نام کامل: سر پاتریک دیلانی پادمور
شغل: رئیس گروه اشباح بی سر
گروه: گریفیندور
چوبدستی: ندارم
توضیحات کامل : از سابقۀ من اطلاع چندانی ندارید. پدرم ارل یکی از سرزمین های دوردست و مادرم زیباترین دختر آن ارل نشین بود. درسالیان کوتاه سی و چند سالۀ زندگی ، از قدرت جادویی خود استفاده چندانی نکردم زیرا شجاعتم مرا در همه کار یاری می داد.
تنها یکبار برای نجات مردم روستایی در ارل نشین خود از دست راهزنان دون، ناچار به استفاده از جادو شدم که باعث شد دشمنی رئیس آنان را به جان بخرم و در نیمه شبی تاریک، زمانی که همسر و تنها پسرم را به لندن فرستاده بودم، توسط خدمتکار خائن خود، که از عوامل راهزنان بود، سر بریده شوم.
پس از مرگ به دلیل نگرانی بابت تحصیل تنها فرزندم که در هاگوارتز به سر می برد، به اینجا آمدم و گروح اشباح بی سر را تشکیل دادم و چنان بدین شرایط وابسته شدم که پس از پایان تحصیلات پسرم، راضی به عروج نشدم و همین جا باقی ماندم.
تاييد شد.
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[chat]] شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

سلام. ببخشید من در بازی با کلمات پست زدم و تایید شدم . باید در کارگاه نمایشنامه نویسی هم پست بگذارم؟ در ضمن در لیست شخصیت ها این شخصیت ها این شخصیت گرفته نشده.
خير اين شخصيت گرفته شده. يه شخصيت ديگه انتخاب كنيد( البته بعد از تاييد در كارگاه)
خير اين شخصيت گرفته شده. يه شخصيت ديگه انتخاب كنيد( البته بعد از تاييد در كارگاه)
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لی لی اوانز. در 1387/9/17 20:36:12
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/9/18 16:06:15
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/9/18 16:06:15
"دایره زندگی مربعی است که سه ضلع دارد ، عشق و
جزئیات کاربر

با سلام:
نام: لی لی
نام خانوادگی: اوانز
گروه: گریفندور
من دختری با موهای قرمز مایل به قهوه ای و چشمانی سبز رنگ هستم. چوبم 32 سانتی متر و از چوب درخت انار و موی تک شاخ است. من به کوییدیچ علاقه ای ندارم.
لی لی اونز در خیابان پریوت درایو به دنیا آمد . او خودش ساحره بود ولی والدین مشنگ داشت. او با جیمز پاتر ازدواج کرد و صاحب پسری به نام هری شد. وی سرنجام بدست لرد سیاه کشته شد.
با تشکر.
اول بايد در بازي با كلمات و پس از تاييد در كارگاه نمايشنامه نويسي پست بزنيد. و در صورت تاييد در اينجا. در ضمن اين شخصيت گرفته شده. موفق باشيد.
نام: لی لی
نام خانوادگی: اوانز
گروه: گریفندور
من دختری با موهای قرمز مایل به قهوه ای و چشمانی سبز رنگ هستم. چوبم 32 سانتی متر و از چوب درخت انار و موی تک شاخ است. من به کوییدیچ علاقه ای ندارم.
لی لی اونز در خیابان پریوت درایو به دنیا آمد . او خودش ساحره بود ولی والدین مشنگ داشت. او با جیمز پاتر ازدواج کرد و صاحب پسری به نام هری شد. وی سرنجام بدست لرد سیاه کشته شد.
با تشکر.
اول بايد در بازي با كلمات و پس از تاييد در كارگاه نمايشنامه نويسي پست بزنيد. و در صورت تاييد در اينجا. در ضمن اين شخصيت گرفته شده. موفق باشيد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/9/17 20:25:11
"دایره زندگی مربعی است که سه ضلع دارد ، عشق و
جزئیات کاربر

نقل قول:
خب خانوم به این با شخصیتی، پروفسور لیلی لونا پاتر رفتن زحمت کشیدن این همه شخصیت پیدا کردن بعد شما اصلا انگار نه انگار که ایشون این همه عرق ریختن. البته من نمیدونم این پروفسور پرنتیس و پروفسور تیبلز که تو لیست نوشته گربههای خانوم فیگن دقیقا کدومشون پروفسور برفیه و کدومشون پروفسور چنگولی و کدومشون پروفسور کاکل به سر ولی به هر حال این وسط چند تا از گربههای خانوم فیگ مفقود شدن و حالا نگرانی خود خانوم فیگ به کنار، معرفی شخصیت من گیره الان! خب به این رسیدگی کنید مشکل جفتمون (مشکل من تایید شدنه مشکل شما هم منم!) حل میشه!
البته این پروفسور جیگر هم وسوسه کنندهس ولی خب پروفسور چنگولی یه چیز دیگهس!
لیلی لونا پاتر نوشته:
سلام:
همین الان متوجه شدم که در لیست شخصیت ها سه تا گربه ی خانم فیگ اسمشون نیست.
اسم گربه ها برفی ، چنگولی و کاکلی است. اینارم به لیست اضافه کنین!
یه اسم دیگه هم پیدا کردم تو کتاب دوم هری پاتر. یه آدمی به اسم مورتلیک! هیچ توضیحی هم در مورد قیافه ظاهریش نداده. فقط اینکه اونو وزارت سحر و جادو دستگیر کردن تا در مورد چند تا راسوی عجیب و غریب ازش بازجویی کنن!
خب خانوم به این با شخصیتی، پروفسور لیلی لونا پاتر رفتن زحمت کشیدن این همه شخصیت پیدا کردن بعد شما اصلا انگار نه انگار که ایشون این همه عرق ریختن. البته من نمیدونم این پروفسور پرنتیس و پروفسور تیبلز که تو لیست نوشته گربههای خانوم فیگن دقیقا کدومشون پروفسور برفیه و کدومشون پروفسور چنگولی و کدومشون پروفسور کاکل به سر ولی به هر حال این وسط چند تا از گربههای خانوم فیگ مفقود شدن و حالا نگرانی خود خانوم فیگ به کنار، معرفی شخصیت من گیره الان! خب به این رسیدگی کنید مشکل جفتمون (مشکل من تایید شدنه مشکل شما هم منم!) حل میشه!
البته این پروفسور جیگر هم وسوسه کنندهس ولی خب پروفسور چنگولی یه چیز دیگهس!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

[b][s
جزئیات کاربر

پروفسور عزیز، حتی اگه تو معرفیم زیاد اینتر بزنمم نمیشه؟
خب منم قدیمیام دیگه! اون موقع که پروفسور حسینی یک بودم اگه انقد دست به سرم نکرده بودین و زودتر تایید شده بودم الان قوانین به نفع من بود! من نمیدونم چه لذتی میبرین از این همه دست به سر کردن؟ مگه من دل ندارم؟
تازه این لیست شخصیتاتونم که بوش داره کمکم بلند میشه! تورفین رول و برفی و چنگولی و کاکلی و اینا که هیچ کدوم تو لیست نبودن ولی همه تو کتاب بودن... خدا رو چه دیدین شاید پروفسور حسینی هم واقعا تو کتاب بود.
حالا میشه بگین برفی و چنگولی و کاکلی قابل تایید هستن یا نه؟ و به نظرتون کدومش بهم بیشتر میاد؟
دوست عزيز، اگر تمايلي براي ورود به ايفاي نقش داريد، اون هم با اين استعداد طنز نويسي، يك شخصيت از ليت شخصيت هاي گرفته نشده برداريد، وگرنه هم شما رو به خير و ما رو به سلامت!
خب منم قدیمیام دیگه! اون موقع که پروفسور حسینی یک بودم اگه انقد دست به سرم نکرده بودین و زودتر تایید شده بودم الان قوانین به نفع من بود! من نمیدونم چه لذتی میبرین از این همه دست به سر کردن؟ مگه من دل ندارم؟
تازه این لیست شخصیتاتونم که بوش داره کمکم بلند میشه! تورفین رول و برفی و چنگولی و کاکلی و اینا که هیچ کدوم تو لیست نبودن ولی همه تو کتاب بودن... خدا رو چه دیدین شاید پروفسور حسینی هم واقعا تو کتاب بود.
حالا میشه بگین برفی و چنگولی و کاکلی قابل تایید هستن یا نه؟ و به نظرتون کدومش بهم بیشتر میاد؟
دوست عزيز، اگر تمايلي براي ورود به ايفاي نقش داريد، اون هم با اين استعداد طنز نويسي، يك شخصيت از ليت شخصيت هاي گرفته نشده برداريد، وگرنه هم شما رو به خير و ما رو به سلامت!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/9/14 21:31:58

[b][s
جزئیات کاربر

آنیتا جان،
زیر پست من نوشته شده "ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور" اما من چیزی نمیبینم که نشون بده تایید شدم یا نه
میخواستم بدونم آیا تایید شدم یا نه
ممنون
من دسترسي شما رو داده بودم، نميدونم چي شد !! تاييد شديد شواليه!
ممنون!!!!!!!!!
زیر پست من نوشته شده "ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور" اما من چیزی نمیبینم که نشون بده تایید شدم یا نه
میخواستم بدونم آیا تایید شدم یا نه
ممنون
من دسترسي شما رو داده بودم، نميدونم چي شد !! تاييد شديد شواليه!
ممنون!!!!!!!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/9/14 21:24:59
ویرایش شده توسط سر کادوگان در 1387/9/15 11:36:01
ویرایش شده توسط سر کادوگان در 1387/9/15 11:36:01
من فکر می کنم هرگز نبوده قلب من این گونه گرم و سرخ:
احساس می کنم در بدترین دقایق این شام مرگزای
[b]چندین هزار چشمه خ
احساس می کنم در بدترین دقایق این شام مرگزای
[b]چندین هزار چشمه خ
جزئیات کاربر

میشه شخصیت آنیتا دامبلدور رو توی لیست شخصیت ها به من نشون بدین؟ بعدش منم پروفسور سید مجتبی حسینی پاترو بهتون نشون میدم!
دوست عزيز، سايت در اين سالها تغيير زيادي كرده و قوانين هم مسلما تغيير كردن. اون زماني كه من عضو شدم، شناسه هاي غير هري پتري هم تاييد ميشدند. اما الان نه. شما ميتونيد يك شخصيت پروفسور هري پاتري برداريد. موفق باشيد.
دوست عزيز، سايت در اين سالها تغيير زيادي كرده و قوانين هم مسلما تغيير كردن. اون زماني كه من عضو شدم، شناسه هاي غير هري پتري هم تاييد ميشدند. اما الان نه. شما ميتونيد يك شخصيت پروفسور هري پاتري برداريد. موفق باشيد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/9/14 18:24:19

[b][s
جزئیات کاربر

سلام. لطفا خسته نباشید.
نام: سید مجتبی حسینی
نام خانوادگی: پاتر!!!
گروه: گریفندور
سن: 194 سال
چوب دستی: دراز و کشیده، روشم با آبرنگ عکس شجریانو کشیدم.
زیر شلواری: دراز و کشیده، ولی روش با آبرنگ هنرنمایی نکردم.
خالکوبی روی بازو: رفیق بی کلک، مادر!
وضعیت ظاهری: پیرهن راه راه آبی با یقه و سر آستین سفید که 24 ساعته (حتی زیر دوش) تنمه! بیرون که میخوام برم یه شلوار پارچه ای چهارخونه خاکستری میکشم پام ولی تو خونه با شرت میگردم. از پشت هم شبیه ساموئل ال جکسونم. (به جان خودم)
توضیحات: من یکی از پدربزرگ های هری ام (مستند به خط 13، صفحه 456، هری پاتر و ترتیب ققنوس، انتشارات اندیشه ی امام) که از این زندگی هیچ خیری ندیدم. اون موقع ها که ما جوون بودیم طلسم فرمان هنوز قدغن نشده بود، ما هم یه خریتی کردیم یه دونه رو مامان جیمز اجرا کردیم. زنیکه کره خر جیمزو گذاشت رو دست ما و رفت. یه عمر عرق ریختیم کار کردیم هر چی درآوردیم ریختیم تو شیکم اون جیمز مادرسگ آخرشم رفت مرد یه قرون واسه ما نذاشت. هر چی داشت گذاشت واسه اون هری پدرسگ. الانم که پیر شدیم دیگه بازومون قوت نداره مجبوریم بریم خودفروشی کنیم. رقابتم که ماشالله زیاده...
از اینا هم که بگذریم این اعتیاد لامصبو نمیدونم چیکارش کنم. این همه سال rehab بودیم آخرشم هیچی به هیچی. هر دفعه میام همت کنم بذارمش کنار، زنیکه فیگ زنگ میزنه میگه جنس جدید رسیده بیا نمونه مجانی بگیر!
لعنت بر این زندگی آقا... لعنت بر این زندگی!
(من ایگورم، تایید کنید لطفا)
لطف كنيد از ليست شخصيت هاي گرفته نشده يك شخصيت برداريد. تاييد نشد.
نام: سید مجتبی حسینی
نام خانوادگی: پاتر!!!
گروه: گریفندور
سن: 194 سال
چوب دستی: دراز و کشیده، روشم با آبرنگ عکس شجریانو کشیدم.
زیر شلواری: دراز و کشیده، ولی روش با آبرنگ هنرنمایی نکردم.
خالکوبی روی بازو: رفیق بی کلک، مادر!
وضعیت ظاهری: پیرهن راه راه آبی با یقه و سر آستین سفید که 24 ساعته (حتی زیر دوش) تنمه! بیرون که میخوام برم یه شلوار پارچه ای چهارخونه خاکستری میکشم پام ولی تو خونه با شرت میگردم. از پشت هم شبیه ساموئل ال جکسونم. (به جان خودم)
توضیحات: من یکی از پدربزرگ های هری ام (مستند به خط 13، صفحه 456، هری پاتر و ترتیب ققنوس، انتشارات اندیشه ی امام) که از این زندگی هیچ خیری ندیدم. اون موقع ها که ما جوون بودیم طلسم فرمان هنوز قدغن نشده بود، ما هم یه خریتی کردیم یه دونه رو مامان جیمز اجرا کردیم. زنیکه کره خر جیمزو گذاشت رو دست ما و رفت. یه عمر عرق ریختیم کار کردیم هر چی درآوردیم ریختیم تو شیکم اون جیمز مادرسگ آخرشم رفت مرد یه قرون واسه ما نذاشت. هر چی داشت گذاشت واسه اون هری پدرسگ. الانم که پیر شدیم دیگه بازومون قوت نداره مجبوریم بریم خودفروشی کنیم. رقابتم که ماشالله زیاده...
از اینا هم که بگذریم این اعتیاد لامصبو نمیدونم چیکارش کنم. این همه سال rehab بودیم آخرشم هیچی به هیچی. هر دفعه میام همت کنم بذارمش کنار، زنیکه فیگ زنگ میزنه میگه جنس جدید رسیده بیا نمونه مجانی بگیر!
لعنت بر این زندگی آقا... لعنت بر این زندگی!
(من ایگورم، تایید کنید لطفا)
لطف كنيد از ليست شخصيت هاي گرفته نشده يك شخصيت برداريد. تاييد نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور حسینی در 1387/9/13 23:15:24
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/9/14 14:21:11
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/9/14 14:21:11

[b][s
جزئیات کاربر

نام: سر آلبرت جولیوس اوفیلیوس ایلیانوس (و چندین "اوس" دیگر که به علت کمبود وقت از ذکر آنها به شدت معذوریم!) کادوگان
نام مستعار: مغلب به سر کادوگان یا شوالیه جادوگر
گروه: گریفندور
چوبدستی: ۲۸ سانتیمتر، انعطاف ناپذیر، چوب درخت گردو با ۳ رشته دم اسب (!) تکشاخ گیرمون نیمد...کمبود امکانات دیگه مسولین رسیدگی نمیکنن...
ظاهر: قد بلند لاغر و با صورتی کشیده و با ریشی سفید و نسبتا بلند.
توضیحات بیشتر:
سر کادوگان در ابتدای هزاره ی دوم زندگی میکرد. او جادوگری قدرتمند بود و در سنین جوانی به عنوان یکی از ژنرال های ارتش بریتانیا انتخاب شد. او ارتش خود را در سری جنگهایی میان بریتانیا و فرانسه فرماندهی کرد. سر کادوگان با وجود گرایشاتی که به جادوی سیاه داشت، بیشتر زمان خود را صرف آموزش جادوی سپید و آموختن آن می کرد. او بعدها بعنوان یکی از استادان هاگوارتز انتخاب شد و سپس به پست سرگروه گروه گریفندور رسید. تابلویی به یادگار او در هاگوارتز نسب شده...
توضیحاتی از زبان خود سر کادوگان:
هومکیوسسس... یه بی پدر مادری ور داشت از وسط تابلوی منرو شکستش...منم با استفاده از چندین طلسم بسیار مخوف و انتحاری در رفتم و اومدم بیرون...در ۲۴۵۳۶ جنگ داخلی و خارجی و خانوادگی و حومه و غیره شرکت داشتم...و تعداد بیشماری غول و دیو و اشخاص پلید و از اینجو چیزا هم شکست دادم...هــــــی..یادش بخیر سال ۴۳ بود وسط بیابون...بخت بد زد و اسب افتاد از تشنگی مرد...ما هم پیاده...تا کیلومتر ها و اندی آبادی نبود...ما هم گشنه...گرما هم فشار اورده بود...نیشستیم جاتون خالی ترتیب اسب رو از چند لحاظ دادیم...(برداشت بد نکنید یه وقتا)...
--آقا پاشو برو معرفی شخصیت نخواستیم...پاشو برو خدا خیررت بده...
نه..نه...یه ذره دیگه مونده...شما گوش کن...
ـــــــــــــــــــــ۴ ساعت بعدـــــــــــــــــــــــ
خلاصه...حالا مگه دیوه کوتا میومد...ما هم مجبور شدی ماز تکنیکهای ویژه استفاده کنیم و ...
-- آقا جان مادرت پاشو برو...یه چیزی هم دستی میدیم...
بهه... چی فکر مردی...تازه تیکه هیجان انگیزش مونده!
نام مستعار: مغلب به سر کادوگان یا شوالیه جادوگر
گروه: گریفندور
چوبدستی: ۲۸ سانتیمتر، انعطاف ناپذیر، چوب درخت گردو با ۳ رشته دم اسب (!) تکشاخ گیرمون نیمد...کمبود امکانات دیگه مسولین رسیدگی نمیکنن...
ظاهر: قد بلند لاغر و با صورتی کشیده و با ریشی سفید و نسبتا بلند.
توضیحات بیشتر:
سر کادوگان در ابتدای هزاره ی دوم زندگی میکرد. او جادوگری قدرتمند بود و در سنین جوانی به عنوان یکی از ژنرال های ارتش بریتانیا انتخاب شد. او ارتش خود را در سری جنگهایی میان بریتانیا و فرانسه فرماندهی کرد. سر کادوگان با وجود گرایشاتی که به جادوی سیاه داشت، بیشتر زمان خود را صرف آموزش جادوی سپید و آموختن آن می کرد. او بعدها بعنوان یکی از استادان هاگوارتز انتخاب شد و سپس به پست سرگروه گروه گریفندور رسید. تابلویی به یادگار او در هاگوارتز نسب شده...
توضیحاتی از زبان خود سر کادوگان:
هومکیوسسس... یه بی پدر مادری ور داشت از وسط تابلوی منرو شکستش...منم با استفاده از چندین طلسم بسیار مخوف و انتحاری در رفتم و اومدم بیرون...در ۲۴۵۳۶ جنگ داخلی و خارجی و خانوادگی و حومه و غیره شرکت داشتم...و تعداد بیشماری غول و دیو و اشخاص پلید و از اینجو چیزا هم شکست دادم...هــــــی..یادش بخیر سال ۴۳ بود وسط بیابون...بخت بد زد و اسب افتاد از تشنگی مرد...ما هم پیاده...تا کیلومتر ها و اندی آبادی نبود...ما هم گشنه...گرما هم فشار اورده بود...نیشستیم جاتون خالی ترتیب اسب رو از چند لحاظ دادیم...(برداشت بد نکنید یه وقتا)...
--آقا پاشو برو معرفی شخصیت نخواستیم...پاشو برو خدا خیررت بده...
نه..نه...یه ذره دیگه مونده...شما گوش کن...
ـــــــــــــــــــــ۴ ساعت بعدـــــــــــــــــــــــ
خلاصه...حالا مگه دیوه کوتا میومد...ما هم مجبور شدی ماز تکنیکهای ویژه استفاده کنیم و ...
-- آقا جان مادرت پاشو برو...یه چیزی هم دستی میدیم...
بهه... چی فکر مردی...تازه تیکه هیجان انگیزش مونده!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/9/14 14:29:27
من فکر می کنم هرگز نبوده قلب من این گونه گرم و سرخ:
احساس می کنم در بدترین دقایق این شام مرگزای
[b]چندین هزار چشمه خ
احساس می کنم در بدترین دقایق این شام مرگزای
[b]چندین هزار چشمه خ
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/04/01
آخرین ورود: چهارشنبه 27 خرداد 1388 15:51
از: از جهندم سياه همسادتونم نمي شناسي؟؟؟؟؟؟
پستها:
998

اي داد بي داد دوباره بدبخت شدم
نام:بغض شاهزاده
هپزيبا اسميت قديم سايتم بابا
همون جوانه
سن:از يه خانم جوان سن نمي پرسن كه 18
گروه:هافلپاف
ويژگي ها: اي بابا اي تام ريدل عزيز باعث شد ما سرون پيري شكست عضقي بخوريم
شاهزادم بوديم كه
شديم بغض شاهزاده
اگه نمي شه همون هپزيبا اسميت تائيدم كنين
مي خوام برم هافل پاف
چوبدستيمم : يادم ني چون درخت ون ون پر ققنوس
خوش اومدي!
نام:بغض شاهزاده
هپزيبا اسميت قديم سايتم بابا
همون جوانه
سن:از يه خانم جوان سن نمي پرسن كه 18
گروه:هافلپاف
ويژگي ها: اي بابا اي تام ريدل عزيز باعث شد ما سرون پيري شكست عضقي بخوريم
شاهزادم بوديم كه
شديم بغض شاهزاده
اگه نمي شه همون هپزيبا اسميت تائيدم كنين
مي خوام برم هافل پاف
چوبدستيمم : يادم ني چون درخت ون ون پر ققنوس
خوش اومدي!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنیتا دامبلدور در 1387/9/8 14:49:50
پنهان شده ام
پشت ابر چشمهايم...
باران در اتاق من است...
خالي هاي اتاقم را
از تصوير زنده ي نامش پر مي كن
پشت ابر چشمهايم...
باران در اتاق من است...
خالي هاي اتاقم را
از تصوير زنده ي نامش پر مي كن
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج