جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: شنبه 31 مرداد 1383 22:36
نمایش جزئیات
آفلاین
خب بدون بحث اضافي من فقط پست شاهكار و ايده بكر اين هفته رو بگم و تمومش كنم
پست شاهكار از بلا در تاپيك بحث هاي سر ميز غذا
نقل قول:

شق شق شق شق...
اعضای ارتش سیاه: ما گشنمونه..ما گشنمونه...زود زود(قاشق چنگالاشونو می زنن رو میز)
مرلین یه پیش بند بسته از این ور می دوه اون ور..
بلا:هی پیش خدمت..زود باش..زود..فایریوس!
پشت مرلین آتیش میگیره..یه بشقاب غذا میزاره جلوی بلا
بلا:هوووووممم .. مرلییییییییییینن..اه اه..
ریشات ریزش داره
اقا اینجا غذاش هپله...هی تو پاتر اون ملافه رو از دور خودت بردار برو یه پرس دیگه وردار بیار..
پاتر با خشم بلا رو نیگا می کنه..هی زور می زنه تا شاید بلا باد بشه
گیلدی:هیی اونجا رو..باد کنک پاتر!
هرمیون: اا نفست کم اومد؟ بزار بهت تنفس مصنوعی بدم..پای پاترو می گیره میکشه میارتش پایین..
مرلین از دور میپره رو هرمیون:هی بی ناموس..مگه نگفتم هر کی نفسش بند اومد ولش کنین..ما بی ناموسی نمی کنیم...پای پاتر ول می کنه...
بلا:هوووممم پاتر با یه سوزن چطوری؟
بنگگگگگگگگگ
پاتر دور اتاق می چرخه...همه سراشونو می دزدن!


ايده بكر اين هفته هم از فلور دلاكور تاپيك زيباترين دختر مدرسه هستش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: پنجشنبه 29 مرداد 1383 12:08
نمایش جزئیات
آفلاین
برناميه مدل لباس با فلور
سلام دوستان من فلور هستم و از اين به بعد هر از كاهى يه برنامه كوجيك مىزارم تا شما با لباس هايه زيبا در مجالس حاضر بشيد (بلا جان من بلد نيستم عكس بزارم اكر بلد بودم مىرم مدل بيدا مىكردم مىزاشتم اكر كسي مىتونه يادم بده........ ايت خارجه برنامه بود)
خانم ها بيشتر مىخوان جلب توجه كنن بس بايد رنك هايي ببوشن كه يكم ضايع باشه مثل قرمز كه تو جشم بزنه مدلشم مىتونن تنك بدن البته ردايه تنك نه لباس تنك
ولي خانومان بهتون بيشنهاد مىكنم از رنك هايه صورتى و ابى مليح برايه رنك لباستون استفاده كنيد جون حتما بهتون مىياد
اميدوارم از اين برنامه خوشتون امده باشه تا يه روزه ديكه خداحافظ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: چهارشنبه 28 مرداد 1383 00:56
نمایش جزئیات
آفلاین
برنامه ي زنده ي وسايل ماگلها
آرتور:با سلام خدمت بينندگان عزيز
من آرتور ويزلي هستم گوينده ي برنامه ي وسايل ماگلها
پشت صحنه:
آرتور:خب معذرت ميخوام مشكلي پيش اومده بود و حالا ادامه ي برنامه
اولين وسيله اي كه ميخوام در موردش براي شما صحبت كنم
كامپيوترهتصویر تغییر اندازه داده شده
اين وسيله قابليت هاي زيادي داره از جمله اينترنت.
اينترنت وسيله اي براي ارتباط ماگلها با هم هست.
ماگلها بدين وسيله ميتونن صدا و حتي تصاوير يك ديگر رو ببينن.
اينترنت علاوه بر اين جنبه ي آموزشي هم داره.خوب بله همكاران من اشاره ميكنن تلفن داريم.بله بفرماييد.
تلفن:الو سلام الان يه طلسم خوشگل برات ميفرستم حال كني
پشت صحنه:
آرتور:ببخشيد اتفاقي افتاده؟
يكي از پشت صحنه:صورتت رنگ موهات شده
آرتور: يه پيام بازرگاني ببينيد
------------
شامپوي خون آشام هر روز بهتر از ديروز
-----------
آرتور:خيلي معذرت ميخوام يه مشكلي پيش اومد برنامه رو ادامه ميديم. چي؟ببخشيد همكاران من اشاره ميكنن وقت برنامه ي ما تمام شده
متشكرم خداحافظ

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I come back
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: سه‌شنبه 27 مرداد 1383 23:10
نمایش جزئیات
آفلاین
روز جهانی قلب پاک

فردا 28 مرداد از طرف سازمان ملل جادوگری روز جهانی قلب پاک نام نهاده شده..روزی که همه ما قلب هامونو دوباره از محبت هم پر می کنیم..روزی که پیوند دوستی ها محکم تر...قلب ها نزدیک تر ..و کلا همه با هم دوست تر! میشیم!
پس با هر کسی که فکر می کنید الکی دعوا کردید..رنجوندینش...این فرصت رو از دست ندید! روز قلب پاک!
تصویر تغییر اندازه داده شده

باشد که همواره با هم دوست باقی بمونیم!

تصویر تغییر اندازه داده شده

تقدیم به تمامی دوستانم در سایت...
روز جهانی قلب پاک مبارک! :bigkiss:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: سه‌شنبه 27 مرداد 1383 05:29
نمایش جزئیات
آفلاین
دوستان عزیز جادوگر با برنامه ای دیگر از سری برنامه های پستهای شاهکار ایده های بکر در خدمت شما هستم.
ابتدا ایده شاهکار هفته رو با هم ببینیم:
ایده اسنافلز - محفل به روایت فتح
که دارای همه مشخصات یک ایده بکر هست از نظر تازگی جذابیت و فعال کردن فروم
همینطور پست شاه کار این هفته را باز هم از اسنافلز در همان تایپیک با هم مرور میکنیم:

نقل قول:
روایت فتح
شهید :سدریک دیگوری
متولد:1900 اندی
صادره:لندن
وفات:1900اندی
(صدای خمپاره مسلسل آهنگی خیلی آرام از ممد نبودی ببینی)
اینجا لندن است شهر خون وقیام.شهری که ولدمورت جهان خوار آنرا با خاک یکسان کرد.آری همه ی ما آن روز هارا بخاطر داریم.
از تمام در دیوار این شهر بوی مرگ می آمد و هزاران هزار جوان در همین شهر این جهان بدورد گفتندکه یکی از همین گلهای نو شکوفته سدریک دیگوریست پسری معصوم وخونگرم
(تصویر میاد تو استادیو بخش با همون آهنگ وصدا)
آلبوس دامبلدور:شهید دیگوری پسر که نه اصلا مرد کامل بود خوشگل خوشرو خونگرم آقا ونجیب اصلا او الگویی کامل بود.
(دوباره از استادیو بخش میاد بیرون)
کوچه ی شهید دیگوری (دوربین تابلو سر کوچه رو نشون میده)
شهید سر لشکر دیگوری در همین جا بزرگ. مرد و کامل
شدهو به مدرسه رفته است. آری روزی او در همین کوچه با بچه محل ها کوییدیچ میزده
پلاک 29(دوربین پلاک نشون میده)
زینگ زینگ
_هان چیه مگه سر اورودی
زنگ در را به صدا در می آوریم زنی خوشرو و خوش صدا در را به روی ما باز می کند
_ای داد!!شما بودید بفرمایید بفرمایید
_مادر ما آمده ایم در مورد سدریک از شما سوال کنیم. از سدریک برامون بگو
پیزرن در حالی که چای رابا دستی لرزان به ما تعارف میکند وحلقه اشک در چشمان میزند:سدریک! فقط میتونم بگم اون آقا بود دورسته که همش دختر بازی میکرد اما پاک بود اون اصلا ایه هی هی
(استدیو بخش)
آلبوس دامبلدور:شهید دیگوری در لحظات آخر به مرگ خودش آگاه بوداون وقتی میخواست آمده ی وروود به مارپیچ بشه
(حالته مداح ها)گفت:حاجی گفتم:جانه حاجی گفت:تو از من راضیه. مردم:هیییه هیه هیه هیه گفتم:چرا من از تو ناراحت باشم گفت:من یه روز اومدم اتاقت تو نبودی رفتم سره ققنوستو اون کتک زدم آخه این مرد چه قدر چقدر پاک آقا بود بخاطر دوتا تو سره ققنوس زدن عذابه وجدان داشت مردم: ایه هیه هیه
(خانه شهید دیگوری)
آموس دیگوری:پسرم روز های اخره تابستان همش تو خودش بود همش به مرگ و آن دنیا فک میکرد اصلا روز آخری همینچین منو بغل کرد که من به خودم گفتم سدیرک ما دیگه بر نمییییییی گرده ایه هیه هیه
(استدیو بخش)
هری(با حالتی جذاب):من اون بلاخره هر دومون جامو گرفتیم یوهو پامون از زمین بلند شد. تازه فهمیدیم ای دله غافل این یک رمزتازه رفتیمو رفتیمو رفتیم افتادیم تو یه قبرسون اینجا کجاست من چرا اینجامو ازاین حرف یوهو دیدیم اره یکی داره میاد به خودمون گفتیم یارو اومده چیکار میخواد کمکمون کنه یارو اومدنزدیکه ما انگاری که از ارباب سوالی کنه گفت:اونکیو چی کار کنم
صدایی باز سوزش سرد گفت: بکش
من دیگه چیزی ندیدم جز یه نوره سبزو جسد بی جانه سدریک
یارو اومد منو بستو خونه ازم گرفته ریخت تو پاتیل با چند تا دیگه موادو بد ولده مورت برگشت من از ترس موها سیخ بود سیخ تر شدولدمورت برگشتو مرگ خوار هاشو دوره خودش جم کردو من به تمسخر گرفتو خلاصه منو با اون جنگیدم هم زمان دوتا طلسم فرستادیم که بهم خوردو یه حاله نور دورست کرد بعد وقتی اون نور چوب جادوشو ترکندون سدریک اومد بیرونو گفت جسد منو به خانواده ام بر گردوندو منم دویدمو فرار کردم. اونو ورداشتمو الفرار
(ممد نبودیببینی شهر آزاد گشته )


به تکه های مختلف و ارتباط برنامه روایت فتح با کتاب توجه کنید واقعا دستت درد نکنه اسی جان ایولا
در مورد تا پیک کودتا وزیر سحرو جادوی جدید فقط این رو بگم که بعد از صفحه هشتم دیگه با نوشته های البوس و غلط املایی های الکی ولدمورت جذابیتش به تدریج کم شده تو کل کل باید توجه داشته باشید که به یه چیز یه بار گیر میدن نه ۱۰۰ بار و گرنه جذابیتش از بین میره
تو برنامه بعدی تصمیم دارم تاپیک شکنجه گاه جادوگران سفید رو بررسی کنم
اگر پست خود یا کس دیگری را شاهکار میدانید لطفا به من پی ام بزنید و آدرس پست خود را بدهید تا اگر ندیده بودم ببینم در هر حال بهترین قاضی برای نوشته ها خودتان هستید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 26 مرداد 1383 23:02
نمایش جزئیات
آفلاین
با عجله میام میشینم کلاهگیسمم میچپونم رو سرم :
با سلام خدمت تمامی ارجمندان بیننده و شنونده .
در برنامه ی امروز شما را چندی دیگر از واژگان برگزیده آشنا خواهیم کرد .
کنون واژه ی برگزیده شنو *** دگرها شنیدستی این هم شنو
زین پس به جای واژه ی دخیل جارو برقی از " دستگاه المکش " و به جای واژه ی ناظم از " کروشیو متحرک " استفاده کنید . به جای استفاده از ماهواره از "جغد جهان بین مشنگی و به جای عابر بانک از "گابلین خودکار مشنگی" استفاده به عمل بیارید .
ضربالثل های برگزیده ی این هفته عبارت اند از :

سوروس از لاکهارت بدش میاد هری از هر دوتاشون ( مهمان از مهمان بدش میاد صاحب خونه از هر دو تاشون(

معجون ریخته با گریه و زاری به پاتیل بر نمیگرده! به جای "کاری که شد با گریه برنمیگرده"

وقتی قراره دارت بزنن چه برای اژدها چه برای تخم اژدها !به جای "بالاتر از سیاهی رنگی نیست "

به حق کله اژدری های یورتمه برو !به جای " به حق چیزای ندیده "

به علت تنگی وقت امروز پیام بازرگانی نداریم . تا هفته ی بعد و خضعبلاتی دیگر بدرود
{بعد میدوم از استدویو بیرون تا المپیک جادو را نگاه کنم }

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 26 مرداد 1383 01:04
نمایش جزئیات
آفلاین
تازه های علم

بنا بر تازه های اخیر سایت...پیام های زیر به آرشیو پیام ها اضافه شد...لطفا گنجینه پیام های از پیش آماده خود را آپ گرید کنید...
با تشکر واحد حراست از سایت

گفتگوی دو سایتیست رو داریم با هم
- راستی دیدی چقدر هوا خوبه؟!
- ای بی حیا...چرا مثه ...سرتو میندازی پایین حرف می زنی؟

---------
- می گما...چقدر اینجا هوا خوبه
- تو آدمی!؟

--------
- بازم منم..هوا خوبه!؟
- از خواب بیدار شو...

------
- هوا خوبه؟!
-با فونت 90...پلک می زنم...بمیری ایشالا

------
- هوا هنوز خوبه؟!
- غلط کردی..پاک می کنم همه چیو به کل

-----
- هوا خوبه نه؟
- هوا خوبه...هک می کنم تا بفهمی

-----
- هوا لذت بخشه؟
- لذت بخشه؟ چرا چرت و پرت می گی؟

----
-هوا؟!
0 تو روانشناسی بلدی؟! نه..اخه تو رانشناسی بلدی؟

-----

- اخ جون..20 درصد پیروز تر شدم!

مرسی از توجه شما..باز هم با ما باشید با آخرین آپ گرید های سایت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: یکشنبه 25 مرداد 1383 16:32
نمایش جزئیات
آفلاین
دوستان به اطلاع همه می رسونم که دختری که گم شده بود دیروز بعد از ظهر در کافه ای در حال صرف قهوه با مرلین پیدا شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
lona
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: یکشنبه 25 مرداد 1383 11:26
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

کینگزلی نوشت
نقل قول:

Sirius* نوشت
ممنونم پروفسور مگ گانگل
ميخواستم يه برنامه ي آموزش آشتي دادن بزارم
چگونه با همه مهربان باشيم قابل توجه لردين
اگه موافقيد لطفا بگيد ممنون ميشم

خدایا به حق این روز عزیز این بنده خدا رو یه شفای عاجل بده!
پس شد یه شفای عاجل برای این جوان و یک 100 میلیون هم واسه من شدیدا نیاز دارم .....کسی قرض نمیده؟....مبلغش ناقابله!

ببخشيد كينگ تو كه دلت نميخواد من همه چي ياد م بياد مثلا الان خيلي ها دلشون ميخواد بدونن صد مليون رو واسه چي ميخواي خب؟
شكم: نه خواهش ميكنم ....نههههههههههههههههه
من:
شكم:
باشه نميگم ولي اگه خيليل دلت ميخواد بگم يه بهونه بده دستم ،ازت خواهش ميكنم مجبورم كن بگم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
انقدر از دست جمله های قشنگ خسته ام که نخوام توی امضام ازشون استفاده کنم!
Re: افزایش بی رویه طرفداران و دوستداران گیلدروی لاکهارت
ارسال شده در: شنبه 24 مرداد 1383 14:07
نمایش جزئیات
آفلاین
دوستان عزيز جادوگر تو اين برنامه ها قصد دارم پستهاي شاهكار و ايده اي بكر و عالي رو كه در فروم اتفاق افتاده نشون بدم و بگم چرا اين پستها يا ايده ها به اين خوبي از كار دراومدن
اول بهتره يه كم راجع به مشخصات يه پست شاهكار بحث كنيم.
يه پست عالي خصوصياتي داره:
1- هيچ كس نميتونه از خوندنش بگذره به طوري كه اگه اتفاقي هم چشت بهش بيافته تا تهش رو ميري
2- اگه يه نگاه گذري به تاپيك بياندازي فورا پيداش ميكني
3- معمولا بعد از اون پست به فاصله نيم ثانيه در اون تاپيك جواب داده ميشه و پست زده ميشه حالا ممكنه جواب ها همه در پيت باشن يا برعكس همينطور خلاقيتها توشون افزايش پيدا كنه
4- معمولا در جوابشون دري وري و بدو بيراه نوشته ميشه چون افراد پاسخ دهنده نتونستن جواب به اون خوبي براش پيدا كنن
يه چيزي هم در مورد رول پلينگ نوشتن در رول پلينگ يعني خلق يه ماجرا و داستان در واقع هر چيزي كه ميخوايد بنويسيد بايد فكر كنيد كه چطور اين رو به كليد هاي كتاب ربط بديد و با موضوع روز فروم همخواني داشته باشه و خيلي چيزاي ديگه
در هر حال فكر كردن خيلي بهتره و هيچ لزومي نداره هر وقت وارد سايت شديد فوري روي پاسخ بزنيد و همينجوري بنويسيد و بريد جلو
تا همين جا فعلا كافيه حالا ميخوام يكي از ايده هاي بكر رو باز و بررسي كنم:
تاپيك كودتا وزير سحر و جادوي جديد.
ايده اين تاپيك رو دقيق نميدونم كي داده يا ولدمورت بوده يا كينگ بيشتر من فكر ميكنم ولدمورت اين ايده رو داده باشه. در هر حال از اونايي كه ميپرسن ايده و پست زني و اينا چيه ميخوام يه سر اين 19 صفحه رو بخونن خودش يه كلاس فروم نويسيه
دادن ايده يك چيز خامه كه يا توسط خود فرد ايده دهنده يا توسط بقيه بايد رشد پيدا كنه در واقع يه جرقه اي زده ميشه كه ممكنه خفه بشه يا پرو بال بگيره
در صفحات اول اين تاپيك اتفاق خاصي نيست به جز اينكه دارن به كينگ پرو بال ميدن و سريع پستهايي در بركناري فاج زده شده و يه سري هم اومدن كه به جاي كينگ وزير شن ولي ايده هاشون جالب نبوده و پست شاخصي توش وجود نداره چون افرادي كه ميخوان جواب خوبي بدن در حال بررسي و فكر كردنن.
شعر هاي نوشته شده از زمان انقلاب يا دعاهاي تحريف شده و غيره اكثرا از طرف كينگ به هيچ وجه جذابيت ندارن و فقط حالت مسخره كردن به خودشون گرفتن در اين موارد بايد سعي بشه از خودت چيزي داشته باشي كه بنويسي يا چيزي كه جديد باشه بالاخره. يه چيز مثل اين از گيلدروي:
نقل قول:

نه اس اس نه پس پس ..... سريال دكتر ارنست .... دو تا شيميايي بفرست

اين تاپيك به دليل نوشته هاي فاج جذابيت زيادي پيدا كرد چون فاج كلا خيلي از اين قضيه عصبي شده بود و معمولا اينا باعث جذابيت براي بقيه ميشن كه به قول معروف لج طرف مقابل رو دربيارن.
پستهاي جالب صفحه دوم:
پست الستور مودي و دارك لرد البته هيچكدوم اونچنان شاهكار نيستن

در صفحه سوم ولدمورت وارد شده و اسنيپ البته چيز جالبي ننوشتن ولدمورت بيشتر نيرو فرستاده و حمايت كرده ولي لج بازي و عصبانيت فاج باعث شده اين تاپيك همچنان جذابيتش رو حفظ كنه. كلا چاشني دعواي جدي معمولا باعث جذابيت ميشه و از حالت بي حالي در مياره تاپيك رو. ولي مثلا من سعي كردم جريان تاپيك رو به رول پلينگ برگردونم و قضيه رو به كتاب ربط دادم.
جريان تاپيك جالب پيش ميره ولي خب پست آنچنان فكر شده اي توش زده نشده. جالب اينجاس كه رفتار فاج به حدي ابتدايي بود كه خود سفيد ها هم قبولش نداشتن و بيشتر يا از مودي حمايت ميكردن يا ميگفتن انتخابات بشه
از صفحه ششم اواخرش اين تاپيك جذابيت بيشتري پيدا كرده اول پست ولدمورت و نوشتن دستگيري مودي و مرلين رو ببينيد جالبه بعدش پستهاي متوالي من و ولدمورت نمونه يه رول پلينگ واقعي و داستاني هستش
پست هاي من تو صفحه هفتم رو ببينيد مخصوصا بيانيه گروه هاي هاگوارتز رو ببينيد و بقيش رو در اينجا ولدمورت كم آورده و نوشته هري از خواب پريد و زيادي الكل خورده و از اين حرفا
بقيه تاپيك رو بعدا ميگم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.