الان من دستام تمیز نشده که ، چیکار کنم بوقی ؟ 
گلگومات با عصبانیت به راجر نگاه میکنه و می پرسه : مگه گلگو به تو نگفت که اون رو با اسم کوچیک صدا نکرد ؟ تو هیچی نفهمید ؟ حتما باید زد گردنت رو شکست تا حرف حالیت شد ؟

راجر :

گلگومات : ها ؟؟ نگاه داشت ؟!

راجر با عصبانیت به سمت میز کارش میره و چند تا دستمال کاغذی دور دستش میپیچه که باعث نشه کثیفی دستش سلامت بهداشتی دفتر رو از بین ببره و با دقت خاصی منوی مدیریت رو از کشوش بیرون میاره و وارد ماژول انجمن میشه و به بخش ویرایش انجمن آزکابان میره و با عصبانیت میگه : دقیقا چی گفتی ؟ یه بار دیگه بگو تا از اینجا شپلخت کنم مردکه بوقی !

گلگومات که سعی داشت به نقششون فکر کنه و بیخیال جر و بحثی با راجر بشه که اونها رو از هدفشون دور میکنه میگه : بله ! راجر درست گفت ! من میرم دستشویی رو دوباره تمیز کرد !
راجر که راضی به نظر می رسید ، در حالی که به آرامی منوی مدیریت رو در کشوی میزش جا می داد زمزمه کرد : بوقیا ! هر کسی اومده اینجا برای من جوگیر میشه ! این همه وقت برای مدیریتم میزارم ، هفته ای یه ساعت میام تو جادوگران همینطوری بیکار میچرخم که کسی جرئت کنه به من بگه بالای چشمت ابروئه ؟ چه دوره زمونه مسخره ای شده والا

و رو به لودو کرد و ادامه داد : هوی بوقی ! چرا اینطوری نشستی منو بر و بر نگاه میکنی ! مگه نمیبینی اینجا هزار تا کار داریم ، حالا که اینجا قراره زندانی باشی دلیل نمیشه بگیری بخوابی و بخوری ... اینجا ما نون اضافه نداریم به کسی بدیم .
لودو :

و راجر بی توجه ادامه داد : زود باش بپر برو به سلولا یه سر بزن ! این جا یه مشت بوقی رو جمع کردیم و کلی کار داریم . برو ببین آناکین دوباره این میله های سلولشو از گشنگی نخورده . یه سرم به اون آلبوس زرزوس بزن ، از وقتی که از وزارت کنار رفته سفارش داده یه کلاه اندازه قدش براش بدوزن ، هی هر شب میره تو اون کلاهه میخوابه ، صداش یکی دو روزه در نمیاد برو ببین تو کلاش خفه نشده باشه خبره مرگش . ضمنا یادت نره به دامبلدور سر بزنی ، تو این هفته با همه مدیرا یه جلسه خصوصی فشرده داشته ، ببین اگر کف سلولش کثیف شده بابت این قضیه تمیزش کنه .
لودو :

و باز هم راجر گفت : در ضمن ، کوییرل با من تماس گرفت که گویا همون روزی که عله با دامبلدور جلسه خصوصی داشته ، کوییرلم سر رسیده و این دو تا هم با هم یه جلسه خصوصی فشرده تر برگزار کردن ، انگار کوییرل یادش رفته عمامشو با خودش ببره ، برو پیداش کن ! امیدوارم دوباره مثل دفعه پیش تره ور توش لم نداده باشه

لودو :
نمیشه من یه راست برم تو اتاق بوسه ؟راجر که سعی داشت میز کارش رو تمیز کنه با عصبانیت گفت : مردکه بوقی چقدر از من حرف میکشی ! مگه نمیبینی من یه ساله بدلیل حجم بالای کارهای مدیریت انجمن وقت نکردم مقاله ها رو تائید کنم الان پونصد مقاله آماده تائیده و من باید اینا رو همینطوری نخونده حذف کنم و یکیشم تائید کنم که نگن این چه بی فعالیته ؟ برو کارتو بکن ، بعدش هر گوری خواستی برو
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

من نكه بچه سربه راهي هستم. خودم با پاي خودم اومدم. در ضمن جرمم سبكه، باس تو دفتر ناظرين زنداني شم!
خودت نوشتي؟؟؟
مگه الان وزير منشيشو فرستاده آزكابان؟
)

بد بد بد.


، لودو راه چاره كرد؟!
تمام پام از اونايي شد!