تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
پیام امروز
بحث در مورد اشکالات و اشتباهات در کتابهای هری پاتر
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: بحث در مورد اشکالات و اشتباهات در کتابهای هری پاتر
ارسال شده در: چهارشنبه 23 بهمن 1387 23:05
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/06/25
تولد نقش: 1383/08/04
آخرین ورود: یکشنبه 20 آبان 1403 09:08
از: یخچال خانه ریدل
پستها:
1709

the sprit عزیز ...
یه موقع هست ... از شما میپرسن که زمانی که مثلا مرگخوارا از آزکابان فرار کردن هری کجا بوده ... در اینجور مواقع ... هری فرقی نمیکنه توخوابگاه باشه، تو کتابخونه باشه، خونه باشه، توی زمین کوییدیچ باشه .... یا وقتی پدر مادر ری رو کشتن .. دامبلدور کجا بوده؟ دامبلدور میخواد تو دفترش باشه .. میخواد نباشه ... کجا بودنش در اینجا اصلا مهم نیست!
چون هیچ تاثیری در داستان نداره ... اما یک موقع نویسنده میاد یک سری المان ها رو مشخص میکنه و بعد بر اون اساس داستان رو پیش میبره ... مثلا میگه ولدمورت نتونست هری کوچولو بکشه چون نصف پیشگویی رو نمیدونست ... بر همین اساس:
- ولدمورت قدرتشو از دست میده
- مرگخواران فراری میشن
- امنیت بار دیگر به جامعه جادوگری برمیگرده
- هری پاتر معروف میشه ...
- و تمدن جادوگری بخاطر سقوط ولدمورت با این کم و کیف که میبینید پدید میاد
و چارچوب کتاب های هری پاتر بر این اساس شکل میگیره ... و همه اینا بخاطر اینه که اسنیپ پیشگویی رو به طور کامل به ولدمورت نرسونده بود و ولدمورت در محاسبات اشتباه کرده بود و هری هم شد پسری که زنده ماند ...
ببینید این چیزی نیست که شما اسمشو بذارید یک واقعیت ملموس ... اسم این چیزیه که آینده هری پاتر و داستان هری پاتر رو رقم زده و نویسنده با بیان این موضوع یک درکی رو از محتوای داستان به خواننده داده ... چیزی نیست که بعد بشه راحت زد زیرش ... چون رولینگ در اینجا علت اصلی شکست ولدمورت رو بیان کرده! و این موضوع به هیچ وجه چیزی نیست که شما بگید اینو باید نادیده گرفت .... حتی فکر میکنم در کتاب پنجم بخش قابل توجهیم به این موضوع اختصاص داده شد که دامبلدور داشت همین جمله رو مزه مزه میکرد که نشنیدن قسمت دوم پیشگویی چطوری باعث زوال قدرت ولدمورت شد ... این واقعیت داستانه نه یک صحبت ملموس و روزانه که بود و نبودش تاثیر نداره!
اگر دامبلدور فقط به همین مسئله اشاره میکرد که جاسوس بعد از قسمت اول پیشگویی از کافه بیرون شد حرفی نبود ... اما رولینگ در پس این جمله یک موضوع بسیار مهم و غیر قابل صرف نظر و قرار داده که تنها با قبول این واقعیت جور در میاد نه با چیز دیگه ای....
و البته برعکس نظر شما در کتاب ششم گفته شده اسنیپ کی توسط آبرفورث دستگیر شده ... هر چند که برای قضاوت بر سر یک موضوع حتما لازم نیست تک تک کلمات در کتاب اومده باشه ... همونطور که در یک دادگاه جنایی حتما نباید قاضی صحنه کشته شدن مقتول رو ببینه تا نظر بده... بلکه باید قطعات گم شده این معما رو به هم اتصال بده ... با این تفاسیر اگر فکر میکنید این موضوع منطقا قابل توجیهه ... خودتون یک فرضیه ارائه بدید که توش تمام مفروضاتی که در کتاب پنجم و ششم بیان شده رو بشه توجیه کرد!
یه موقع هست ... از شما میپرسن که زمانی که مثلا مرگخوارا از آزکابان فرار کردن هری کجا بوده ... در اینجور مواقع ... هری فرقی نمیکنه توخوابگاه باشه، تو کتابخونه باشه، خونه باشه، توی زمین کوییدیچ باشه .... یا وقتی پدر مادر ری رو کشتن .. دامبلدور کجا بوده؟ دامبلدور میخواد تو دفترش باشه .. میخواد نباشه ... کجا بودنش در اینجا اصلا مهم نیست!
چون هیچ تاثیری در داستان نداره ... اما یک موقع نویسنده میاد یک سری المان ها رو مشخص میکنه و بعد بر اون اساس داستان رو پیش میبره ... مثلا میگه ولدمورت نتونست هری کوچولو بکشه چون نصف پیشگویی رو نمیدونست ... بر همین اساس:
- ولدمورت قدرتشو از دست میده
- مرگخواران فراری میشن
- امنیت بار دیگر به جامعه جادوگری برمیگرده
- هری پاتر معروف میشه ...
- و تمدن جادوگری بخاطر سقوط ولدمورت با این کم و کیف که میبینید پدید میاد
و چارچوب کتاب های هری پاتر بر این اساس شکل میگیره ... و همه اینا بخاطر اینه که اسنیپ پیشگویی رو به طور کامل به ولدمورت نرسونده بود و ولدمورت در محاسبات اشتباه کرده بود و هری هم شد پسری که زنده ماند ...
ببینید این چیزی نیست که شما اسمشو بذارید یک واقعیت ملموس ... اسم این چیزیه که آینده هری پاتر و داستان هری پاتر رو رقم زده و نویسنده با بیان این موضوع یک درکی رو از محتوای داستان به خواننده داده ... چیزی نیست که بعد بشه راحت زد زیرش ... چون رولینگ در اینجا علت اصلی شکست ولدمورت رو بیان کرده! و این موضوع به هیچ وجه چیزی نیست که شما بگید اینو باید نادیده گرفت .... حتی فکر میکنم در کتاب پنجم بخش قابل توجهیم به این موضوع اختصاص داده شد که دامبلدور داشت همین جمله رو مزه مزه میکرد که نشنیدن قسمت دوم پیشگویی چطوری باعث زوال قدرت ولدمورت شد ... این واقعیت داستانه نه یک صحبت ملموس و روزانه که بود و نبودش تاثیر نداره!
اگر دامبلدور فقط به همین مسئله اشاره میکرد که جاسوس بعد از قسمت اول پیشگویی از کافه بیرون شد حرفی نبود ... اما رولینگ در پس این جمله یک موضوع بسیار مهم و غیر قابل صرف نظر و قرار داده که تنها با قبول این واقعیت جور در میاد نه با چیز دیگه ای....
و البته برعکس نظر شما در کتاب ششم گفته شده اسنیپ کی توسط آبرفورث دستگیر شده ... هر چند که برای قضاوت بر سر یک موضوع حتما لازم نیست تک تک کلمات در کتاب اومده باشه ... همونطور که در یک دادگاه جنایی حتما نباید قاضی صحنه کشته شدن مقتول رو ببینه تا نظر بده... بلکه باید قطعات گم شده این معما رو به هم اتصال بده ... با این تفاسیر اگر فکر میکنید این موضوع منطقا قابل توجیهه ... خودتون یک فرضیه ارائه بدید که توش تمام مفروضاتی که در کتاب پنجم و ششم بیان شده رو بشه توجیه کرد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Re: بحث در مورد اشکالات و اشتباهات در کتابهای هری پاتر
ارسال شده در: چهارشنبه 23 بهمن 1387 22:02
زابيني عزيز ايرادي كه اشاره كردي يكي از وقايع ملموسي هست كه در زندگي عادي نيز خيلي ها تجربه اش كردند و من بيشتر اين مسئله رو به پاي قدرت نويسندگي رولينگ ميذارم تا گاف رولينگ!!!
شما وقتي ميخوايد كسي از يك مسئله اطلاعات زيادي پيدا نكنه و يا تمايل داريد كه بحثي رو به اتمام برسونيد ، صحبتي نميكنيد كه جاي سوال در ذهن مخاطب بگذاره ، بي شك دامبلدور آن زمان هري رو براي پذيرش اين واقعيت آماده نميديد و اگر ميگفت جاسوس لرد دستگير شده ، هري سوالات زيادي رو مطرح ميكرد كه زمانش نبود مطرح كنه ، پس دامبلدور ترجيح داده با گفتن اينكه جاسوس خودش مكان رو ترك كرده ، جايي براي ادامه دادن بحث نذاشته باشه.
در رابطه با تناقض زماني ، جايي در كتاب ششم گفته نشده كه سورس اسنيپ كي توسط ابرفورث دامبلدور دستگير شده ، جايي اشاره نشده كه اون تموم پيش گويي رو شنيده ، پس منطقا ايرادي به رولينگ وارد نيست.
شما وقتي ميخوايد كسي از يك مسئله اطلاعات زيادي پيدا نكنه و يا تمايل داريد كه بحثي رو به اتمام برسونيد ، صحبتي نميكنيد كه جاي سوال در ذهن مخاطب بگذاره ، بي شك دامبلدور آن زمان هري رو براي پذيرش اين واقعيت آماده نميديد و اگر ميگفت جاسوس لرد دستگير شده ، هري سوالات زيادي رو مطرح ميكرد كه زمانش نبود مطرح كنه ، پس دامبلدور ترجيح داده با گفتن اينكه جاسوس خودش مكان رو ترك كرده ، جايي براي ادامه دادن بحث نذاشته باشه.
در رابطه با تناقض زماني ، جايي در كتاب ششم گفته نشده كه سورس اسنيپ كي توسط ابرفورث دامبلدور دستگير شده ، جايي اشاره نشده كه اون تموم پيش گويي رو شنيده ، پس منطقا ايرادي به رولينگ وارد نيست.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط The Spirit در 1387/11/23 22:04:34
Re: بحث در مورد اشکالات و اشتباهات در کتابهای هری پاتر
ارسال شده در: چهارشنبه 23 بهمن 1387 20:51
جزئیات کاربر

جنگ هری با لرد سیاه سریع تمام شد
باید لرد سیاه به هری آسیب می زد و ...
________
دوست عزیز،یاداوری می کنم که اینجا انجمنه و انجمن یعنی مکانی برای بحث ! نه نظر سنجی! خوشحال میشم اگه دلیلتون رو هم بفرمایید.
باید لرد سیاه به هری آسیب می زد و ...
________
دوست عزیز،یاداوری می کنم که اینجا انجمنه و انجمن یعنی مکانی برای بحث ! نه نظر سنجی! خوشحال میشم اگه دلیلتون رو هم بفرمایید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلاتريكس لسترنج در 1387/11/23 22:22:08
شناسه ی قبلیم که بعد از این ساختمش ولی دوباره برگشتم به این
اینه
عمرا اگه فهمیده باشی چی گفتم

چاکر همه بچه های قدیمی (کینگزلی شکلبوت ، پیوز ، رفوس ، زاخاریاس ، دادالوس دیگل و خیلی های دیگه که حال ندارم بنویسم اسمشون رو
)
اینه
عمرا اگه فهمیده باشی چی گفتم

چاکر همه بچه های قدیمی (کینگزلی شکلبوت ، پیوز ، رفوس ، زاخاریاس ، دادالوس دیگل و خیلی های دیگه که حال ندارم بنویسم اسمشون رو
)
Re: بحث در مورد اشکالات و اشتباهات در کتابهای هری پاتر
ارسال شده در: چهارشنبه 23 بهمن 1387 18:54
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/06/25
تولد نقش: 1383/08/04
آخرین ورود: یکشنبه 20 آبان 1403 09:08
از: یخچال خانه ریدل
پستها:
1709

مری عزیز ... در کتاب ششم واضحا گفته شده که آبرفورث اسنیپو در حین اینکه پشت در فالگوش وایساده بوده گرفته و بعدم در باز میشه و و هم دامبلدور و هم تریلانی اسنیپ رو میبینن ...
توضیح این واقعه زمانی هست که تریلانی در کتاب ششم از اتاق ضروریات پرت شده بوده بیرون و به هری برمیخوره و این موضوع رو با ریزه کاری های رفتار اسنیپ بیان میکنه (که بعدم هری میره دفتر دامبلدور که ببینه حرف تریلانی راسته یا دروغه که با حقیقت مواجه میشه)
این قسمت نه تنها بر خلاف تصور ما از این واقعه به نقل کتاب پنجمه بلکه اصولا با توجه به توضیحات هرجور هم بخوایم توجیه کنیم درست نیست یا خیلی مسئله غیر منطقی به نظر میرسه ... فکر میکنم جملات کتاب پنجم و ششم در این مورد بهتر از هر توضیحی گویای قضیه هست ... چون لحن نوشته در هر مرتبه کاملا صریح و واضح و بی ابهامه به صورتی که شما قشنگ میتونید اون وضعیت رو تصور کنید و مهره های داستان رو در این وضعیت بچینید و سوالی براتون پیش نمیاد ...
اما وقتی این دو نقل قول ها رو کنار هم قرار میدیم میبینیم که اصلا بر هم منطبق نیستن .. بالاخره یک نفر یا امتحانشو قبول میشه یا رد میشه ... جواب سومی وجود نداره ... اسنیپم یا قسمت دوم پیشگویی رو شنیده یا نشنیده اما متاسفانه ایندفعه در هر دو حالت به مشکل برمیخوریم!
توضیح این واقعه زمانی هست که تریلانی در کتاب ششم از اتاق ضروریات پرت شده بوده بیرون و به هری برمیخوره و این موضوع رو با ریزه کاری های رفتار اسنیپ بیان میکنه (که بعدم هری میره دفتر دامبلدور که ببینه حرف تریلانی راسته یا دروغه که با حقیقت مواجه میشه)
این قسمت نه تنها بر خلاف تصور ما از این واقعه به نقل کتاب پنجمه بلکه اصولا با توجه به توضیحات هرجور هم بخوایم توجیه کنیم درست نیست یا خیلی مسئله غیر منطقی به نظر میرسه ... فکر میکنم جملات کتاب پنجم و ششم در این مورد بهتر از هر توضیحی گویای قضیه هست ... چون لحن نوشته در هر مرتبه کاملا صریح و واضح و بی ابهامه به صورتی که شما قشنگ میتونید اون وضعیت رو تصور کنید و مهره های داستان رو در این وضعیت بچینید و سوالی براتون پیش نمیاد ...
اما وقتی این دو نقل قول ها رو کنار هم قرار میدیم میبینیم که اصلا بر هم منطبق نیستن .. بالاخره یک نفر یا امتحانشو قبول میشه یا رد میشه ... جواب سومی وجود نداره ... اسنیپم یا قسمت دوم پیشگویی رو شنیده یا نشنیده اما متاسفانه ایندفعه در هر دو حالت به مشکل برمیخوریم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Re: بحث در مورد اشکالات و اشتباهات در کتابهای هری پاتر
ارسال شده در: چهارشنبه 23 بهمن 1387 17:57
جزئیات کاربر

اهم اهم
من یادم نمیاد کلاً منتهی یکی پشت در نه ایستاده بود ؟ من یه همچین چیزی یادم میاد
فکر کنم اشاره شده بود قسمت دوم پیشگویی رو درست نشنیده ! که خب اینطوری مشکلی نیست ...
گرچه چون دقیق یادم نیست این ادعایی بیش نیست ، با تحقیق و تفحص بدین موضوع پی ببرین
من یادم نمیاد کلاً منتهی یکی پشت در نه ایستاده بود ؟ من یه همچین چیزی یادم میاد

فکر کنم اشاره شده بود قسمت دوم پیشگویی رو درست نشنیده ! که خب اینطوری مشکلی نیست ...
گرچه چون دقیق یادم نیست این ادعایی بیش نیست ، با تحقیق و تفحص بدین موضوع پی ببرین
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
Re: بحث در مورد اشکالات و اشتباهات در کتابهای هری پاتر
ارسال شده در: چهارشنبه 23 بهمن 1387 15:59
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/06/25
تولد نقش: 1383/08/04
آخرین ورود: یکشنبه 20 آبان 1403 09:08
از: یخچال خانه ریدل
پستها:
1709

یکی از بزرگترین اشتباهات که البته قبلا هم من در موردش بحث کردم مربوط به یک تضاد میان کتاب پنجم و ششم هست.
در کتاب پنجم دامبلدور در مورد پیشگویی به هری میگه که جاسوس ولدمورت بعد از اینکه قسمت اول پیشگویی رو شنید از کافه بیرون شد ... و در ادامه هم به این نکته اشاره داره که دقیقا چون نتونست قسمت دوم پیشگویی رو به ولدمورت برسونه (چون نشنیده بوده) ولدمورت بی احتیاطی کرده و قدرتشو از دست داده.
اما در کتاب ششم وقتی دامبلدور ماجرا رو کامل تعریف میکنه میبینیم که این جاسوس کسی نبوده جز اسنیپ و اسنیپم کسی بوده که بعد از پایان پیشگویی مچشو گرفتن و ما میتونیم اینطور نتیجه بگیریم که اسنیپو صددرصد بعد از اتمام پیشگویی از کافه بیرون شده ... پس به این نتیجه میرسیم که این جاسوس تمام پیشگویی رو شنیده! و این در حالیه که دامبلدور در کتاب پنجم گفته این جاسوس همه پیشگویی رو نشنیده بوده.
و این یک تناقضه!
در کتاب پنجم دامبلدور در مورد پیشگویی به هری میگه که جاسوس ولدمورت بعد از اینکه قسمت اول پیشگویی رو شنید از کافه بیرون شد ... و در ادامه هم به این نکته اشاره داره که دقیقا چون نتونست قسمت دوم پیشگویی رو به ولدمورت برسونه (چون نشنیده بوده) ولدمورت بی احتیاطی کرده و قدرتشو از دست داده.
اما در کتاب ششم وقتی دامبلدور ماجرا رو کامل تعریف میکنه میبینیم که این جاسوس کسی نبوده جز اسنیپ و اسنیپم کسی بوده که بعد از پایان پیشگویی مچشو گرفتن و ما میتونیم اینطور نتیجه بگیریم که اسنیپو صددرصد بعد از اتمام پیشگویی از کافه بیرون شده ... پس به این نتیجه میرسیم که این جاسوس تمام پیشگویی رو شنیده! و این در حالیه که دامبلدور در کتاب پنجم گفته این جاسوس همه پیشگویی رو نشنیده بوده.
و این یک تناقضه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Re: بحث در مورد اشکالات و اشتباهات در کتابهای هری پاتر
ارسال شده در: چهارشنبه 23 بهمن 1387 15:15
خالق يك اثر فانتزي ، چهار چوب ها و قوانين خودش رو داره و ذهن و باور خواننده بايد با توجه به اين چهار چوب ها تغيير كنه ، اما بعضي از اتفاقات هستند كه حتي با چهار چوب خود نويسنده هم در تضادند .
بزرگترين اشكالي كه ميشه از سري كتاب هاي هري پاتر گرفت ، مربوط به كتاب هفتم و قسمتي ميشه كه رون به تقليد از هري به زبان مارها سخن گفت و در ورودي تالار اسرار رو باز كرد ، مار زبان بودن با توجه به شواهد درون كتاب يك استعداد ذاتي بوده و اكتسابي نيست ، چرا كه اگر بود امتياز خاص و ويژه اي به شمار نميرفت و هر كسي ميتونست اين خصلت رو داشته باشه.
بزرگترين اشكالي كه ميشه از سري كتاب هاي هري پاتر گرفت ، مربوط به كتاب هفتم و قسمتي ميشه كه رون به تقليد از هري به زبان مارها سخن گفت و در ورودي تالار اسرار رو باز كرد ، مار زبان بودن با توجه به شواهد درون كتاب يك استعداد ذاتي بوده و اكتسابي نيست ، چرا كه اگر بود امتياز خاص و ويژه اي به شمار نميرفت و هر كسي ميتونست اين خصلت رو داشته باشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط The Spirit در 1387/11/23 15:18:01
ویرایش شده توسط The Spirit در 1387/11/23 15:20:58
ویرایش شده توسط The Spirit در 1387/11/23 15:20:58
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/06/25
تولد نقش: 1383/08/04
آخرین ورود: یکشنبه 20 آبان 1403 09:08
از: یخچال خانه ریدل
پستها:
1709

خب ... البته چون این چیزا بیشتر تئوریه اصولا برای هر اشکالی میشه دلیلی درست کرد و یک استثنایی قائل شد و با این دید بخوایم نگاه کنیم همه کتابا بی اشکال میشن.
دالاهوف عزیز .. فرضیه دومتون که فکر میکنم خودتونم متوجه شدید که درست نیست بخصوص اینکه دلیل اینکه فرد و جرجم دائم غیب و ظاهر میشدن این بود که تازه امتحان حضور و غیاب رو داده بودن و از اینکار خوششون میومد و همچنین همون صدای پاق و حضور ناگهانیشون که مثلا یهو روی پای هری ظاهر میشدن نشون میده که صددرصد حضور غیاب میکردن.
اما در مورد فرضیه یکتون ... من فکر میکنم اگر از خود رولینگم این سوالو کنن صددرصد جواب مشابهی میده ... اما من این جوابو به همون دلیلی که در ابتدای پستم گفتم قبولش ندارم ... چون هر کار و هر چیزی قابل توجیهه ... ما باید قبل از هرچیز ببینیم این پدیده چقدر در داستان ضرورت داشته.
این موضوع رو میشه از دو دیدگاه بررسی کرد:
1- آیا در کتاب موارد مشابهی هم بوده؟
2- مطرح کردن این موضوع چه نفعی در پیشبرد خود کتاب داشته؟
در مورد سوال اول میتونیم بگیم که جواب نه بوده به عنوان مثال شرایط هاگوارتز برعکس این موضوع بوده ... مثلا کسی توی هاگوارتز نمیتونسته مثل خانه گریمولد غیب و ظاهر شه. حالا چه دلیلی داره که در خانه گریمولد که این طرح اجرا شه؟ کاری که اصلا خود محفلیا بهش احتیاجی ندارن؟ به عبارتی در مرکزی به حساسیت محفل چنین جادوی سهل انگارانه ای یکم عجیب به نظر میرسه!
در مورد سوال دوم میشه گفت نه هیچ هدف و نفع خاصی در پیشبرد اهداف کتاب نداشته ...
بنابراین من روی هم رفته فکر میکنم که رولینگ فقط دوست داشته اون قسمت حضور و غیاب فرد و جرجو به هر ترتیبی که شده به کتابش اضافه کنه اما تا حدودی روش ناشیانه ای رو پیش گرفته .. حالا هر چند که قابل توجیه باشه.
بنابراین اگر من این موضوع رو به حساب سوتی های کتاب نذارم قطعا این قسمت رو از قسمت های ضعیف کتاب میدونم.
دالاهوف عزیز .. فرضیه دومتون که فکر میکنم خودتونم متوجه شدید که درست نیست بخصوص اینکه دلیل اینکه فرد و جرجم دائم غیب و ظاهر میشدن این بود که تازه امتحان حضور و غیاب رو داده بودن و از اینکار خوششون میومد و همچنین همون صدای پاق و حضور ناگهانیشون که مثلا یهو روی پای هری ظاهر میشدن نشون میده که صددرصد حضور غیاب میکردن.
اما در مورد فرضیه یکتون ... من فکر میکنم اگر از خود رولینگم این سوالو کنن صددرصد جواب مشابهی میده ... اما من این جوابو به همون دلیلی که در ابتدای پستم گفتم قبولش ندارم ... چون هر کار و هر چیزی قابل توجیهه ... ما باید قبل از هرچیز ببینیم این پدیده چقدر در داستان ضرورت داشته.
این موضوع رو میشه از دو دیدگاه بررسی کرد:
1- آیا در کتاب موارد مشابهی هم بوده؟
2- مطرح کردن این موضوع چه نفعی در پیشبرد خود کتاب داشته؟
در مورد سوال اول میتونیم بگیم که جواب نه بوده به عنوان مثال شرایط هاگوارتز برعکس این موضوع بوده ... مثلا کسی توی هاگوارتز نمیتونسته مثل خانه گریمولد غیب و ظاهر شه. حالا چه دلیلی داره که در خانه گریمولد که این طرح اجرا شه؟ کاری که اصلا خود محفلیا بهش احتیاجی ندارن؟ به عبارتی در مرکزی به حساسیت محفل چنین جادوی سهل انگارانه ای یکم عجیب به نظر میرسه!
در مورد سوال دوم میشه گفت نه هیچ هدف و نفع خاصی در پیشبرد اهداف کتاب نداشته ...
بنابراین من روی هم رفته فکر میکنم که رولینگ فقط دوست داشته اون قسمت حضور و غیاب فرد و جرجو به هر ترتیبی که شده به کتابش اضافه کنه اما تا حدودی روش ناشیانه ای رو پیش گرفته .. حالا هر چند که قابل توجیه باشه.
بنابراین اگر من این موضوع رو به حساب سوتی های کتاب نذارم قطعا این قسمت رو از قسمت های ضعیف کتاب میدونم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/11/7 2:58:21
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/07/03
تولد نقش: 1396/10/10
آخرین ورود: شنبه 19 مهر 1399 22:11
از: کره آبی
پستها:
2608

نقل قول:
احتمالا دلیلش یکی از این دو تاس:
1)خانه شماره 4 گریمالد طوری افسون شده بود که هیچکس نتونه از داخل آن غیب بشه و بره بیرونش و بالعکس.ولی دو قلوها داخل خانه غیب شده ن و دوباره در داخل همان خانه ظاهر شدن.
2)اونا ظهور و غیاب انجام ندادن و صرفا افسون سرخوردگی روی خودشون اجرا کرده ن و از نظر هری و رون غیب شده ن.
ولی تا اونجائی که یادم میاد تو کتاب هنگام غیب شدن دوقلوها گفته بود یه صدای پاق اومد که میفهمیم بیشتر فرضیه شماره 1 میتونه درست باشه.
بتی بریسویت:توی کتاب چهار ، محفلی ها نمی تونن توی خونه سیریوس ظاهر بشن ولی دوقلو های ویزلی توی اتاق رون و هری غیب و ظاهر می شن .
احتمالا دلیلش یکی از این دو تاس:
1)خانه شماره 4 گریمالد طوری افسون شده بود که هیچکس نتونه از داخل آن غیب بشه و بره بیرونش و بالعکس.ولی دو قلوها داخل خانه غیب شده ن و دوباره در داخل همان خانه ظاهر شدن.
2)اونا ظهور و غیاب انجام ندادن و صرفا افسون سرخوردگی روی خودشون اجرا کرده ن و از نظر هری و رون غیب شده ن.
ولی تا اونجائی که یادم میاد تو کتاب هنگام غیب شدن دوقلوها گفته بود یه صدای پاق اومد که میفهمیم بیشتر فرضیه شماره 1 میتونه درست باشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج