تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
69 کاربر(ها) آنلاین هستند (65 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
67
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخاب بهترینها
هفتاد و هفتمین دورهی ترینهای سایت جادوگران برای انتخاب بهترینهای فصل تابستان 1405، از 25 شهریور آغاز شده است و تا 28 شهریور ادامه خواهد داشت. از اعضای محترم سایت جادوگران تقاضا میشود تا با شرکت در عناوین زیر ما را در انتخاب هرچه بهتر اعضای شایستهی این فصل یاری کنند.
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
اشعار جادویی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/05/08
آخرین ورود: سهشنبه 26 اسفند 1404 17:23
از: پیاده روی با لردسیاه برمیگردم
پستها:
314

پيوز عزيز از هافل! خيلي خوشم اومد باب! ببينم پايه ايي اينجا رو آباد كنيم؟
********************************************
گر كه شوي ناظر هاگزميد چه سود
ناظر اوباش، ز هاگزميد چه سود
شعر نوي گوي، تو اقرار كن
بي قلم آسپ، ز هاگزميد چه سود
روح دميدي تو به تاپيك ما
همره من باش، ز هاگزميد چه سود
جادوي شعر تو به جادوگران
شور و شري داده، ز هاگزميد چه سود!!!
********************************************
گر كه شوي ناظر هاگزميد چه سود
ناظر اوباش، ز هاگزميد چه سود
شعر نوي گوي، تو اقرار كن
بي قلم آسپ، ز هاگزميد چه سود
روح دميدي تو به تاپيك ما
همره من باش، ز هاگزميد چه سود
جادوي شعر تو به جادوگران
شور و شري داده، ز هاگزميد چه سود!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كورمك مك لاگن در 1387/5/24 11:30:23
ویرایش شده توسط كورمك مك لاگن در 1387/5/24 11:34:42
ویرایش شده توسط كورمك مك لاگن در 1387/5/24 11:48:40
ویرایش شده توسط كورمك مك لاگن در 1387/5/24 11:34:42
ویرایش شده توسط كورمك مك لاگن در 1387/5/24 11:48:40
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم
و در افق،
طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم،
كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود..
كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم..
كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست..
با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم،
وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم..
از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست
و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد..
اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان،
از چشمان اشكبارم محافظت كند..
شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/12/25
تولد نقش: 1396/07/21
آخرین ورود: پنجشنبه 20 آذر 1399 03:38
از: توی دیوارای تالار هافلپاف
پستها:
1511

« همای اوج سعادت به دام ما افتد » **
اگر نظارت هاگزمید مقام ما افتد
کنون که مست از این جرعه های رول گشتم
چه بهتر ار که مقامی به جام ما افتد
کسی بگفت که شوم است منسب ناظر
که جغد شوم نظارت به بام ما افتد
اگر که شوم بود ، شومی اش برای من است
اگر که خیر بود هم به کام ما افتد
تمام این سخن درست باشد ، لیک
اگر نظارت هاگزمید به نام ما افتد !!!

این رو همینطوری گفتم دوستان ! هیچگونه قصد پاچه خوارانه و نظارت جویانه در این شعر نیست
** مصرع اول از حضرت حافظ :lol2:
<><><><><><><><><><><><><>
سلامی به عطر نسیم بهار
زما بر چکامه سرایان نثار
سلامی به زیبایی شاپرک
سلامی به ژرفای چرخ فلک
کمی حرف دارم ، کمی انتقاد
به شاعر ، به عالم ، به هر بی سواد
بخواندم بسی شعر در این مکان
که صد آفرین بر همه شاعران
بدیدم چه ذوق و چه شالوده ای
چه افکار زیبا و آسوده ای
ولیکن نباشد در این شعر ها
نه وزن و نه آهنگ و نه محتوا
کمی شعر ها را وزین تر کنید
به قافیه ها فکر بهتر کنید
کمی محتوا گاه گاهی خوش است
سفیدی ، میان سیاهی خوش است
سخن ها زیاد است و وقتم کم است
همین چند جمله ، برم مرحم است
به هر پرسش و حرف پاسخ دهم
اگر نقد اگر صرف ، پاسخ دهم
بزن یک پیام شخصی گر خواستی
ز من پاسخی پشنوی ، راستی
اگر نظارت هاگزمید مقام ما افتد

کنون که مست از این جرعه های رول گشتم
چه بهتر ار که مقامی به جام ما افتد
کسی بگفت که شوم است منسب ناظر
که جغد شوم نظارت به بام ما افتد
اگر که شوم بود ، شومی اش برای من است
اگر که خیر بود هم به کام ما افتد
تمام این سخن درست باشد ، لیک
اگر نظارت هاگزمید به نام ما افتد !!!


این رو همینطوری گفتم دوستان ! هیچگونه قصد پاچه خوارانه و نظارت جویانه در این شعر نیست

** مصرع اول از حضرت حافظ :lol2:
<><><><><><><><><><><><><>
سلامی به عطر نسیم بهار
زما بر چکامه سرایان نثار
سلامی به زیبایی شاپرک
سلامی به ژرفای چرخ فلک
کمی حرف دارم ، کمی انتقاد
به شاعر ، به عالم ، به هر بی سواد
بخواندم بسی شعر در این مکان
که صد آفرین بر همه شاعران
بدیدم چه ذوق و چه شالوده ای
چه افکار زیبا و آسوده ای
ولیکن نباشد در این شعر ها
نه وزن و نه آهنگ و نه محتوا
کمی شعر ها را وزین تر کنید
به قافیه ها فکر بهتر کنید
کمی محتوا گاه گاهی خوش است
سفیدی ، میان سیاهی خوش است
سخن ها زیاد است و وقتم کم است
همین چند جمله ، برم مرحم است
به هر پرسش و حرف پاسخ دهم
اگر نقد اگر صرف ، پاسخ دهم
بزن یک پیام شخصی گر خواستی
ز من پاسخی پشنوی ، راستی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پیوز در 1387/5/23 15:19:52
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...
جزئیات کاربر

منم دوباره یه چند بیتی مینویسم برداشت به عهده شما !!!!!!!
------------------------------------------------------
سحر کلام این ساحر به ظاهر زیبا
اغوا گر است همچو خدعه های آن شیخ دد سیما
اما
هو هوی اغوا گر این جغد پیر
دیریی نمی پاید رفتنیست زود یا دیر
---------------------------------------------------
حربه منحوس دین از عدم تا حال در دنیا
کشور گشایی با بیرق بیرنگ خدا در دنیاست
روحانی ملبس به ردای کفر حاکم حکم خداست
مهدی نیک پیکر بازیچه حکام ماست
-------------------------------------------------------
در آخر هم باید بگم :
کهنه درخت بی باک جهان در نزاع ست با تند باد
افسون این افسانه را خواهد شکست در نبرد با این تند باد
================================
در پایان یه مقدار از بیت های که قبلا نوشتم رو هم می زارم که هر کدوم در مورد یکی از شخصیت های کتاب هری پاتر خوشحال میشم که نظرتون رو بگین و بگین که هر کدوم از این بیت ها در مورد کی هست ؟
1) ای سیاست پیشه مغرور بی تدبیر
ای محکوم به زوال در این گرداب تقدیر
2) ای شکنجه گر کودکان جادوگر(بی مادر)
ای دوشیزه ی وزغ پیکر
3) ای منسوب شده از جانب وزارت خانه
ای ناکام مانده در تصرف این خانه
4) ای جن بی لباس بی سرور
ای دنباله رو مکتب بی رهبر
5) ای گرگ نمای بی احساس
ای گری بک دندان ز الماس
6) ای که میکشی تا بسازی هوکراکسی جاودان
ای سارق کنجینه های جادوگران
7) ای تنها مانده در کوهستان های ایرلند
ای همنشین غول های رانده زین قرن
-------------------------------------------------------
------------------------------------------------------
سحر کلام این ساحر به ظاهر زیبا
اغوا گر است همچو خدعه های آن شیخ دد سیما
اما
هو هوی اغوا گر این جغد پیر
دیریی نمی پاید رفتنیست زود یا دیر
---------------------------------------------------
حربه منحوس دین از عدم تا حال در دنیا
کشور گشایی با بیرق بیرنگ خدا در دنیاست
روحانی ملبس به ردای کفر حاکم حکم خداست
مهدی نیک پیکر بازیچه حکام ماست
-------------------------------------------------------
در آخر هم باید بگم :
کهنه درخت بی باک جهان در نزاع ست با تند باد
افسون این افسانه را خواهد شکست در نبرد با این تند باد
================================
در پایان یه مقدار از بیت های که قبلا نوشتم رو هم می زارم که هر کدوم در مورد یکی از شخصیت های کتاب هری پاتر خوشحال میشم که نظرتون رو بگین و بگین که هر کدوم از این بیت ها در مورد کی هست ؟
1) ای سیاست پیشه مغرور بی تدبیر
ای محکوم به زوال در این گرداب تقدیر
2) ای شکنجه گر کودکان جادوگر(بی مادر)
ای دوشیزه ی وزغ پیکر
3) ای منسوب شده از جانب وزارت خانه
ای ناکام مانده در تصرف این خانه
4) ای جن بی لباس بی سرور
ای دنباله رو مکتب بی رهبر
5) ای گرگ نمای بی احساس
ای گری بک دندان ز الماس
6) ای که میکشی تا بسازی هوکراکسی جاودان
ای سارق کنجینه های جادوگران
7) ای تنها مانده در کوهستان های ایرلند
ای همنشین غول های رانده زین قرن
-------------------------------------------------------
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط برتا جورکینز در 1387/3/20 11:19:56
عشق یعنی جادوی نا محسوس چشم
عشق یعنی ساحری در کیش عشق
عشق یعنی حسرت بوی بهشت
عشق یعنی آخرین سی?
عشق یعنی ساحری در کیش عشق
عشق یعنی حسرت بوی بهشت
عشق یعنی آخرین سی?
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/12/06
آخرین ورود: جمعه 9 فروردین 1387 11:19
از: هاگوارتز ، کلبه ی خودم
پستها:
157

تقدیم به لرد ولدرمورت ... شعر قالب نداره ... ولی قافیه هاش همه(( نا)) هست
و این جاست که روبیوس هاگرید توانایی های ادبی خود را رو می کند .( شعر ول وکردم )
ای خرد مند زیرک دانا
قصه ای عجیب بر خوانا
ابتدای سخن به نام اوست
او ، همانا بزرگ یزدانا
یک زمان لردی بودی
کله اش کچل و بی مو بودانا
اما در گذشته موی خیسش چو جلبک دریا
ریخته هر طرف پریشانا
چشمهایش مثل مار
سرمه کرده بود چشمانا
یک صدف بود پر ز مروارید
آن دهان و ردیف دندانا
چون لباسی تمام منجوق دوز
داشت شنل به تن سیاهانا
همه گفتند چرا تو میپوشی شنل سیاه
گفت داستان از آن جانا
در یک شب زمستانا
که معشوقم مرا تنها نا و گفتا نا
ای ولدی ! ای ولدی ! کجایی تو ؟
ای فدای تو این سر و جانا !
روز دیگر مرا تو خواهی یافت
توی گرداب مرگ رقصانا
آه زیبا ولدی ! تو ز این پس
گشت خواهی سیاه پوشانا
می روم ، می روم ، خدا حافظ
ای ولدی شکسته پیمانا !
و من از آنجا نا
شدم سیاه پوشانا چو بادمجانا !
شاعر حماسه سرای جادوگران روبیوس هاگرید
و این جاست که روبیوس هاگرید توانایی های ادبی خود را رو می کند .( شعر ول وکردم )
ای خرد مند زیرک دانا
قصه ای عجیب بر خوانا
ابتدای سخن به نام اوست
او ، همانا بزرگ یزدانا
یک زمان لردی بودی
کله اش کچل و بی مو بودانا
اما در گذشته موی خیسش چو جلبک دریا
ریخته هر طرف پریشانا
چشمهایش مثل مار
سرمه کرده بود چشمانا
یک صدف بود پر ز مروارید
آن دهان و ردیف دندانا
چون لباسی تمام منجوق دوز
داشت شنل به تن سیاهانا
همه گفتند چرا تو میپوشی شنل سیاه
گفت داستان از آن جانا
در یک شب زمستانا
که معشوقم مرا تنها نا و گفتا نا
ای ولدی ! ای ولدی ! کجایی تو ؟
ای فدای تو این سر و جانا !
روز دیگر مرا تو خواهی یافت
توی گرداب مرگ رقصانا
آه زیبا ولدی ! تو ز این پس
گشت خواهی سیاه پوشانا
می روم ، می روم ، خدا حافظ
ای ولدی شکسته پیمانا !
و من از آنجا نا
شدم سیاه پوشانا چو بادمجانا !
شاعر حماسه سرای جادوگران روبیوس هاگرید
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=medium][color=CC0000]اگر گروه های هاگوارتز به جز گریفیندور رو نشانه ی موس فرض کنیم و گریفیندور رو شکلک یاهو نتیجه می
جزئیات کاربر

اينم شعر جادويي رپ من بر وزن شعر استايل كربن.فكر كنم اسمش همين بود.
نام شعر:قدرت ولمورت
ولدمورت ولدمورت مورت
بلا بلا بلا
پتتتيگرو برو
مالفوي آها
جادومون توي مرگ خداست
آره قدرت دست ماست
جادومون توي مرگ خداست
آره آره اين عادت ماست
دوئل حكم مي كنه مي گه تعظيم كن حالا بعد سلام
نشون بده قدرت ناچيزتو الان
مي كشمت يك كلام
بعد سلام
وقت جنگمون
حتتتي دامبلدور حريف ما نيست الان
========
به من مي گن ولدمورت يعني لرد تو رو خورد
اگه طلسم بفرستي سرتو مي برم مثل اقوام كرد
پس جمع كن جاتو برو از اين جا
چون مي خوام با جادوهاي جمع و جور و جور واجور بيام به جنگ با چند تا عضو يگان ققنوس با قدرتم اينجا بمونم
زياد درد بكش چون ما داريم جنون
طلسم مرگمو نگاه كن كف كن حذ كن غيب شو نكن داد و بيداد
هر وقت وقت كردي برو پيش خدا
ادامه دارد....
خيلي جلف بود
نام شعر:قدرت ولمورت
ولدمورت ولدمورت مورت
بلا بلا بلا
پتتتيگرو برو
مالفوي آها
جادومون توي مرگ خداست
آره قدرت دست ماست
جادومون توي مرگ خداست
آره آره اين عادت ماست
دوئل حكم مي كنه مي گه تعظيم كن حالا بعد سلام
نشون بده قدرت ناچيزتو الان
مي كشمت يك كلام
بعد سلام
وقت جنگمون
حتتتي دامبلدور حريف ما نيست الان
========
به من مي گن ولدمورت يعني لرد تو رو خورد
اگه طلسم بفرستي سرتو مي برم مثل اقوام كرد
پس جمع كن جاتو برو از اين جا
چون مي خوام با جادوهاي جمع و جور و جور واجور بيام به جنگ با چند تا عضو يگان ققنوس با قدرتم اينجا بمونم
زياد درد بكش چون ما داريم جنون
طلسم مرگمو نگاه كن كف كن حذ كن غيب شو نكن داد و بيداد
هر وقت وقت كردي برو پيش خدا
ادامه دارد....
خيلي جلف بود
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
طراح سوال مسابقه ي شماره 8 هري پاتر در سايت 
نفر اول مسابقه ي شماره ي 8 هري پاتر و اخذ آرم خد

نفر اول مسابقه ي شماره ي 8 هري پاتر و اخذ آرم خد
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

تا حالا توي جادوگران اين مدليشو نديده بودم!
عزيزم اينجا جاش نيست!
.
حالا اونو ولش کن,
.
ببين لوپين, اون قبلي ها رو هم امتياز ميدين??
چيزي نيست فقط از يک صفحه ي قبل امتيز داده نشده !
.
يه چيز ديگه هم اين که اگه موضوع تعيين کنين خيلي خوب ميشه!
قبلآ هم مطرحش کردم ولي کوييرل دعوام کرد!
.
گفتم حالا که دوباره خودت نظارت مستقيم داري, شايد بشه عمليش کرد! فکر ميکينم اينجوري بيشتر هم پست ميخوره !!
عزيزم اينجا جاش نيست!
.
حالا اونو ولش کن,
.
ببين لوپين, اون قبلي ها رو هم امتياز ميدين??
چيزي نيست فقط از يک صفحه ي قبل امتيز داده نشده !
.
يه چيز ديگه هم اين که اگه موضوع تعيين کنين خيلي خوب ميشه!
قبلآ هم مطرحش کردم ولي کوييرل دعوام کرد!
.
گفتم حالا که دوباره خودت نظارت مستقيم داري, شايد بشه عمليش کرد! فکر ميکينم اينجوري بيشتر هم پست ميخوره !!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
آخرين باري که مي دونستم و گفتم کسي جدي نگرفت پس از اين به بعد
[url=http://www.jadoogaran.org/modules/article/view.article.php/2168]مودونوم او نوموگوم[/u
[url=http://www.jadoogaran.org/modules/article/view.article.php/2168]مودونوم او نوموگوم[/u
جزئیات کاربر

اي كاش جادوئي...قدرتي...نيروئي و يا چيزي وجود داشت كه 1400 سال پيش فرزند بهترين انسان آفريده شده را از صحراي لم يزرع نينوا نجات ميداد..... .
به همه ي جادوگرها توصيه ميكنم با خواندن اين پيغام يك دقيقه به خاطر سلطان شهيدان ابا عبدالله الحسين ((ع)) سكوت كنند.
السلام عليك يا سيد الشهدا
.....و اينجاست كه در برابر رگ بريده حسين همه ي جادوها چه سياه و چه سپيد سر فرود مي آورند
السلام عليك يا اباالفضل العباس ((ع))
به همه ي جادوگرها توصيه ميكنم با خواندن اين پيغام يك دقيقه به خاطر سلطان شهيدان ابا عبدالله الحسين ((ع)) سكوت كنند.
السلام عليك يا سيد الشهدا
.....و اينجاست كه در برابر رگ بريده حسين همه ي جادوها چه سياه و چه سپيد سر فرود مي آورند
السلام عليك يا اباالفضل العباس ((ع))
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط *:*Gryffendor*:* در 1386/10/28 12:48:50
[/align]
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

مسافری با نامه ای
یه جغد راه راه خال خالی
داد نامه و پر زد و رفت
چه نامه ای چه نامه ای
گفتن بیا مدرسه ای جادوگری
گفتم کجا چرا بیام؟
گفتن آخه جادوگری
با شیفتگی با خوشحالی
رفتم شدم هافلپافی
یه روز از اون روزای خوب
یکی اومد مدرسه مون
با خود اورد مسابقه ای
چه مسابقه ای چه مسابقه ای
اسممو انداختم تو جام آتش
چه جام آتشی چه آتیش پاره ای
اسمم در اومد شدم قهرمان
یه هافلپافی پر افتخار
سه مرحله بود
اولی گذشت بردم دومیو
سومی که شد دلم شور افتاد
بابام نگران ، گفت که زود بیا
رفتم هزار تو ، دیدم مه و نور
یکم که گذشت رسیدم به جام
جام جادوگر جام قهرمان
با هری رفتیم دست زدیم به جام
یهو افتادیم تو یه قبرستان
دیدم یکیو از یه سوراخ
بچه بقل ، اومد پیش ما
هری ولو شد
من چوب به دست
گفتم کیستی؟
از ما چی میخوای؟
یکی ناله کرد بکشش اینو
مرد کوتوله بی هیچ بهونه
نشونه گرفت چوبشو و بعد.....
نفهمیدم چی شد
یه نور سبز و بعد دیگه هیچ
رفتم اون دنیا ، بی آه و چرا
وقتی روح شدم ،
گفتم به هری
منو ببره ، پیش بابام
دیگه تموم شد این بود داستانم
من بودم سدریک
سدریک دیگوری
[/color]
یه جغد راه راه خال خالی
داد نامه و پر زد و رفت
چه نامه ای چه نامه ای
گفتن بیا مدرسه ای جادوگری
گفتم کجا چرا بیام؟
گفتن آخه جادوگری
با شیفتگی با خوشحالی
رفتم شدم هافلپافی
یه روز از اون روزای خوب
یکی اومد مدرسه مون
با خود اورد مسابقه ای
چه مسابقه ای چه مسابقه ای
اسممو انداختم تو جام آتش
چه جام آتشی چه آتیش پاره ای
اسمم در اومد شدم قهرمان
یه هافلپافی پر افتخار
سه مرحله بود
اولی گذشت بردم دومیو
سومی که شد دلم شور افتاد
بابام نگران ، گفت که زود بیا
رفتم هزار تو ، دیدم مه و نور
یکم که گذشت رسیدم به جام
جام جادوگر جام قهرمان
با هری رفتیم دست زدیم به جام
یهو افتادیم تو یه قبرستان
دیدم یکیو از یه سوراخ
بچه بقل ، اومد پیش ما
هری ولو شد
من چوب به دست
گفتم کیستی؟
از ما چی میخوای؟
یکی ناله کرد بکشش اینو
مرد کوتوله بی هیچ بهونه
نشونه گرفت چوبشو و بعد.....
نفهمیدم چی شد
یه نور سبز و بعد دیگه هیچ
رفتم اون دنیا ، بی آه و چرا
وقتی روح شدم ،
گفتم به هری
منو ببره ، پیش بابام
دیگه تموم شد این بود داستانم
من بودم سدریک
سدریک دیگوری
[/color]
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=33
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج