تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
57 کاربر(ها) آنلاین هستند (47 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
54
مهمانان
|
3
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
انتخابات بیستویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد
نامنویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آمادهاید برنامههایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.
مهلت ثبتنام: ۲ تا ۵ مهر
نامنویسی نامزدها
۰روز
۰۰ساعت
۰۰دقیقه
۰۰ثانیه
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - پایان ترم
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
گریفیندور
منظومه چهارگانه اشعار
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
عجب عجب عجب. این همه صبر کردم کسی بیاد بعد از من بپسته من بعدش یه سعر دیگه بسرایم کسی نیومد پس من خودم می سرایم دوباره.
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
موضوع = اعضای تالار هافلپاف
اتل متل یه تالار
هستش توی این دنیا
اعضاشو نگو بلا بگو
زرنگ و پشت کار بگو
اول بریم پیش ننه
ننه هلگا دوست داریم
سپش دو ناظر داره
یکی دنیس و مرلین
فرزندان مدیر سایت
آلبوس و لیلی پاتر
اعضای تازه داره
سوزان بونز و لورا مدلی
اعضای قدیمی داره
رز زلر و درک و لودو
حالا بگو عجایب
ای ننه ی مهربان
ننه هلگا نگاه می کنه
ذوق و شوق رو تو چشما می بینه
شروع می کنه به صحبت
از عجایب هافلپاف
اسبی زیبا و شاخدار
به نام تک شاخ داره
حیوونای بزرگ و خوب
آراگوگ و گراوپی
دست دست دست
به افتخار ننه
هلگا جونم بلند میشه
دنبال پیوز می گرده
ای روح مهربون ما
پیوز شیطون و بلا
دیگه بگو کی داره؟
رز ویزلی و دلورس
کف کف کف
به افتخار روح ما
ننه هلگا ادامه میده
بحث رو به پایان می بره
خلاصه ادامه داره
این اعضای هافلپاف
طولانی و مهربون
اعضای باقی مونده
خواستم سروده باشم
شعری خوب و با حال
موضوع نداشتم والا
گفتم بگم از اعضا
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
مرسی مرسی باز هم ممنون از تشویقتون
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
موضوع = اعضای تالار هافلپاف
اتل متل یه تالار
هستش توی این دنیا
اعضاشو نگو بلا بگو
زرنگ و پشت کار بگو
اول بریم پیش ننه
ننه هلگا دوست داریم
سپش دو ناظر داره
یکی دنیس و مرلین
فرزندان مدیر سایت
آلبوس و لیلی پاتر
اعضای تازه داره
سوزان بونز و لورا مدلی
اعضای قدیمی داره
رز زلر و درک و لودو
حالا بگو عجایب
ای ننه ی مهربان
ننه هلگا نگاه می کنه
ذوق و شوق رو تو چشما می بینه
شروع می کنه به صحبت
از عجایب هافلپاف
اسبی زیبا و شاخدار
به نام تک شاخ داره
حیوونای بزرگ و خوب
آراگوگ و گراوپی
دست دست دست
به افتخار ننه
هلگا جونم بلند میشه
دنبال پیوز می گرده
ای روح مهربون ما
پیوز شیطون و بلا
دیگه بگو کی داره؟
رز ویزلی و دلورس
کف کف کف
به افتخار روح ما
ننه هلگا ادامه میده
بحث رو به پایان می بره
خلاصه ادامه داره
این اعضای هافلپاف
طولانی و مهربون
اعضای باقی مونده
خواستم سروده باشم
شعری خوب و با حال
موضوع نداشتم والا
گفتم بگم از اعضا
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
مرسی مرسی باز هم ممنون از تشویقتون
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/01/06
تولد نقش: 1395/05/17
آخرین ورود: پنجشنبه 15 مرداد 1405 14:58
از: خرس مستربین خوشم میاد!
پستها:
705

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/11/19
آخرین ورود: جمعه 13 آبان 1390 18:39
از: گروه همیشه پیروز گریفیندور
پستها:
527

اتل متل توتوله یه دامبل کوتوله
تو تاپیکها میگرده با با دخترا میجنگه
میگه پسر که هستش دل به دختر هم بستش؟
اتل متل توتوله حال دامبل چجوره
هم باحاله هم زبل
دخترا رو میکنه خجل
شعار میده پسر، آی. تو کلاس خصوصی نمیخوای؟
اتل متل توتوله چوب جادو، گلوله
میجنگه با لرد چجور حیف که می بازه بدجور
ریشش می گن درازه
سفیده مثل غازه
میجنگه با لرد چجور حیف که میازه بدجور.
شعری برای دامبل،رئیس و پدر آسلام .
تو تاپیکها میگرده با با دخترا میجنگه
میگه پسر که هستش دل به دختر هم بستش؟
اتل متل توتوله حال دامبل چجوره
هم باحاله هم زبل
دخترا رو میکنه خجل
شعار میده پسر، آی. تو کلاس خصوصی نمیخوای؟
اتل متل توتوله چوب جادو، گلوله
میجنگه با لرد چجور حیف که می بازه بدجور
ریشش می گن درازه
سفیده مثل غازه
میجنگه با لرد چجور حیف که میازه بدجور.
شعری برای دامبل،رئیس و پدر آسلام .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
موضوع: تاپیک های تالار هافلپاف
هافلو ببین چه با حاله...
تاپیک داره یه عالمه
نوادگان هافلپاف...
تاپیک معرفی شخصیت
شعرهای زیبا میگه...
این دیوان هافلپاف
تازه ندیدی تو...
باشگاه هافلپاف هارو
حس عشقیت گل کرد...
تنها کافیه بری هافلاویز
می خواین همو بشناسین...
برین به هافلیا از این طرف
خسته شدید برید استراحت...
استراحتی در زنگ تفریح هافل
خوابت اومد برو یک جا...
خوابگاه مختلط هافلپاف
اگه خواستی تمیز شی...
برو تنها به حمام
اگه پسری صبح برو...
اگه دختری عصر برو
گله و شکایت نداریم...
اما در صورت لزوم
تنها یک جا وجود داره...
دادگاه خودمونی هافلپاف
خلاصه ادامه داره...
این تالار با شکوه
بشنو از من ای هافلی...
همه جا یه سر بزن کوچولو
مرسی مرسی نیازی به دست زدن نبود...
هافلو ببین چه با حاله...
تاپیک داره یه عالمه
نوادگان هافلپاف...
تاپیک معرفی شخصیت
شعرهای زیبا میگه...
این دیوان هافلپاف
تازه ندیدی تو...
باشگاه هافلپاف هارو
حس عشقیت گل کرد...
تنها کافیه بری هافلاویز
می خواین همو بشناسین...
برین به هافلیا از این طرف
خسته شدید برید استراحت...
استراحتی در زنگ تفریح هافل
خوابت اومد برو یک جا...
خوابگاه مختلط هافلپاف
اگه خواستی تمیز شی...
برو تنها به حمام
اگه پسری صبح برو...
اگه دختری عصر برو
گله و شکایت نداریم...
اما در صورت لزوم
تنها یک جا وجود داره...
دادگاه خودمونی هافلپاف
خلاصه ادامه داره...
این تالار با شکوه
بشنو از من ای هافلی...
همه جا یه سر بزن کوچولو
مرسی مرسی نیازی به دست زدن نبود...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/10/16
آخرین ورود: شنبه 17 دی 1390 11:26
از: .... نمي دونم... اينجا كجاست؟
پستها:
71

گوشهايت را نزديك كن به لبم
تا فرياد بزنم يواشكي
تمام زمزمه هاي دلمان
يك چيز است
تنها هافل پاف است كه مي ماند!
از چه مي روي هپزيبا
و توي اسليترين رول به خروار مي فروشي؟
و تو اي گريفيندور!
ديگر انتظار قهرماني نكش!
سزايت زمستان است!
دوست دارم به مهماني دعوتت كنم...
... اما.. نه....
بگذار همه با هم
بخوانيم سرود قهرمانيمان را.
در ترم بعد هاگوارتز!
و چه باشكوه است تالارمان!
اينجا جا هافل پاف است:
جايي كه غزلي بيني و شعر نويي....
و شايد چون اين كه نوشته ام
اراجيفي... شعري سپيد!
اينجا هافل پاف است:
هرجا كه دلي نيم نگاهي به قهرماني دارد
جايي كه منزلگه دوست آنجا باشد...
و ديگر مي پرسد سهراب:
هافل پاف كجاست؟
-----------------------
به به به به!
عجب تحريفي! چي كردم با شعر!
دوستان شعر سپيده ها! و اينكه كلمات عوض شدن. اصلش يه شعر عاشقانه اس ها!
تا فرياد بزنم يواشكي
تمام زمزمه هاي دلمان
يك چيز است
تنها هافل پاف است كه مي ماند!
از چه مي روي هپزيبا
و توي اسليترين رول به خروار مي فروشي؟
و تو اي گريفيندور!
ديگر انتظار قهرماني نكش!
سزايت زمستان است!
دوست دارم به مهماني دعوتت كنم...
... اما.. نه....
بگذار همه با هم
بخوانيم سرود قهرمانيمان را.
در ترم بعد هاگوارتز!
و چه باشكوه است تالارمان!
اينجا جا هافل پاف است:
جايي كه غزلي بيني و شعر نويي....
و شايد چون اين كه نوشته ام
اراجيفي... شعري سپيد!
اينجا هافل پاف است:
هرجا كه دلي نيم نگاهي به قهرماني دارد
جايي كه منزلگه دوست آنجا باشد...
و ديگر مي پرسد سهراب:
هافل پاف كجاست؟
-----------------------
به به به به!
عجب تحريفي! چي كردم با شعر!
دوستان شعر سپيده ها! و اينكه كلمات عوض شدن. اصلش يه شعر عاشقانه اس ها!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اين كه من تو رو مي خوام معلومه غيرمستقيم!
-----------
من قول شرف مي دم يك هافلپافي واقعي باشم.... به خون اصيلم سوگند!
-----------
من قول شرف مي دم يك هافلپافي واقعي باشم.... به خون اصيلم سوگند!
استاد خز... استاد خز... استاد خز
خدا مغزو آفريده واسه فكر كردن، نه كه پست بزني محض خر كردن
پس بچه جون حالا پستتو ويرايش كن، به من گوش كن ارزشي بازيتو تعطيل كن
مثل جغد پشت كام داري پست ميزني، هي پست ميزني تا كه مُخ بزني
وقتي شب ميخوابي خواب حذب ميبيني، چون ارزشي اي توي كف ميموني
پس بيا حالا قاطي شو با بكس ما، تا باهم بريم برسيم به بالاها
هميشه نمون تو همون خزي كه هستي، باش هموني كه ميپرستي
مگه داراي كمبود وقت هستي، كه اينجوري مثل بوق هي خز ميزني
اگه اينجوريه تو خيلي پَست هستي، چون كه با دست خودت دستي دستي
داغون ميكني همه ي گروهتو، نابود ميكني كل وجودتو
پس از فكر ارزشي بازي بيا بيرون، تا معلقت نكرده عله جون مدير سايتمون
ارزشي بازي كني احترامت سلب ميشه، اين يه تهديد نيست حتمآ اين ميشه
پس پستاتو درست كن، شكلكاشو بيار پايين، ديگه نبينم توي نخ ناموس مايي
هر وقت ديدمت ارزشي بازيت عود كرده، رو اعصاب مردم چرا قفل كرده؟
از وقتي مياي پستات همه جا پخشه، بابا چقدر گند كاري آخه ديگه بســـــــه
صبح كه پا ميشي پشت كام ميشيني، جاي فك كردن با دستات كار ميكني
تعداد پستات سيصد و شصت شده، ميدوني تو خز بازي ها تك شده؟
رنك بهترين نويسنده گرفتي تو ارزشي بازي، پستاتو درست كن تا هيچ وقت نبازي
ميخوام بهت بگم از كاربري كه مياد، جاي پست زدن با دعوا ميـــــاد
توي پستها توهين ميكنه به بكس من، پس لزوم داره نگا بندازي تو به شعر من
كه سرودمش برات در حد تك، زياد زور نزن نگا بنداز به پست من
خز بازي كني شناست بلاك ميشه، اين يه تهديد نيست حتمآ اين ميشه
پس ديالوگو كم كن، شكلكو بيار پايين، ديگه نبينم ارزشي بازي در مياري
ارزشي بازي كني پستات پاك ميشه، اين يك تهديده و حتمآ هم اين ميشه
پس حالا اون مغزتو از آكبندي در بيار، حذبم كمكت ميکنه تا از خزي در بياي
نوشته ی یک دوست
خدا مغزو آفريده واسه فكر كردن، نه كه پست بزني محض خر كردن
پس بچه جون حالا پستتو ويرايش كن، به من گوش كن ارزشي بازيتو تعطيل كن
مثل جغد پشت كام داري پست ميزني، هي پست ميزني تا كه مُخ بزني
وقتي شب ميخوابي خواب حذب ميبيني، چون ارزشي اي توي كف ميموني
پس بيا حالا قاطي شو با بكس ما، تا باهم بريم برسيم به بالاها
هميشه نمون تو همون خزي كه هستي، باش هموني كه ميپرستي
مگه داراي كمبود وقت هستي، كه اينجوري مثل بوق هي خز ميزني
اگه اينجوريه تو خيلي پَست هستي، چون كه با دست خودت دستي دستي
داغون ميكني همه ي گروهتو، نابود ميكني كل وجودتو
پس از فكر ارزشي بازي بيا بيرون، تا معلقت نكرده عله جون مدير سايتمون
ارزشي بازي كني احترامت سلب ميشه، اين يه تهديد نيست حتمآ اين ميشه
پس پستاتو درست كن، شكلكاشو بيار پايين، ديگه نبينم توي نخ ناموس مايي
هر وقت ديدمت ارزشي بازيت عود كرده، رو اعصاب مردم چرا قفل كرده؟
از وقتي مياي پستات همه جا پخشه، بابا چقدر گند كاري آخه ديگه بســـــــه
صبح كه پا ميشي پشت كام ميشيني، جاي فك كردن با دستات كار ميكني
تعداد پستات سيصد و شصت شده، ميدوني تو خز بازي ها تك شده؟
رنك بهترين نويسنده گرفتي تو ارزشي بازي، پستاتو درست كن تا هيچ وقت نبازي
ميخوام بهت بگم از كاربري كه مياد، جاي پست زدن با دعوا ميـــــاد
توي پستها توهين ميكنه به بكس من، پس لزوم داره نگا بندازي تو به شعر من
كه سرودمش برات در حد تك، زياد زور نزن نگا بنداز به پست من
خز بازي كني شناست بلاك ميشه، اين يه تهديد نيست حتمآ اين ميشه
پس ديالوگو كم كن، شكلكو بيار پايين، ديگه نبينم ارزشي بازي در مياري
ارزشي بازي كني پستات پاك ميشه، اين يك تهديده و حتمآ هم اين ميشه
پس حالا اون مغزتو از آكبندي در بيار، حذبم كمكت ميکنه تا از خزي در بياي
نوشته ی یک دوست
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/01/31
آخرین ورود: چهارشنبه 23 مرداد 1387 07:16
از: همونجایی که داداش آلبوسم هست دیده :دی
پستها:
6

نام پست:هلگار،هانی،دریا
برگرفته از:جویبار،رود،دریا!
با تشکر از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که سال چهارم ابتدایی مسابقه شعرخوانی گذارده ما را به حفظ اشعار محمود کیانوش ترغیب نمود!و با تشکر از خود محمود جیگر و اشعارش!
هلگا در نقش جویبار
"هانی"یا همون "یه نفر" در نقش رود
پشه و شومینه در نقش سیاهی لشکر
یک روز هلگاری*
باریک چون نواری
از کوه سر در آورد
گردید جویباری
با پشه و شومینه**
بر کوه شد روانه
از مارپیچ دره
میرفت اسگلانه
راهش که تنگ میشد
خیلی مشنگ میشد
با سنگ های سرسخت
فکر کلنگ میشد
راهش گشاد میشد
آبش زیاد میشد(بابا مثلا جویباره دیگه...عجبا!)
از دیدن یه نفر
بسیار شاد میشد
از نبش دره پیچید
رقصان دوید و خندید
شد غرق در خجالت
تا آن "یه نفر"رو دید
بی جنبه رفت از هوش
افتاد گنگ و خاموش
تا "هانی"مثل [...]
بر هلگاگشود آغوش
هلگا یه ذره ترسید
قلبش از توی سینه
پرید افتاد تو شلوار(همون!)
به روش نیاورد اما،خندید و گفت:ایـــــــنه!
وقتی ترس هلگا ریخت
با موجها در آویخت
هی پخش و پخشتر شد
با آب رود(!)آمیخت
چون روز و شب روان شد
کوشید و پرتوان شد
آن هلگار کوچک
دریای بی کران شد
____________________________
*:هلگار بر وزن جویبار
**:اینا هم فک کنین دوستاشن!
***:کلمه مناسب رو جایگزین کنید...
برگرفته از:جویبار،رود،دریا!
با تشکر از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که سال چهارم ابتدایی مسابقه شعرخوانی گذارده ما را به حفظ اشعار محمود کیانوش ترغیب نمود!و با تشکر از خود محمود جیگر و اشعارش!
هلگا در نقش جویبار
"هانی"یا همون "یه نفر" در نقش رود
پشه و شومینه در نقش سیاهی لشکر
یک روز هلگاری*
باریک چون نواری
از کوه سر در آورد
گردید جویباری
با پشه و شومینه**
بر کوه شد روانه
از مارپیچ دره
میرفت اسگلانه
راهش که تنگ میشد
خیلی مشنگ میشد
با سنگ های سرسخت
فکر کلنگ میشد
راهش گشاد میشد
آبش زیاد میشد(بابا مثلا جویباره دیگه...عجبا!)
از دیدن یه نفر
بسیار شاد میشد
از نبش دره پیچید
رقصان دوید و خندید
شد غرق در خجالت
تا آن "یه نفر"رو دید
بی جنبه رفت از هوش
افتاد گنگ و خاموش
تا "هانی"مثل [...]
بر هلگاگشود آغوش
هلگا یه ذره ترسید
قلبش از توی سینه
پرید افتاد تو شلوار(همون!)
به روش نیاورد اما،خندید و گفت:ایـــــــنه!
وقتی ترس هلگا ریخت
با موجها در آویخت
هی پخش و پخشتر شد
با آب رود(!)آمیخت
چون روز و شب روان شد
کوشید و پرتوان شد
آن هلگار کوچک
دریای بی کران شد
____________________________
*:هلگار بر وزن جویبار
**:اینا هم فک کنین دوستاشن!
***:کلمه مناسب رو جایگزین کنید...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هرچی داداشم بگه
جزئیات کاربر

هلی هلی هلگا جونم ..دنیس بی تو می میره
هافل پاف با وجودت تازه داره جووون می گیره...
یادم می اد اون روز بهم گفتی ...
هافل پاف دیگه واسم شده خیلی بی معنی
دوستش داشتم ..ولی دیگه فنجون من نیس.
خسته شدم از هافل می رم من
دوستش دارم شاید برگشتم من................
اگر دیدی فنجون دست من نیست.
بدون که این اصلا دسته ی فنجون نیست
افکتتتتتتتتتتتت کشیده
روزگار سخت را همی گذراندیم تا به هافل برسیم
فنـــــــــــــــــــــــــــــــــــجون را باید شست.
جور دیگــــــــــــــــــــــــــــر قهوه نوشید.
هــــــــــــــــــــافل رو بــــــــــــــــــــق نکنیم
در دور دست ها شایــــــــــــــــــــــد .،گیریف پـــــــــــــــــناه اورد.
مرلیــــــــــــــــــــــــــــــنی شاد شود
دنیــــــــــــــــــــــــسی عشق کند!
هافـــــــــــــــــل را بوق نکنیـــــــــــــــــــــــــــــــم
در دوردســــــــــــــــــــــــت ها شاید.گیریفی پناه ارد
فعالیـــــــــــــــــــــــــــــت کنید .
هافــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل را بوق نکنـــــــــــــــــــِم
{اب را گل نکنیم
}
......................
پرسی نامه :
پرســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــِی بوق نزن
هافـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل تو راه بوق نزن
ترم تابستونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی بیاد گیریف خرابه بوق نزن.
جام کوییدیج تو دست ماســــــــــــــــــــــــــت ..ای پرسی بوق نزن
!
........
با این وضع حتما روزی شاعر هم می شوم
هافل پاف با وجودت تازه داره جووون می گیره...
یادم می اد اون روز بهم گفتی ...
هافل پاف دیگه واسم شده خیلی بی معنی
دوستش داشتم ..ولی دیگه فنجون من نیس.
خسته شدم از هافل می رم من
دوستش دارم شاید برگشتم من................
اگر دیدی فنجون دست من نیست.
بدون که این اصلا دسته ی فنجون نیست
افکتتتتتتتتتتتت کشیده

روزگار سخت را همی گذراندیم تا به هافل برسیم
فنـــــــــــــــــــــــــــــــــــجون را باید شست.
جور دیگــــــــــــــــــــــــــــر قهوه نوشید.
هــــــــــــــــــــافل رو بــــــــــــــــــــق نکنیم
در دور دست ها شایــــــــــــــــــــــد .،گیریف پـــــــــــــــــناه اورد.
مرلیــــــــــــــــــــــــــــــنی شاد شود
دنیــــــــــــــــــــــــسی عشق کند!
هافـــــــــــــــــل را بوق نکنیـــــــــــــــــــــــــــــــم
در دوردســــــــــــــــــــــــت ها شاید.گیریفی پناه ارد
فعالیـــــــــــــــــــــــــــــت کنید .
هافــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل را بوق نکنـــــــــــــــــــِم

{اب را گل نکنیم
}......................
پرسی نامه :
پرســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــِی بوق نزن
هافـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل تو راه بوق نزن
ترم تابستونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی بیاد گیریف خرابه بوق نزن.
جام کوییدیج تو دست ماســــــــــــــــــــــــــت ..ای پرسی بوق نزن
!
........
با این وضع حتما روزی شاعر هم می شوم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=small][b][color=00CC00]شناسه ی جدید م?
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/12/25
تولد نقش: 1396/07/21
آخرین ورود: پنجشنبه 20 آذر 1399 03:38
از: توی دیوارای تالار هافلپاف
پستها:
1511

تو ای فریاد پنهان در گلو خاموش ... در خلوت ..
گهی پنهان تر از پنهان ... گهی پیدا ترین پیدا ...
تو ای فریاد پنهان در گلو خاموش ... این بغضی است سرخورده
گلویی از فشار حرف های شاید ... ترک خورده
تو ای فریاد پنهان در گل خاموش ... این پایان یک راه است ...
و شاید نقطه پایان یک احساس ... یک رویا
تو ای فریاد پنهان در گلو خاموش ... قلم از دست من افتاد ...
همه یار و دیار از بهر تنهایی من خندید ... بسی اشک از نظر بارید ....
<><><><><><><><><><><><><><><><><>
برگردان از ذهن خودم به صورت کاملا بوقمندانه ...
گهی پنهان تر از پنهان ... گهی پیدا ترین پیدا ...
تو ای فریاد پنهان در گلو خاموش ... این بغضی است سرخورده
گلویی از فشار حرف های شاید ... ترک خورده
تو ای فریاد پنهان در گل خاموش ... این پایان یک راه است ...
و شاید نقطه پایان یک احساس ... یک رویا
تو ای فریاد پنهان در گلو خاموش ... قلم از دست من افتاد ...
همه یار و دیار از بهر تنهایی من خندید ... بسی اشک از نظر بارید ....
<><><><><><><><><><><><><><><><><>
برگردان از ذهن خودم به صورت کاملا بوقمندانه ...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...
جزئیات کاربر

مخوان اواز ای رزی
صدای نغمه ی مستانه ات را در گلو بشکن
درک اواز عشق انگیز را بس کن
سرود لحظه های کامیابی را بدور افکن
توی ای رزی ..اگر اواز می خوانی
بخوان اواز ان بارتی کراوچی را
که در رنک گیری تهی دست است
رنک هاش حقیقت نیست
هزاران چونه در پس این رنک ها دارد
توی ای درک کز کام ها در سینه ات بانگی طربخیز است
سرود هافل را سر کن
بخوان اواز ان هرمیون گرنجر را
که در سر دوراهی ماندست
نفس هایش توانا نیست
غروب شناسه در چتر باکس پیداست.
و اخر دست بر دعا بر اسمان بردد
و همی گوید :
مرلینا..یا ریش مرلینا..هافل را برگزینم
تو ای رزی که شور نغمه از لبهات لبریز است
بخوان اواز ان گابریل دلاکور را .
که از نظارت استفا داد رفت...
و همچنان همی گوید :
یا ریش مرلینا...وقتم تنگ است..
مرا به مقام نظارت بازگردان
تو ای درک که از شادی همی خوانی
مخوان اواز عشق انگیز ای درک
اگر اواز می خوانی
بخوان اواز ان پیتر پتی گرو رو...
که در اوارگی گردد
و همی گوید : یا پرسی ویزلیا...وساطتت کن
یا ریش مرلینا ..حمایت کن...
ناظر شوم و ..گر ناظر شوم گلی بر سر این گلستان همی زنم
و او در پیری تهی دست است
مخوان اواز ای رزی
اگر اواز می خوانی
بخوان اواز ان سوزان غمگین را ..
کز روزگار سخت جوانی به هافل پاف روی همی اورد
و همی گوید
یا ریش مرلینا ..مرا در پناه هافل حفظ گردان
..............
برگردانده شده توسط من از شعر نو از مهدی سهیلی به اسم سرود قرن
صدای نغمه ی مستانه ات را در گلو بشکن
درک اواز عشق انگیز را بس کن
سرود لحظه های کامیابی را بدور افکن
توی ای رزی ..اگر اواز می خوانی
بخوان اواز ان بارتی کراوچی را
که در رنک گیری تهی دست است
رنک هاش حقیقت نیست
هزاران چونه در پس این رنک ها دارد
توی ای درک کز کام ها در سینه ات بانگی طربخیز است
سرود هافل را سر کن
بخوان اواز ان هرمیون گرنجر را
که در سر دوراهی ماندست
نفس هایش توانا نیست
غروب شناسه در چتر باکس پیداست.
و اخر دست بر دعا بر اسمان بردد
و همی گوید :
مرلینا..یا ریش مرلینا..هافل را برگزینم
تو ای رزی که شور نغمه از لبهات لبریز است
بخوان اواز ان گابریل دلاکور را .
که از نظارت استفا داد رفت...
و همچنان همی گوید :
یا ریش مرلینا...وقتم تنگ است..
مرا به مقام نظارت بازگردان
تو ای درک که از شادی همی خوانی
مخوان اواز عشق انگیز ای درک
اگر اواز می خوانی
بخوان اواز ان پیتر پتی گرو رو...
که در اوارگی گردد
و همی گوید : یا پرسی ویزلیا...وساطتت کن
یا ریش مرلینا ..حمایت کن...
ناظر شوم و ..گر ناظر شوم گلی بر سر این گلستان همی زنم
و او در پیری تهی دست است
مخوان اواز ای رزی
اگر اواز می خوانی
بخوان اواز ان سوزان غمگین را ..
کز روزگار سخت جوانی به هافل پاف روی همی اورد
و همی گوید
یا ریش مرلینا ..مرا در پناه هافل حفظ گردان
..............
برگردانده شده توسط من از شعر نو از مهدی سهیلی به اسم سرود قرن
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=small][b][color=00CC00]شناسه ی جدید م?
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج