جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

15 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
15
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  59 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  169 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  186 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  289 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  196 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 2 کاربر مهمان
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: شنبه 20 آذر 1389 00:38
نمایش جزئیات
آفلاین
آن شب آزکابان دریای خون کارآگاهانی شده بود که مرگخوارها هنگام فرار به جای مبارزه دیوانه ساز ها را به جانشان انداخته بودند تا روحشان از سرما یخ بزند!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: جمعه 19 آذر 1389 19:55
نمایش جزئیات
آفلاین
کلمات جدید:

آزکابان - دریا - خون - کارآگاه - فرار - دیوانه ساز - سرما - مرگخوار - شب - مبارزه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: پنجشنبه 18 آذر 1389 19:12
نمایش جزئیات
آفلاین
تک شاخ - ممنوعه - تیر کمان - سانتور - هاگرید - اسب - حمله - تسترال - دفاع - جنگل
حس نفرت تمام وجودش را پر كرده بود ... نميدانست چرا بايد اين درس را با وجود همچون معلمي بخواند ؛ غولي دورگه و خون كثيف !!
هاگريد تعدادي تسترال وحشي و زشت آورده بود و اظهار ميداشت كه اينها ناز و زيبا هستند و هيچ آسيبي به كسي نميرسانند !
اصلا چه چيز باعث شده بود اين غول كثيف به خود اجازه دهد تا بچه ها را تا وسط جنگل ممنوعه ببرد ؟ جايي كه حيواناتي وحشي و كثيف مانند سانتور ها در آن ميزيستند ؛ جايي مخوف كه سال پيش لرد والا ولدمورت در آن ديده شده بود ...
خوب به ياد داشت روزي را كه كوييرل با بدني كه با لرد بزرگ تقسيم كرده بود به خوردن خون نقره اي رنگ اسب تك شاخ مي پرداخت ...
شيهه اي در فضا پيچيد و بچه ها سر خود را برگرداندند تا ببينند صدا از كجا نشات ميگيرد ... چند سانتور تيركمان به دست روبروي بچه ها ايستاده بودند و هر آن امكان داشت به سوي آنها حمله ور شوند ... در نظر دراكو راهي براي دفاع وجود نداشت اما هاگريد همچنان ميگفت : اوه اينها خطرناك نيستند بچه ها !

پایان


لطفا تاییدش کنین PLEASE

تایید شد!
باید کوتاه تر مینوشتی، ولی اینقد قشنگ و جالب نوشته بودی که نتونستم تایید نکنم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دراگومیر دسپارد در 1389/9/18 19:44:36
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/9/18 20:06:41
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: دوشنبه 15 آذر 1389 23:02
نمایش جزئیات
آفلاین
تيركمان خود را بالا گرفته و همانطور كه زه را به سختي ميكشيد سعي داشت اسب تك شاخي را كه در كنار هاگريد وسط جنگل ممنوعه ايستاده بود هدف گيرد .
حركت تسترال در حال پرواز طوري بود كه هر لحظه امكان افتادن از آن ارتفاع وجود داشت و اين باعث ميشد نتواند به درستي نشانه گيري كند .
ناگهان اتفاق عجيبي رخ داد و باعث شد تعادل خود را از دست داده و با سر به زمين برخورد كند .
بالشت خود را چنگ زده و از خواب پريد . خواب درد ناكي بود ... حمله ي سانتور ها ... دفاع هاگريد از اسب تك شاخ ...

________________________________________

موندم ظهور ولدمورت چه ربطي داشت اين وسط ؟ (:-؟؟)

تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/9/16 12:29:13
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: دوشنبه 15 آذر 1389 21:35
نمایش جزئیات
آفلاین
تيركمان خود را بالا گرفته و همانطور كه زه را به سختي ميكشيد سعي داشت اسب تك شاخي را كه در كنار هاگريد وسط جنگل ممنوعه ايستاده بود هدف گيرد .
حركت تسترال در حال پرواز طوري بود كه هر لحظه امكان افتادن از آن ارتفاع وجود داشت و اين باعث ميشد نتواند به درستي نشانه گيري كند .
ناگهان اتفاق عجيبي رخ داد و باعث شد تعادل خود را از دست داده و با سر به زمين برخورد كند .
بالشت خود را چنگ زده و از خواب پريد . خواب درد ناكي بود ... حمله ي سانتور ها ... دفاع هاگريد از اسب تك شاخ ... ظهور ولدمورت ...


____________________________________________

يه رول مسخره :دي

شما باید دوباره پست بزنید و کلمات داده شده رو بولد کنی یا بصورت برجسته بنویسی طوری که در متن مشخص و متمایز از سایر کلمات باشند. بعنوان مثال: هاگرید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/9/15 22:43:31
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: شنبه 6 آذر 1389 01:23
نمایش جزئیات
آفلاین
خوب سلام به شما بینندگان عزیز شبکه اسپورت ویزارد. روبیوس هاگرید هستم و از ورزشگاه تک شاخ طلایی بازی فوتبال دو تیم تیروکمان داران جنگل و تسترال های طلایی رو برای شما گزارش میکنم.
در همین ابتدای کار بازیکنان تیم کمانداران که همگی سانتور هستند حمله همه جانبه ای رو ترتیب میدن. بازیکنان مثل اسب دارن به سمت دروازه حریف میدوئن اما خط دفاع تیم تسترال طلایی هم بیکار نمیشینه و با یک برگردون با پای سوم توپ رو برمیگردونن ... داور در سوت خودش دمیده و مثل این که به خاطر این حرکت ممنوعه میخواد بازیکنان تسترال طلایی رو اخراج کنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: شنبه 6 آذر 1389 00:38
نمایش جزئیات
آفلاین
تک شاخ - ممنوعه - تیر کمان - سانتور - هاگرید - اسب - حمله - تسترال - دفاع - جنگل

هاگرید با تیر کمانش به جنگل ممنوعه رفت تا از اسبی که در اونجا بود دفاع کنه و به تسترالها هم غذا بده ! در راه با سانتورها رو برو شد که داشتند به جسد تک شاخی نگاه می کردند که توسط یک حیوان به ان حمله شده بود!

تایید شد!
احسنت، عالی بود. فقط باید به جای "اونجا" مینوشتی "آنجا" و به جای "کنه" مینوشتی "کند" و همینطور به جای " بده" مینوشتی "بدهد".

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فابیان پریوت در 1389/9/6 0:50:44
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/9/6 11:54:25
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: چهارشنبه 3 آذر 1389 14:51
نمایش جزئیات
آفلاین
تک شاخ - ممنوعه - تیر کمان - سانتور - هاگرید - اسب - حمله - تسترال - دفاع - جنگل


هاگرید با صدایی بلند داد زد.
_هری برو به سمت جنگل ممنوعه من اینجا هستم.

هری به گفته هاگرید عمل کرد و به سمت جنگل رفت.درزمانی که داشت در جنگل تاریک راه می رفت حتی یک لحظه هم از تیر کمان خود دست برنمی داشت.

ناگهان صدایی امد.هری چرخید سایه چیزی در چند درخت دور تر نمایان بود.با نگاه اول هری فکر که یک سانتور هست ولی سرش بیشتر شباهت به یک اسب تک شاخ داشت.

هری ترسیده بود ولی هاگرید رسید و از او در برابر حیوان دفاع کرد.

تایید شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/9/4 0:38:34
هلگا
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: سه‌شنبه 2 آذر 1389 16:09
نمایش جزئیات
آفلاین
تک شاخ - ممنوعه - تیر کمان - سانتور - هاگرید - اسب - حمله - تسترال - دفاع - جنگل


هاگرید با صدایی بلند داد زد.
_هری برو به سمت جنگل ممنوعه من اینجا هستم.

هری به گفته هاگرید عمل کرد و به سمت جنگل رفت.درزمانی که داشت در جنگل تاریک راه می رفت حتی یک لحظه هم از تیر کمان خود دست برنمی داشت.

ناگهان صدایی امد.هری چرخید سایه چیزی در چند درخت دور تر نمایان بود.با نگاه اول هری فکر که یک سانتور هست ولی سرش بیشتر شباهت به یک اسب تک شاخ داشت.

هری ترسیده بود ولی هاگرید رسید و از او در برابر حیوان دفاع کرد.

تایید نشد.
شما ممنوعه رو اشتباها "ممنونه" و همینطور اینجا رو اشتباها "ایجا" نوشتی. ضمن اینکه باید کلمات داده شده رو بولد کنی یا بصورت برجسته بنویسی طوری که در متن مشخص و متمایز از سایر کلمات باشند. بعنوان مثال: هاگرید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/9/2 17:40:00
ویرایش شده توسط hbk4 در 1389/9/2 17:45:28
هلگا
Re: بازي با كلمات
ارسال شده در: شنبه 29 آبان 1389 22:58
نمایش جزئیات
آفلاین
حس نفرت تمام وجودش را پر كرده بود ... نميدانست چرا بايد اين درس را با وجود همچون معلمي بخواند ؛ غولي دورگه و خون كثيف !!
هاگريد تعدادي تسترال وحشي و زشت آورده بود و اذعان ميداشت كه اينها ناز و زيبا هستند و هيچ آسيبي به كسي نميرسانند !
اصلا چه چيز باعث شده بود اين غول كثيف به خود اجازه دهد تا بچه ها را تا وسط جنگل ممنوعه ببرد ؟ جايي كه حيواناتي وحشي و كثيف مانند سانتور ها در آن ميزيستند ؛ جايي مخوف كه سال پيش لرد والا ولدمورت در آن ديده شده بود ...
خوب به ياد داشت روزي را كه كوييرل با بدني كه با لرد بزرگ تقسيم كرده بود به خوردن خون نقره اي رنگ اسب تك شاخ مي پرداخت ...
شيهه اي در فضا پيچيد و بچه ها سر خود را برگرداندند تا ببينند صدا از كجا نشعت ميگيرد ... چند سانتور تيركمان به دست روبروي بچه ها ايستاده بودند و هر آن امكان داشت به سوي آنها حمله ور شوند ... در نظر دراكو راهي براي دفاع وجود نداشت اما هاگريد همچنان ميگفت : اوه اينها خطرناك نيستند بچه ها !!!

شما چون قبلا عضو ایفای نقش بودید، نیازی به تایید در بازی با کلمات ندارید اما چون زحمت کشیدید و پست زدید منم یه توضیحاتی میدم: در کل نوشته خوبی بود و نشون میده به کتابای هری پاتری مسلطید فقط اگه به جای "اذعان" مینوشتید "اظهار" بهتر بود و همینطور در مورد "نشعت" که درستش" نشات " هست.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/8/30 17:40:25