با عجله چارلی به سوی کافه:
چارلی با عجله بلند شد ....
لحن و زبان داستان---
خب سعی کرده بودی از لحن جدی استفاده کرده بودی ولی لحن پستت بیشتر متمایل به روزنامه ای بود و از آنجا که پستت کمی طولانی بود ، لحن روزنامه ای به نظر من مناسب تر بود.توصیفات زیبایی به کار برده بودی ولی به طور کامل به آنها نپرداخته بودی ، در صورتی که به نظر من بهتر بود توصیفات را کمتر می کردی و جزییات زیباتری به کار می بردی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
از لحاظ نگارشی ، اولین موردی که در چند جا مشاهده می شد ، عدم رعایت فاصله کلمات از هم ، بود مانند :
اززیران و وجودچوبدستی و چند مورد دیگر.
بررسی سوژه پست---
سوژه قشنگی بکار برده بودی ولی در پایان بدون هیچ پیش زمینه ای ، شرط ازدواج و علاوه بر آن ازدواج چارلی با کریستین را سفیدی کریستینسن اعلام کرده بودی.هدفت از پست هم زیبا بود.موفق باشی.با احترام.
3 امتیاز به همراه C در کل 6 امتیاز
نقد پست 117 پادگان نظامی نوشته شده توسط ویکتور کرام:
ویکتور عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
با توجه به سبک ، پارگراف بندی نداشت.
لحن و زبان داستان---
خب سعی کرده بودی از لحن ارزشی استفاده کنی ولی متاسفانه به سمت منفی آن گرایش پیدا کرده بود ، بهتر بود در داخل دیالوگها از توصیفات طنز استفاده می کردی تا از لحاظ فضا سازی هم مشکلی نداشته باشد.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
اولین نکته منفی پست ، استفاده زیاد از سه نقطه بود ، بهتر است بین نوشته ها و استفاده از علایم نگارشی توازن برقرار باشد.در چند مورد هم غلط تایپی مشاهده می شد که بهتر ود یک بار آنرا ویرایش می کردی.اتصال ((می)) استمراری به فعل را هم در فعل هایت انجام داده بودی که بهتر است می و فعل را جدا از هم بنویسی.
نکات قوت پست: طنز—
خب مورد فوق العاده ای نداشت ، فقط این چند خط جالب بود:
ویولت: اخ گفتی پول ریموس.. چی بگم که دلم خونه. یه مدته میخوام یه اختراعی کنم ولی بی پولی نمیزاره
ویکتور: دست رو دلم نزار من احمق همه پولم خرج خوش گذرنی با هرمیون کردم و اخرش رفت با یکی دیگه
لیلی: من چی بگم...
چند مورد هم از سوژه های قدیمی استفاده کرده بودی که مورد لیلی با لارتن جالب بود.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب خود پست بیشتر توصیف ادامه ماجرای پست قبلی بود و آماده سازی سوژه برای نفرات بعدی ، سوژه را برای نفر بعد آماده کرده بودی.
3 امتیاز به همراه D در کل 5 امتیاز
نقد پست 118 پادگان نظامی نوشته شده توسط سیریوس بلک:
سیریوس عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
سیریوس عزیز بدلیل استفاده فوق العاده از سبک ارزشی پاراگراف بندی نداشت.
لحن و زبان داستان---
سبک ارزشی فوق العاده ، قشنگ بود .فضاسازی داشت البته نه زیاد ولی متوسط ولی طنز عالی ای داشت.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
کمی تا مقداری از علایم نگارشی زیاد استفاده کرده بودی ، که به نسیبت پست متوازن نبود.
نکات قوت پست:طنز---
خب به نظر من تمامی پست از لحاظ طنز جالب بود و واقعا جالب بود.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب معرفی فرد مجهول در این پست را بطور جالبی بیان کرده بودی البته استفاده از شخصیت خود کمی مشکل داشت ولی طنز پست مشکل آنرا برطرف کرد.به نظر من ارائه سوژه برای نفر بعد کمی گنگ بود و نیاز به خلاقیت نفر بعد دارد چون توضیحی در مورد کمک هری به آنها نداده بود.موفق باشی.با احترام.
نقد پست 119 پادگان نظامی نوشته شده توسط استن شانپایک:
استن عزیز این هم از نقد شما:
پاراگراف بندی---
بدلیل سبک ، پارگراف بندی نداشت.
لحن و زبان داستان---
خب از لحن ارزشی استفده کرده بودی ولی به نظر من میانه بود یعنی نه مثبت و نه منفی آن ، دلیل آن هم استفاده از شکلکهای زیاد ، بود که در تقابل ان ظنز تقریبا متوسطی بود.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
تنها غلط املایی آن اغرار بود که اقرار درست است.
نکات قوت پست:طنز---
خب یکی دو مورد که از پست قبل استفاده کرده بودی ، بهتر بود از خودت خلاقیت به خرج می دادی.البته تکه طنز جالبی داشت و آن هم این قسمت:
خوب از سیریوس جان
بیست هزار سیاهی لشکر به سمت سیریوس ( یه خورده اغرار تا حالا کسی رو نکشته )
سیریوس : من پول ندارم
پوف بام دانگ
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب در مورد سوژه پست ، ظاهر شدن ناگهانی هری پاتر کمی مشکل داشت و همچنین روند سریع پستت ولی شما هم مانند ست قبل ادامه داستان را به خلاقیت نفر بعد سپرده بودی.موفق باشی
این پست امتیاز دهی نمی شود بدلیل عدم عضو بودن استن عزیز در محفل ققنوس ، در صورتی که مایل به عضویت در محفل ققنوس هستید ف در تاپیک اعضای محفل از جلو نظام پستی با مضمون پیروزی سفیدی بزنید.موفق باشید.با احترام.
نقد پست 120 پادگان نظامی نوشته شده توسط ویولت بودلر:
ویولت عزیز این هم از نقد شما:
پاراگراف بندی---
باز هم بدلیل استفاده از سبک ارزشی ، پاراگراف بندی خاصی نداشت.

لحن و زبان داستان---
خب سبکت ، حالتی بین سبک ارزشی و توصیفی نطز بود که ترکیب جالبی ساخته بود.البته بیشتر روی توصیف تکیه کرده بودی که تقریبا آنرا ار حالت سبک ارزشی خارج ساخته بود.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
در این بخش مشکلی مشاهده نشد.
نکات قوت پست:طنز---
بهترین بخش پست این قسمت بود:
همین که دست سیریوس میره طرف چراغ نفتی دست عله هم میره طرف منوی مدیریت و اینگونه دست سیریوس میره طرف عله تا نازش کنه:آخی آخی!چقدر پسر خونده ام باهوشه!نظرتون در این باره چیه بر و بچس؟؟
لیلی در راستای شباهت خاص به شیرین پلو:بچه ام به مامانش رفته!
البته موارد جالب دیگری هم داشت مانند:
ریموس یک عدد چراغ نفتی بالای سرش روشن میشه ولی قبل از این که بشه ازش استفاده ای کرد چراغ به دلیل سنگینی سقوط میکنه رو کله ریموس و ملت رو تو خماری ایده ریموس میذاره!!
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب مثل اینکه سه نفر اخیر در این تایپک حساب ویژه ای بروی خلاقیت نفر بعد باز کدند چون هر سه نفر خط مشی کلی را دادند و ارائه جزییات و توصیف ماجرا را به نفر بعد سپردند.خود پست هم از لحاظ سوژه خوب بود و داستان را از ارزشی زدگی نجات داده بود.موفق باشی.با احترام.
4 امتیاز به همراه B در کل 8 امتیاز
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
از پروفسور کوییرل و [url=
جزئیات کاربر

نقد پست 117 پادگان نظامی نوشته شده توسط ویکتور کرام:
ویکتور کرام عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب ویکتور عزیز می توانستی پاراگراف دوم را از بعد از اصلاح حافظه لارتن آغاز کنی ، یعنی از اینجا:
نیم ساعت بعدسربازان در آسایشگاه...
در کل بهتربود پستتان شامل دو پاراگراف می بود.
لحن و زبان داستان---
خب ویکتور عزیز سعی کرده بودی که از لحن ارزشی استفاده کنی که متاسفانه به سوی منفی آن گرایش پیدا کرده بود ، و دلیل آن هم عدم استفاده از فضاسازی مناسب در دیالوگ هایت بود.اگر کمی فضاسازی را چاشنی پستت می کردی ، تا حدودی می توانستی از منفی بودن ارزشیت پستت کم کنی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
خب چیزی که در پست شما بارز بود ، اشکالات تایپی فراوان بود.حتما توصیه می کنم که قبل از زدن پست یک بار آنرا از این لحاظ چک کنید یا حداقل بعد از زدن پست ، یک بار آنرا ویرایش کنید.اشکالاتی از قبیل همیگی ، یره ، اتراعی و ... اگرچه قابل حدس زدن بود ولی بهرصورت جز یکی از مشکلات پست شما محسوب می شد.از اشکالات نگارشی هم می توان به استفاده زیاد از سه نقطه در ابتدای پست اشاره کرد.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب ، منحرف کردن لارتن و استفاده از سادگی او ، سوژه متوسطی بود که می توانستی با بیشتر پرداختن به آن آنرا به خوب تبدیل کنی.شاید بارزترین نقطه قوت پستت ، اتمام جالب آن و قرار دادن ادامه داستان در موقعیتی خوب برای نفر بعد بود که دست نفر بعد را باز گذاشتی.بهرصورت بهتر است بیشتر در این سبک و روش نوشتن کار کنی.موفق باشی.
3 امتیاز به همراه D در کل 5 امتیاز
نقد پست 374 خانه شماره دوازده میدان گریمالد نوشته شده توسط لاوندر براون:
لاوندر براون عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
بدلیل استفاده از سبک ارزشی نیازی به پاراگراف بندی نداشت.
لحن و زبان داستان---
خب به نظر من که بسیار ماهرانه از سبک ارزشی استفاده کرده بودی و بخوبی فضاسازی را در حین دیالوگهایت بکار برده بودی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
تنها مورد این بخش استفاده بیش از حد از سه نقطه و تا حدی از شکلک ها بود که بهتر بود بیشتر روی این بخش کار می کردی و برای انتخاب علایم نگارشی ، وقت بیشتری صرف می کردی.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب از لحاظ پیشرفت سوژه ، بسیار کم آنرا به جلو برده بودی ، و سعی کرده بودی شرایط را بیشتر توصیف کنی و ادادمه داستان را به نفر بعد سپرده بودی که خوب برای توصیف بیشتر شرایط به نظر من تا حدودی نیاز بود..موفق باشی.
4 امتیاز به همراه C در کل 7 امتیاز
نقد پست 375 خانه شماره دوازده میدان گریمالد نوشته شده توسط لارتن کرپسلی:
لارتن عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
به نظر من پاراگراف بندی ات صحیح بود و نیازی به برطرف کردن اشکالی نداشت ، پس بی معطلی سراغ بخش بعدی پستت می رویم.
لحن و زبان داستان---
خب به نظر من که کاملا به موقع از لحن جدی استفاده کرده بودی چون هر سه پست اخیر استفاده از سبک ارزشی را در پستشان ترجیح داده بودند ، نیاز به استفاده زا این لحن برای ادامه این داستان کاملا احساس می شد.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
تنها غلط املایی پستت که مسلما تایپی بوده ، ((استاوانه)) بود که در خط اول پست بکار برده بودی و در بقیه موارد مشکلی نداشت.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب همان طور که فتم بسیار خوب در مورد تغییر روند داستان عمل کرده بودی و واقعا به نظر من سوژه را دوباره زنده کرده بودی و بگونه ای دو خط داستان یعنی مرگخواران محفلی ها را بهم پیوند داده بودی.برای نفر بعد هم سوزه خوبی را باقی گذاشته بودی ، البته اگر جدی نویس قهاری باشد.موفق باشی. با احترام.
4.5 امتیاز به همراه A در کل 9.5 امتیاز
نقد پست 376 خانه شماره دوازده میدان گریمالد نوشته شده توسط ادوارد بونز:
ادوارد بونز عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
با توجه به استفاده از دیالوگهای زیاد و فضاسازی در طول آنها نیازی به پاراگراف بندی احساس نمی شد.
لحن و زبان داستان---
خب لحن داستان ، لحنی میانه جدی و روزنامه ای بود ، از آن جهت روزنامه ای که دیالوگهای زیادی در آن استفاده کرده بودی و از آن جهت جدی که سبک نوشتاری آن بیشر به جدی می خورد تا روزنامه ای ، بنابراین بخوبی از آن استفاده کرده بودی.موفق باشی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
خب در مورد بحث نگارشی باید بگویم که معمولا استفاده همزمان و در کار هم از ((- : )) چندان صحیح نبود و بهتر بود به همان (-) بسنده می کردی.دو سه مورد هم اشکالات تایپی به چشم می خورد.در مورد معنایی به نظر من هم مشکلی نداشت.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب استفاده از ذهن خوانی برای ایجاد ارتباط بین پست لارتن و پست لاوندر کار جالبی بود و تا حدودی به پیشرفت داستان کمک کرد البته اگر بخواهیم خیلی دقیق بررسی کینم ، این موضوع پیش می آید که با توجه به این جمله لارتن که گفته بود ، چقدر راحت با طنز محفلی ها رادست بسر کرده ،کمی با بحث جور در نمی امد ولی بهرصورت پست قابل قبولی بود و می توان تا حدودی آنرا به قبل از این ماجرا ارتباط داد.در مورد لحن جدی برای ادامه داستان هم ف بنده هم با نظر شما و لارتن موافقم و امدیوارم همین گونه ادامه پیدا کند.موفق باشی. با احترام
3 امتیاز به همراه B در کل 7 امتیاز
نقد پست 377 خانه شماره دوازده میدان گریمالد نوشته شده توسط ویولت بودلر:
ویولت بودلرعزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
با توجه به کوتاهی پست و یکدست بودن موضوع ان ، نیازی به پاراگراف بندی نبود.
لحن و زبان داستان---
خب به نظر من همان سبک ادوارد در ست قبل را پیش گرفته بودی یعنی سبکی میانه روزنامه ای و جدی که خوب برای یکدست بودن داستان کار جالبی بود.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
همانطور که در نقد ست ادوارد عزیز هم گفتم ، استفاده از – و : بطور همزمان مناسب نیست و بهتر است یکی از این دو را انتخاب کد که برای گفتگوهای پشت رهم معمولا از (( - )) استفاده می شود.اشکال املایی و معنایی نیز به چشم نمی خورد.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب در سه پست اخیر شامل کامل تر شدن سوژه اصلی و شاخ و برگ دادن به آن بودیم .علاوه بر آن تغییر لحن داستان به جذاب تر شدن ان کمک کرد ، پست شما ،ادوارد و لارتن سوزه را کامل تر از قبل کرد و به نوعی سوژه را برای ادامه جذاب تر کرد البته این نظر بنده است.بهرصورت موفق باشی.با احترام
3 امتیاز به همراه B در کل 7 امتیاز
نقد پست 114 همانند یک سفید اصیل بنویسید نوشته شده توط ویولت بودلر:
ویولت عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب به نظر من بهتر بود اینجا یک پاراگراف جدیدی را آغاز می کردی :
قبل از این که ولدی بفهمه چه خبره...
چون ادامه داستان در غار دنبال می شد.
لحن و زبان داستان---
خب به نظر من با این پست مهارتت را در استفاده از لحن توصیفی طنز اثبات کرده بودی و بخوبی انرا نشان داده بودی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
چند اشکال تایپی در پستت به چشم میخورد که خب با یک بار ویرایش می توانستی آنها را برطرف کنی.همچنین استفاده زیاد از علامت تعجب چندان مناسب نبود و بهتر بود در استفاده از ان ، تعادل را رعایت می کردی.
بررسی سوژه پست---
خب استفاده از سوژه هری پاتری برای نوشتن طنز مورد جالبی بود که کمتر کسی از آن در این سایت استفاده می کند و در نوع خود تقریبا منحصر به فرد بود.موفق باشی.
4 امتیاز به همراه A در کل 9 امتیاز
نقد پست 115 همانند یک سفید اصیل بنویسید نوشته شده توسط ریموس لوپین:
ریموس عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
با توجه به اینکه اکثر پست ف یک نماه را شامل می شد نیازی به پاراگراف بندی نبود.
لحن و زبان داستان---
لحن پست جدی و عاشقانه بود و قشنگ از ان استفاده کرده بودی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
خب در این بخش جای کار بسیار است ، چند غلط املایی به چشم می خورد و در این بخش ها مشکلاتی در پستت مشاهده می شد:
آرام آرام نامه را از پای جغد باز کرد. با خوشحالی آن را باز کرد. آرام آرام نامه را باز کرد
استفاده متداول ، ان هم برای سه بار از فعل باز کردن در ابتدای پست اصلا مناسب نبود و می توانستی تمامی توصیف ها را در یک جمله به صورت بسیار روان تر بیاوری.
اندکی متعجب شد؛ آیا این هم یکی از آن شوخی های همسر آینده اش بود؟؟ توجهی نکرد. با اشتیاقی بیشتر نامه را باز کرد و آنگاه خواند:
در این قسمت ، قبل از شروع نامه ، فونتت را تغییر داده بودی که خب بهتر بود این کار انجام نمی شد ، چون این قسمت هم به روند اصلی داستان ربط داشت.
سبزه زار و چمن
بهتر بود یکی از دو کلمه بالا را حذف می نمودی و به جای آن از ((ی)) نکره در پستت کنار کلمه باقی مانده استفاده می کردی ف هرچند اگر آن کلمه چمن بود ، بهتر بود آنرا به چمن زار تبدیل می کردی.
شبی که در ان ماه چهارده روز تکه هایش را به هم متصل نموده و با اینکار وجود انسانی مرا قطع.
خب معمولا در جمله اول فعل مشابه را حذف می کنند و در جمله دوم انرا ذکر می کنند که شما متاسفانه این مورد را رعایت نکرده بودی و دقیقا بالعکس این کار را انجام داده بودی.
بررسی سوژه پست---
خب سوژه جالبی بود ، پستی هری پاتری و کمی تا حدودی عشقولانه که به خوبی آنرا توصیف کرده بودی.موفق باشی.با احترام.
ویکتور کرام عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب ویکتور عزیز می توانستی پاراگراف دوم را از بعد از اصلاح حافظه لارتن آغاز کنی ، یعنی از اینجا:
نیم ساعت بعدسربازان در آسایشگاه...
در کل بهتربود پستتان شامل دو پاراگراف می بود.
لحن و زبان داستان---
خب ویکتور عزیز سعی کرده بودی که از لحن ارزشی استفاده کنی که متاسفانه به سوی منفی آن گرایش پیدا کرده بود ، و دلیل آن هم عدم استفاده از فضاسازی مناسب در دیالوگ هایت بود.اگر کمی فضاسازی را چاشنی پستت می کردی ، تا حدودی می توانستی از منفی بودن ارزشیت پستت کم کنی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
خب چیزی که در پست شما بارز بود ، اشکالات تایپی فراوان بود.حتما توصیه می کنم که قبل از زدن پست یک بار آنرا از این لحاظ چک کنید یا حداقل بعد از زدن پست ، یک بار آنرا ویرایش کنید.اشکالاتی از قبیل همیگی ، یره ، اتراعی و ... اگرچه قابل حدس زدن بود ولی بهرصورت جز یکی از مشکلات پست شما محسوب می شد.از اشکالات نگارشی هم می توان به استفاده زیاد از سه نقطه در ابتدای پست اشاره کرد.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب ، منحرف کردن لارتن و استفاده از سادگی او ، سوژه متوسطی بود که می توانستی با بیشتر پرداختن به آن آنرا به خوب تبدیل کنی.شاید بارزترین نقطه قوت پستت ، اتمام جالب آن و قرار دادن ادامه داستان در موقعیتی خوب برای نفر بعد بود که دست نفر بعد را باز گذاشتی.بهرصورت بهتر است بیشتر در این سبک و روش نوشتن کار کنی.موفق باشی.
3 امتیاز به همراه D در کل 5 امتیاز
نقد پست 374 خانه شماره دوازده میدان گریمالد نوشته شده توسط لاوندر براون:
لاوندر براون عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
بدلیل استفاده از سبک ارزشی نیازی به پاراگراف بندی نداشت.
لحن و زبان داستان---
خب به نظر من که بسیار ماهرانه از سبک ارزشی استفاده کرده بودی و بخوبی فضاسازی را در حین دیالوگهایت بکار برده بودی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
تنها مورد این بخش استفاده بیش از حد از سه نقطه و تا حدی از شکلک ها بود که بهتر بود بیشتر روی این بخش کار می کردی و برای انتخاب علایم نگارشی ، وقت بیشتری صرف می کردی.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب از لحاظ پیشرفت سوژه ، بسیار کم آنرا به جلو برده بودی ، و سعی کرده بودی شرایط را بیشتر توصیف کنی و ادادمه داستان را به نفر بعد سپرده بودی که خوب برای توصیف بیشتر شرایط به نظر من تا حدودی نیاز بود..موفق باشی.
4 امتیاز به همراه C در کل 7 امتیاز
نقد پست 375 خانه شماره دوازده میدان گریمالد نوشته شده توسط لارتن کرپسلی:
لارتن عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
به نظر من پاراگراف بندی ات صحیح بود و نیازی به برطرف کردن اشکالی نداشت ، پس بی معطلی سراغ بخش بعدی پستت می رویم.
لحن و زبان داستان---
خب به نظر من که کاملا به موقع از لحن جدی استفاده کرده بودی چون هر سه پست اخیر استفاده از سبک ارزشی را در پستشان ترجیح داده بودند ، نیاز به استفاده زا این لحن برای ادامه این داستان کاملا احساس می شد.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
تنها غلط املایی پستت که مسلما تایپی بوده ، ((استاوانه)) بود که در خط اول پست بکار برده بودی و در بقیه موارد مشکلی نداشت.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب همان طور که فتم بسیار خوب در مورد تغییر روند داستان عمل کرده بودی و واقعا به نظر من سوژه را دوباره زنده کرده بودی و بگونه ای دو خط داستان یعنی مرگخواران محفلی ها را بهم پیوند داده بودی.برای نفر بعد هم سوزه خوبی را باقی گذاشته بودی ، البته اگر جدی نویس قهاری باشد.موفق باشی. با احترام.
4.5 امتیاز به همراه A در کل 9.5 امتیاز
نقد پست 376 خانه شماره دوازده میدان گریمالد نوشته شده توسط ادوارد بونز:
ادوارد بونز عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
با توجه به استفاده از دیالوگهای زیاد و فضاسازی در طول آنها نیازی به پاراگراف بندی احساس نمی شد.
لحن و زبان داستان---
خب لحن داستان ، لحنی میانه جدی و روزنامه ای بود ، از آن جهت روزنامه ای که دیالوگهای زیادی در آن استفاده کرده بودی و از آن جهت جدی که سبک نوشتاری آن بیشر به جدی می خورد تا روزنامه ای ، بنابراین بخوبی از آن استفاده کرده بودی.موفق باشی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
خب در مورد بحث نگارشی باید بگویم که معمولا استفاده همزمان و در کار هم از ((- : )) چندان صحیح نبود و بهتر بود به همان (-) بسنده می کردی.دو سه مورد هم اشکالات تایپی به چشم می خورد.در مورد معنایی به نظر من هم مشکلی نداشت.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب استفاده از ذهن خوانی برای ایجاد ارتباط بین پست لارتن و پست لاوندر کار جالبی بود و تا حدودی به پیشرفت داستان کمک کرد البته اگر بخواهیم خیلی دقیق بررسی کینم ، این موضوع پیش می آید که با توجه به این جمله لارتن که گفته بود ، چقدر راحت با طنز محفلی ها رادست بسر کرده ،کمی با بحث جور در نمی امد ولی بهرصورت پست قابل قبولی بود و می توان تا حدودی آنرا به قبل از این ماجرا ارتباط داد.در مورد لحن جدی برای ادامه داستان هم ف بنده هم با نظر شما و لارتن موافقم و امدیوارم همین گونه ادامه پیدا کند.موفق باشی. با احترام
3 امتیاز به همراه B در کل 7 امتیاز
نقد پست 377 خانه شماره دوازده میدان گریمالد نوشته شده توسط ویولت بودلر:
ویولت بودلرعزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
با توجه به کوتاهی پست و یکدست بودن موضوع ان ، نیازی به پاراگراف بندی نبود.
لحن و زبان داستان---
خب به نظر من همان سبک ادوارد در ست قبل را پیش گرفته بودی یعنی سبکی میانه روزنامه ای و جدی که خوب برای یکدست بودن داستان کار جالبی بود.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
همانطور که در نقد ست ادوارد عزیز هم گفتم ، استفاده از – و : بطور همزمان مناسب نیست و بهتر است یکی از این دو را انتخاب کد که برای گفتگوهای پشت رهم معمولا از (( - )) استفاده می شود.اشکال املایی و معنایی نیز به چشم نمی خورد.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب در سه پست اخیر شامل کامل تر شدن سوژه اصلی و شاخ و برگ دادن به آن بودیم .علاوه بر آن تغییر لحن داستان به جذاب تر شدن ان کمک کرد ، پست شما ،ادوارد و لارتن سوزه را کامل تر از قبل کرد و به نوعی سوژه را برای ادامه جذاب تر کرد البته این نظر بنده است.بهرصورت موفق باشی.با احترام
3 امتیاز به همراه B در کل 7 امتیاز
نقد پست 114 همانند یک سفید اصیل بنویسید نوشته شده توط ویولت بودلر:
ویولت عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب به نظر من بهتر بود اینجا یک پاراگراف جدیدی را آغاز می کردی :
قبل از این که ولدی بفهمه چه خبره...
چون ادامه داستان در غار دنبال می شد.
لحن و زبان داستان---
خب به نظر من با این پست مهارتت را در استفاده از لحن توصیفی طنز اثبات کرده بودی و بخوبی انرا نشان داده بودی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
چند اشکال تایپی در پستت به چشم میخورد که خب با یک بار ویرایش می توانستی آنها را برطرف کنی.همچنین استفاده زیاد از علامت تعجب چندان مناسب نبود و بهتر بود در استفاده از ان ، تعادل را رعایت می کردی.
بررسی سوژه پست---
خب استفاده از سوژه هری پاتری برای نوشتن طنز مورد جالبی بود که کمتر کسی از آن در این سایت استفاده می کند و در نوع خود تقریبا منحصر به فرد بود.موفق باشی.
4 امتیاز به همراه A در کل 9 امتیاز
نقد پست 115 همانند یک سفید اصیل بنویسید نوشته شده توسط ریموس لوپین:
ریموس عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
با توجه به اینکه اکثر پست ف یک نماه را شامل می شد نیازی به پاراگراف بندی نبود.
لحن و زبان داستان---
لحن پست جدی و عاشقانه بود و قشنگ از ان استفاده کرده بودی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
خب در این بخش جای کار بسیار است ، چند غلط املایی به چشم می خورد و در این بخش ها مشکلاتی در پستت مشاهده می شد:
آرام آرام نامه را از پای جغد باز کرد. با خوشحالی آن را باز کرد. آرام آرام نامه را باز کرد
استفاده متداول ، ان هم برای سه بار از فعل باز کردن در ابتدای پست اصلا مناسب نبود و می توانستی تمامی توصیف ها را در یک جمله به صورت بسیار روان تر بیاوری.
اندکی متعجب شد؛ آیا این هم یکی از آن شوخی های همسر آینده اش بود؟؟ توجهی نکرد. با اشتیاقی بیشتر نامه را باز کرد و آنگاه خواند:
در این قسمت ، قبل از شروع نامه ، فونتت را تغییر داده بودی که خب بهتر بود این کار انجام نمی شد ، چون این قسمت هم به روند اصلی داستان ربط داشت.
سبزه زار و چمن
بهتر بود یکی از دو کلمه بالا را حذف می نمودی و به جای آن از ((ی)) نکره در پستت کنار کلمه باقی مانده استفاده می کردی ف هرچند اگر آن کلمه چمن بود ، بهتر بود آنرا به چمن زار تبدیل می کردی.
شبی که در ان ماه چهارده روز تکه هایش را به هم متصل نموده و با اینکار وجود انسانی مرا قطع.
خب معمولا در جمله اول فعل مشابه را حذف می کنند و در جمله دوم انرا ذکر می کنند که شما متاسفانه این مورد را رعایت نکرده بودی و دقیقا بالعکس این کار را انجام داده بودی.
بررسی سوژه پست---
خب سوژه جالبی بود ، پستی هری پاتری و کمی تا حدودی عشقولانه که به خوبی آنرا توصیف کرده بودی.موفق باشی.با احترام.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
از پروفسور کوییرل و [url=
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/11/30
تولد نقش: 1396/11/23
آخرین ورود: شنبه 17 اسفند 1392 13:02
از: یو ویش!
پستها:
471

پست شماره 372 سارا اوانز، خانه گریمالد
همونطور که خودت گفتی پست کوتاهی بود و در واقع داستان خیلی کم پیش رفته بود. با توجه به سوژه آبر، بهتر بود جدی تر می نوشتی. اینکه ماندانگاس همه چیز رو شنیده، باید با توجه به خشم لرد سیاه بترسه و دستپاچه بشه، نه اینکه منتظر نوشابه وا کردن محفلی ها بشه.
از لحاظ املایی و نگارشی هم مشکل خاصی نداشت.
-----------------------------------------
پست شماره 373 جولیا تراورز در خانه گریمالد
خب! پستت از لحاظ داستانی حرفی برای گفتن نداشت. بخش اول پستت که هیچ چیز تازه ای نداشت و توی بخش دوم پست هم استفاده از تالار اسلی به عنوان مقر مرگخوارا عجیب بود. بهتر بود از دژ مرگ یا خانه ریدل ها استفاده می کردی.
پستت اصلا" پست منظمی نبود و پاراگراف بندی نداشت. استفاده زیاد از شکلک هم به نا زیبایی پست دامن زده بود.
بهتره برای نوشتن دیالوگ ها اینجوری عمل کنی:
دامبلدور گفت:
- برو بیارش که من ببینم.
یعنی بعد از زدن دو نقطه به خط بعد بری و با یه خط تیره دیالوگ رو بنویسی.
کلا" جای پیشرفت زیاد داری و این پتانسیل توی پستت دیده می شه. پس منتظر پست های قشنگترت هستیم!
--------------------------------------------
پست شماره 374 لاوندر براون در خانه گریمالد
کلا" می خوام این توصیه رو بکنم که بعد از زدن پست، یه بار حداقل بخونیش. ببینی واقعا" پستت داستان رو چقدر جلو برده!؟ این خیلی مهمه. البته این پست به نسبت پستای دیگه ای که ازت دیدم پست بهتری بود و نشون می ده داری پیشرفت می کنی. به هر حال جریان حرف کشیدن از ماندی رو ادامه داده بودی.
برای نوشتن دیالوگ ها به چند روش عمل کرده بودی و بهتره از روشی که توی نقد پست قبلی گفتم استفاده کنی.
همونطور که خودت گفتی پست کوتاهی بود و در واقع داستان خیلی کم پیش رفته بود. با توجه به سوژه آبر، بهتر بود جدی تر می نوشتی. اینکه ماندانگاس همه چیز رو شنیده، باید با توجه به خشم لرد سیاه بترسه و دستپاچه بشه، نه اینکه منتظر نوشابه وا کردن محفلی ها بشه.
از لحاظ املایی و نگارشی هم مشکل خاصی نداشت.
-----------------------------------------
پست شماره 373 جولیا تراورز در خانه گریمالد
خب! پستت از لحاظ داستانی حرفی برای گفتن نداشت. بخش اول پستت که هیچ چیز تازه ای نداشت و توی بخش دوم پست هم استفاده از تالار اسلی به عنوان مقر مرگخوارا عجیب بود. بهتر بود از دژ مرگ یا خانه ریدل ها استفاده می کردی.
پستت اصلا" پست منظمی نبود و پاراگراف بندی نداشت. استفاده زیاد از شکلک هم به نا زیبایی پست دامن زده بود.
بهتره برای نوشتن دیالوگ ها اینجوری عمل کنی:
دامبلدور گفت:
- برو بیارش که من ببینم.
یعنی بعد از زدن دو نقطه به خط بعد بری و با یه خط تیره دیالوگ رو بنویسی.
کلا" جای پیشرفت زیاد داری و این پتانسیل توی پستت دیده می شه. پس منتظر پست های قشنگترت هستیم!

--------------------------------------------
پست شماره 374 لاوندر براون در خانه گریمالد
کلا" می خوام این توصیه رو بکنم که بعد از زدن پست، یه بار حداقل بخونیش. ببینی واقعا" پستت داستان رو چقدر جلو برده!؟ این خیلی مهمه. البته این پست به نسبت پستای دیگه ای که ازت دیدم پست بهتری بود و نشون می ده داری پیشرفت می کنی. به هر حال جریان حرف کشیدن از ماندی رو ادامه داده بودی.
برای نوشتن دیالوگ ها به چند روش عمل کرده بودی و بهتره از روشی که توی نقد پست قبلی گفتم استفاده کنی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لارتن کرپسلی در 1386/6/3 17:51:26
نارنجی رو بخاطر بسپار!
طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...
چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟
طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...
چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟
جزئیات کاربر

نقد پستهای مأموریت: گروه چهار
پست شماره 167 کافه مادام پادیفوت ارسال شده توسط لیلی اوانز:
برای شروع سوژه پست خوبی بود. داستان رو بخوبی آغاز کرده بودی. و روند داستان رو کند کرده بودی که البته با توجه به زمان مأموریت بهتر بود اینکار رو نمیکردی تا سوژه به اتمام برسه.از کوتاه نویسی بهره بردی اما از داستان های هری پاتر چیزی توی پستت به چشم نمیخورد. برای مثال توی کتاب ذکر شده اعضای محفل از پاترونوس برای ارتباط با هم استفاده میکنن نه پیجر
پست شماره 370 خانه شماره 12 گریمولد ارسال شده توسط آبرفورث دامبلدور:
میتونم خیلی راحت بگم محتوای اصلی پستت فقط جمله آخر بود. روی پست اصلا کار نشده بود. نکته مثبتی نمیبینم.تمامی اتفاقات گنگ و مبهم بود و گویا تنها قصدت ادامه دادن مأموریت بود.یه بار پستت رو میخوندی قشنگ، تکه های زیباتری بهش اضافه میکردی. درضمن پستت همخونی نداشت. چرا آبر از موبایل استفاده میکنه بعد لیلی از پیجر؟ اونوقت آلبوس از پاترونوس؟ یکم دقت کن.
پست شماره 190 کافه محفل ققنوس ارسال شده توسط آلبوس دامبلدور:
بعضی جاهای پستت گنگ بود برای مثال چطوری محفلیا از مکانی که هدی میخواست بره باخبر شدن و درست مثل اون اشتباه کردن؟
فکر نمیکنم جغدا بتونن بنویسن. بهتر بود مقداری هم به توصیفات کافه میپرداختی. پست خوبی بود
درپست شماره 62 جلسات محرمانه محفل امتیاز دهی شد
پست شماره 167 کافه مادام پادیفوت ارسال شده توسط لیلی اوانز:
برای شروع سوژه پست خوبی بود. داستان رو بخوبی آغاز کرده بودی. و روند داستان رو کند کرده بودی که البته با توجه به زمان مأموریت بهتر بود اینکار رو نمیکردی تا سوژه به اتمام برسه.از کوتاه نویسی بهره بردی اما از داستان های هری پاتر چیزی توی پستت به چشم نمیخورد. برای مثال توی کتاب ذکر شده اعضای محفل از پاترونوس برای ارتباط با هم استفاده میکنن نه پیجر
پست شماره 370 خانه شماره 12 گریمولد ارسال شده توسط آبرفورث دامبلدور:
میتونم خیلی راحت بگم محتوای اصلی پستت فقط جمله آخر بود. روی پست اصلا کار نشده بود. نکته مثبتی نمیبینم.تمامی اتفاقات گنگ و مبهم بود و گویا تنها قصدت ادامه دادن مأموریت بود.یه بار پستت رو میخوندی قشنگ، تکه های زیباتری بهش اضافه میکردی. درضمن پستت همخونی نداشت. چرا آبر از موبایل استفاده میکنه بعد لیلی از پیجر؟ اونوقت آلبوس از پاترونوس؟ یکم دقت کن.
پست شماره 190 کافه محفل ققنوس ارسال شده توسط آلبوس دامبلدور:
بعضی جاهای پستت گنگ بود برای مثال چطوری محفلیا از مکانی که هدی میخواست بره باخبر شدن و درست مثل اون اشتباه کردن؟
فکر نمیکنم جغدا بتونن بنویسن. بهتر بود مقداری هم به توصیفات کافه میپرداختی. پست خوبی بود
درپست شماره 62 جلسات محرمانه محفل امتیاز دهی شد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1386/6/3 14:11:05
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1386/6/3 14:53:16
ویرایش شده توسط ریموس لوپین در 1386/6/3 14:53:16
جزئیات کاربر

نقد پستهای مأموریت: گروه یک
پست شماره 23 گذرگاه دیگاروس ارسال شده توسط آلیشیا اسپینت:
فضاسازیت مناسب بود اما قسمت پایانی پستت مقداری گنگ بود. چون خواننده دچار تردید میشه که آیا این نیرو متعلق به پرنده است یا به آن 2 مرد. و اگر متعلق به آن 2 مرد است پس چرا تنها به یکی از آنها توجه کرده بود؟ علاوه براین بنظرم با توجه به ورود نیرو به بدن یه زن و مرد در دره گودریک، از هیجان داستان کم کردی. درضمن اینکه نیروی جادوگری در بدن یک زن و مرد ماگلی باشه یک مقداری برای جادوگران خطرناکه. در کل به این پست به عنوان پستی برای شروع سوژه لقب خوب رو میدم.
----------------------------------------------------------------------------------
پست شماره 189 کافه محفل ققنوس ارسال شده توسط جسیکا پاتر:
دیالوگ و فضاسازی مناسبی داشتی. اما برخورد 2 مرد کمی تصنعی بود. چون فکر نمیکنم یک سیاه با یک سفید رابطه خوبی داشته باشه که باهاش شوخی کنه.
در این پست بهتر بود به نام، خصوصیات و اخلاق این 2 مرد نیز میپرداختی تا محتوای این پست رو بیشتر کنی. دیگر اینکه در این پست از جادوی هری پاتر دور شده بودی. مگر نه اینکه جادوگران برای رفتن به مکانها اپارات میکنند پس چطور جادوگرانی با نیروی بیشتر از اینکار پرهیز میکنند؟
پیشبرد سوژه در این پست به اندازه بود و در کل پست بدی نبود
----------------------------------------------------------------------------------
پست شماره 57 محفل به روایت فتح ارسال شده توسط چوچانگ:
خب، مشکل بزرگی که توی این پست بود ناهماهنگی با پستهای قبل بود. در پست قبل مرد سرخ پوش به عنوان مرد خوب و مرد سبزپوش به عنوان مرد بد شناخته شده بود اما شما درست مخالف این رو نوشتی. درواقع بنظر میاد منظور نویسنده ها رو اشتباه متوجه شدی. اما چون توی پستهای اولیه بود لطمه ی زیادی به سوژه وارد نمیکرد. دیالوگ ها مناسب بود و با توجه به توصیف کافه در گذشته نیازی نیز به فضاسازی نبود. پایان پستت نیز بهتر بود اندکی هیجان را بخود بیفزاید. درکل اگه اون ناهماهنگی رو نداشتی امتیاز بالایی میگرفتی
----------------------------------------------------------------------------------
پست شماره 25 شیون آوارگان ارسال شده توسط پرفسور سینیسترا:
پست کاملی بود. فضاسازی و دیالوگهای مناسبی داشتی و از لحاظ نگارشی نیز مشکلی به چشم نمیخورد.همینطور تطبیق با پستهای قبل بسیار خوب بود و از لحاظ ادامه سوژه خوب کار کردی. پایان پست نیز موقعیت مطلوبی برای نویسنده بعدی ایجاد میکرد. همینطور سوژه رو در محور اصلی انداختی تا روال خودش را طی کند.البته استفاده نکردن از بعضی جادوهای هری پاتر همانند آپارات سبب لطمه ی فوق العاده کوچکی برای این پست بود.
امتیاز دهی در پست شماره 59 جلسات محرمانه محفل
پست شماره 23 گذرگاه دیگاروس ارسال شده توسط آلیشیا اسپینت:
فضاسازیت مناسب بود اما قسمت پایانی پستت مقداری گنگ بود. چون خواننده دچار تردید میشه که آیا این نیرو متعلق به پرنده است یا به آن 2 مرد. و اگر متعلق به آن 2 مرد است پس چرا تنها به یکی از آنها توجه کرده بود؟ علاوه براین بنظرم با توجه به ورود نیرو به بدن یه زن و مرد در دره گودریک، از هیجان داستان کم کردی. درضمن اینکه نیروی جادوگری در بدن یک زن و مرد ماگلی باشه یک مقداری برای جادوگران خطرناکه. در کل به این پست به عنوان پستی برای شروع سوژه لقب خوب رو میدم.
----------------------------------------------------------------------------------
پست شماره 189 کافه محفل ققنوس ارسال شده توسط جسیکا پاتر:
دیالوگ و فضاسازی مناسبی داشتی. اما برخورد 2 مرد کمی تصنعی بود. چون فکر نمیکنم یک سیاه با یک سفید رابطه خوبی داشته باشه که باهاش شوخی کنه.
در این پست بهتر بود به نام، خصوصیات و اخلاق این 2 مرد نیز میپرداختی تا محتوای این پست رو بیشتر کنی. دیگر اینکه در این پست از جادوی هری پاتر دور شده بودی. مگر نه اینکه جادوگران برای رفتن به مکانها اپارات میکنند پس چطور جادوگرانی با نیروی بیشتر از اینکار پرهیز میکنند؟
پیشبرد سوژه در این پست به اندازه بود و در کل پست بدی نبود
----------------------------------------------------------------------------------
پست شماره 57 محفل به روایت فتح ارسال شده توسط چوچانگ:
خب، مشکل بزرگی که توی این پست بود ناهماهنگی با پستهای قبل بود. در پست قبل مرد سرخ پوش به عنوان مرد خوب و مرد سبزپوش به عنوان مرد بد شناخته شده بود اما شما درست مخالف این رو نوشتی. درواقع بنظر میاد منظور نویسنده ها رو اشتباه متوجه شدی. اما چون توی پستهای اولیه بود لطمه ی زیادی به سوژه وارد نمیکرد. دیالوگ ها مناسب بود و با توجه به توصیف کافه در گذشته نیازی نیز به فضاسازی نبود. پایان پستت نیز بهتر بود اندکی هیجان را بخود بیفزاید. درکل اگه اون ناهماهنگی رو نداشتی امتیاز بالایی میگرفتی
----------------------------------------------------------------------------------
پست شماره 25 شیون آوارگان ارسال شده توسط پرفسور سینیسترا:
پست کاملی بود. فضاسازی و دیالوگهای مناسبی داشتی و از لحاظ نگارشی نیز مشکلی به چشم نمیخورد.همینطور تطبیق با پستهای قبل بسیار خوب بود و از لحاظ ادامه سوژه خوب کار کردی. پایان پست نیز موقعیت مطلوبی برای نویسنده بعدی ایجاد میکرد. همینطور سوژه رو در محور اصلی انداختی تا روال خودش را طی کند.البته استفاده نکردن از بعضی جادوهای هری پاتر همانند آپارات سبب لطمه ی فوق العاده کوچکی برای این پست بود.
امتیاز دهی در پست شماره 59 جلسات محرمانه محفل
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

نقد پست118 بحث های سر میز غذا نوشته شده توسط آبرفورث دامبلدور
نقد پست:
آبرفورث عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب پاراگراف بندی را به درستی انجام داده بودی پس ی مقدمه می رویم سراغ قسمت بعد.
لحن و زبان داستان---
خب لحن داستان ،بیشتر به لحن روزنامه ای ، یعنی لحن بی تکلف و روان شبیه بود که به خوبی از آن استفاده کرده بودی هر چند در برخی جاها لحن بیشتر به ارزشی نزدیک تر می شد ، که این سه دلیل روانی بیش از حد پست در برخی جاها بود ، سعی کن که در جای جای پست بین لحن توازن ایجاد کنی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
یه اتاق نسبتا کوچیک که یه تخت در گوشه اتاق قرار داشت. تخت با ملافه های سفید پوشیده شده بود
خب به نظر من استفاده از ((اتاق)) در این جمله به طور دو بار پشت سرهم چنادن جالب نبود و علاوه بر آن بهتر بود توصیف تخت را نیز در همین جمله بکار می بردی در دو جمله را یکی می کردی تا توصیف قشنگ تری باشد. و من این جمله بندی را پیشنهاد می کنم:
اتاقی نسبتا کوچیک که یه تخت در گوشه اون قرار داشت که با ملافه های سفیدی پوشیده شده بود.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب سوژه در چند بخش اشکل داشت آبرفورث عزیز ، در بخش اول با استفاده از جمله پست قبلی توانسته بودی به خوبی قضیه غذا را برای آبرفورث حل کنی که خوب کار جالبی بود.ولی در مورد کوییرل برخورد طلسم دقیقا به مدال کوییرل ، کمی داستان را تصنعی کرد و ضمن اینکه تغییر مکان کوییرل نیز تا حدودی همین موضوع را سبب می شد.ولی استفاده از زیرکی کوییرل کار جالبی بود ، البته پست تا حدودی ادامه کار را برای نفر بعد سخت کرد چون هدف از جابجایی ناگهانی کوییرل مشخص نشد.
موفق باشی ، درکل:
3 امتیاز به همراه C در کل 6 امتیاز
نقد پست 372 خانه شماره 12 گریمالد نوشته شده توسط آبرفورث دامبلدور
نقد پست:
آبرفورث عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب آبر عزیز اینطور که مشخص است در تفکیک پاراگراف ها تبحر خاصی داری،بهت تبریک می گویم .مشکلی نداشت.سراغ بخش بعدی می رویم.
لحن و زبان داستان---
با اینکه سعی کرده بودی از لحن معیار به طور کامل برای این پست جدی ات استفاده کنی و در بعضی جاها این مشکل به چشم می خورد که این اتفاق نیفتاده بود و به سبک روزنامه ای تمایل پیدا کرده بودی .چیزی که متوجه شدم این است که تو در این سبک شگرد و استعداد خاصی داری ولی به نظر من بهتر است همین تبحر را در دیگر لحن ها هم پیدا کنی چون همیشه نمی توان از این لحن استفاده کرد.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
کلا در استفاده از علایم نگارشی ات بیش از حد نیاز بود ،به نظر من بهتر است از این علائم بجای خود و در جای مناسب استفاده کرد چون اینجوری پست خیلی زیباتر خواهد شد.در مورد معنایی و املایی نیز مشکلی نداشت.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب اول باید بگم استفاده از یکی از سوژه های کلاس های هاگوارتز طرح بسیار جدید و جالبی بود ولی این کار با چند مورد با نقص مواجه شده بود و باعث عدم پرورش سوژه شده بود.در قسمت اول پستت به نظر من بهتر بود که بین توضیحی برای پریکانت ها و بازخواست از ماندی ، یک فضاسازی و آمادگی ذهنی ایجاد می کردی.در اول پست ذکر کردی که از این افسون ها فقط ولدمورت و دامبلدور خبر داشتند و لی در توضیحاتی که آورده بودی آنها را از زبان اینیگو ایماگو ذکر کرده بودی و علاوه بر آن نوشته بودی که وزارت نیز دنبال آن است در صورتی که دامبلدور و ولمورت فقط از آن خبر دارند بنابراین اینجا یک تناقض دیده می شود.مورد بعد فکر نمی کنم ولدی موج داشته باشد حتی اگر موجی باشه
و به نظر من استفاده از سوژه موج روی موج افتادن چنادن جالب نبود و به نظر من بهتر بود از شیوه دیگری برای نشان دادن مطلع شدن ولدمورت به محفلی ها استفاده می کردی.علاوه بر آن با توجه به حرف ولدی ،مشخص نبود که چه چیز گم شده و به نظر بود بهتر بود محفلی ها در ابتاد پس از یک پیش زمینه سازی،به ماندی شک می کردند و سپس وارد عمل می شدند.در مورد راه پایانی سوژه هم به نظر بهتره تا این را بدست خود سوژه پست های اعضا بسپاریم تا این شی به محفلی ها برسد یا مرگخوارها،اینگونه جالب تر دنبال می شود.در کل همانطور سوژه خوبی بود ولی چندان جالب پرداخته نشده بود.
3 امتیاز به همراه C در کل 6 امتیاز به همراه 10 امتیاز برای ارائه سوژه مجموعا 16 امتیاز
نقد پست:
آبرفورث عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب پاراگراف بندی را به درستی انجام داده بودی پس ی مقدمه می رویم سراغ قسمت بعد.
لحن و زبان داستان---
خب لحن داستان ،بیشتر به لحن روزنامه ای ، یعنی لحن بی تکلف و روان شبیه بود که به خوبی از آن استفاده کرده بودی هر چند در برخی جاها لحن بیشتر به ارزشی نزدیک تر می شد ، که این سه دلیل روانی بیش از حد پست در برخی جاها بود ، سعی کن که در جای جای پست بین لحن توازن ایجاد کنی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
یه اتاق نسبتا کوچیک که یه تخت در گوشه اتاق قرار داشت. تخت با ملافه های سفید پوشیده شده بود
خب به نظر من استفاده از ((اتاق)) در این جمله به طور دو بار پشت سرهم چنادن جالب نبود و علاوه بر آن بهتر بود توصیف تخت را نیز در همین جمله بکار می بردی در دو جمله را یکی می کردی تا توصیف قشنگ تری باشد. و من این جمله بندی را پیشنهاد می کنم:
اتاقی نسبتا کوچیک که یه تخت در گوشه اون قرار داشت که با ملافه های سفیدی پوشیده شده بود.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب سوژه در چند بخش اشکل داشت آبرفورث عزیز ، در بخش اول با استفاده از جمله پست قبلی توانسته بودی به خوبی قضیه غذا را برای آبرفورث حل کنی که خوب کار جالبی بود.ولی در مورد کوییرل برخورد طلسم دقیقا به مدال کوییرل ، کمی داستان را تصنعی کرد و ضمن اینکه تغییر مکان کوییرل نیز تا حدودی همین موضوع را سبب می شد.ولی استفاده از زیرکی کوییرل کار جالبی بود ، البته پست تا حدودی ادامه کار را برای نفر بعد سخت کرد چون هدف از جابجایی ناگهانی کوییرل مشخص نشد.
موفق باشی ، درکل:
3 امتیاز به همراه C در کل 6 امتیاز
نقد پست 372 خانه شماره 12 گریمالد نوشته شده توسط آبرفورث دامبلدور
نقد پست:
آبرفورث عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب آبر عزیز اینطور که مشخص است در تفکیک پاراگراف ها تبحر خاصی داری،بهت تبریک می گویم .مشکلی نداشت.سراغ بخش بعدی می رویم.
لحن و زبان داستان---
با اینکه سعی کرده بودی از لحن معیار به طور کامل برای این پست جدی ات استفاده کنی و در بعضی جاها این مشکل به چشم می خورد که این اتفاق نیفتاده بود و به سبک روزنامه ای تمایل پیدا کرده بودی .چیزی که متوجه شدم این است که تو در این سبک شگرد و استعداد خاصی داری ولی به نظر من بهتر است همین تبحر را در دیگر لحن ها هم پیدا کنی چون همیشه نمی توان از این لحن استفاده کرد.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
کلا در استفاده از علایم نگارشی ات بیش از حد نیاز بود ،به نظر من بهتر است از این علائم بجای خود و در جای مناسب استفاده کرد چون اینجوری پست خیلی زیباتر خواهد شد.در مورد معنایی و املایی نیز مشکلی نداشت.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب اول باید بگم استفاده از یکی از سوژه های کلاس های هاگوارتز طرح بسیار جدید و جالبی بود ولی این کار با چند مورد با نقص مواجه شده بود و باعث عدم پرورش سوژه شده بود.در قسمت اول پستت به نظر من بهتر بود که بین توضیحی برای پریکانت ها و بازخواست از ماندی ، یک فضاسازی و آمادگی ذهنی ایجاد می کردی.در اول پست ذکر کردی که از این افسون ها فقط ولدمورت و دامبلدور خبر داشتند و لی در توضیحاتی که آورده بودی آنها را از زبان اینیگو ایماگو ذکر کرده بودی و علاوه بر آن نوشته بودی که وزارت نیز دنبال آن است در صورتی که دامبلدور و ولمورت فقط از آن خبر دارند بنابراین اینجا یک تناقض دیده می شود.مورد بعد فکر نمی کنم ولدی موج داشته باشد حتی اگر موجی باشه
و به نظر من استفاده از سوژه موج روی موج افتادن چنادن جالب نبود و به نظر من بهتر بود از شیوه دیگری برای نشان دادن مطلع شدن ولدمورت به محفلی ها استفاده می کردی.علاوه بر آن با توجه به حرف ولدی ،مشخص نبود که چه چیز گم شده و به نظر بود بهتر بود محفلی ها در ابتاد پس از یک پیش زمینه سازی،به ماندی شک می کردند و سپس وارد عمل می شدند.در مورد راه پایانی سوژه هم به نظر بهتره تا این را بدست خود سوژه پست های اعضا بسپاریم تا این شی به محفلی ها برسد یا مرگخوارها،اینگونه جالب تر دنبال می شود.در کل همانطور سوژه خوبی بود ولی چندان جالب پرداخته نشده بود.3 امتیاز به همراه C در کل 6 امتیاز به همراه 10 امتیاز برای ارائه سوژه مجموعا 16 امتیاز
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1386/5/31 13:57:07
از پروفسور کوییرل و [url=
جزئیات کاربر

نقد پست 41 خانه 13 پورتلند نوشته شده توسط ادوارد بونز
نقد پست:
ادوارد عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب به نظر من بهتر بود داستان به دو پاراگراف تقسیم می شد و در واقع پاراگراف دوم از اینج شروع می شد:
سيريوس خنده اي كرد و به بقيه گفت كه دنبالش بيايند،
زیرا از اینجا به بعد آنها شروع به حرکت می کنند و در عین اینکه این پاراگراف با پراگراف قبل پیوستگی موضوع دارد ولی از هم جداست پس به نظر من بهتر بود پست به دو پاراگراف تقسیم می شد.
لحن و زبان داستان---
همان طور که خودت گفته بودی از لحن معیار اصل!!! بهمراه لحن توصیفی فوق العاده زیبایی استفاده کرده بودی و هیچ اشکالی بر آن وارد نیست.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
تنها مورد عدم استفاده از ((ی)) ربط در بین برخی کلمات بود و مورد دیگری مشاهده نمی شد.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب سوژ های جدیدی را برای نفرات بعدی آماده کرده بودی که به خوبی جای پرداخته شدن دارند و علاوه برآن سوژه قبل را به زیبایی هر چه تمامتر ادامه داده بودی،در کل پست زیبایی بود.موفق باشی.
4.5 امتیاز به همراه A در کل 9.5 امتیاز
نقد پست 42 خانه 13 پورتلند نوشته شده توسط ویولت بودلر
نقد پست:
ویولت عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب از آنجا که پستت از لحاظ داستانی یکدستی داشت نمی توان پاراگراف بندی مشخصی برای آن در نظر گرفت و بهترین کار یکسره بودن آن است.
لحن و زبان داستان---
خب لحن استفاده از لحن معیار ،موردی استاندارد برای داستانهای جدی است و شما نیز دقیقا از همین لحن استفاده کده بودی هرچند زیاد توصیفی نبود البته بیشتر به خاطر دیالوگهایی که رد و بل می شدند باعث شد که توصیف در دیالوگها انجام بشه تا در خود پست.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
خب به نظر من بهتر بود بین دیالوگها و متن داستان فاصله ای قائل می شدی و بیشتر به این موضوع دقت می کردی ضمن اینکه از لحاظ ساختاری یک دو جمله بهم ریخته بود از قبیل:
اینا فکر کنم مرگخوارا هستن.مرگخوارای مرده...
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب استفاده از ارواح مرگخوارها با اینکه کمی ادامه راه را برای محفلی ها سخت می کرد ولی داستان را قشنگ تر می کرد و باعث می شد که بتوان بیشتر به آن پرداخت در کل هم سوژه خود پست یعنی عدم تاثیر وسایل مجازات به خوب ها و هم تدارک سوژه ارواج مرگخوارها برای مبارزه سوژه های جالبی بودند.موفق باشی.با احترام.
4 امتیاز به همراه B در کل 8 امتیاز
پست 43 خانه 13 پورتلند نوشته شده توسط ادوارد بونز
نقد پست:
ادوارد عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
از آنجایی که تقریبا تمامی پست دیالوگ بود ، پاراگراف بندی نیاز نداشت.
لحن و زبان داستان---
لحنی که در این بخش استفاده کرده بودی ، بیشتر توصیفی بود البته توصیفی ای که در میان دیالوگها انجام می گرفت و با لحن گفتاری ولی به صورت جدی دنبال می شد که خوب لحن جالبی بود.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
تنها مشکل این بخش ، استفاده مفرط از سه نقطه بود و اشکال دیگری به چشم نمی خورد.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب پست را در جای حساس تمام کرده بودی و بخوبی برای نفر بعد فضاسازی کرده بودی که جالب بود ، ضمن اینکه اشاره به نکته روح بودن مرگخواران مرده و سیریوس و امکان خطر برای سیریوس جالب بود هرچند تعلل و دودلی برای شجاعت در خصوصیات سیریوس راهی نداشت.موفق باشی.با احترام.
4 امتیاز به همراه B در کل 8 امتیاز
پست 213 خادمان لرد بوقی سیاه به هم می پیوندند نوشته شده توسط سارا اوانز
نقد پست:
سارای عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
به نظر بنده بهتر بود دو خط پایاینی را جدا می کردی ، فقط همین یک مورد اشتباه شده بود.
لحن و زبان داستان---
مطمئنا استفاده از لحن توصیفی برای طنز خیلی سخت است ولی این کار را شما با مهارت هر چه تمامتر انجام دادید و علاوه بر آن با استفاده از شکلکهای بجا ، پست زیبایی را خلق کرده بودی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
هیچگونه اشکالی نداشت ، تنها مورد آن منتظر بودن ولدی(تام کچل) از یک سمت و نگهبان بودن تعدادی بود که مسلما از مرگخواران ترسو این امر بعید نیست.
بررسی سوژه خود پست---
خب واقعا استفاده از سوژه آنها و ادامه داستان ارباب کچل آنها کار سختی بود ولی شما این امر را به خوبی انجام داده بودید و خیلی زیبا عمل کرده بودید.کلا پست زیبایی بود.ضمن اینکه ضعف مرگخواان را هم به خوبی نشان داده بودی.موفق باشی.
4.5 امتیازه همراه A در کل 9.5 به همراه 5 امتیاز تشویقی برای این حرکت شجاعانه مجموعا 14.5 امتیاز
نقد پست:
ادوارد عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب به نظر من بهتر بود داستان به دو پاراگراف تقسیم می شد و در واقع پاراگراف دوم از اینج شروع می شد:
سيريوس خنده اي كرد و به بقيه گفت كه دنبالش بيايند،
زیرا از اینجا به بعد آنها شروع به حرکت می کنند و در عین اینکه این پاراگراف با پراگراف قبل پیوستگی موضوع دارد ولی از هم جداست پس به نظر من بهتر بود پست به دو پاراگراف تقسیم می شد.
لحن و زبان داستان---
همان طور که خودت گفته بودی از لحن معیار اصل!!! بهمراه لحن توصیفی فوق العاده زیبایی استفاده کرده بودی و هیچ اشکالی بر آن وارد نیست.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
تنها مورد عدم استفاده از ((ی)) ربط در بین برخی کلمات بود و مورد دیگری مشاهده نمی شد.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب سوژ های جدیدی را برای نفرات بعدی آماده کرده بودی که به خوبی جای پرداخته شدن دارند و علاوه برآن سوژه قبل را به زیبایی هر چه تمامتر ادامه داده بودی،در کل پست زیبایی بود.موفق باشی.
4.5 امتیاز به همراه A در کل 9.5 امتیاز
نقد پست 42 خانه 13 پورتلند نوشته شده توسط ویولت بودلر
نقد پست:
ویولت عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
خب از آنجا که پستت از لحاظ داستانی یکدستی داشت نمی توان پاراگراف بندی مشخصی برای آن در نظر گرفت و بهترین کار یکسره بودن آن است.
لحن و زبان داستان---
خب لحن استفاده از لحن معیار ،موردی استاندارد برای داستانهای جدی است و شما نیز دقیقا از همین لحن استفاده کده بودی هرچند زیاد توصیفی نبود البته بیشتر به خاطر دیالوگهایی که رد و بل می شدند باعث شد که توصیف در دیالوگها انجام بشه تا در خود پست.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
خب به نظر من بهتر بود بین دیالوگها و متن داستان فاصله ای قائل می شدی و بیشتر به این موضوع دقت می کردی ضمن اینکه از لحاظ ساختاری یک دو جمله بهم ریخته بود از قبیل:
اینا فکر کنم مرگخوارا هستن.مرگخوارای مرده...
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب استفاده از ارواح مرگخوارها با اینکه کمی ادامه راه را برای محفلی ها سخت می کرد ولی داستان را قشنگ تر می کرد و باعث می شد که بتوان بیشتر به آن پرداخت در کل هم سوژه خود پست یعنی عدم تاثیر وسایل مجازات به خوب ها و هم تدارک سوژه ارواج مرگخوارها برای مبارزه سوژه های جالبی بودند.موفق باشی.با احترام.
4 امتیاز به همراه B در کل 8 امتیاز
پست 43 خانه 13 پورتلند نوشته شده توسط ادوارد بونز
نقد پست:
ادوارد عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
از آنجایی که تقریبا تمامی پست دیالوگ بود ، پاراگراف بندی نیاز نداشت.
لحن و زبان داستان---
لحنی که در این بخش استفاده کرده بودی ، بیشتر توصیفی بود البته توصیفی ای که در میان دیالوگها انجام می گرفت و با لحن گفتاری ولی به صورت جدی دنبال می شد که خوب لحن جالبی بود.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
تنها مشکل این بخش ، استفاده مفرط از سه نقطه بود و اشکال دیگری به چشم نمی خورد.
ارائه سوژه برای نفر بعد و بررسی سوژه خود پست---
خب پست را در جای حساس تمام کرده بودی و بخوبی برای نفر بعد فضاسازی کرده بودی که جالب بود ، ضمن اینکه اشاره به نکته روح بودن مرگخواران مرده و سیریوس و امکان خطر برای سیریوس جالب بود هرچند تعلل و دودلی برای شجاعت در خصوصیات سیریوس راهی نداشت.موفق باشی.با احترام.
4 امتیاز به همراه B در کل 8 امتیاز
پست 213 خادمان لرد بوقی سیاه به هم می پیوندند نوشته شده توسط سارا اوانز
نقد پست:
سارای عزیز این هم از نقد پست شما:
پاراگراف بندی---
به نظر بنده بهتر بود دو خط پایاینی را جدا می کردی ، فقط همین یک مورد اشتباه شده بود.
لحن و زبان داستان---
مطمئنا استفاده از لحن توصیفی برای طنز خیلی سخت است ولی این کار را شما با مهارت هر چه تمامتر انجام دادید و علاوه بر آن با استفاده از شکلکهای بجا ، پست زیبایی را خلق کرده بودی.
بررسی نگارشی ، املایی و معنایی---
هیچگونه اشکالی نداشت ، تنها مورد آن منتظر بودن ولدی(تام کچل) از یک سمت و نگهبان بودن تعدادی بود که مسلما از مرگخواران ترسو این امر بعید نیست.
بررسی سوژه خود پست---
خب واقعا استفاده از سوژه آنها و ادامه داستان ارباب کچل آنها کار سختی بود ولی شما این امر را به خوبی انجام داده بودید و خیلی زیبا عمل کرده بودید.کلا پست زیبایی بود.ضمن اینکه ضعف مرگخواان را هم به خوبی نشان داده بودی.موفق باشی.
4.5 امتیازه همراه A در کل 9.5 به همراه 5 امتیاز تشویقی برای این حرکت شجاعانه مجموعا 14.5 امتیاز
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1386/5/31 13:18:23
از پروفسور کوییرل و [url=
جزئیات کاربر

پست شماره 113 همانند یک سفید اصیل بنویسید ارسال شده توسط پردفوت
خب پردفوت عزیز بی شک نسبت به دیگر پستهات بسیار بهتر بود. البته ذکر نکردن مکان یکی از نکات منفی پست بود و بهتر بود درابتدا مکان را مشخص میکردی تا پست نیز از حالت گنگی در میامد. همینطور یکی دیگر از مشکلات این پست سریع پیش رفتن داستان است.با عجله مینویسی و روی پستهات کار نمیکنی. سعی کن در ابتدا نوشتن رو یاد بگیری بعد شروع به کوتاه نویسی کنی برای نویسنده های تازه کار نوشتن تمامی جزئیات به جذابتر شدن رولشون کمک میکنه. البته باید سعی کنی آروم آروم کمش کنی. بهرصورت فعلا زیاد به کوتاه نویسی اهمیت نده و بیشتر به زیبا نویسی اهمیت بده.درضمن ناهماهنگی در پست نیز به چشم میخورد در ابتدای پست ذکر شده بود پردفوت در ایرلند است و در ادامه پست پردفوت در بریتانیا بود. البته فکر میکنم یه مشکل بزرگی که شما داری اینه که فکر میکنی همه جا باید خودت باشی و بعضی پستهات به دلیل اوردن خودت توی سوزه است. بجای اینکار با استفاده از دیگر اشخاص رول خوبی بنویس. البته منظور این نیست که خود را هرگز وارد داستان نکن اما فقط در مواردی وارد کن که شرایط فراهم باشد برای مثال به نظرم پردفوت برای جمع آوری اعضای محفل مناسب نبود و بهتر بود از کس دیگری استفاده میکردی.
این پست از 5 امتیاز 2.5 امتیاز به همراه درجه C گرفته و در مجموع به شما 5.5 امتیاز تعلق خواهد گرفت
خب پردفوت عزیز بی شک نسبت به دیگر پستهات بسیار بهتر بود. البته ذکر نکردن مکان یکی از نکات منفی پست بود و بهتر بود درابتدا مکان را مشخص میکردی تا پست نیز از حالت گنگی در میامد. همینطور یکی دیگر از مشکلات این پست سریع پیش رفتن داستان است.با عجله مینویسی و روی پستهات کار نمیکنی. سعی کن در ابتدا نوشتن رو یاد بگیری بعد شروع به کوتاه نویسی کنی برای نویسنده های تازه کار نوشتن تمامی جزئیات به جذابتر شدن رولشون کمک میکنه. البته باید سعی کنی آروم آروم کمش کنی. بهرصورت فعلا زیاد به کوتاه نویسی اهمیت نده و بیشتر به زیبا نویسی اهمیت بده.درضمن ناهماهنگی در پست نیز به چشم میخورد در ابتدای پست ذکر شده بود پردفوت در ایرلند است و در ادامه پست پردفوت در بریتانیا بود. البته فکر میکنم یه مشکل بزرگی که شما داری اینه که فکر میکنی همه جا باید خودت باشی و بعضی پستهات به دلیل اوردن خودت توی سوزه است. بجای اینکار با استفاده از دیگر اشخاص رول خوبی بنویس. البته منظور این نیست که خود را هرگز وارد داستان نکن اما فقط در مواردی وارد کن که شرایط فراهم باشد برای مثال به نظرم پردفوت برای جمع آوری اعضای محفل مناسب نبود و بهتر بود از کس دیگری استفاده میکردی.
این پست از 5 امتیاز 2.5 امتیاز به همراه درجه C گرفته و در مجموع به شما 5.5 امتیاز تعلق خواهد گرفت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

پست شماره 372 خانه شماره 12 گریمولد ارسال شده توسط سارا اوانز
خب کمی شروع پست با پست قبل ناهماهنگ بود. بصورتی که درپایان پست قبل نویسنده طوری نوشته بود که پایان پست با هیجان تموم شده بود اما در ابتدای این پست با استفاده از یک جمله تمامی هیجان از بین رفته بود. در بقیه پست نوشته بی نقص بود و طنزهای خوبی به چشم میخورد. در این پست بسیار کم به موضوع اصلی پرداخته شده بود که در ابتدای سوژه ها بسیار مفید است. درکل مشکل خاصی توی این پست به چشم نمیخورد.
برای امتیاز دهی 4 امتیاز به همراه یه A بهت تعلق میگیره در کل 9 امتیاز
پست شماره 373 خانه شماره 12 گریمولد ارسال شده توسط جولیا تراورز
مشکلاتی در اون به چشم میخورد که در ادامه به انها میپردازیم. تکه های طنز درحد متوسط بود همینطور در قسمتی از پست دیالوگ ماندانگاس و دامبلدور را تنها با یک ویرگول از هم تفکیک کردی و این باعث گنگی پست برای خواننده میشود. همچنین مکان زندگی لرد در تالار اسلیترین نبوده و به نظر میرسد در خانه ریدل باشد. در کل این پست از لحاظ پیش بردن سوزه فعالیت کمی داشت. همینطور به دلیل اینکه میبایست پست بعد با نقشه مرگخواران نیز همراه باشد اندکی دست نویسنده بعدی را تنگ کردی. در کل درجه پست، از یک پست خوب اندکی پایینتر میباشد و درصورتی که آن را از 5 امتیاز دهی کنم نمره 3 به شما تعلق خواهد گرفت
خب کمی شروع پست با پست قبل ناهماهنگ بود. بصورتی که درپایان پست قبل نویسنده طوری نوشته بود که پایان پست با هیجان تموم شده بود اما در ابتدای این پست با استفاده از یک جمله تمامی هیجان از بین رفته بود. در بقیه پست نوشته بی نقص بود و طنزهای خوبی به چشم میخورد. در این پست بسیار کم به موضوع اصلی پرداخته شده بود که در ابتدای سوژه ها بسیار مفید است. درکل مشکل خاصی توی این پست به چشم نمیخورد.
برای امتیاز دهی 4 امتیاز به همراه یه A بهت تعلق میگیره در کل 9 امتیاز
پست شماره 373 خانه شماره 12 گریمولد ارسال شده توسط جولیا تراورز
مشکلاتی در اون به چشم میخورد که در ادامه به انها میپردازیم. تکه های طنز درحد متوسط بود همینطور در قسمتی از پست دیالوگ ماندانگاس و دامبلدور را تنها با یک ویرگول از هم تفکیک کردی و این باعث گنگی پست برای خواننده میشود. همچنین مکان زندگی لرد در تالار اسلیترین نبوده و به نظر میرسد در خانه ریدل باشد. در کل این پست از لحاظ پیش بردن سوزه فعالیت کمی داشت. همینطور به دلیل اینکه میبایست پست بعد با نقشه مرگخواران نیز همراه باشد اندکی دست نویسنده بعدی را تنگ کردی. در کل درجه پست، از یک پست خوب اندکی پایینتر میباشد و درصورتی که آن را از 5 امتیاز دهی کنم نمره 3 به شما تعلق خواهد گرفت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1386/5/31 1:35:14
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج