جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  51 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  163 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  175 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  280 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  194 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: چهارشنبه 7 مرداد 1388 10:17
نمایش جزئیات
آفلاین
در رابطه با یکی از اعجاز های اکسپلیارموس در زندگی شخصیتون مطلبی بنویسید و در کلاس برای بقیه بخونید تا براتون دست بزنیم !!

جونم براتون بگه که این ورد توی خانواده ی ما ورد بسیار بسیار ارزشمندیه، وقتی نوزادی توی خانواده ی پاتر ها به دنیا میاد قبل از اسم، تو گوشش اکسپلیارموس زمزمه میکنن که باعث میشه بچه پرت شه اونور اتاق و مقاومتش از همون نوزادی بالا بره. یه چیزیه تو مایه های واکسن مشنگی!

اکسپلیارموس فقط برای دوران نوزادی نیس، اکسپلیارموس تنها وردیه که بابا اجازه میده وقتی من و لیلی دعوامون میشه ازش تو خونه استفاده کنیم و تازه خودشم کمکمون میکنه، مامان هم مخالفتی نداره.

بابا میگه من با اکسپلیارموس لرد سیاهی رو کشتم! من که فک میکنم دروغ میگه، اصن فک میکنم داستان این ولدک و اینا همش افسانه اس که بابا میگه تا من بهش افتخار کنم، میدونه که نمیکنم!

استاد من نمیتونم یکی از اعجازشو نام ببرم...چون اکسپلیارموس تمام زندگی منه، من به جای خون تو رگهام اکسپلیارموس جریان داره، من 15 ساله دارم زیر یه سقف با این ورد زندگی میکنم!

حالا برام دست بزنید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 مرداد 1388 23:27
نمایش جزئیات
آفلاین
- اين چرا در نمياد ؟
- مگه من كردمش اون تو كه من درش بيارم ؟
- اِهه ؟ حالا كه برات نفعي نداره ميگي كار تو نبوده. باب بوقي، پرفسور هوكي عاشق هوكياست. تو اگه هوكيا رو فرستادي توي كمد ؛ بيخود كردي اولا" اين كار رو كردي، دوما" ما با هم انداختيمش اين تو! هر دوتامون هم با هم بايد درش بياريم.

دختر اولي موهاي بلوندش رو به عقب سر داد و در كمد رو بست. سپس انگار با اينكار، هوكيا دوباره به اين ديار باز ميگردد؛ در كمد رو باز كرد.

ليسا : گابر، ميشه كاملا" توضيح بدي اين حركت چي بود؟
گابر : خب گفتم شايد يه بار باز و بسته بشه، متحول بشه بياد!‌
ليسا : نه باب. اين يك ورد داره!‌

گابريل با تلاش ِ فراوان به مغزش فشار مياره (عند ِ جمله بندي) اما هرچي فولدر هاي بيشتر در مغزش باز ميشه، به تصاوير ِ خصوصي تر نزديك ميشه، از تصاوير ِ داخل چهار چوب دور ميشه، به هيچ چيز نميرسه.

گابر : باب نميدونم. مگه من علامه ي دهرم؟
ليسا : علامه ي دهر !! خودشه ، گابر تو يك قهرماني !
گابر : ايول ، خودم ميدونم. يه بار ديگه بغلم كن.
ليسا :

---- كلاس دفاع در برابر جادوي سياه ----

هوكي نشسته پشت ميز و يك جعبه ي دستمال كاغذي جلوشه و همين طور داره زار ميزنه.

هوكي : عههههع !!‌عع! عع! ديدي هوكيام چي شد...؟؟؟ ديدي؟؟؟؟
گابر و ليسا :
هوكي : من ميدونم كار ِ‌كيه!!‌

زير صندلي ِ‌گابر و ليسا زرد ميشه.

هوكي : كار اون دوتاست !!‌

و به صندلي ِ گابر وليسا اشاره ميكنه !
زير صندلي قهوه اي ميشه .

گابر : آقا به خدا من نبودم.
هوكي : كي گفت تو بودي؟ ميگم كار ِ اون صندلي هست. هوكيا قبلا" اونجا نشسته بود!‌طلسم شده اون صندلي. ببينيد چقدر زيرش كثيف هست، مثل فاضلابه!
ليسا : بله، بله.

بعد از كلاس

- هرميون !
- جانم؟
- سلام.

ليسا، گابريل رو با عصبانيت از آغوش ِ هرميون دور ميكنه.
ليسا : تو چرا اينقدر امروز همرو بغل ميكني؟
گابر : نميدونم. آغوشم بزرگ شده!
ليسا به هرميون نگاهي ميندازه كه موهاشو فر ميكنه توي دستش.

- خب، خوبي هرمي؟ ببين. ما دنبال ِ يك ورد هستيم كه بتونيم يه چيزي رو از تو يه چيز ديگه بكشيم بيرون!‌
هرميون : ببخشيد ولي من خيلي پاستوريزه هستم و كتاب هاي طلسم هاي +18 رو مطالعه نكردم.
گابر : نه باب، منظور ليسا رو بد فهميدي. ببين؛ فرض كن هوكيا مثلا"! هوكيا رو انداختيم توي كمد ِ‌ غيب شونده ي راهروي طبقه دوم، غيب شده. ميخوايم برش گردونيم.

هرميون : كار شماست؟ شما ها ميخوايد من رو وارد ِ اين قضيه كنيد ! پرفسور هوكي ، پرفسور !
ليسا : نه باب ، اين گابر زر زياد ميزنه. هوكيا كيه اصلا؟ ببين هرمي، تو فكر كن من يه چيزي انداختم تو همون كمد ِ . اِي بابا ميخواي يه ورد بگي ها!!
هرميون : نميدونم والا. ببين، اَكسيو رو امتحان كن. اگه نشد، درس ِ هفته ي پيش ِ هوكي رو امتحان كن!‌اكسپليارموس .

--- كمد ---

- اكسيو هوكيا .
در كمد توسط گابريل باز ميشه. داخل كمد يك عدد پيژامه وجود داره.
گابر و ليسا :

-خب، من بايد به اين فكر كنم كه هوكيا توي اين كمد هست. اكسپليارموس!

در همون لحظه در كمد به شدت ميتركه و هوكيا ميپره روي كله ي گابريل و موهاشو ميكشه:
- اگه تا سه دقيقه ي ديگه اون تو ميموندم،‌ميدونستم باهاتون چي كار كنم. مرسي كه نجاتم داديد.
گابر : خواهش. بيا آغوشم!‌
-

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]دیگه ب
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 مرداد 1388 18:47
نمایش جزئیات
آفلاین
تکلیف:در رابطه با یکی از اعجاز های اکسپلیارموس در زندگی شخصیتون مطلبی بنویسید و در کلاس برای بقیه بخونید تا براتون دست بزنیم !!

یکی از موقعیت هایی که اکسپلیریاموس به کار آدم میاد، زمان مواجهه با یکی از بز های عمو آبره!من این متن رو از کتاب خفن گولاخز (نوشته ی پروفسور کینگزلی شکلبولت) برداشتم:

نقل قول:
همانطور که می دانید، آبرفورث دامبلدور در سال هیزار و هوفصد مرلینی، با دسته ای از فضایی ها، که صورت هایی شبیه بز و چشمانی همچون گودزیلا داشتند، رو به رو شد.وی به در زمانی که به دور از برادر خود بود، با دقت روی این موجودات عجیب و گولاخ به آزمایش پرداخت و متوجه شد آنها نیروی عجیبی دارند که باعث می شوند آرزوی کسی که آنها را می گیرد بر آورده شود.به همین جهت، او به سمت نظارت انجمن های بسیار و مدیریت یک سایت ایرانی برگزیده شد.

او چند سال پیش، آن ها را به شکل بز در آورد و آن ها را به محلی جادویی بهنام بزستان منتقل کرد و نام آنها را "جونیور" گذاشت که برگرفته از کلمه ی "جونور" است!قابل ذکر است که آن موجودات فضایی، هر که را از نزدیک ببینند، آن را درسته می خورند و فقط استخوان های آنان را باقی می گذارند.به همین جهت، فقط آبرفورث قادر به لمس آنها است.


یه روز که داشتم با بر و بچ هافل توی هاگزمید پرسه می زدم، با یکی از بز های فراری (ملقب به بزو) رو به رو شدیم.بر و بچ که حسابی ترسیده بودن، عقب کشیدن ولی من با شجاعت رفتم جلو و بعد از این که از حرکت کماندویی اون بز جا خالی دادم، یه اکسپلیریاموس خوابوندم در گوشش و حسابی ذوق کردم!

بر و بچ هم که داشتن عینه جن زده ها به من نگاه می کردن، کم کم شجاع شدن و بعد دسته جمعی به سمت بزستان حرکت کردیم و علاوه بر اینکه حال تموم اون موجودات رو گرفتیم، رفتیم آبر رو گذاشتیم بالای دار و دستش رو بستیم و هر دو دقیقه یه بار بهش اکسپریاموس زدیم و حال کردیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=000066]Catch me in my Mer
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: چهارشنبه 31 تیر 1388 23:51
نمایش جزئیات
آفلاین
موضوع این جلسه : اکسپلیارموس

بیدل رفته پای تخته و داره یه کاریکاتاتور از بادراد معلم نگون بخت این درس پای تخته میکشه که ناگهان در کلاس به صورت فجیعی باز میشه و ...

_آواداکاداورا ...

بیدل شش دور ، دور خودش میزنه و با سر میره توی تخته و همون جا جان به مرلین تسلیم میکنه .

ملت:جیـــــــــــــــــــــــغ !!

هوکی:این استاد قبلی پس چی به شماها یاد داده ؟!! هنوز بلد نیستید یه آوادا رو خنثی کنید ... هرمیون گرنجر کجاست ؟!!
هرمیون از دور دست ها دستشو بالا میبره .

هوکی:آواداکداورا ...

نفرین توی صورت هرمیون پیاده میشه و هرمیون میفته توی بغل رون و همونجا در دم کشته میشه .
هوکی:حیف شد ، دانش آموز خوبی بود ، تعریفشو زیاد شنیده بودم اما به هر حال اونقدرا هم که میگفتند استعداد نداشت ... خب خب .. تفریح دیگه بسه ، قبل از هر چیز و مهم تر از درس اینه که من استاد جدید شما هستم و قراره یه چند جلسه ای رو با هم خوش بگذرونیم .. خب از اون گوشه ی سمت راست کلاس شروع کنید خودتون رو معرفی کردن تا من اون کسایی رو که باید بهشون سی بدم از همین الان مشخص کنم

نفر اول بلند میشه : هوکیا هستم .... هم سن هوکی هستم ... قصد ازدواج هم دارم ...
هوکی:اوه مای گاد ، شصت امتیاز ، شصت امتیاز

.
.
.
.

نفر آخر بلند میشه : هوکیه هستم ... هم سن هوکیا هستم ... قصد ازدواج هم هستم ... یعنی چیزه دارم ...
هوکی: ... خب این طور که معلومه امسال کلاس خیلی خوبی با هم خواهیم داشت و من خیلی ناراحتم که چرا زودتر این کلاس رو تقبل نکردم ...

هوکی یه نگاهی به ساعت میندازه و متوجه میشه که ده دقیقه بیشتر وقت براش نمونده .

_خب ما بیشتر از ده دقیقه وقت ندارم و البته خوب ده دقیقه هم برای درس خیلی زیاده و من اصولا جلسه اول بیش از دو دقیقه برا درس وقت نمیذارم اما حالا چون خاطر کلاس شما رو خیلی میخوام و از این صحبتها این ده دقیقه رو دیگه درس میدیم ... خوب همونطور که میدونید درس امروز ما در رابطه با یک نفرین بسیار مخوفی هست به نام اکسپلیارموس .. نفرینی که اسمشو نبر رو بیچاره کرد و در نهایت هم منجر به مرگش شد ... در بین ما کسی هست که این نفرین رو خیلی خوب بلده و اون کسی نیست جز هری پاتر ... ملقب به عله سیم سرور ... خب حالا بگذریم ... این نفرین در اصل نفرین خلع صلاحه اما کاربردهای بسیار گولاخ دیگری هم داره که اصلا نمیشه براش محدودیت قائل شد و در هر زمان و مکانی بر اساس نیاز نفرین کننده یکی از توانایی هاشو بروز میده ... خب درس امروز ما تموم شد امیدوارم یاد گرفته باشید و بهتون خوش گذشته باشه

تکلیف:در رابطه با یکی از اعجاز های اکسپلیارموس در زندگی شخصیتون مطلبی بنویسید و در کلاس برای بقیه بخونید تا براتون دست بزنیم !!

پ.ن:امتیازات رو فردا میزنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هوکی در 1388/5/1 0:15:52
ویرایش شده توسط هوکی در 1388/5/1 0:19:12
آیینه خود بین
-------------------------------------
[url=http://www.jadoogaran.org/edituser.php]انجام اصلا�
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: دوشنبه 29 تیر 1388 22:40
نمایش جزئیات
آفلاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: دوشنبه 29 تیر 1388 13:29
نمایش جزئیات
آفلاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
*FLORENCE*~~~~~ ~~~~~
Any Thing Is Possible If you Just Believe That تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: یکشنبه 28 تیر 1388 10:21
نمایش جزئیات
آفلاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: شنبه 27 تیر 1388 14:30
نمایش جزئیات
آفلاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در قلمروی ما چیزی جز تاریکی دیده نمی شود !
اینجا قلمروی فراموش شدگان است !
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: جمعه 26 تیر 1388 22:58
نمایش جزئیات
آفلاین
مقش من:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: پنجشنبه 25 تیر 1388 02:51
نمایش جزئیات
آفلاین
استاد که ترکیده ، ایشالا استاد ِ جدید !

خدمت ِ شوما :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
But Life has a happy end. :)