ارباب:کالین ز!..اون شومینه ها برای این امن نیست،که زیر نظر ماست.این مراسم هم زیر نظر ماست.کدوم آیکیویی مدیر رفت و آمد محفلی بوده؟

کالین:خودتون بودید قربان

لرد ولدمورت:بیا.اینم برنامه ی مراسم "دست بوس لرد سیاه".دیگه داری زیاد حرف میزنی.سریع از جلوی چشمام دور شو.
کالین که آرام آرام بالا می آمد ؛بدون نگاه کردن به چشمان لرد سیاه،کاغذ را از دستانش گرفت و عقب عقب،به سمت طبقه ی همکف حرکت کرد.
وقتی که مطمئن شد به اندازه ی کافی از لرد سیاه فاصله گرفته است،نگاهی به کاغذ انداخت.
نقل قول:
دست بوس لرد سیاه
1-تلاوت سخنانی از مرلین کبیر(توسط گراپی)...ساعت شش الی هفت
2-ظهور نشان سیاه بر سقف تالار... راس ساعت هفت
3-سخنرانی مادام پامفری،در باب تلاش های صورت گرفته در راه کشف دارویی برای درمان کچلی ارباب...ساعت هفت الی هشت
4-ژانگلور بازی و تاثیرات آن بر محفل ققنوس.با سخنرانی سارا اوانز،دارای مدال نوبل ژانگولری و جایزه ی برترین ژانگولر باز(از موسسه ی آب هویج)...ساعت هشت الی ده و نیم
5-انتخاب برترین اثر ادبی ژانر خاله بازی.با سخنرانی آلبوس دامبلدور و جیغ و داد جمعی از محفلی ها...ساعت ده و نیم الی یازده
6-محفلی خوران.با هنرنمایی مانتی و گل گوشت خوار بلیز....ساعت یازده الی(ساعتی که هیچ محفلی باقی نمونده باشه.)
مجری برنامه:کالین کریوی
کالین به ساعتش نگاهی انداخت.حدود نیم ساعت به شروع مراسم باقی مانده بود.
در همان هنگامه که کالین خود را درگیر محاسبات ریاضی برای کشف زمان باقی مانده میکرد؛بلیز زابینی،هورریس اسلاگهورن را به گوشه ای کشیده بود و سعی داشت افکار فاسد خودش رو به او نیز القا کنه.
بلیز:من میتونم به گل گوشت خوارم بگم که دو سه تا محفلی رو نخوره.فقط دنبال یکی میگردم که مانتی رو طلسم کنه.این طوری دو سه تا محفلی میمونه واسه ی خودم و خودت

صدای ارباب در کل خانه پیچید:
-همه ی مرگ خواران تا دو دقیقه ی دیگر،در مکان های از پیش تعیین شده باشند.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



به بلیز خیره میشه ، لحظه ای بعد : بومممم ، تققققق ، تلققققق ، پوفففف ! برو گمشو مرتیکه بیناموس ، تو خجالت نمیکشی ؟ چرا زن نمیگیری که از این کارا دست بکشی ؟ هان هان هان ؟ 

به تام ریدل خیره میشن:
تو به چه جرئتی؟

بابا حالا دیگه این سبیل رضاخانی من رو جلو موش بذاری نمیجوئه!ولم کنید آخه!