هری ،رون،هرمیون و آقا و خانوم ویزلی و دیگر آشناهای هری که عضو محفل بودند در هاگزهد دور میزی جمع بودند و مشغول خوردن غذا.هیچکس صحبت نمی کرد که ناگهان پرتوی قزمز رنگی از بالا ی سر لوپین گذشت و به چند بطری نوشیدنی کره ایی برخورد کرد.همه چوبدستی هایشان را بیروکشیدند.هرمیون گفت:
-چه اتفاقی افتاده؟لوپین گفت:
-مرگخوار ها حمله کردند.
لوپین درست میگفت.علاوه بر اینکه مرگخوار ها آن جا بودند ولدمورت نیز در بینشان بود و در حالی که چوب دستیش را به سمت هری گرفت و گفت:
-شب به خیر هری،می بینی که من امشب تصمیم گرفتم کارو یکسره کنم .نگران نباش خودم تو رو می کشم.حتما ًشنیدی که لرد ولدمورت فقط افراد مهم رو میکشه؟پش میتونی حسابی به خودت غره بشی
هری گفت:حالا می بینیم تام رایدل.ناگهان چهره ی مار مانند ولدمورت به سیاهی گرایید و در حالی که نور کشنده ی سبزی را به سوی هری می فرستاد فریاد زد چه طور جرئت می کنی؟
هری جا خالی داد و از نظر ولدمورت پنهان شد،در همین هنگام محفلی ها و مرگخوار ها شروع جنگ با یکدیگر کردند هری هم به جمع آنها پیوست.
او توانست لسترنج و مکنر و یک مرگ خوار دیگر که هری او را نمی شناخت را بیهوش کند.رون هم دالاهوف را و هرمیون هم مرگخواری را از پای در آورد که هری او را ندیده بود.،تا اینکه پرنوی سبز رنگی مستقیم بر سینه ی لوپین و یکی دیگر بر قلب فرد نشست.در همان لحظه هری دو تا از بهترین دوستانش را از دست داده بوده،هری دیگر تحمل نداشت از این بیشتر شاهد مرگ اطرافیانش باشد.برای همین با سرعت به سمت ولدمورت دوید.ولدمورت سریع متوجه ی حضور او شد.آن دو یک ثانیه در چشمان هم نگاه کردند و هر دو با هم فریاد زدند:
آواداکداورا
اکسپلیارموس
وقتی دو نفرین به هم بر خورد کردند به طرف صاحبانشان کمانه کردند.هری به خاطره ورزیده بودن بدنش که آن را مدیون بازی کوییدیچ بود سریع توانست جا خالی بدهد و طلسم خلع سلاح به او بر خورد نکرد.اما پرتوی سبز مرگبار کسی که مسبب همه ی بد بختی های او بود برسینه ی پر از نفرتش نشست و یک دنیا را راحت کرد.
مرگخوار ها با مشاهده ی این صحنه می خواستند پا به فرار بگذارند که اعضای محفل جلوی آنها را گرفتند.
همه چیز تمام شده بود.
دیگر وقت جشن بود.
پرسیوال دامبلدور عزیز!!
باز هم اشکالات پست قبلیت رو تکرار کردی. این پست ها برای این نقد میشن که شما نقاط ضعفتون رو پیدا کنید و دیگه تکرارش نکنید!
غلط های املایی متعدد و استفاده ی نادرست از علائم نگارشی چهره ی پستت رو خراب کرده بود. سوژه ی داستانت هم تکراری بود و باز هم همه چیز سریع اتفاق افتاد. سعی کن سوژه های جالبی پیدا کنی و مطابق با اون ها پست بزنی.
یک نکته ی مهم تر. بررسی که کردم دیدم فعالیت خاصی توی ایفای نقش نداری. جز چند تا پستی که برای عضویت در محفل زدی رول دیگه ای ازت ندیدم. سعی کن جاهای دیگه هم فعالیت داشته باشی تا سطح رول هات بالا بره.
تایید نشد!
آنلاینها
16 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
16
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[single]] در جستجوی راز ققنوس (عضویت)
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: اعضــــاي محفل!........از جلو نظام!
Re: اعضــــاي محفل!........از جلو نظام!
Re: اعضــــاي محفل!........از جلو نظام!
Re: اعضــــاي محفل!........از جلو نظام!
Re: اعضــــاي محفل!........از جلو نظام!
Re: اعضــــاي محفل!........از جلو نظام!
Re: اعضــــاي محفل!........از جلو نظام!
Re: اعضــــاي محفل!........از جلو نظام!
Re: اعضــــاي محفل!........از جلو نظام!
Re: اعضــــاي محفل!........از جلو نظام!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



