پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

29
نفر همین الان آنلاین‌اند 20 نفر در «انجمن»
0 عضو 29 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

فعلاً عضوی آنلاین نیست؛ فقط مهمان‌ها.

51 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
آخرین ورود
سه‌شنبه 28 مرداد 1393 22:17
عضویت
1382/12/04
پست‌ها
144
با تغيير در تولدی ديگر فروغ فرخزاد

همه هستی من بازی کوييديچ است
که کوافل را در آن تکرار کنان
به تمنای گرفتن ها و گل زدن های ابدی خواهد برد
من در اين زمين کوافل را آه کشيدم آه
من در اين زمين کوافل را به دروازه ها پيوند زدم
زندگی شايد
يک زمين کوييديچ است که در آن
کوافل از دروازه ميگذرد
زندگی شايد
اسنيچ است که در داستان جستجوگر جا ميگيرد
زندگی شايد
بلاجر است که محکم به چوب بازدارنده ها برخورد ميکند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تو بدم دانی و من بدتر از آنم که تو دانی
زانکه از باطن بازیگر من هیچ ندانی
آخرین ورود
شنبه 15 دی 1386 19:43
عضویت
1383/04/22
پست‌ها
259
مخصوص کتی:
اشک من پیرهنتو تر کرده همه جا حرف تو پیچیده ولی ...
دل دیگه فراغ (املاش درسته سر لوسیوس ؟) را باور کرده ...
مثل اون زندونی ژنده ردا وجدانم بدجوری آزرده شده ....
امشبم میون این خاطره های سردم ...
میرم و دنبال اون حادثه ایی میگردم ...
که نفهمیده دهنمو باز کردم ...
برتا جورکینز شدم و عنانمو گم کردم ...

- - - - -
یکی دیگه باز هم مخصوص کتی : ( نازی جون)
کتی جون کتی ..
کی میشه برگردی ..
تو با اون حرفای شیوا منو میخکوب کردی
تو زدی تو گوشمو وجدان و بیدار کردی
کتی جون کتی..
به من گفتی هنگام جدایی
کتی همنام من
برو دیگه واسم ارزش نداری
کتی مهربونم
به هر وب مستری گفتم از این درد
کتی همنام من
بهم گفت مشکل از خودت است
کتی مهربونم
عقل من رفته بود برگشت به خونه
کتی نازنینم
دوستی اینجاست کتی جان کجایی
کتی مهربونم
و در آخر :
غلط کردم من گفتم هر چه گفتم
کتی
منو ببخش بیا با هم شویم دوست
کتی مهربونم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
آخرین ورود
شنبه 14 اردیبهشت 1387 15:06
عضویت
1382/11/15
پست‌ها
594
شما شعرتونو بنویسید... چی کار به نظر مردم دارید؟ همه فقط به نظرشون شعر خودشون خوبه!
همه شاعرای درست حسابی مثل من اولش زیاد درک نمیشن! من مطمئنم پس از مرگم چندین جلد از اشعارم چاپ میشن و مثل بقیه کتابام رکورد فروشو میشکونن! ولی افسوس که دیگه نیستم تا کتابامو امضا کنم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین ورود
دوشنبه 29 بهمن 1397 15:27
عضویت
1383/04/15
پست‌ها
1771
از هيچكدوم خوشم نيومد فقط شعراي منو بخونين:



به اميد جادوهاي جديدتر***گفتيم از جارو و خونديم از سفر
ميخواستيم مثل جاروسوارا باشيم***كوييديچ بازي كنيم رها باشيم
اومديم بلاجرو به مهاجمه بزنيم***سرخگونو بگيريم و گل بزنيم
اما نه اينجا زمين كوييديچه***سهممون يه جاروي نيمبوسه


بازم دارم ها البته بيشتر جايگذاري كردم ولي شعري كه خودم نوشته باشم هم دارم اين يكي مال خط قرمز بود


حال كردين؟؟؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worried, Harry,» 
said Dumbledore
, his voice a little stronger despite
the freezing water
. «I am with you.»[/font]  [/b]
آخرین ورود
شنبه 7 مهر 1386 19:02
عضویت
1383/05/07
پست‌ها
100
رودی جون شرمنده ام
که بلا گفت"من آمده ام"
نتوانم دستت گرفتن
چون بلا گفت " من گرفته ام" !!!


آقا این شبیه شعر قبلیه و برای هریه چون رودی گفت اونو از قول هری گفته!

هری جون پررو نشو
چایی نخورده پسرخاله نشو
اگر بر زمین فتاده ای
بذار کتاب شیش بیاد بعد با من آشنا شو* !!!

* این شعر کاملا جنبه ی شوخی دارد وجدی نمی باشد!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرپوی کثیف در 1385/2/15 10:39:12
lona
تولد نقش
1397/04/10
آخرین ورود
پنجشنبه 5 شهریور 1388 20:11
عضویت
1383/11/10
پست‌ها
375
هیچ وقت نمید در دل تاریکی شب با چراغی به سراغم نرسید
هیچ وقت نمید با گلی تازه به باغم نرسید هیچ وقت
******
هیچ کس بازو به بازویم نداد گل پریشان شد زمستان شد بهار از جوانی نیست چیزی یاد گار هیچ کس این روز ها هم درد همرازم نشد اگه از درد منو دل تنگیه سایتم نشد
دوبول زیر بال پروازم نشد هیچ وقت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
آخرین ورود
شنبه 14 اردیبهشت 1387 15:06
عضویت
1382/11/15
پست‌ها
594
این هم یک اثر حماسی به نام درگیری با گرگینه ها در دبلیو سی با قلم استاد گیلدی:

روزی در یکی از روز های بارانی
بسی بر خود احساس کردم ادرار داشتن
همی گشتم دور و اطراف را
دیدم بسی دبلیو سی
مردانه اش را وارد شدم، با حرص و طمع
که ناگه دیدم شخصی بی ادب
بدو گفتم مردک این جا بی جامه پارتی نیست
جوابم زوزه ای بیش نبود...
در فکر فرو رفتم همی
که دیدم گرگینه بسی
شروع کردم به شمردن با انگشت ها
تعدادشان بود بیش از انگشت ها
همی کردم بر ترس خود غلبه
به بیرون راندم ز جیبم چوب دستی
بر زبان جاری ساختم وردی
سه گرگینه همزمان اهلی شدند
با قلاده همی آشنا شدند
اندکی بعد دوباره احساس کردم بر خود سنگینی ادرار
وقتم شده بود بسیار اندک
فکر چاره ای کردم در آن لحظه
به داخل دبلیو سی رفتم در آن دم و در را همی کردم بسته
بودم در آن حال بالیدن به خود
که بس بود آن فکر من نخود
که دیدم آن چه نمیشد که ندید
سه گرگینه بودند در آن جا با نمید
نمید فریاد زد گرگینه
گرگشم را بگرفتم به یادم افتاد کف گرگی
هر کدامشان را با تک کف گرگی
یافتم غلطان بر روی زمین
از بار ادرار رها شدم
از دبلیو سی نیز خارج شدم
گرگینه ها که یافتند مرا خشمگین
و خالی از بار ادرار همچنین
خود 4 پا داشتند و دعوایشان شد سر پاهای همدیگه
زدند و کشتند همی یکدگر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین ورود
شنبه 7 مهر 1386 19:02
عضویت
1383/05/07
پست‌ها
100
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
جام کریستال می گرفت و در آن نگاهی می کرد
مشکل خویش بر دامبلدور بردم دوش
کو با عقلش حل معما می کرد
دیدمش خرم وخندان قدح اندیشه به دست
وندران دیگ تفکر تماشا می کرد
گفتم ای ن دیگ چه دارد و چه است
گفت این تفکرم را نگهداری می کرد
نخبه ای در همه احوال در اکتشاف بود
لیک چون مغزش پر بود ز فکر, قاطی می کرد
گفتمش حال به چه کار آید این
دیدمش با آن کشف اسرار می کرد




افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
lona
تولد نقش
1398/05/26
آخرین ورود
دیروز ساعت 22:43
عضویت
1382/10/21
پست‌ها
1714
اين سايت كه در آن نفسي تازه بكردي
آن سايت بود(bovad) كز نفس آغاز بكردي
جان و تن تو امن و امان است در اين سايت
عشق و شب تو آهن و خام است در اين سايت
گر خواهي نخواهي شركتت ديم در مجالس ما
در هر نفسي كنفر و مجلوس شويم ما


ديگه يادم نمياد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
زمان ما رسیده است، برادران و خواهران من! دیگر در خفا نخواهیم بود! صدایمان را خواهند شنید و این صدا کرکننده خواهد بود!

تصویر تغییر اندازه داده شده
تولد نقش
1397/04/10
آخرین ورود
پنجشنبه 5 شهریور 1388 20:11
عضویت
1383/11/10
پست‌ها
375
سایت خاموش شد
دومبولم افسرد
غنچه های نمیدم باز شد از سر گرفت
هری یاد عاشقان رو برد
سایت ها رفتن دو من جادوگران رو دیگری ندیدم
سایت این است دومبول این است
هر هفت سایت هری پاتر گشتم دنبالش
تا که غربت نمید در بر گرفت دل بهانه خود از سر گرفت
گرمی دومبول هم اخر گرفت
سایتم خاموش شد
دومبولم افسرد
خنچه های بوسه ایم بر فت پزمرد
نمید یاد عاشقان رو برد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.