پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

232
نفر همین الان آنلاین‌اند 61 نفر در «انجمن»
4 عضو 228 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

51 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

دژ مرگ

نوع تاپیک: رول‌نویسی گروهی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
آخرین ورود
جمعه 29 مهر 1401 19:54
عضویت
1383/04/13
پست‌ها
85
بر و بچز سفید کیف کردین
نگفتم یه جنگ روانی عله تون راه میندازم که بیا وببین
چقدر راحت همتون را به جنب جوش انداختم .
نه خوشم اومد گیلدی معلومه یه چیزایی از روانشناسی حالیت میشه.من عشق میکنم وقتی میبینم رقیبم تویی
یه پیشنهاد به شما تا براتون تجربه بشه که هیچ وقت نزارید یکی عصبانیتون کنه و تو عصبانیت جوابش را ندید . خوشبختانه شما خیلی راحت باعث شدید من به هدفم برسم اعتراف میکنم اولش میترسیدم کاری را که شروع کردم شکست بخوره اما شما نخاسته باعث شدید من 70 % پیروز شوم
ازتون بی نهایت سپاسگذارم
راستی یه نمونه از این که خیلی عصبانی شدن(سیاها) اینه نقل قول:

اموس جان تو انتقام پسرتو بگیر انتقام داداشت پشکش
ما یه بار از این نمایشنامه دیوانگی استفاده کردیم دیگه تو مثل میمون تقلید نکن

تو کتاب معلوم نبود آموس تو کدوم گروه بوده ولی از حرکاتش معلوم بوده که باید تو هافلپاف میفتاده مثل پسرش

حالا یه ذره سعی کن چیز تازه بنویسی

راستی از کی تا حالا من شدم جان تو
(اسنافی ادمه رو برو)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین ورود
شنبه 14 اردیبهشت 1387 15:06
عضویت
1382/11/15
پست‌ها
594
من موندم تو چطوری میخوای حرفهای مرلینو برای دیگران معنی کنی وقتی حرف به این واضحی رو هم نمیفهمی؟
من جایی گفتم نمایشنامه نویسیم خوبه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تولد نقش
1398/05/26
آخرین ورود
امروز ساعت 09:45
عضویت
1382/10/21
پست‌ها
1712
شما به كارهاتون ادامه بدين... هر كس از گريفيندور ها يا از جبهه سفيد بخواد ميخونه اگر هم نخواد نمي خونه و در اين كار اجباري وجود نداره...
اون شخصي كه مي خونه دلش بخواد اهميت مي ده دلش نخواد اهميت نميده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
آخرین ورود
شنبه 14 اردیبهشت 1387 15:06
عضویت
1382/11/15
پست‌ها
594
نقل قول:
سفیدها عزیز لطفا نمایشنامه هاتون را ادامه ای بر این سبک نمایشنامه بنویسید


سفیدهای عزیز باید خیلی خلاق باشن که بتونن به این سبک نمایشنامه نویسی ادامه بدن... روانی بودن و رفتن به سنت مانگو قبل توسط یکی از سفیدهای خلاق نوشته شده! خواب دیدن هم همین طور! فیلم برداری هم همین طور! یه چند تا چیز دیگه هم تو این مایه سفیدا نوشتن و اگه بخوان به این سبک که ما اسمشو میذاریم "خوش کردن دل خویشتن" ادامه بدن باید خلاقیت زیادی نشون بدن! تو صفحه اول همه روزنامه ها مینویسن... خلاقیت در سبک جدید نمایشنامه نویسی ابداع شده توسط گریفی ها!

نقل قول:
یادتون نره ادم سفیه ارزش بحث کردن را نداره پس بهتره هرچی بلا و گیلدی مینویسن را توجه نکنین

یک روش قدیمی مبارزه که در گذشته ازش زیاد استفاده میشد ولی امروزه دیگه کسی استفادش نمیکنه... چون بعد از یه مدت منفجر میشید! این روش در اصل اینه که " به چیزایی که براشون جواب ندارید جواب ندید، و طوری وانمود کنید که براتون مهم نبوده و بهش اهمیت نمیدین" ولی چون در باطن بهش اهمیت میدین، از درون آتیش میگیرید و دادهاتونو سر هم دیگه میزنید! این مورد در درازمدت جواب میده...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین ورود
شنبه 19 بهمن 1392 11:50
عضویت
1383/03/11
پست‌ها
901
اموس جان تو انتقام پسرتو بگیر انتقام داداشت پشکش
ما یه بار از این نمایشنامه دیوانگی استفاده کردیم دیگه تو مثل میمون تقلید نکن

تو کتاب معلوم نبود آموس تو کدوم گروه بوده ولی از حرکاتش معلوم بوده که باید تو هافلپاف میفتاده مثل پسرش

حالا یه ذره سعی کن چیز تازه بنویسی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
آخرین ورود
یکشنبه 20 مرداد 1392 10:45
عضویت
1383/03/21
پست‌ها
466
من خوشم میاد وقتی می بینم سفیدا کم میارن و به دیوانگی و خواب و رویا و اینا پناه می برن...این نشانه پیروزی ماس و شکست شما..شما دائما با پست هاتون دارید این رو گوشزد می کنید که بابا ما کم آوردیم...فقط بلدیم پست های زمان مرلین بزنیم که همه خواب بودن..دیوانه بودن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین ورود
جمعه 29 مهر 1401 19:54
عضویت
1383/04/13
پست‌ها
85
کات... از همتون خیلی ممنونم که نقشاتونو خیلی خوب بازی کردین مخصوصا شما جنبا بلا هر کی ندونه فکر میکنه واقعا خیلی باهوشید
بلا:هی هی هیهوه هو هو هب
2 مرد با روپوش سفید میان تو و زیر بغل بلا را میگیرن و یکیشون میگه:بلا جان خسته شدی شکلات میخوای
بلا:اره راه
هری:خیلی دلم میسوزه وقتی میبینم این خانم باید شیرین عقل باشه
مرلین:اره...
اموس:خوب عزیزان از همتون متشکرم برای فردا سکانس 23 را کار میکنیم که بلا از ریاست بیمارستان سنت مانگو کناره گیری میکنه این گیلدی را هم ببیرید
یک خانم سفید پوش میاد تو و میگه:زمسه این گیلدی حتی نقشش تو فیلم هم باید نقش یه ادم دیوانه باشه
اسنافی وارد میشه و میگه:مرلین این لسترنج هم بد ادمی نبودا راستی یه خبر خوب سائرون هم به جمع ما سفیدا پیوسته...
خوب سیاه های گرام لطفا اگر میخواهید دیوانگیتون بر دیگران اشکار نشه حتی یک کلمه هم ننویسید چون با اولین کلام همه پی به ...میبرن
سفیدها عزیز لطفا نمایشنامه هاتون را ادامه ای بر این سبک نمایشنامه بنویسید یادتون نره ادم سفیه ارزش بحث کردن را نداره پس بهتره هرچی بلا و گیلدی مینویسن را توجه نکنین(سفیهن دیگه) و نمایشنامه هاتون را حول افراد دیگه بنویسین از جمله لسترنج کرام و...
مطمئن باشید این کار برای پیروزی کامل واجبه
با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین ورود
شنبه 19 بهمن 1392 11:50
عضویت
1383/03/11
پست‌ها
901
در باز میشه کرام میاد تو
سوروس برو بیرون من با پاتر کار شخصی دارم
سوروس میزاره میره بیرون
کرام:یادته پاتر یه بار ازت پرسیدم تا حالا به هرمیون تنفس مصنوعی دادی یا نه؟جوابمو اون روز نگرفتم چون با رفقات دسیسه چیدید زدید تو سرم.ولی امروز انتقام اون روز ازت میگیرم......چو رو بیارین تو
یه نفر چو ور میندازه تو اتاق
کرام جلوی چشم هری به چو تنفس مصنوعی میده و میگه:حالا جرات داری بگو بی ناموس تا بی ناموسیو نشونت بدم
هری که تعصبی شده بود سعی میکرد خودشو ازاد کنه ولی نمی تونست بنابراین گفت به چو کاری نداشته باش من با هرمیون کاری نداشتم اون فقط دوست من بوده
کرام:حالا شد ولی شکنجه هنوز تموم نشده
کرام یه بشکن میزنه در صندوق باز میشه نمید میاد بیرون
کرام:این چرا اینطوری شد
همه:چی چی شد
کرام :این توش لولو خورخوره(بوگارت) بوده چرا جلوی هری تبدیل به نمید شد
همه:
کرام :پاتر راستشو بگو کی اومده جای نمیدو گرفته؟
پاتر:خودمم نمی دونم چرا بزرگترین ترسم از نمیده
نمید نمید
کرام:انقدر اسمشو صدا بزن تا خسته شی این یه افغانی بوده که به صورت نمید تغییر شکل دادم
پاتر که هنوز فکر می کرد طرف لولو خورخوره ای که به نمید تبدیل شده هنوز داشت از این مورد زجر میکشید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
تولد نقش
1396/04/21
آخرین ورود
چهارشنبه 26 خرداد 1395 10:57
عضویت
1382/10/13
پست‌ها
3768
پاتر: آره یه بار میخواست بهش تنفس مصنوعی بدم آخه میدونی که خیلی بد پرواز میکنه
سوروس: وای وای چه بی ناموسی ها وای وای خب بعدش

پاتر: آره خب رفتم جلو دهنش رو باز کردم ( و به سوروس نزدیک میشه )

سوروس: وای وای ....
در همین لحظه پاتر محتویات دهنش رو تف میکنه تو دهن سوروس و چون سوروس در حال گفتن وای وای بوده همش میره تو حلقش اون پایین
بلا: وای وای سوروس جونم عزیزم چه بلایی سرت اومد
پاتر: وای وای چه بی ناموسی ها مگه تو خودت شوور نداری به این میگی عزیزم خب استاد اسنیپ حالا که ورق برگشته شما لطفا اول بگید این جریانتون با ننه بنده چی بوده !!!!
( وقتی پاتر غیرتی میشود )
سوروس: اره من خیلی لیلی رو دوست داشتم همه جا دنبالش میرفتم. یه بار لیلی افتاد زمین نفسش بند اومد من رفتم جلو تنفس مصنوعی ....
همه : وای وای چه بی ناموسی ها

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
آخرین ورود
یکشنبه 20 مرداد 1392 10:45
عضویت
1383/03/21
پست‌ها
466
پاتر با غل و زنجیر به دیوار بسته شده...
بلا میاد تو:هی سلام بیمار روانی..چطوری؟ زخمت اوخ شده؟! درد می کنه؟!
پاتر: ای بی ..سانسور..بوق...بوق...بوق...
مرلین داره با دست ریشاشو جمع می کنه...
بلا می ره جلوی پاتر:هی پاتر حدس بزن چه کسی میخاد ببینتت!
پاتر:
در باز می شه...
پاتر:نه ...نه...
بلا:سلام سوروس...این تو این پاتر...
سوروس میاد جلو: کو کو پاتر...
بلا: خوب پاتر...تو و سوروس رو تنها می زارم حرف های زیادی دارین...
بلا میره بیرون
سوروس از رداش یه شیشه کوچولو در میاره که محلول سفیدی توشه...پاتر یادته یه بار تهدیدت کردم که اگر یه بار دستم بلغزه و تو نوشیدنیت از اینا ریختم چی میشه؟!
پاتر:
سوروس میره جلو و 1 قاشق پر میزاره دهن پاتر
پاتر چرا همچی همچی می شم من....
پاتر: اه اه سوروس بزغاله...تویی باز؟چقدر موهات نفرت انگیزه..اون دماغ...
اوههه چو دوست دارم...نمید عاشقتم...بوق بوق بوق
سوروس: بوق بوق بوق
پاتر:بوووووووووووووووووووق! چو ... بوققققققققق
سوروس: وای وای بی ناموسی ها...بوق بوق بوق!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.