جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
10 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
[[educate]] بازی با كلمات
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/05/26
تولد نقش: 1396/10/25
آخرین ورود: دوشنبه 22 دی 1404 12:16
از: در عقب، صندلی جلو!
پستها:
1316

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/07/03
تولد نقش: 1396/10/10
آخرین ورود: شنبه 19 مهر 1399 22:11
از: کره آبی
پستها:
2608

جزئیات کاربر

تک شاخ - ممنوعه - تیر کمان - سانتور - هاگرید - اسب - حمله - تسترال - دفاع - جنگل
حس نفرت تمام وجودش را پر كرده بود ... نميدانست چرا بايد اين درس را با وجود همچون معلمي بخواند ؛ غولي دورگه و خون كثيف !!
هاگريد تعدادي تسترال وحشي و زشت آورده بود و اظهار ميداشت كه اينها ناز و زيبا هستند و هيچ آسيبي به كسي نميرسانند !
اصلا چه چيز باعث شده بود اين غول كثيف به خود اجازه دهد تا بچه ها را تا وسط جنگل ممنوعه ببرد ؟ جايي كه حيواناتي وحشي و كثيف مانند سانتور ها در آن ميزيستند ؛ جايي مخوف كه سال پيش لرد والا ولدمورت در آن ديده شده بود ...
خوب به ياد داشت روزي را كه كوييرل با بدني كه با لرد بزرگ تقسيم كرده بود به خوردن خون نقره اي رنگ اسب تك شاخ مي پرداخت ...
شيهه اي در فضا پيچيد و بچه ها سر خود را برگرداندند تا ببينند صدا از كجا نشات ميگيرد ... چند سانتور تيركمان به دست روبروي بچه ها ايستاده بودند و هر آن امكان داشت به سوي آنها حمله ور شوند ... در نظر دراكو راهي براي دفاع وجود نداشت اما هاگريد همچنان ميگفت : اوه اينها خطرناك نيستند بچه ها !
پایان
لطفا تاییدش کنین PLEASE
تایید شد!
باید کوتاه تر مینوشتی، ولی اینقد قشنگ و جالب نوشته بودی که نتونستم تایید نکنم.
حس نفرت تمام وجودش را پر كرده بود ... نميدانست چرا بايد اين درس را با وجود همچون معلمي بخواند ؛ غولي دورگه و خون كثيف !!
هاگريد تعدادي تسترال وحشي و زشت آورده بود و اظهار ميداشت كه اينها ناز و زيبا هستند و هيچ آسيبي به كسي نميرسانند !
اصلا چه چيز باعث شده بود اين غول كثيف به خود اجازه دهد تا بچه ها را تا وسط جنگل ممنوعه ببرد ؟ جايي كه حيواناتي وحشي و كثيف مانند سانتور ها در آن ميزيستند ؛ جايي مخوف كه سال پيش لرد والا ولدمورت در آن ديده شده بود ...
خوب به ياد داشت روزي را كه كوييرل با بدني كه با لرد بزرگ تقسيم كرده بود به خوردن خون نقره اي رنگ اسب تك شاخ مي پرداخت ...
شيهه اي در فضا پيچيد و بچه ها سر خود را برگرداندند تا ببينند صدا از كجا نشات ميگيرد ... چند سانتور تيركمان به دست روبروي بچه ها ايستاده بودند و هر آن امكان داشت به سوي آنها حمله ور شوند ... در نظر دراكو راهي براي دفاع وجود نداشت اما هاگريد همچنان ميگفت : اوه اينها خطرناك نيستند بچه ها !
پایان
لطفا تاییدش کنین PLEASE
تایید شد!
باید کوتاه تر مینوشتی، ولی اینقد قشنگ و جالب نوشته بودی که نتونستم تایید نکنم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دراگومیر دسپارد در 1389/9/18 19:44:36
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/9/18 20:06:41
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/9/18 20:06:41
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1389/09/15
آخرین ورود: جمعه 19 آذر 1389 22:13
از: عاشق كه ساعت نميپرسن ...!!!
پستها:
6

تيركمان خود را بالا گرفته و همانطور كه زه را به سختي ميكشيد سعي داشت اسب تك شاخي را كه در كنار هاگريد وسط جنگل ممنوعه ايستاده بود هدف گيرد .
حركت تسترال در حال پرواز طوري بود كه هر لحظه امكان افتادن از آن ارتفاع وجود داشت و اين باعث ميشد نتواند به درستي نشانه گيري كند .
ناگهان اتفاق عجيبي رخ داد و باعث شد تعادل خود را از دست داده و با سر به زمين برخورد كند .
بالشت خود را چنگ زده و از خواب پريد . خواب درد ناكي بود ... حمله ي سانتور ها ... دفاع هاگريد از اسب تك شاخ ...
________________________________________
موندم ظهور ولدمورت چه ربطي داشت اين وسط ؟ (:-؟؟)
تایید شد!
حركت تسترال در حال پرواز طوري بود كه هر لحظه امكان افتادن از آن ارتفاع وجود داشت و اين باعث ميشد نتواند به درستي نشانه گيري كند .
ناگهان اتفاق عجيبي رخ داد و باعث شد تعادل خود را از دست داده و با سر به زمين برخورد كند .
بالشت خود را چنگ زده و از خواب پريد . خواب درد ناكي بود ... حمله ي سانتور ها ... دفاع هاگريد از اسب تك شاخ ...
________________________________________
موندم ظهور ولدمورت چه ربطي داشت اين وسط ؟ (:-؟؟)
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/9/16 12:29:13
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1389/09/15
آخرین ورود: جمعه 19 آذر 1389 22:13
از: عاشق كه ساعت نميپرسن ...!!!
پستها:
6

تيركمان خود را بالا گرفته و همانطور كه زه را به سختي ميكشيد سعي داشت اسب تك شاخي را كه در كنار هاگريد وسط جنگل ممنوعه ايستاده بود هدف گيرد .
حركت تسترال در حال پرواز طوري بود كه هر لحظه امكان افتادن از آن ارتفاع وجود داشت و اين باعث ميشد نتواند به درستي نشانه گيري كند .
ناگهان اتفاق عجيبي رخ داد و باعث شد تعادل خود را از دست داده و با سر به زمين برخورد كند .
بالشت خود را چنگ زده و از خواب پريد . خواب درد ناكي بود ... حمله ي سانتور ها ... دفاع هاگريد از اسب تك شاخ ... ظهور ولدمورت ...
____________________________________________
يه رول مسخره :دي
شما باید دوباره پست بزنید و کلمات داده شده رو بولد کنی یا بصورت برجسته بنویسی طوری که در متن مشخص و متمایز از سایر کلمات باشند. بعنوان مثال: هاگرید.
حركت تسترال در حال پرواز طوري بود كه هر لحظه امكان افتادن از آن ارتفاع وجود داشت و اين باعث ميشد نتواند به درستي نشانه گيري كند .
ناگهان اتفاق عجيبي رخ داد و باعث شد تعادل خود را از دست داده و با سر به زمين برخورد كند .
بالشت خود را چنگ زده و از خواب پريد . خواب درد ناكي بود ... حمله ي سانتور ها ... دفاع هاگريد از اسب تك شاخ ... ظهور ولدمورت ...
____________________________________________
يه رول مسخره :دي
شما باید دوباره پست بزنید و کلمات داده شده رو بولد کنی یا بصورت برجسته بنویسی طوری که در متن مشخص و متمایز از سایر کلمات باشند. بعنوان مثال: هاگرید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/9/15 22:43:31
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/05/26
تولد نقش: 1396/10/25
آخرین ورود: دوشنبه 22 دی 1404 12:16
از: در عقب، صندلی جلو!
پستها:
1316

خوب سلام به شما بینندگان عزیز شبکه اسپورت ویزارد. روبیوس هاگرید هستم و از ورزشگاه تک شاخ طلایی بازی فوتبال دو تیم تیروکمان داران جنگل و تسترال های طلایی رو برای شما گزارش میکنم.
در همین ابتدای کار بازیکنان تیم کمانداران که همگی سانتور هستند حمله همه جانبه ای رو ترتیب میدن. بازیکنان مثل اسب دارن به سمت دروازه حریف میدوئن اما خط دفاع تیم تسترال طلایی هم بیکار نمیشینه و با یک برگردون با پای سوم توپ رو برمیگردونن ... داور در سوت خودش دمیده و مثل این که به خاطر این حرکت ممنوعه میخواد بازیکنان تسترال طلایی رو اخراج کنه!
در همین ابتدای کار بازیکنان تیم کمانداران که همگی سانتور هستند حمله همه جانبه ای رو ترتیب میدن. بازیکنان مثل اسب دارن به سمت دروازه حریف میدوئن اما خط دفاع تیم تسترال طلایی هم بیکار نمیشینه و با یک برگردون با پای سوم توپ رو برمیگردونن ... داور در سوت خودش دمیده و مثل این که به خاطر این حرکت ممنوعه میخواد بازیکنان تسترال طلایی رو اخراج کنه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تک شاخ - ممنوعه - تیر کمان - سانتور - هاگرید - اسب - حمله - تسترال - دفاع - جنگل
هاگرید با تیر کمانش به جنگل ممنوعه رفت تا از اسبی که در اونجا بود دفاع کنه و به تسترالها هم غذا بده ! در راه با سانتورها رو برو شد که داشتند به جسد تک شاخی نگاه می کردند که توسط یک حیوان به ان حمله شده بود!
تایید شد!
احسنت، عالی بود. فقط باید به جای "اونجا" مینوشتی "آنجا" و به جای "کنه" مینوشتی "کند" و همینطور به جای " بده" مینوشتی "بدهد".
هاگرید با تیر کمانش به جنگل ممنوعه رفت تا از اسبی که در اونجا بود دفاع کنه و به تسترالها هم غذا بده ! در راه با سانتورها رو برو شد که داشتند به جسد تک شاخی نگاه می کردند که توسط یک حیوان به ان حمله شده بود!
تایید شد!
احسنت، عالی بود. فقط باید به جای "اونجا" مینوشتی "آنجا" و به جای "کنه" مینوشتی "کند" و همینطور به جای " بده" مینوشتی "بدهد".
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فابیان پریوت در 1389/9/6 0:50:44
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/9/6 11:54:25
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/9/6 11:54:25
جزئیات کاربر

تک شاخ - ممنوعه - تیر کمان - سانتور - هاگرید - اسب - حمله - تسترال - دفاع - جنگل
هاگرید با صدایی بلند داد زد.
_هری برو به سمت جنگل ممنوعه من اینجا هستم.
هری به گفته هاگرید عمل کرد و به سمت جنگل رفت.درزمانی که داشت در جنگل تاریک راه می رفت حتی یک لحظه هم از تیر کمان خود دست برنمی داشت.
ناگهان صدایی امد.هری چرخید سایه چیزی در چند درخت دور تر نمایان بود.با نگاه اول هری فکر که یک سانتور هست ولی سرش بیشتر شباهت به یک اسب تک شاخ داشت.
هری ترسیده بود ولی هاگرید رسید و از او در برابر حیوان دفاع کرد.
تایید شد!
هاگرید با صدایی بلند داد زد.
_هری برو به سمت جنگل ممنوعه من اینجا هستم.
هری به گفته هاگرید عمل کرد و به سمت جنگل رفت.درزمانی که داشت در جنگل تاریک راه می رفت حتی یک لحظه هم از تیر کمان خود دست برنمی داشت.
ناگهان صدایی امد.هری چرخید سایه چیزی در چند درخت دور تر نمایان بود.با نگاه اول هری فکر که یک سانتور هست ولی سرش بیشتر شباهت به یک اسب تک شاخ داشت.
هری ترسیده بود ولی هاگرید رسید و از او در برابر حیوان دفاع کرد.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/9/4 0:38:34
هلگا
جزئیات کاربر

تک شاخ - ممنوعه - تیر کمان - سانتور - هاگرید - اسب - حمله - تسترال - دفاع - جنگل
هاگرید با صدایی بلند داد زد.
_هری برو به سمت جنگل ممنوعه من اینجا هستم.
هری به گفته هاگرید عمل کرد و به سمت جنگل رفت.درزمانی که داشت در جنگل تاریک راه می رفت حتی یک لحظه هم از تیر کمان خود دست برنمی داشت.
ناگهان صدایی امد.هری چرخید سایه چیزی در چند درخت دور تر نمایان بود.با نگاه اول هری فکر که یک سانتور هست ولی سرش بیشتر شباهت به یک اسب تک شاخ داشت.
هری ترسیده بود ولی هاگرید رسید و از او در برابر حیوان دفاع کرد.
تایید نشد.
شما ممنوعه رو اشتباها "ممنونه" و همینطور اینجا رو اشتباها "ایجا" نوشتی. ضمن اینکه باید کلمات داده شده رو بولد کنی یا بصورت برجسته بنویسی طوری که در متن مشخص و متمایز از سایر کلمات باشند. بعنوان مثال: هاگرید.
هاگرید با صدایی بلند داد زد.
_هری برو به سمت جنگل ممنوعه من اینجا هستم.
هری به گفته هاگرید عمل کرد و به سمت جنگل رفت.درزمانی که داشت در جنگل تاریک راه می رفت حتی یک لحظه هم از تیر کمان خود دست برنمی داشت.
ناگهان صدایی امد.هری چرخید سایه چیزی در چند درخت دور تر نمایان بود.با نگاه اول هری فکر که یک سانتور هست ولی سرش بیشتر شباهت به یک اسب تک شاخ داشت.
هری ترسیده بود ولی هاگرید رسید و از او در برابر حیوان دفاع کرد.
تایید نشد.
شما ممنوعه رو اشتباها "ممنونه" و همینطور اینجا رو اشتباها "ایجا" نوشتی. ضمن اینکه باید کلمات داده شده رو بولد کنی یا بصورت برجسته بنویسی طوری که در متن مشخص و متمایز از سایر کلمات باشند. بعنوان مثال: هاگرید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/9/2 17:40:00
ویرایش شده توسط hbk4 در 1389/9/2 17:45:28
ویرایش شده توسط hbk4 در 1389/9/2 17:45:28
هلگا
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1389/02/03
آخرین ورود: جمعه 15 بهمن 1389 10:12
از: عاشق كه ساعت نمي پرسن !!!
پستها:
49

حس نفرت تمام وجودش را پر كرده بود ... نميدانست چرا بايد اين درس را با وجود همچون معلمي بخواند ؛ غولي دورگه و خون كثيف !!
هاگريد تعدادي تسترال وحشي و زشت آورده بود و اذعان ميداشت كه اينها ناز و زيبا هستند و هيچ آسيبي به كسي نميرسانند !
اصلا چه چيز باعث شده بود اين غول كثيف به خود اجازه دهد تا بچه ها را تا وسط جنگل ممنوعه ببرد ؟ جايي كه حيواناتي وحشي و كثيف مانند سانتور ها در آن ميزيستند ؛ جايي مخوف كه سال پيش لرد والا ولدمورت در آن ديده شده بود ...
خوب به ياد داشت روزي را كه كوييرل با بدني كه با لرد بزرگ تقسيم كرده بود به خوردن خون نقره اي رنگ اسب تك شاخ مي پرداخت ...
شيهه اي در فضا پيچيد و بچه ها سر خود را برگرداندند تا ببينند صدا از كجا نشعت ميگيرد ... چند سانتور تيركمان به دست روبروي بچه ها ايستاده بودند و هر آن امكان داشت به سوي آنها حمله ور شوند ... در نظر دراكو راهي براي دفاع وجود نداشت اما هاگريد همچنان ميگفت : اوه اينها خطرناك نيستند بچه ها !!!
شما چون قبلا عضو ایفای نقش بودید، نیازی به تایید در بازی با کلمات ندارید اما چون زحمت کشیدید و پست زدید منم یه توضیحاتی میدم: در کل نوشته خوبی بود و نشون میده به کتابای هری پاتری مسلطید فقط اگه به جای "اذعان" مینوشتید "اظهار" بهتر بود و همینطور در مورد "نشعت" که درستش" نشات " هست.
هاگريد تعدادي تسترال وحشي و زشت آورده بود و اذعان ميداشت كه اينها ناز و زيبا هستند و هيچ آسيبي به كسي نميرسانند !
اصلا چه چيز باعث شده بود اين غول كثيف به خود اجازه دهد تا بچه ها را تا وسط جنگل ممنوعه ببرد ؟ جايي كه حيواناتي وحشي و كثيف مانند سانتور ها در آن ميزيستند ؛ جايي مخوف كه سال پيش لرد والا ولدمورت در آن ديده شده بود ...
خوب به ياد داشت روزي را كه كوييرل با بدني كه با لرد بزرگ تقسيم كرده بود به خوردن خون نقره اي رنگ اسب تك شاخ مي پرداخت ...
شيهه اي در فضا پيچيد و بچه ها سر خود را برگرداندند تا ببينند صدا از كجا نشعت ميگيرد ... چند سانتور تيركمان به دست روبروي بچه ها ايستاده بودند و هر آن امكان داشت به سوي آنها حمله ور شوند ... در نظر دراكو راهي براي دفاع وجود نداشت اما هاگريد همچنان ميگفت : اوه اينها خطرناك نيستند بچه ها !!!
شما چون قبلا عضو ایفای نقش بودید، نیازی به تایید در بازی با کلمات ندارید اما چون زحمت کشیدید و پست زدید منم یه توضیحاتی میدم: در کل نوشته خوبی بود و نشون میده به کتابای هری پاتری مسلطید فقط اگه به جای "اذعان" مینوشتید "اظهار" بهتر بود و همینطور در مورد "نشعت" که درستش" نشات " هست.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/8/30 17:40:25
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج