جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

18 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
15
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  143 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  331 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  234 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 تیر 1388 15:44
نمایش جزئیات
آفلاین
كلاس گياهشناسي
در یک صبح بهار ی کورمک در حالی مثل همیشه در حال غر زدن بود از تخت خواب بلند شد. دستی به مو های ژولی ده اش کشید و به سمت مرلینگاه حکت کرد.
-آی ی !این چی بود دیگه؟
کورمک به اشتباه پاشو رو صفحه ی شطرنج گذاشته بود.
-اه!عجب صبح بدیه!
خمیازه ای به این صورت کشید و در مرلینگاه را باز کرد.

یک ربع بعد

-آخیش
بعد دستش را تو جیبش کرد و به سمت آشپز خونه حرکت کرد.
هم چنان با چهره ی خواب آلود در حال حرکت بود که نا گهان پاش به پاش گیر کرد و با سر خورد زمین
- اه اه! این دیگه چه زندیگیه
وارد آشپز خونه شد و 2 تا تخم مرغ نیمرو کرد شروع به خوردن کرد.

بعدشم مثل اوباش ها در خونه را باز کرد و پرید تو کوچه.
کوچه مثل همیشه ساکت بود. در و دیوار های کثیف و شمشاد هایی که کوتاه نشده بودند.بوی گند آشغال هم همه جارا پر کرده بود.
کورمک که هم چنان در حال چرت زدن بود شروع به حرکت کرد.که ناگهان گیاهی زیبا نظر او را جلب کرد.
-ایوووووووووووووو چه خانوم --چیزه....---گیاه با شخصیتی.
و طبق عادت همیشگیش دستش رو کرد تو دماغش (نکته واسه بچه:بچه ی خوب همیشه از خط کشی رد میشه) و در حالی که در حال کلنجار رفتن با (سانسور شد) بود. به گیاه نزدیک شد. که نا گهان احساس کرد چیزی به پشت سرش خورد.
با پوز روی زمین فرود اومد.بر گشت پشت سرشو نگاه کرد. بچه ی حاج نقی بود که به طرفش سنگ پرت کرده بود و حالا اومده بود و گلدون گیاه را دستش گرفته بوده می گفت: با گلدون من چی کار داری.
-گلدون تو؟
این بچه هم در حالی که دماغش آویزون بود . برای کورمک زبون در آورد.
-الان بهت می گم تو سر من میزنی
بچه ی حاج نقی هم گلدونو گذاشت رو زمینو در رفت.
کورمک هم تا خواست دنبالش بره پاش رفت رو گلدون و تا خواست به ودش بجنبه دید که داره اینجوری میره.
-واییییییییی!(افکت گهن شدن کف آسفالت)
حالا چیکار کنم؟
بهتره برگردم خونه ا ببینم چی می شه؟
اما مگه میشد یه لحظه دست چپش می رفت بالا بعد پای راستش میومد جلو بعد کمرشو یه تاب می داد دوبار برعکس(حالا بیا بیا)
در یک لحظه که کورمک در حال اجرای حرکت هلیکوپتری بود
چشمش به گیاه افتاد و فهمید که اسم اون گیاه بیوتی لولو بوده است.(عجب بوقی بوده ها تازه فهمیده)
تصمیم گرفت هر چه سریعت گیاهو از زمین در بیاره و به این رقص تکنوی خود پایان بده.
تا خواست دستشو ببره که گیاهو از خاک بکشه بیرون کمرش یه حرکت لامبادا انجام دادو و با مخ پرت شد روی زمین.
کورمک
ناگهان دید که دوباره کنترل بدنشو در اختیاز داره. بی درنگ به سمت گیاه رفت و اونو با یه حرکت جودانسوکی سوکاهارا از خاک بیرون کشید. و از خوشحالی پرید تو هوا.

که نا گهان از خوال پرید
=====================================پپایان

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
>>>>>>>پیوزی حمایتت می کنم تا آخر خط <<<<<<<
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 تیر 1388 14:36
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه ی دوم کلاس گیاه شناسی!

صبح قشنگی بود.در دهکده ی کوچکی که فقط در آن یک جادوگر زندگی می کرد هوا خیلی خوب و گرم بود.به طوری خوب بود که کبوتران روی درخت از خوشحالی جیک جیک می کردند.جیک جیکی که باعث شد یک لنگه کفش به سمتشان پرتاب شود.

کار،کار دیدالوس دیگل بود.مثل همیشه با صدای به قول خودش مسخره ی کبوتران از خواب بیدار شده بود و از ناراحتی اش کبوتر بیچاره را پر پر کرده بود.

دیدا از رخت خواب بیدار شد.با چوبدستی اش لنگه کفشش را بی پیش خود آوردو با بی حوصلگی شروع کرد به در آوردن لاشه ی پرنده از کفشش!

پرنده:

دیدا از جا برخاست و به سمت در خانه رفت.صبحانه نداشت تا بخورد پس رفت تا نان خریده و صبح را صرف کند.


بیرون از خانه!

دیدالوس قدم زنان از باغ و بوستان اطراف خانه اش گذشت و با این حالت: راه میرفت.

در راه پایش دو سه بار به چند چیز گیر کرد ولی اهمیت نداد.از بس دیشب دیر خوابیده بود و فیلم ترسناک مشنگ ها رو میدید الان خیلی خسته بود.کمی دیگر راه رفت تا کاملا از مسیر نونوایی منحرف شد و با کله به درختی خورد!

دیدالوس:

دیدا از جا پرید و گفت:لعنت بر شیطون!امروز چرا اینقدر بلا سر من میاد؟

دیدا از جا بلند شد و با قیافه ی خواب آلود رفت.مسیرش کاملا منحرف شده بود داشت صاف میرفت تو جنگل.

همین که به نزدیکی های جنگل رسید چیزی زیر پایش دید و آن را لگد کرد و رفت ولی...

دیدالوس اندکی قیافه اش تعجب زده شده بود.خیلی نگرانش شده بود.نکند پایش روی بیوتی لولو رفته باشد؟

از ترس خود را به سمت عقب پراند ولی دیگر دیر شده بود.

یک پای دیدالوس به هوا رفت و پای دیگرش که روی زمین بود شروع کرد به لرزیدن مدل مایکل جکسونی!( )

دیدالوس که داشت با قیافه ی متعجب پای پر جنب و جوش و رقصانش را نگاه می کرد با خود فکر کرد که برای نجات یافتنش از بیوتی لولو باید بیوتی را از ریشه بکند و با او برقصد ولی...این غیر ممکن بود!

دیدالوس پایش از اینور به اونور میرفت و هی دیدا را مجبور می کرد تا دور خودش بچرخد.حالا دیگر دستانشهم شروع به رقش کرده بودند.

دیدالوس که دست خودش نبود و داشت با قیافه ی اینجوری: به اعضاء بدنش می نگریست دستانش شروع کردند به لرزیدند.انگار که او را برق گرفته باشد تمام بدش روی یک پایش شروع به لرزیدن کردند.انگار برق گرفته بودش و داشت تکنو مشنگی میزد( )

دیدالوس که از این وضعیت ناراضی بود خود را به سمت بیوتی لولو پرتاب کرد تا او را بگیرد ولی خورد زمین و گردنش شروع کرد به زدن انواع حرکت های تکنو!

دیدالوس ناخوداگاه روی گردنش داشت می چرخید و پاهایش مانند بال های هلیکوپتر او را همراهی می کردند.!واقعا داشت تکنو میزد!

دیدالوس سعی کرد کنترل دتسان لرزانش را به دست بگیرد.دستانش را به سمت بیوتی لولو برد و با تمام قدرت آن را از خاک بیرون کشید ولی...فقط یک شاخک اون راب یرون کشید.

دیدالوس در حال تکنو:

دیگر بدبخت شده بود.دیگر مجبور بود تاآخر عمرش نیم ساعت یکبار تکنو بزند...

حال مردم اون دهکده دور دیدالوس جمع شده بودند و حرکات اون روتحسین می کردند که داشت روی یک پایش می چرخید و همزمان با آن دست و گردنش انگار که پیچ و مهره دارند می چرخیدند...( )

ولی غافل از اینکه دیدا هیچ کاری نمی کرد و فقط منتظر بود تا نیم ساعتش تمام شود...راستی راستی روح مایکل جکسون رو زنده کرده بود

پایان!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!


غیر ممکن غیر ممکنه! همینی که گفتم...ناراحتی زنگ بزن 118
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: یکشنبه 14 تیر 1388 20:53
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه ي دوم

در گلخونه شماره دو گشوده شد و ریتا اسکیتر، درحالی که گلدون کوچکی رو حمل میکرد وارد کلاس شد. گلدون رو روی میز گذاشت و به بقیه نگاهی انداخت، بعد گفت:

- خیلی خب همه ساکت باشین، امروز میخوایم روی یک گونه از گیاهان تزیینی کار کنیم که من الان یه نمونش رو براتون آوردم. اسمش بیوتی لولو هست!

ریتا گلدون رو از پشت میزش دراورد و در جایی قرار داد که در معرض دید باشه، بلافاصله صدای به به و چه چه بقیه بلند شد. ریتا با صدای بلندی گفت:
- خیلی خب دیگه، بسه! حالا فقط یه ذره خوشگله! تزیینه دیه خب!

گیاه فوق العاده خوشگلی در مقابل بچه ها قرار گرفته بود، بدون وزش باد به چپ و راست خم میشد، برگ های بلندی مثل مو داشت و گلبرگ هاش قرمز بود. کلا" خیلی خوشگل و اینا بود دیه
ریتا صبر کرد تا ابراز احساسات دانش آموزاش، به خصوص پسرا، تموم بشه. بعد گفت:

- همین گیاهی که میبینین و این همه واسش لاو ترکوندین، میتونه کاری بکنه که مجبور بشین تا آخر عمر یه لنگه پا برقصین!
یکی از دانش آموزا: جاااااان، جیگرشو! چه عیبی داره؟ قرم میدیم واسش!
ریتا چشم غره ای به دانش آموز رفت و گفت: آسپ بی ادب! پسر عله و اینقد بی ادب؟! 60 امتیاز از گریف کم شد.

آبر با حالت معترضانه ای گفت: اع استاد! چرا گریف خوب؟!
- چون دلم خواست! تازه باباشم تو گریف بوده. درست نتونسته بچه تربیت کنه. واسه همین از شما امتیاز کم کردم
آسپ سرش رو با خجالت پایین انداخت!

دست یکی از بچه ها برای سوال بلند شد و پرسید: استاد یعنی چی یه لنگ پا؟ یعنی لی لی کنه؟

ریتا به دانش آموزی که سوال پرسیده بود چشمکی زد و جواب داد: بله، دقیقا" منظورم همین بود! این گیاهی که رو به روی شماست، به دلیل زیبایی دل فریبش، تو خیلی از خونه های جادوگران به عنوان یه گیاه تزیینی وجود داره. اما خب هرجایی میتونه رشد کنه حتی تو قطب! خاصیت جادویی خیلی قوی هم داره. همینطور به دلیل قد خیلی کوتاهش، باعث میشه زیاد تو دید نباشه و جادوگر یا ساحره ای سهوا" لگدش کنه! در این صورته که این گیاه تمام خاصیت جادوییش رو به فرد منتقل میکنه. و اون موقع اس که شما کنترل بدن خودتون رو از دست میدین، پایی که با اون بیوتی لولو رو لگد کردین بالا میمونه و شما به حالت لی لی شروع به رقصیدن میکنین! باید بگم واقعا" میرقصین! فک نکنین منظورم همون بالا پریدن معمولیه! قر میدین، چپ و راست میرین اما با یک پا! هیچ کنترلی هم از خودتون ندارین!

لینی دستش رو بلند کرد و پرسید: استاد خب ما که نمیتونیم تا آخر عمرمون قر بدیم!
ریتا سرش رو تکون داد:

- درسته، و این تنها یه راه داره، شما باید با همون حالت، بیوتی لولو رو از خاک خارج کنین و بگیرین تو بغلتون تا اونم موقع رقصیدن همراهتون باشه. فقط در این صورته که شما دوباره میتونین کنترل بدنتون رو به دست بیارین. اینم بگم که این گیاه، ریشه ی منشعب و فوق العاده ضریفی داره اگر موقعی که دارین بیوتی لولو رو از خاک خارج میکنین، یکی بند های ریشه کنده بشه یا تو خاک بمونه، باعث میشه شما تا آخر عمرتون مجبور باشین هر نیم ساعت به نیم ساعت کنترل بدنتون رو در دست بدین و شروع به رقصیدن کنین. یعنی نیم ساعت به اختیار خودتون، نیم ساعت رقص! که خب باعث میشه شما بعد از مدتی از پا دربیاین، چون زندگیتون مختل میشه واسه همین باید خیلی مراقب بود، چون موقعی که یه لنگه پا دارین قر میدین، احتمالا خیلی مشکل خواهد بود بتونین یه گیاه به این ضریفی رو از خاک خارج کنین!

ریتا گلدون رو از روی میزش برداشت و گفت: تکالیف رو تخته اس، جلسه ی بعدی میرین گلخونه شماره سه.

-----------------------------------------------

تکلیف: تو همین تاپیک، رولی رو بنویسین در اون شما گیاه بیوتی لولو رو لگد میکنین! از تدریس استفاده کنین. اینکه آخرش میتونین موفق بشین که گیاه رو سالم از خاک خارج کنین یا نه به عهده خودتونه. تکلیف طنزه. تمامی حرکاتتون رو شرح بدین. هرچقد قشنگ تر بتونین صحنه رو توصیف کنین امتیاز بیشتری هم میگیرین. رول ها هم تکی هستن(30 امتیاز)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
... بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم...
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: یکشنبه 14 تیر 1388 13:23
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات جلسه ي اول

ديدالوس ديگل: رول خيلي مناسب و خوبي بود، همه چيزايي که ميخواستم رعايت کرده بودي اما تغيير شکلت رو بعد از خوردن علف آبشش زا توضيح نداده بودي، توصيف زيادي هم از فضا نکرده بودي. اما تکليف دومت خوب بود. به خاطر همين: 28


روميلدا وين: بد بود روميلدا، توصيفات ناقص بود، حرف هاي خودمو واسه علف آبشش زا کپي کرده بودي، خلاقيت زيادي تو رولت ديده نميشد، موضوع رول و سوژه هم اصلا اون چيزي نبود که من ميخواستم. تکليف دوم بد نبود: 15

بيدل: رول خوبي نبود، سوژه مناسبي نداشت، ظاهر پستت بد بود و غلط تايپي هم زياد داشتي، در مورده سوژه اصلي هم زياد توضيح نداده بودي. توصيفات ناقص بود و از اين شاخه به اون شاخه زياد پريده بودي تکليف دومت هم زياد خوب نبود، تعريف گياهان معمولي رو از رو درس کپي کرده بودي و درنده هم درست نبود. به همين دليل: 18

گرابلي پلنک: رول خوبي بود گرابلي اما بهتر بود که يکي از ماه هاي ميلادي رو بنويسي به جاي خرداد. دو مورد هم غلط تايپي و املايي داشتي. تکليف دومت هم نسبتا خوب بود و نمره کاملش رو بهت ميدم: 28

ليني وارنر: از لحاظ نگارشي پستت مشکل خاصي نداشت اما از لحاظ مفهومي چرا! گفته بودي ليني تو زندان اما بعد تونستي دنبال علف آبشش زا بگردي. فکر کنم منظورت اين بود که تو جزيره گير افتاده بودي نه؟ اما تکليف دومت خوب بود: 26

پروفسور سپتيما ويكتور: رول خيلي قشنگي زدي سپتيما، دو مورد غلط تايپي خيلي جزيي داشتي، تکليف دومت هم خيلي کامل و دقيق بود، همون چيزي که ميخواستم: 30

گودريک گريفيندور: فوق العاده بود، خيلي رول باحالي زدي تکليف دومت هم خيلي کامل بود، فقط يک غلط تايپي داشتي که به خاطر رول قشنگت لحاظ نميکنم: 30 آفرين

کينگزلي شکلبوت: رول خوبي بود کينگزلي اما به نظر ناقص ميومد، همه اتفاقا خيلي سريع رخ ميداد و قبل از اينکه اصلا بفهمي چيه به چيه تموم شد ولي تکليف دومت خوب بود: 27 موفق باشي

آبرفورث دامبلدور: برو بوقي توام با اين رولت يه نگاهي به تکليف مينداختي بد نبودا! مگه من نگفتم بايد بگي چه جوري با علف آبشش زا آشنا شدي؟ هين؟ تغييراتت هم ننوشته بودي، بي اهميت ترين قسمت پستت هم مربوط به علف بود! بي احترامي از اين بالا تر آيا؟
اما تکليف دومت خوب بود جونيور: 24

بتی بریسویت: خوب بود 30

گابریل دلاکور: خیلی خوب بود گابر. قسمت اولش رو از رو کارتون گارفیلد برداشته بودی نه؟ تکلیف دومت هم بدون نقص بود. صد باریکلا 30

گريفيندور: 28+15+28+30+24= 125= 25

هافلپاف : 30+27+30 = 57 = 29

راونکلاو: 30+26+18 = 104= 25

اسليترين: شرکت کننده نداشت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریتا اسکیتر در 1388/4/14 13:36:42
ویرایش شده توسط ریتا اسکیتر در 1388/4/14 14:55:30
... بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم...
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 4 تیر 1388 12:43
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام سوسکی! چطوری؟ آخ! لهت کردم.. شرمنده..

----

استاد ، من دیدم اسکله تاپیک خشنگ تریه، اونجا پست زدم. بعدشم ، من با سوسک جماعت صحبت نمیکنم! میترسم.. مشکلی دارید، به مدیر بگید! با ناظر اونجا صحبت کنه، منتقل بشه باغ وحش!

....

الان یادم رفت باید لینک بدم، بیا ! اینم مَخش من..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]دیگه ب
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: پنجشنبه 4 تیر 1388 04:38
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام به همکار خودم می بینم شغل دوم برداشتی !
اینم تکلیف من

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این شناسه رو دوست داشتم . امیدوارم همه از این شناسه خاطره خوبی به یاد داشته باشن.

فعلا بای
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 2 تیر 1388 11:49
نمایش جزئیات
آفلاین




حالا بگو کدوم لینکه؟!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/4/2 11:51:04
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/4/2 11:52:34
seems it never ends... the magic of the wizards :)
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: دوشنبه 1 تیر 1388 13:06
نمایش جزئیات
آفلاین
اجازه هست پروفسور اسكيتر ؟

اينم تكليف ما ! به مرلين تقلب نكرديما پروفسور ! به ما شك نكنين يكهو !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: دوشنبه 1 تیر 1388 11:26
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام به پرفسور اسكيتر

اينم لينك تكليف من .

با سپاس فراوان
باي

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[color=0000FF][b]" - خوش به حالش رفته تو آسمون پيش خدا !!!
دست كوچكش كه در دستانتم بود محكم فشردم و پرسيدم :« كي ؟!»
با انگشت
Re: كلاس گياهشناسي
ارسال شده در: دوشنبه 1 تیر 1388 04:53
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

اینم تکلیف من پروفسور( پست شماره ی 44پارک جادوگران ).لطفا من رو جلسه ی بعد راه بدین .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور سپتیما ويكتور در 1388/4/1 4:54:57
ویرایش شده توسط پروفسور سپتیما ويكتور در 1388/4/1 4:55:46
تصویر تغییر اندازه داده شده

[i][size=small][color=FFFF00]If you wish for something long enough, it will definitely