جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

19 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
19 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] بحث‌های سر میز غذا

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: پنجشنبه 12 شهریور 1383 12:37
نمایش جزئیات
آفلاین
ای قلبم!بد بخت شدم بیچاره شدم ورشکستم شدم زندیگمو آتیش زدنن مگه مرض دارید برید دمه خونه ی خودتون دعوا کنید پول خسارت بدید ببینم اگه نرید نمیزارم از اینجا جم بخورید
همه:آخ جون دو سه روز اینجا تلپ شدیم
سیریوس:برید خونتون ببینم یالا یالا
دارکی ومرلین:خوب ما هم میریم خوش گذشت
سیریوس:کجا پول میزو بدید
دارکی:نداریم
_خوب پس پی جامعه تو بده من
_نه تورو خدا اینو مامانم برام دوخته
_من نمیدونم بده من هر موقع پولمو میزو دادی بهت پس میدم.مرلین؟؟
_من ریشمو گرو میزم
_خوبه باش چیک
_ای داد نامرد ریشمو چیدی من بدونه ریش چیکار کنم
سیریوس: حالا ناراحت نشو (دست میکنه تو دماغ گیلدی میماله به ریش مرلین مچسبونه سره جاش)باشه برو فقط اینجاها پیدات نشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: بحث های سر میز غذا
ارسال شده در: دوشنبه 9 شهریور 1383 22:47
نمایش جزئیات
آفلاین
ای خدا! شما ها دیگه کشتین مارو با این میز غذاتون! میز غذا هم میز اسلایترین! آواداکادورا! کروشیو! اکسپکتوپاترونوم! فیلپیندو! وینگادریوم لویوسا! آکسیو! لوموس! و غیره !
مک گونگال: دارک خودت رو کنترل کن!
من: سوسک اتمی! هیچی بهش اثر نمی کنه! من تحمل این بی بهداشتی ها رو ندارم! تازه می خواد تنفس مصنوعی هم بده! شپلخ(بشقاب رو پرت می کنم!) من اصلا غذا نمی خورم!
مرلین: هوووووووو! من کلی چش گذاشتم رو اون سوپ!(پیش بندشو باز می کنه)
من: هان ؟ چیه؟ مرلین بد برخورد می کنی(از جام پا میشم!)
مرلین: تو آسلام و اَسلام و اِسلام رو خراب کردی! من تورو از حاجی بودن خلا می کنم!(می پره رو میز!)
من: نخیرم! من هر سه تاشون رو دیگه خراب نکردم! خالی دیگه نبند! برای من میری رو میز(آستینامو می زنم بالا می پرم رو میز)
بروبچ: آخ جون! حالا دس دس دس! دعوا! (قاشقاشونو می کوبن رو میز)
***** توجه از این قسمت به پایین به مقداری IQ احتیاج داره

مرلین یه قدم ور میداره جلو! من دارم به طرف دیگه میز فرار می کنم یهویی برمی گردم طرف مرلین!
بلا: دارکی!
من: U Can't Not Pass! :
مرلین یه قدم ورمیدار جلو!
من : I Am A Servent Of Islam!Wealder Of Fire Of Gaz Botan! Merlin Rish Will Not Wail U! Flames Of Rishe Merlin! یدونه سپر نور دور من تشکیل میشه!
مرلین ماهیتابه رو می بره بالا شپلخ می کوبه تو سپر! ماهیتابه می شکنه!
من: آهیییییییی!(مثلا دردم اومد)
مرلین کمبربندش رو باز می کنه! شپلخ! یدونه تو هوا می زنه! یه قدم به جلو ورمیداره!
من: Go Back To Ashbazkhobe! عصام رو می کوبم زمین!
مرلین یه قدم ورمیداره میز از وسط نصف میشه مرلین میوفته پایین... من روم رو برمیگردم که بره یهو کمبربند مرلین پای من رو میگیره!
من: واهههههههه!
بلا: دارررررککککککک!
من: Eat Your Food U Fools! آههههههههه! (پرت میشم پایین!)
بلا: دارررررکککک! نووووووووو! (می خواد بدوئه طرف وسط میزه ولی شیکم و گیلی نگهش داشتن!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
Re: رد کن بره...
ارسال شده در: پنجشنبه 5 شهریور 1383 17:42
نمایش جزئیات
آفلاین

من از در میام تو...همه دارن غذا می خورن

بلا:من حوصله ام سر رفته! بیان رد کن بره بازی کنیم

من:آخ جون من عاشق این بازیم.خیلی وقته که از این بازیا نکردم.
یه صندلی بلند می کنم
صندلیوس تو بلا سریوس!

صندلی خراب میشه رو سره بلا
بلا:آآآآآآآآآآآخ

من: رد کن بره بلا جون

(یکی از قانون های بازی اینه که شما نمی تونید همون حرکت را به شخص زننده برگردانید و باید آن را به کس دیگری رد کنید)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Minerva McGonagall

Head of Gryffindor House

Deputy Headmistress

Less Expectation , Less Disappointment
Re: گیلدروی و تنفس مصنوعی هایش
ارسال شده در: یکشنبه 1 شهریور 1383 16:51
نمایش جزئیات
آفلاین
اسی از در میاد تو ردای سفری شو در میاره
_اینجا چه خبره عروسیه
گیلدی:نه بخور بخور مفت خوریه
اسی: اینا رو از یخچال من بلند کردید هوی نخورید به ببینم
در حالی که میزنه تو سره بلاو دستشو جلوی دهن بلاگرفته:تف کن ببینم !
اسی: از این به بعد همه برای خودشون غذا میارن یا دونگه خودشون میدن من این جا کمیته امداد مستضعفان که باز نکردم
دارکی:اسی جان بیخیال شو این دفعه رو ما رو مهمون کن
گیلدی:راست میگه من سه روزه چیزی نخوردم
اسی: خوب نفری میشه 100 گالیون کریچر بدو پولارو جم کن
کریچر:بروبابا ارباب کثیف ننر (به بلا نگاه میکنه) چی میشد من بهش تنفس مصنوعی میدادم( دنگ) چشم قربان پولارو
اسی با صدای دورگه مثل تارزن:اااااااااااااااااااااا سوسک حاج آقا سوکس بکشش
دارکی:خجالت بکشه مثل دخترای 14 ساله از سوسک میترسی آ اینم از این له شد حالا بیا پایین
اسی: :-D خوب چیه هر کسی به چیزی احساسه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: گیلدروی و تنفس مصنوعی هایش
ارسال شده در: شنبه 31 مرداد 1383 17:41
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

فلور دلاكور نوشت

تذكر (من فقط تنفس منوعى با بيل مىدم)

خواهر چرا میخوای خودتو زجر بدی؟
برو به گیلی تنفس بده!
آخه بیل که نمیشه
بیل خاکیه
تاحالا دست هزار تا افغانی بهش خورده...
سر ساختمون بکار میبرنش
تو باغا
ازین بیلای بهشت زهرا هم خوبه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
Re: گیلدروی و تنفس مصنوعی هایش
ارسال شده در: شنبه 31 مرداد 1383 16:30
نمایش جزئیات
آفلاین
اوه من از هر جى تنفس مصنوعيه اونم سر غذا حالم بهم مىخوره آخه كى با دهن بور اونم سره ميزه غذا تنفس مصنوعى مىده؟
تذكر (من فقط تنفس منوعى با بيل مىدم)
اها حالا ادامه
سفيدا بلند مىشن مىرن اون ور مىشينن و بلا و دارو دستش همون جا جا خش مىكنن
ولى يكدفعه بدعنق از راه مىرسه و يه سيب به طرف سياه ها برت مىكنه و يك كيكم به طرف سفيدا سفيدا بر مىكردن طرف بلا و دارو دستش و سياها هم بر مىكردن طرف سفيدا
آرتور كه طرف سفيداس مىكه كاره خودشونه و بلا هم مىكه كاره اوناست و اوه
ديشب دنك كونك دينك دانك ديش بينك باينك و............
يه دعوايه حسابى
يكدفعه كيلدورى با افرادش و طرفدارش بالا يه سالن ظاهر مىشن اينجورى مىشه
دريرينك دريرينك تنفس مصنوعيه كيلدورى از نوع جديد به بازار امد تنفس مصنوعيه كيلدورى در خدمت همه تنفس برايه همه تنفس مصنوعيه كيلدورى در خدمت جامعييه جادوكرى با تعمهايه مختلف آلبالويى توت فرنكى ليمويى و هر طعمى كه شما بخواييد
ملت: ها
و افراد مىريزن سر جنك جويانه جوان كه هميشيه خدا در حاله دعوان (بعد بعضى ها مىكن اصلا دعوا نمىشه )
يكى خونى يكى مرده يكى ساحب مرده و هر كى تو اون جنك بوده يه بلايى سرش امده بوده
افراد كيلدورى مىرن به اخرين نفس هايه ملت مىرسن تا نجات بدن ولى به جايه نجات قوت مىدن
فلور وارد مىشه: اينجا جه خبره
اوه جه صحنيه واقعا تماشايى بيشتر ادم حالش بهم مىخوره تا حالش جا بياد
فلور داد مىزنه بسه ديكه
كيلدورى: دلتم بخواد تازه تنفس مصنوعييه جديد امده همه مىخوان بهره ببرن برو مزاحم نشو جانم برو
فلور: سر ميزه نهار اخه اينم كاريه برو بساتت رو جاييه ديكه راه بنداز تو حالت بهم نمىخوره با دهن بور تنفس مصنوعى مىدى؟
كيلدورى: خب طعمش بيشتره دختر جان
فلور: واى از دسته تو سره ميزه غذا هم ول نمىكنى؟
كيلدورى: نه اينجورى حالش بيشتره حالا بزار به كارمون برسيم
و كيلدورى دستور مىده
كيلدورى : بشتابيد اينها جان دادند بشتابيد اوه ارتور جشم مالى رو دور ديدى
آرتور: نه آخه اين تنفس مصنوعى جديدات با طمع هايه مختلفيه بيشتر مزه مىده
كيلدورى :نوش جان اكر خواستى هميشه هست در خدمتتم
آرتور: حتما منتظرم باش
كيلدورى : با كماله ميل حالا بخور كه اين طمعش كميابه
و همه مشغول مىشن
حالا ادامه اش با شما.....................

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دلبستگي من به جادوگران و اعضاش بيشتر از اون چیزی که فکرشو میکنید
Re: گیلدروی و تنفس مصنوعی هایش
ارسال شده در: شنبه 31 مرداد 1383 15:15
نمایش جزئیات
آفلاین
ارم خانم بلاتریکس
بلا: تو هم بر پیش اونا اونور غذا بخور من ناراحت نمیشم
من: ارم ببخشید و..
بلا: من نااحت نمیشم میگم پاشو برو اونور
من: اما ..خا..
بلا : میدونم تو هم چشم دیدن منو نداری
من: ولی بلا ...
بلا: آ ... تو اومدی منو مسخره کنی ..
من : وای بلا اینجا رو (بعد یک عکس از اسنیپ میدم دستش )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: گیلدروی و تنفس مصنوعی هایش
ارسال شده در: پنجشنبه 29 مرداد 1383 14:37
نمایش جزئیات
آفلاین
آرتور:حاجي تو هم به جمع تنفس مصنوعي ها پيوستي
حاجي:اون دهن تو ببند حالم بهم خورد
آرتور:من با سياهها نميتونم غذا بخورم مخصوصا بلا
بلا:
گيلدي غيرتي ميشه:تنفس مصنوعيوس مرلينيوس
مرلين مياد طرف آرتور
مرلين:تنفس مصنوعيوس گيليديوس
آرتور:من چيكاره بيدم
آرتور ميره طرف گيليدي
گيليدي:تنفس مصنوعيس بلاايوس
بلا:اي بي غيرت
داركي مياد وسط:تنفس مصنوعيوس بروايوس
مسئله حل ميشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I come back
Re: گیلدروی و تنفس مصنوعی هایش
ارسال شده در: پنجشنبه 29 مرداد 1383 13:19
نمایش جزئیات
آفلاین
برین کنار!
ملت: مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
من: دیگه چون اسلام خیلی خراب شده بود من خلع لباس سارونی کردم تا بیشتر چهره روحانی من تاثیر گذار باشه...! توجه کنین که رو لباسم نوشته دارکی! یه وقت اشتباه نگیرین!(با تشکر از مملی !) خوب اینجا چه خبره؟! هووووو! مرلین ریشت رو از تو غذا جمع کن! این کالباسا چرا مارک نداره! دوربین بیا نزدیک... اینجا رو نشون بده... یدونه سوسک تو محیط غذاخوری هست... اونجا رو نشون بده... پاتر و هرمیون با دهن پور دارن :bigkiss: ! این خودش انتقال آلودگی و بیماری های خطرناکی مثل (بوق)! هستش! یه لحظه این چرا سانسور شد؟! حالا بگذریم! اینجا رو نشون بده این سوسیس ها باید مارک مملی داشته باشه اینا همه مورد دارن! دستای آرتور رو نشون بده... ناخناشو واه واه واه!(کپی رایت حسنی نگو بلا بگو) خیله خوب حالا بلا رو نشون بده بلا نگو تمیز بگو! خوشگل خوشگلا بگو! شیکم رو نشون بده دوربین زوم بگیر... این کله اسموت چقدر تمیزه! حالا دوربین کله آموس رو نشون بده... نگاه کنین وای....! خوب من اینجا از طرف وزارت بهداشت جادویی اینجا رو پلمپ می کنم! سر غذا هم حرف نزنین دیگه از این به بعد!
مردم: هووووووووو! ما گشنمونه!
یکی گروه دیگه از مردم: :bigkiss: :bigkiss: :bigkiss:
من: اول غذا! بعد از غذا تنفس مستحب است! وسط غذا حرام و قبل از غذا با دل خالی مکروه هست! در ضمن من از برادر آموس به خاطر آوردن تجهیزات درجه یک بهداشتی اکسیژن نهایت تشکر رو دارم و به قول شیکم این رو لحاظ خواهم کرد!!! عزیزان اسلایترینی حالا همه با هم یک دو سه!
اسلی ها: ما گشنمونه! ما گشنمونه! دنگ دنگ دنگ! غذا! غذا! غذا!
سوروس: همی آخ جون غذا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
Re: گیلدروی و تنفس مصنوعی هایش
ارسال شده در: پنجشنبه 29 مرداد 1383 11:55
نمایش جزئیات
آفلاین
ارتور و اموس با چند دستگاه اکسیژن وارد میشن
ارتور:برادرا اون دستگاه ها را کار بزارید تا دیگه احتیاجی به تنفس مصنوعی دهان به دهان نباشه
چند نفر با پیراهنهای سفید بر روی شلوار و یقه های بسته و ریش و سبیل وارد میشن
همه: :
بلاتریکس:(صدای درون ذهنش)حالا چه کار کنم من بدون تنفس مصنوعی دهان به دهان زنده نمیمونم...چقدر بدبختم من(این اخریش را بلند گفت)
اسنافل در حالی که دو نفر یوزی به دست پشت سرشن و با بیسیم صحبت میکنه وارد میشه
_چشب حاجاقا....حتما بهشون اطلاع میدم...به رییس اطل___تهران بزرگ هم اطلاع دادم....لطف دارین...یا علی
سلام...برادرا اون خانم بی حجاب را ببرید ...اون مرد مو بوره را همینطور...این دختر مووزوزی کیه اونم ببرید
اموس یه چشمک میزنه
اسنافل:نه نبرید اون خودیه
مرلین در حالی که پیشبند را در میاره:اخیش...این پیشبند را بستم تا نفس کثیفشون به من نخوره
اسنافل:این یارو که یه خرمن ریش داره کیه اینم ببرید
اموس:نه احتیاجی نیست اون خودیه
بلاتریکس و گیلدی: نه ترخدا مادرمون مریضه احتیاج به مراقبت داره
ارتور:برادرا سریع ترتیب اثر بدید
در همین هنگام یه مرد با ابا وارد میشه
ارتور و اسنافل و اموس:
اقا شما اینجا...(اشک تو چشاشون جمع شده)بلافاصله میرن دستش را میبوسن
اون مرد اهسته و شمرده و با لحنی زیبا:همه چیز بر وفق مراده اقایون :angel: :angel:
مرلین:اقا_____
همه:
(توجه :علامت _____ به معنای سانسور هست)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!