جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

57 کاربر(ها) آنلاین هستند (53 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
56 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخاب بهترین‌ها

هفتاد و هفتمین دوره‌ی ترین‌های سایت جادوگران برای انتخاب بهترین‌های فصل تابستان 1405، از 25 شهریور آغاز شده است و تا 28 شهریور ادامه خواهد داشت. از اعضای محترم سایت جادوگران تقاضا می‌شود تا با شرکت در عناوین زیر ما را در انتخاب هرچه بهتر اعضای شایسته‌ی این فصل یاری کنند.

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 23 مرداد 1383 02:39
نمایش جزئیات
آفلاین
با تغيير در تولدی ديگر فروغ فرخزاد

همه هستی من بازی کوييديچ است
که کوافل را در آن تکرار کنان
به تمنای گرفتن ها و گل زدن های ابدی خواهد برد
من در اين زمين کوافل را آه کشيدم آه
من در اين زمين کوافل را به دروازه ها پيوند زدم
زندگی شايد
يک زمين کوييديچ است که در آن
کوافل از دروازه ميگذرد
زندگی شايد
اسنيچ است که در داستان جستجوگر جا ميگيرد
زندگی شايد
بلاجر است که محکم به چوب بازدارنده ها برخورد ميکند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تو بدم دانی و من بدتر از آنم که تو دانی
زانکه از باطن بازیگر من هیچ ندانی
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: چهارشنبه 21 مرداد 1383 20:32
نمایش جزئیات
آفلاین
مخصوص کتی:
اشک من پیرهنتو تر کرده همه جا حرف تو پیچیده ولی ...
دل دیگه فراغ (املاش درسته سر لوسیوس ؟) را باور کرده ...
مثل اون زندونی ژنده ردا وجدانم بدجوری آزرده شده ....
امشبم میون این خاطره های سردم ...
میرم و دنبال اون حادثه ایی میگردم ...
که نفهمیده دهنمو باز کردم ...
برتا جورکینز شدم و عنانمو گم کردم ...

- - - - -
یکی دیگه باز هم مخصوص کتی : ( نازی جون)
کتی جون کتی ..
کی میشه برگردی ..
تو با اون حرفای شیوا منو میخکوب کردی
تو زدی تو گوشمو وجدان و بیدار کردی
کتی جون کتی..
به من گفتی هنگام جدایی
کتی همنام من
برو دیگه واسم ارزش نداری
کتی مهربونم
به هر وب مستری گفتم از این درد
کتی همنام من
بهم گفت مشکل از خودت است
کتی مهربونم
عقل من رفته بود برگشت به خونه
کتی نازنینم
دوستی اینجاست کتی جان کجایی
کتی مهربونم
و در آخر :
غلط کردم من گفتم هر چه گفتم
کتی
منو ببخش بیا با هم شویم دوست
کتی مهربونم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 18 مرداد 1383 17:48
نمایش جزئیات
آفلاین
شما شعرتونو بنویسید... چی کار به نظر مردم دارید؟ همه فقط به نظرشون شعر خودشون خوبه!
همه شاعرای درست حسابی مثل من اولش زیاد درک نمیشن! من مطمئنم پس از مرگم چندین جلد از اشعارم چاپ میشن و مثل بقیه کتابام رکورد فروشو میشکونن! ولی افسوس که دیگه نیستم تا کتابامو امضا کنم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: یکشنبه 18 مرداد 1383 13:28
نمایش جزئیات
آفلاین
از هيچكدوم خوشم نيومد فقط شعراي منو بخونين:



به اميد جادوهاي جديدتر***گفتيم از جارو و خونديم از سفر
ميخواستيم مثل جاروسوارا باشيم***كوييديچ بازي كنيم رها باشيم
اومديم بلاجرو به مهاجمه بزنيم***سرخگونو بگيريم و گل بزنيم
اما نه اينجا زمين كوييديچه***سهممون يه جاروي نيمبوسه


بازم دارم ها البته بيشتر جايگذاري كردم ولي شعري كه خودم نوشته باشم هم دارم اين يكي مال خط قرمز بود


حال كردين؟؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worriedHarry,» 
said Dumbledore
his voice a little stronger despite
the freezing water
«I am with you.»[/font]  [/b]
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: شنبه 17 مرداد 1383 22:46
نمایش جزئیات
آفلاین
رودی جون شرمنده ام
که بلا گفت"من آمده ام"
نتوانم دستت گرفتن
چون بلا گفت " من گرفته ام" !!!


آقا این شبیه شعر قبلیه و برای هریه چون رودی گفت اونو از قول هری گفته!

هری جون پررو نشو
چایی نخورده پسرخاله نشو
اگر بر زمین فتاده ای
بذار کتاب شیش بیاد بعد با من آشنا شو* !!!

* این شعر کاملا جنبه ی شوخی دارد وجدی نمی باشد!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرپوی کثیف در 1385/2/15 10:39:12
lona
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 16 مرداد 1383 22:15
نمایش جزئیات
آفلاین
هیچ وقت نمید در دل تاریکی شب با چراغی به سراغم نرسید
هیچ وقت نمید با گلی تازه به باغم نرسید هیچ وقت
******
هیچ کس بازو به بازویم نداد گل پریشان شد زمستان شد بهار از جوانی نیست چیزی یاد گار هیچ کس این روز ها هم درد همرازم نشد اگه از درد منو دل تنگیه سایتم نشد
دوبول زیر بال پروازم نشد هیچ وقت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 16 مرداد 1383 22:00
نمایش جزئیات
آفلاین
این هم یک اثر حماسی به نام درگیری با گرگینه ها در دبلیو سی با قلم استاد گیلدی:

روزی در یکی از روز های بارانی
بسی بر خود احساس کردم ادرار داشتن
همی گشتم دور و اطراف را
دیدم بسی دبلیو سی
مردانه اش را وارد شدم، با حرص و طمع
که ناگه دیدم شخصی بی ادب
بدو گفتم مردک این جا بی جامه پارتی نیست
جوابم زوزه ای بیش نبود...
در فکر فرو رفتم همی
که دیدم گرگینه بسی
شروع کردم به شمردن با انگشت ها
تعدادشان بود بیش از انگشت ها
همی کردم بر ترس خود غلبه
به بیرون راندم ز جیبم چوب دستی
بر زبان جاری ساختم وردی
سه گرگینه همزمان اهلی شدند
با قلاده همی آشنا شدند
اندکی بعد دوباره احساس کردم بر خود سنگینی ادرار
وقتم شده بود بسیار اندک
فکر چاره ای کردم در آن لحظه
به داخل دبلیو سی رفتم در آن دم و در را همی کردم بسته
بودم در آن حال بالیدن به خود
که بس بود آن فکر من نخود
که دیدم آن چه نمیشد که ندید
سه گرگینه بودند در آن جا با نمید
نمید فریاد زد گرگینه
گرگشم را بگرفتم به یادم افتاد کف گرگی
هر کدامشان را با تک کف گرگی
یافتم غلطان بر روی زمین
از بار ادرار رها شدم
از دبلیو سی نیز خارج شدم
گرگینه ها که یافتند مرا خشمگین
و خالی از بار ادرار همچنین
خود 4 پا داشتند و دعوایشان شد سر پاهای همدیگه
زدند و کشتند همی یکدگر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 16 مرداد 1383 20:59
نمایش جزئیات
آفلاین
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
جام کریستال می گرفت و در آن نگاهی می کرد
مشکل خویش بر دامبلدور بردم دوش
کو با عقلش حل معما می کرد
دیدمش خرم وخندان قدح اندیشه به دست
وندران دیگ تفکر تماشا می کرد
گفتم ای ن دیگ چه دارد و چه است
گفت این تفکرم را نگهداری می کرد
نخبه ای در همه احوال در اکتشاف بود
لیک چون مغزش پر بود ز فکر, قاطی می کرد
گفتمش حال به چه کار آید این
دیدمش با آن کشف اسرار می کرد




افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
lona
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: جمعه 16 مرداد 1383 18:53
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
اين سايت كه در آن نفسي تازه بكردي
آن سايت بود(bovad) كز نفس آغاز بكردي
جان و تن تو امن و امان است در اين سايت
عشق و شب تو آهن و خام است در اين سايت
گر خواهي نخواهي شركتت ديم در مجالس ما
در هر نفسي كنفر و مجلوس شويم ما


ديگه يادم نمياد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: اشعار جادویی
ارسال شده در: سه‌شنبه 13 مرداد 1383 03:28
نمایش جزئیات
آفلاین
سایت خاموش شد
دومبولم افسرد
غنچه های نمیدم باز شد از سر گرفت
هری یاد عاشقان رو برد
سایت ها رفتن دو من جادوگران رو دیگری ندیدم
سایت این است دومبول این است
هر هفت سایت هری پاتر گشتم دنبالش
تا که غربت نمید در بر گرفت دل بهانه خود از سر گرفت
گرمی دومبول هم اخر گرفت
سایتم خاموش شد
دومبولم افسرد
خنچه های بوسه ایم بر فت پزمرد
نمید یاد عاشقان رو برد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي