جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

15 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  143 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  331 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  234 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: چهارشنبه 16 تیر 1389 01:56
نمایش جزئیات
آفلاین
1. دو نكته ديگر در آخر متن اضافه كنيد (6 نمره)

1-تا می توانید سکوت کنید و اگر مهارت دارید خود را به لالی بزنید!
2-اگه طرف جیگر بود یکم باهاش حال کنید در غیر این صورت می تونید طلسمای من در آوردی رو روش امتحان کنید.

2. ليستي مناسب از چيز هاي معمول مشنگ ها و وسايلشان تهيه كنيد كه شامل 5 مورد باشد (10 نمره)


1-لباس: یه چیز فرا جادویی که برای پوشوندن اعضای بدن استفاده میشه, معمولا" مشنگا از این چرت و پرتا به جای ردا استفاده میکنند!

2-سی دی:یه چیزی تو مایه های هیچی که معلوم نیست چیه! فقط گرده و میندازن تو این چی چی هاشون و باهاش فیلم اینا سیر میکنند!

3-عطر:مشنگا معمولا" از این وسیله به جای آب استفاده می کنند. به این ترتیب که هر روز به جای زیر دوش ایستادن یه شیشه از این رو روشون خالی می کنند!

4-چسب مو:این یکی از حیاتی ترین وسیله ی زندگی مشگناست. تا جایی که من می دونم از هر ده نفر یازده نفرشون بدون این نمی تونند زندگی کنند! طرز استفاده ش هم اینه که باید سه ساعت زودتر جلوی آینه بایستید و رو سرتون خالیش کنید!

5-ماشین ظرف شویی:این وسیله از پرکاربردترن وسیله های آشپزخونه و بزرگترین شانس خانوم هاست. معمولا" روزی سه بار استفاده میشه و هر بار تا خرخره با ظرف پرش میکنند.

3. در يك بند عكس العمل خود را در مقابل يك مشنگ كه در كوچه دياگون هاج و واج است و از شما كمك ميخواهد را شرح دهيد (16 نمره)


سیسی داره تو کوچه ی دیاگون دنبال لباس زیر واسه دراکو می گرده که یه مشنگ زپرتی پیداش میشه.

-سلام خوشگله چطوری؟

-جان؟

-موبایل داری؟ بزن تو حافظه شماره رو.

-نه من چوبدستی دارم!

-دهه!باهاش چیکار میکنی؟جارو میکنی؟غذا می پزی؟ چیکار می کنی؟ نکنه میخوای زن خونه بشی؟ من از این چیزا خوشم نمیاد باو. من همیشه میگم زنم باید مثل مرد آزادی داشته باشه. باید حال کنه....

در این هنگام هدر کردن یه آواداکداورا هیچ ضرری نداره!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نارسیسا مالفوی در 1389/4/16 2:01:48
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 14 تیر 1389 13:13
نمایش جزئیات
آفلاین
1_دونکته به آخرمتن اضافه کنید.(6نمره)
هرگز رازتان را نگویید.جادوگرید=در کنار پلیس.
هرگز از دستگاه های آن ها استفاده نکنید=کشف راز شما.
2_لیستی از لوازم و وسایل مناسب از چیز های معمول مشنگ ها که شامل 5مورد باشد بنویسید.
موبایل:اولین راه شناسایی مشنگ هاست.الآن بچه های5 ساله هم موبایل دارند.
عکس های ثابت:مشنگ ها عکس الگوی خود را که حرکت نمی کنندبه در و دیوار می زنند.
اینترنت:من طرز کارش را بلد نیستم ولی می دانم که روزانه استفاده زیادی از آن می شود.
تلویژون:من اینو تو کتابخونه خوندم که مشنگ های بی کار توش فیلم و اخبار می بینند.
پول مشنگی:مشنگ ها اینقدر بی سر و پان که تو هرکشور یک نوع پول مسخره کاغذی دارند که همیشه تو جیبشون.
3_...
_سلام میای با هم یه چایی بخوریم(مشنگا چایی خیلی دوست دارن)؟
_نه.
طلسم فرمان می فرستم.بعد می برمش پیش تام اونمشرشو کم می کنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آخرین دشمنی که بایدنابود شود مرگ استتصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: دوشنبه 14 تیر 1389 06:32
نمایش جزئیات
آفلاین
1. دو نكته ديگر در آخر متن اضافه كنيد (6 نمره)

- هرگز خر نشوید و با آنها ازدواج نکنید تا خون فاسد نشوید و تا آخر عمر مجبور به تحمل یک آدم نفهم نباشید!

- مشنگها برای هرکاری وسیله ای اختراع کرده اند بنابرین تا جای ممکنه سعی کنید باهاشون در مورد موضوعاتی خاص صمیمی نشید چون در مورد این موضوعات خاص خیلی وسایل اختراع شده که حتی بعضی از خود این مشنگا هم نمیشناسنشون بنابرین ممکنه بلایی سرتون بیاد و تا آخر عمر ناقص بشید:دی!

2. ليستي مناب از چيز هاي معمول مشنگ ها و وسايلشان تهيه كنيد كه شامل 5 مورد باشد (10 نمره)

- اینترنت: وسیله ای بس خفنز و اینا که جون میده واسه اسگل کردن ملت! شما همه مدل چیزی توش پیدا میکنید مخصوصا اگه سانسور شکن داشته باشید:دی!!!

- ماشین: وسیله ای که مدل های مختلف دارد و شما میتونید باهاش ملت رو بلند کنید! یه چیزی تو مایه های چوب جادوی خودمونه!!!

ماکروفر: وسیله ای که مشنگها گوشی مبایلشون رو میذارن توش تا مشترک مورد نظر در دسترس نباشه. هر از گاهی از این جعبه ی مستطیلی برای پخت و پز استفاده میشه.

کارت شارژ ایرانسل: پر مصرف ترین وسیله ی روی جهان. هر مشنگ در زندگی اش روزانه دو کارت دوهزار تومانی از این مدل را مصرف میکند.

گیتار: آلتی موسیقی که هیچ کس قادر به نواختن آن نیست اما از هر ده نفر تو خیابون نه نفر آن را به شونه ی خود آویزون کرده و جابه جا میشوند.
3. در يك بند عكس العمل خود را در مقابل يك مشنگ كه در كوچه دياگون هاج و واج است و از شما كمك ميخواهد را شرح دهيد (16 نمره)

در کوچه ی دیاگون به دنبال بارتی میگشتم تا کله اش را بکنم اما ناگهان چشمم به پیرمردی مشنگ وار افتاد که با دهان باز به عکس در حال لبخند زدن فرد و جرج ویزلی خیره شده بود. جلو رفتم تا از میزان درستی حدسم مطلع شوم.

- تو هم این عکس رو میبینی فرزندم؟ حرکت میکنن!!!

موجی از هیجان وجودم رو در برگرفت. متاستفانه خارج از مدرسه بودم و نمیتونستم کروشیویی جانانه رو روش پیاده کنم اما دلم هم نمیومد بدون هیچی بذارم بره!

- نه! حرکت نمیکنن پدر جان!!! ببینم شما سابقه ی سکته ی مغزی داشتید؟!
- بله, بله, چطور مگه؟!
- همون! خیل خب من کمکتون میکنم. چشماتون رو ببندید. خیلی عالبه حالا از جاتون تکون نخورید.

بند کفشاش رو به هم گره زدم. بندینک شلوارش رو کندم و نمونه ی مینیاتوری شاخدم مجارستانی رو تو یقه ی لباسش انداختم.

خودتون صحنه رو تصور کنید!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تفاوت را احساس کنید:
این ----» :-| مثالی مناسب از همه ی انسان هاست.
این -----» : | لرد سیاه است.

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: شنبه 12 تیر 1389 17:36
نمایش جزئیات
آفلاین
1. دو نكته ديگر در آخر متن اضافه كنيد .

6- همه ی مشنگ ها خون فاسد هستند ، بنابراین با دیدن یک مشنگ فوراً او را به آن دنیا بفرستید .

7- اگر مشنگ زن پیدا کردید می توانید از آن به عنوان حیوان خونگی استفاده کنید .

2. ليستي مناسب از چيز هاي معمول مشنگ ها و وسايلشان تهيه كنيد كه شامل 5 مورد باشد .

1- لپ تاب : وسیله ای با حال برای رد و بدل کردن اطلاعات و دیتاها و در آوردن اخبار و حالگیری از مهمانان نود و مهمتر از همه قرعه کشی هم می کند .

2- عادل فردوسی پور : گونه از جادوگر که همه او را مشنگ می دانند در حالی که او قدرت جادویی دارد که میهمانان برنامه اش را لال می کند . مشنگ ها هر دوشنبه شب در جعبه ی جادویی او را نگاه می کنند و مانند ابلهان می خندند .

3-موبایل : اسباب بازی مشنگهای 9سال به بالا . وسیله است خفن که 24 ساعت در دست مشنگ ها می باشد و شبشان بدون آن روز نمی شود . با موبایل می توان بدون جغد نامه فرستاد ، بدون پودر فلور صحبت کرد و بدون دوربین کالین کریوی عکاسی کرد .

4- اتوی مو یا حالت دهنده ی موی سر : وسیله است از همه ی وسایل خفن تر و باعث خوشگیلی پسران و دختران جهان(اعم از جادوگر ، مشنگ و...)

5- آفتابه : که نوع مرلین اش را نیز ما داریم . من خود در یکی از برنامه های شبکه ی تهران مشنگ ها دیدم که رامین راستاد این آفتابه را در حد ناموسش دوست داشت و یک چیز کاملا شخصی می دانست و حتی سر آن بیهوا غیرت خرج می داد و چون بی هوا بود خفه می شد .


3. در يك بند عكس العمل خود را در مقابل يك مشنگ كه در كوچه دياگون هاج و واج است و از شما كمك ميخواهد را شرح دهید.

مشنگ مونث در حالی که در کوچه ی دیاگون ایستاده است با قیافه ای متعجب به مردمان ، مغازه ها و چیزهای مختلف دیاگون نگاه می کرد و از تعجب زیاد چهره اش مانند کودکی شده بود که از چیزهای غیر عادی به هیجان آمده و در عین حال ترسیده است .
در همین هنگاه سالازار اسلایترین کبیر (بنده) از کنار زن رد شد که زن با دیدن قیافه و لباس عادی او (رفته بودم تو دنیای ماگل ها جاسوسی ، واسه همین لباس مشنگی پوشیده بودم) چنگی به یقه اش زد و او را به سمت خود کشید .

- چگونه کاری بود کردی زنک؟!

- آقا ، آقا ، کمکم کنید ، اینجا کجاست؟! بگو که اینا تخیل نیست و من دیوونه نشدم . بگو .

سالازار اخمی کرد و دستی به ریشهایش کشید، سپس یک نگاه از پایین به بالا ، از بالا به پایین و سپس از وسط به دوطرف زن انداخت و گفت :
- ای زنک ، در این کوچه ی قشنگ ، هستی تو مشنگ ؟

- من چی هستم ؟ تو چرا اینجوری صحبت می کنی؟
- آواداکدورا

پرتوی سبز رنگ چوبدستی سالازار به مشنگ مونث برخورد کرد و مشنگ مونث داستان ما جان به جان آفرین تسلیم کرد .

- هوی بوقی ، این چه وضع رول نویسی هست؟ این چه طرزه برخورده ؟ انتظار داری من به این رولت امتیاز هم بدم .

- این صدا چیست ؟! از آن کیست؟

- منم لودو ، چرا زنه رو کشتی ؟

- زان بدان که مشنگ بود***حیف در این دنیای قشنگ بود

چون بودم من سالازار *** کار خوبی کردم در این کارزار

من دشمن خون فاسد و مشنگم***ببینمش مثل یک فشنگم

پس کشتمش در این کوچه***که برم و بخرم کلوچه


- این مزخرفا رو گوش نده ، دنیا رو بیخیال بیا تکون بده...چیزه ، از بس شعر گفتی ما رو هم جو گرفت . این مزخرفات چیه می گی؟ این حرفا کدومه ، دنیا رو بیخیال، برو نشون بده که چطوری عکس العمل نشون میدی.

- نشان دادم از خود هم عمل هم عکس ***که نداند کسی جز ناکس

- حرف اضافه موقوف ، برو هر کاری می خوای باهاش بکن به غیر از کشتن .

- من ندارم کاری با یک خون فاسد ***کاری کنم که شود یک جاسد (به اقتضای قافیه جسد شد جاسد)

- بیشین بینیم بابا، کاری می کنم که عمر درازت تموم شه ؟

- تو کار خواهی کرد لودو؟ ***فکر کردی کی هستی، لؤلؤ ؟

- حالا که اینطوریه اکسپلیارموس .

- آواداکدورا

- حـــــــــــــــــــــــــــمله

- حـــــــــــــــــــــــــــمله

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سالازار اسلایتیرین در 1389/4/12 17:40:57
" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز


Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 11 تیر 1389 14:11
نمایش جزئیات
آفلاین
1. دو نكته ديگر در آخر متن اضافه كنيد (6 نمره)
اگر طرف مرد بود و شما مرد بودید یک زن زیبا را انگشت نما کنید و حرف های بالای 18 سال بزنید
اگر طرف زن بود و شما مرد بودید این بار خود دست به کار شوید


2. ليستي مناب از چيز هاي معمول مشنگ ها و وسايلشان تهيه كنيد كه شامل 5 مورد باشد (10 نمره)
1-فارسی وان:هر جای دنیا شخصی پیدا کردید که فارسی صحبت می کند میتوانید راجع به سریال های این شبکه مزخرف اظهار نظر کنید!

2-ساتور:این وسیله خفن و گولاخ جهت قطع گردن، دست، پا، (سانسور)، (سانسور) و (سانسور) کاربرد دارد

3-پلی استیشن:وسیله ای فراچرت جهت اسب دوانی روی مخ بچه های نارس

4-ترشی پیاز:یک خوردنی بیخود و حال به هم زن که از بیست کیلومتری بوشو حس کنی اسهال خونی میگیری

5-مجموعه کتاب های هری پاتر:گاوتون زاییده مشنگا همه چیزو میدونن برین بمیرین

3. در يك بند عكس العمل خود را در مقابل يك مشنگ كه در كوچه دياگون هاج و واج است و از شما كمك ميخواهد را شرح دهيد (16 نمره)

یارو با تریپ ورزشکاری در حالی که از شدت تعجب ماتش برده زاخی رو صدا می کنه

-سلام داآش خسته نباشید میشه لطف کنید بگید این یارویی رو که داره تو هوا با جاروش جفتک میزنه چجوری میره بالا؟

زاخاریاس دستی به چونه ش میکشه و در کمال حیرت به صورت بوق زده مشنگ خیره میشه.

-امممم...بذارید ببینم....خوب چه طوره درباره آب و هوا صحبت کنیم؟

-فکر خوبیه داوش دیشب تو اون شبکه های جینگل مینگلی گفته بودن فردا آفتابیه اینجام که داره بارون میاد.داوش یکی دو تومن داری به ما قرض بدی یه فالوده ای بزنیم تو رگ؟

زاخاریاس که رسماً هنگ کرده دستی تو جیبش می کنه و یه اسکناس پنچ گالیونی از تو جیبش در میاره و میده به طرف.طرف هم که از دیدن همچین اسکناسی تعجب کرده در عین بهت زدگی میگه:داوش این یارو چرا حرکت می کنه؟

زاخاریس رنگش می پره و میگه:اممممم....چیز...ببخشید میتونم برم دست شویی؟

-اوکی داوش دستت درد نکنه زت زیاد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط زاخاریاس اسمیت در 1389/4/11 16:09:49
[b][color=000066]Catch me in my Mer
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 11 تیر 1389 11:01
نمایش جزئیات
آفلاین
1. دو نكته ديگر در آخر متن اضافه كنيد (6 نمره)
6.به لباس پوشیدن خد خیلی توجه کنید.
7. هرگز آنها را مشنگ ننامید.
2. ليستي مناب از چيز هاي معمول مشنگ ها و وسايلشان تهيه كنيد كه شامل 5 مورد باشد (10 نمره)
آ. موبایل: همان دوربین خودمونه ولی کار تلفون رو هم میکنه.
ب. تلویزیون: یه جعبه ایه که آدما را توش نشون میدن. البته بعضی وقتا هم دوتا آدم رو در شرایط بدی نشون میده.
پ. بسکتبال: خیلی جالبه باید یه چیزی رو بکنن تو یه سوراخ. خود لودو خیلی حرفه ایه
ت: اسلحه: یه وسیله ی خیلی جالب برای شپلخ کردن.
ث: بوق: یه چیزیه وقتی میخوای با یکی بوق. از این استفاده میکنی. اونوقت دیگه بـــــــــــــــــــــــــــــوق.
3. در يك بند عكس العمل خود را در مقابل يك مشنگ كه در كوچه دياگون هاج و واج است و از شما كمك ميخواهد را شرح دهيد (16 نمره)
- سلام خانم، مشکلی پیش اومده؟
- بله، من اینجا گم شدم و نمیدونم چرا اینجا اینجوریه؟
- آهان شما جادوگر نیستید.
- جادوگر دیگه چیه باو.
- هیچی. این مشنگ ها هم عجب جیگرهایی هستن ها.
- بله؟
- ببخشید با شما نبودم. مخواین بریم یه اتاق بگیریم من شما را توجیه کنم.
- من که وارد نیستم هر جور شما میدونید.
- پس شما بفرمایید تو تا من از همون بوقی که عرض کردم تهیه کنم.
- نیازی نیست. من خودم تو کیفم دارم.
به مشنگ ها عشق بورزیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: جمعه 11 تیر 1389 02:58
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه اول

ده دقيقه پس از خوردن زنگ صداي در زدن به گوش رسيد و دانش آموزان كه فهميدند معلم به كلاس آمده دست ها را از دماغ ها، سر ها را از پننجره ها و كلا خيلي چيز ها را از خيلي جاها بيرون كشيدند!!!
پس از اين كه اوضاع مرتب و شد و بعضي مرلين را شكر كردند كه معلم مودبي دارند كه در زد و در حالي كه طرف پشت در آن قدر در زده بود دچار پارگي از چند ناحيه شده بود (لباسش) بالاخره ريموس لوپين در را باز كرد!
مرد قد كوتاهي با سر و وضع نامرتب و موي ژوليده و لباس خواب سراسيمه وارد شد و فرياد زد: كمك يكي به من بگه من اين جا كجام! اين چوبا چيه همه دست گرفتين؟ چرا اين جا اين جوريه؟

- بچه ها طرف مشنگه!
كل كلاس با هم: هه هه هه هه
- هوي يارو! تو چطوري اومدي اين جا؟
- مشنگ ديگه چيه! من ديشب با زنم رفتيم تو اتاق و خوابيديم، بجه ها هم تو اتاقشون بودن. صبح كه بيدار شدم ديدم اين جام! هيشكي حرف منو نميفهمه. تو رو خدا بگيد اين چه جور كابوسيه
- اوهوي مشنگ، ميخواي يه دونه بوقيوس بهت بدم؟
- آره بده چون از صبح هيچي نخوردم!
كل كلاس:
- بچه ها بيايد اينو قايمش كنيم هر روز كلي بهش بخنديم! من كلي ايده براي اسكل كردنش دارم!
- بي خيال بابا! حوصله دردسر داريا، اين كه مشنگه بزاريد واسه خودش ول بگردهما هم دوباره مشغول شيم!
- پس خودم ميفرستمش خونه به عنوان حيوون خونگي نگهش دارم!

بار ديگر دست ها در دماغ ها و سر ها در پنجره ها كلا همه چيز در جايي كه قبل از ورود مشنگ بود قرار گرفت.
ناگهان مشنگ دست از داد و فرياد برداشت و چشمش را بست و وقتي باز كرد تبديل به لودو بگمن شده بود.
ناگهان بچه ها با ديدن چهره او چشمانشان چهار تا شد و دوباره به حالت نرمال برگشتند.
لودو: رفتارتون شرم آور بود! اصلا فكر نميكردم اين طوري رفتار كنيد. مخصوصا شما مشنگ زاده ها! شما كه خودتون پدر و مادرتون مثل اين بيچاره مشنگن!
شاگرد ها: معذرت ميخوايم پروفسور

لودو پشت ميزش نشست و سعي كرد پس از مسلط شدن بر اعصابش درس را آغاز كند.
لبخندي كوچك و زوركي زد و شروع به صحبت كرد: خوب، اين جلسه قراره درمورد روش هاي صحيح برقراري ارتباط با مشنگ ها صحبت كنيم. مهم ترين چيز در اين رابطه اينه كه طرف احساس نكنه داره با يه موجود متفاوت با خودش حرف ميزنه و حتي الامكان اصلا نبايد بفهمه شما جادوگريد. در اين رابطه چند تا نكته اساسي وجود داره كه خيلي مهمه.
ودو چوبدستي اش را تكاني داد و نوشته هايي بر روي تخته ظاهر شد.
چون وقت كلاس صرف مسخره بازي شما گذشته نكات رو روي تخته نوشتم كه يادداشت كنيد. در ضمن خوبه كه چند تا اسم وسايل مشنگ رو با كاربردشون بدونيد تا سوتي نديد. مثلا وقتي مشنگ گفت تلفن زدم بايد بدونيد كه اين تلفن يك نوع برقراري ارتباط از راه دوره كه باهاش طرفين صداي هم رو ميشنوند. يك كتاب مناسب در اين رابطه هم معرفي كردم بهتون كه بهتره بخريد چون توي امتحان حتما لازم ميشه.! اينم از درس ساده امروز. در ضمن منو پرفسور صدا نكنيد، من لودو هستم!
لودو چشمكي زد و از كلاس خارج شد تا دانش آموزان مشغول نوشتن نكات روي تخته و نام كتاب شوند.

نقل قول:
نكات: 1. درمورد بي ربط ترين چيز ها به جادو مثل آب و هوا صحبت كنيد! 2. از چوبدستي و جاروپرنده و طلسم هاي مختلف حرف زدن عين حماقت است! 3. اگر متوجه حرف مشنگ نشديد به روي خود نياوريد و بحث را عوض كنيد چون ممكن است ساده ترين چيز ممكن براي خودشان را گفته باشد. 4. هميشه به ياد داشته باشيد كه پول مشنگ ها با ما تفاوت دارد. 5. مهم ترين چيز اين است كه شما متوجه باشيد مشنگ ها يك نژاد ديگر انسانند نه يك موجود عجيب غريب يا يك حيوان! . . .


تكاليف.
1. دو نكته ديگر در آخر متن اضافه كنيد (6 نمره)
2. ليستي مناب از چيز هاي معمول مشنگ ها و وسايلشان تهيه كنيد كه شامل 5 مورد باشد (10 نمره)
3. در يك بند عكس العمل خود را در مقابل يك مشنگ كه در كوچه دياگون هاج و واج است و از شما كمك ميخواهد را شرح دهيد (16 نمره)
دو نمره امتيازي است!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس ماگل شناسي
ارسال شده در: سه‌شنبه 1 تیر 1389 21:54
نمایش جزئیات
آفلاین
تدریس جلسه اول ماگل شناسی در 11 تیر ماه توسط استاد لودو بگمن

*تا قبل از تدریس جلسه اول از ارسال پست خودداری نمایید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: امتحان ماگل شناسی
ارسال شده در: دوشنبه 23 شهریور 1388 04:53
نمایش جزئیات
آفلاین
امتيازات امتحان ماگل شناسي

راونكلاو: 13

ترورس: (عروسي: 0) + (اظهار عشق: 10) + (دعوا و كتك كاري: 10) + (مستمر: 19) = 39


هافلپاف: 34.6 ≈ 35

كينگزلي شكلبولت: (عروسي: 8) + (اظهار عشق: 0) + (دعوا و كتك كاري: 5) + (مستمر: 17) = 30

لودو بگمن: (عروسي: 10) + (اظهار عشق: 0) + (دعوا و كتك كاري: 5) + (مستمر: 19) = 34

مري فريز باود: (عروسي: 10) + (اظهار عشق: 0) + (دعوا و كتك كاري: 10) + (مستمر: 20) = 40

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
موندنی شو!
Re: امتحان ماگل شناسی
ارسال شده در: دوشنبه 16 شهریور 1388 21:17
نمایش جزئیات
آفلاین
میدونی هلاکتم ، عاشق سینه چاکتم ، میدونی که بی ریپرم ، همیشه زیر آن خاکتم...
خودت میدونی که عمه فقط پیش تو نشسته ، پس نرو پیش آن سگ نکن عمه رو بدبخت...
که بی تو تنهههههههههههههههههای تنهاااااااااااایم آههههی هاییی...



جشن بزرگی برپا بود، بسیاری از جادوگران سرشناس و ناشناس با دعوتهایی از سراسر دنیا جمع شده بودند تا در آن محفل حضور یابند ، مری فریز به دلیل شناختی که بر روی همه جادوگران جهان داشت تقریباً کل جامعه جادوگری را به عروسی خود با نویل عینکی دعوت کرده بود و نویل که فامیل عله نیز که وبمستر سایت به این بزرگی( زیاد ) بود نیز تمامی دوستان خود را جمع کرده بود و همگی در جشن به شادی و پایکوبی می‌پرداختند، دراین میان خواننده محبوب قلبها عمه عطیه به همراه دوست جدایی ناپذیرش ریپر در حال خواندن ترانه هایی برای شادی روح حضوریافتگان بود .
در این میان نویل که سر از پا نمی شناخت البته نه به خاطر عروسیش ، بلکه به خاطر اینکه همیشه اینگونه بود (اینم مثل آن عینکی بوده دیگه چه انتظاری دارینا ) ، به دیدن هر یک از دوستانش رفته و با آنها روبوسی و سلام احوالپرسی میکرد ،مری فریز نیز در گوشه ای از مجلس نشسته و با دوستش مریناکراوکر در حال سخن گفتن بود .

مری: ببینم این نویل یه ذره مشکوک نمیزنه؟
مرینا: ببین مری قرار بود یه امروز کارتو فراموش کنیا قرار بود عروسیتون مثل ماگلها باشه!
مری: نه آخه الان یه نیم ساعتی هست داره روبوسی میکنه!
مرینا: ای باب اینکه چیزی نیست همه تو عروسی از اینکارا میکنن!
مری: نه آخه این یه نیم ساعتی هست داره با آن مشنگه ... نه یان مشکوکه ... آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی نفس کش!


در همین هنگام مری در حالی که چوبدستی خود را بیرون کشیده بود به طرف شوهرش حرکت میکرد که ناگهان مرینا دستش را کشید و یادآوری کرد که عروسی ماگلی بیش نیست ، اما این برای مری حرکتی دشوار بود که ذهنش را به شدت آزار میداد پس به سرعت به طرف آنها دوان دوان حرکت کرد و فریاد از خشم برآورد!

مری: ای دیوانه این مردک کیه هی باهاش داری بوسه ردوبدل میکنی ؟ بیناموسی از پرسی بدتر؟ تاپیک حموم راه انداختین؟

مری این را گفته و دستش را تا حلق شوهرش فرو برد ، سپس مشتی را نثار چشم چپ عمه کرد ( عمه اومده بود دفاع کنه ) و یک آپرکات نیز از برای فرد مهاجم در کرد . با این حرکات بود که نصف اعضای تالار بهم ریخته و بر سر و صورت یکدیگر می‌کوفتند، آبر و ریگولی و آرگوس نیز فرصت را غنیمت شمرده و در طرفی دیگر گیس و گیس کشی میکردند، در این میان هم بارون پا در عرصه قرار داده و عرضه اندامی کرد تا درس عبرتی باشد برای سایرین!

بارون خونی: همگی معذرت بخواین!
ملت : معذرت ! معذرت!

همه جا شلوغ شده بود و دیگر کسی شروع کننده دعوا را به خاطر نداشت ، شاید برای همین بود که مری دست نویل را گفته و دوان دوان از مهلکه دور میگشتند!
بعدها خبر رسید که عمه کل خرجهای عروسی را متقبل شده بود ( گویا ضربه کاری بود ) و نیز کیف پول وی را هم ریپر قورت داده بود و مفقود گشته بود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!