جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  143 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  331 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  234 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: جمعه 17 تیر 1390 16:58
نمایش جزئیات
آفلاین
1. به غیر اژدها های نام برده شده ، 5 اژدهای دیگر نام ببرید. ( 5 نمره )

1. دندانه دار نروژی
2. زهر نیش پرویی
3. شاخ دراز رومانیایی
4. پوزه پهن سوئدی
5. شکم پولادی اوکراینی

2. در مورد اژدهای سیاه هیبرایدی هر چه میدانید بنویسید. ( 10 نمره )

همونطور که از اسمش پیداست در هیبراید که جزیره ای در غرب اسکاتلنده زندگی میکنه.
از لحاظ ظاهری می توان به رنگ سیاه، فلس های زبر و ناصاف، برآمدگی سیاه طولی و تیزی دمش اشاره کرد.
بیش از 9 متر طول دارد، با چشمانی ارغوانی رنگ و غذای مورد علاقه اش گوزن است.

3. رولی در مورد رویارویی خود با یک اژدها بنویسید. نوع و اندازه و جنس اژدها بر عهده ی شما. ( 15 نمره )

بچه ها از کلاس بیرون رفتند. اما هنوز زیاد از کلاس دور نشده بودند که صدای غرش اژدها و جیغ معلمشان را شنیدند!

- کمک... کمک...

همه ی بچه ها سر جایشان میخکوب شدند. صدای جیغ های ملمشان توی راهرو می پیچید. ناگهان با فوران آتش در کلاس از جا کنده شد و محکم به دیور رو به رو خورد.
در یک چشم به هم زدن همه ی دانش آموزان فرار کردند.

گلرت نگاهی به پشت سرش انداخت. فقط هری پاتر و لینی وارنر ایستاده بودند.
در همین هنگام چشم عقیقی ماده با یک ضربه دیوار اطراف در را خورد کرد و توانست از کلاس خارج شود.

صحنه ی وحشتناکی در مقابل چشمان گلرت شکل گرفت.
اژدها رز که سراسر بدنش زخمی شده بود را از بلوزش با دندان گرفته بود و خون از دستان کوچکش می چکید.

گلرت از پشت سرش صدای جیغ وحشتناکی شنید.
وقتی برگشت و پشت سرش را نگته کرد حدسش به یقین تبدیل شد.
لینی با دیدن صجنه از هوش رفته بود و کنار دیوار روی زمین افتاده بود.

یک بار دیگر به چشمان عقیقی اژدها زل زد. اگر در هر حالت دیگری بود زیبایی چشمانش را تحسین می کرد. اما حالا به فکر کور کردن آنها بود.
آره، قبلاً توی یک کتاب این را خوانده بود. بزرگترین نقطه ضعف اژدها ها چشمانشان است.
گلرت چوبدستی اش را کشید. در سمت راستش هری را دید که کار او را تکرار کرد. اژدها هم که منظور آن دو را فهمیده بود رز را به گوشه ای انداخت.
گلرت سعی کرد به این فکر نکند که با این حرکت چند تا از استخوان های رز شکسته است.

چشم عقیقی نفس عمیقی از بینی اش کشید. گلرت حدس زد که می داند آژدها قصد چه کاری را دارد.
همزمان با شلیک آتش گلرت و هوگو هر دو چوبدستی هایشان را بالا بردند.

- پروتگو

- آگومنتی

دو طلسم با هم ترکیب شدند و محافظی از جنس آب دورشان را گرفت.

گلرت رو به هری کرد و گفت: چشماش. باید چشماش رو کور کنیم.

هری سری به نشانه ی تایید تکان داد و چوبدستی اش را بالا آورد. با یه حرکت شلاق وار هفت، هشت خنجر نقره ای از هوای رقیق خارج شدند و به سمت سر اژدها رفتند.

دو تای آنها مستقیماً در چشمان عقیقی اژدها فرو رفت و خون از آن فواره زد.

- نه... الان میفته روی رز.

هنوز جمله ی هراسان هری تموم نشده بود که گلرت با تمام سرعت به طرف رز دوید. خودش را به طرف او انداخت و از مسیر سقوط اژدها دورش کرد.

اژدها درست همانجایی افتاد که چند لحظه پیش بدن زخمی رز افتاده بود.
-------------------------------------------------------------------
پ.ن: بیا نجاتتم دادم. حالا اگه میتونی نمره کم بده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
میون یه مشت مرگخوار/ زیر علامتی شوم
توی خ�
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: جمعه 17 تیر 1390 16:14
نمایش جزئیات
آفلاین
همه ی بچه ها در کلاس نشسته بودند. عده ای کاتالوگ های مختلف می خواندند، عده ای خر و پف می کردند و عده ای هم در مورد فیلم توآیلایت که تازه ار ام بی سی پرشیا پخش شده بود صحبت میکردند.

صدای فیشی آن ها را به خود آورد. صدایی که به نظر خطرناک می آمد.

- جیـــــغ!

یکی از بچه ها همان طور که می دوید و جیغ می زد ، دستش را به پشت ردایش می زد تا آتش را خاموش کند. همه از کار خود دست کشیدند و به در باز خیره شدند. صدای ضعیفی از معلمشان رز ویزلی به گوش میرسید.

- هی تو! برو توی صف! چرا آتیش می زنی هی بوقی!

صدای جلینگ جلینگ زنجیری به گوش رسید و لحظه ای بعد رز با لبخندی ساختگی وارد کلاس شد و سعی کرد موهای به هم ریخته اش را درست کند تا بار دیگر چشم چپش را بپوشاند. همه به لباس های اسپرتی که او سر کلاس می پوشید و هم چنین مدل موهای جالبش عادت کرده بودند.

- سلام! حدس بزنین امروز راجع به چی حرف می زنیم!

هیچ کدام از بچه ها حرفی نزدند و این نشان میداد که هیچ کدام دوست ندارند در مورد آن موجود آتش زا چیزی بشنوند. رز برای جلوگیری از ضایع شدن گفت:

- خب معلومه که نمیتونید حدس بزنید! هیچ کدومتون متوجه اون راه مخفی نشدید که من از توی دیوار رد کردم؟ خیلی از مدیر خواستم که بریم توی محوطه ی بیرون از قلعه اما گفت نمیشه. برای همین من به خودم زحمت دادم!

رز به سمت در رفت و زنجیر کلفتی را کشید . تمام نگاه ها زنجیر را دنبال کرد تا به سر آن موجود رسیدو موجودی خیلی آشنا. اژدها!

- بچه ها این یه اژدهای ماده است. از نژاد چشم عقیقی زلاندنویی و استرالیایی!

رز با دست دیگرش طناب دیگری را کشید و یک اژدها ی دیگر، درست شبیه اژدهای اول ظاهر شد.

- اینم یه اژدهای نر از همون نژاده. همون طور که می بینین ، اژدهای ماده بزرگتر و خشن تره. اژدها ها رام نشدنی هستند و هیچ کس جز جادوگرای متخصص نباید بهشون نزدیک بشه! اینا فلا تحت تاثیر طلسم فرمان من هستن. وگرنه الان هیچ کس زنده نبود. البته با وجود این طلسم قوی ، هنوزم یه کم نافرمانی میکنن.

و با خشونت زنجیر اژدهای ماده را کشید تا حرکت نکند.

- قلب ، مغز ، خون ، کبد و پوست اژدها خواص جادویی قوی داره. اما تخمش یکی از مهم ترین چیزای غیر قابل فروشه. اژدها ها انئاع زیادی دارن که این انواع با هم مخلوط شده و نژاد های جدید به وجود اومده! من نژاد های خالص رو براتون نام می برم.

رز دستی به پای اژدهای ماده کشید و ادامه داد :

- اژدهای چشم عقیقی استرالیا و زلاندنو. خیلی قشنگن. بیشتر توی زلانو دیده میشن. حدود 2 تن وزن دارن و هم چنین توی دره ها زندگی میکنن. برخلاف بقیه ی اژدها ها. چند تا نوع دیگه هم فقط براتون نام می برم : گوی آتشین چینی ، سبز چمنی ولزی ، سیاه هیبرایدی و... خب کلاستون تمومه و چیزی نمونده که تاثیر طلسمم از بین بره. بهتره شما برین تا من این اژدها ها رو برگردونم.

بچه ها از کلاس بیرون رفتند. اما هنوز زیاد از کلاس دور نشده بودند که صدای غرش اژدها و جیغ معلمشان را شنیدند!

تکالیف:


1. به غیر اژدها های نام برده شده ، 5 اژدهای دیگر نام ببرید. ( 5 نمره )

2. در مورد اژدهای سیاه هیبرایدی هر چه میدانید بنویسید. ( 10 نمره )

3. رولی در مورد رویارویی خود با یک اژدها بنویسید. نوع و اندازه و جنس اژدها بر عهده ی شما. ( 15 نمره )

4 . سنگین وزن ترین و سبک وزن ترین اژدها چه اژدهایی است؟ ( 5 نمره ی قانونی)



_____________________________

فقط برای اطلاع میگم. برای پاسخ دادن به اینا باید از کتاب جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها استفاده کنین. و فکر میکنم از طریق بخش دانلود همین سایت قابل دانلود باشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!




Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: جمعه 17 تیر 1390 15:36
نمایش جزئیات
آفلاین
نتیجه ی تکالیف جلسه ی اول

راونکلاو : 24

لینی وارنر : 31
5+5 +18 + 3

لونا لاوگود : 27
5+5+ 17

ارگ کثیف:19
2+2+15

زنوفیلیوس لاوگود :19
2+2+15

اسلیترین :8

آگوستوس پای : 33
5+3+20+5

هافلپاف :17

سدریک دیگوری :21
3+3+15

کینگزلی شکلبوت : 26
3+3+20

گلرت گریندل والد:22
5+2+15

گریفندور: 20

جرج ویزلی : 20
18+2

گودریک گریفندور : 25
5+5+14+1

آقای الیواندر : 18
2+2+14

لی جردن : 17
2+5+10

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!




Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: شنبه 11 تیر 1390 22:16
نمایش جزئیات
آفلاین
گرمسیر و مرطوب
هند
تایلند
افغانستان
تبت در چین



موش و پرندگان ولی میمون هم می خورند




خیلی خسته بودیم.حدود 11 ساعت می شد که راه رفتته بودیم ولی به هیچ نتیجه ای نرسیده بودیم.خدا می داندکه چه پول هایی برای رسیدن به این جا خرج نکرده بودیم.1000 گالیون برای یک قالیچه ی زهوار در رفته و 1200گالیون!!!!برا 4 تا میمون ویژه بی حال
ولی...
ولی اگر همه ی حرف هایی که درباره اوکمی می زنند درست باشد
و یک تخم ان کلی بیارزد مطمئنا ارزشش رو دارد. البته این خیالی بیش نیست. چون حدود11 ساعت شده که راه رفته ایم اما هیچ اوکمی ای نیافتیم.طبقه بندی وزارتخانه هم حالم را بهتر نمی کرد. چون نه ما دانش تخصصی داشتیم نه ورزیده.!!
ناگهان یکی از دوستانم فریاد گوشخراشی کشید.و مرا از افکار بیرون کشید
-اون داره له م می کنه!
به تعداد زیادی سلول خاکستری نیاز نبودکه بفهمم منظورش از او یک اوکمی بسیار خطرناک احتمالا ماده بود.لبخندی بر لبانم نشست.نمی خواهم بگویم که از مردن دوستم ناراحت شده ام اما این بدین معنی بود که اوکمی را پیدا کرده ایم.
ووی
خزیرنش را لای پاهایم حس می کردم. فوری پریدم و خود را از چنگ او ازاد کردم.
تخم هایش خیل از من دور نبود . اوکمی را بسمت ان یکی دوستم پرتاب کردم.وخودم به سمت تخم ها هجوم یافتم. تخم ا را برداش تم و زدم به چاک. از مردن دوسانم-و به نوعی کشتن دوستانم-خوشحال نشدم عوضش قول می دم یک سنگ قبر خوشگل برایشان بخرم
رو حشان شاد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لی جردن در 1390/4/12 11:07:07
Modir look at that ticket
I work out
Modir look at that ticket
I work out
When I go to "contact us", this is what I see
Modirs are in bed and they wont answer me
I got passion in my head and I ain’t afraid to show it

I’m ANGRY and I know it


تصویر تغییر اندازه داده شده

Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: جمعه 10 تیر 1390 11:47
نمایش جزئیات
آفلاین
1. اوکمی در کدام ناحیه ی زمین بیشتر یافت می شود و به چه آب و هوایی نیاز دارد؟ چند کشور نام ببرید. ( 5 امتیاز)

اوکمی بیشتر در آب و هوای گرم و مرطوب زندگی می کنه. برای همین توی کشور هایی مثل اندونزی، مالزی، هند و ژآپن زندگی می کنه.

2. غذای اصلی اوکمی چیست؟ ( 5 امتیاز )

اوکمی اغلب شامپانزه ی وحشی می خوری. ولی در مواردی هم دیده شده که میمون خورده.

3. رولی در مورد مبارزه ی خود با یک اوکمی وحشی بنویسید. ( 20 امتیاز)

گلرت، رز، هوگو و سدریک توی یکی از جنگل های مالزی در حال حرکت بودند. چون رهبر قبلی گروه اوباش تموم پول ها را بر داشته و رفته بود، گروه الان شدیداً پول لازم بود و 4 نفر از اعضای اون با پیشنهاد رز و در عین مخالفت های گلرت() به مالزی اومده بودند تا چند تا تخم اوکمی بدزدند.

گلرت غر غر کنان گفت: حالا این تخم اوکمی که گفتی، چقدر می ارزه؟

رز گفت: اساساً با توجه به این که روی تخم لایه ای به قطر 10 سانتی متر از نقره وجود داره، هر تخم حدود 50 گالیون قیمتشه.

سدریک گفت: خوب، بد نیست. حالا چه شکلیه؟

رز جواب داد: یه ترکیبیه از نجینی و کج منقار. بدنش شکل نجینیه ولی نوک و پا و بال هاش شبیه کج منقاره.

تا جایی در جنگل پیش رفتند که درختان کاملاً به هم نزدیک بودند و آفتاب صبحگاهی داخل جنگل نمی شد. نسیم خنکی می وزید و موهایشان را مخصوصاً زلف های شهلای گلرت را پریشان می کرد.

- اوکمی.

این صدای هوگو بود که صحنه ی دراماتیک گلرت را بر هم زد و با نگاهی نفرت بار از طرف او مواجه شد.

یه اوکمی به طول حدود 6-7 متر روی درخت مقابلشون و روی یه سری گوی نقره ای بزرگ خوابیده بود.

رز گفت: وای. من تا حالا چنین اوکمی ندیده بودم. چه بزرگه. چه تخم های بزرگی داره.

گلرت گفت: حالا کی میره میارتش؟

ملت:

- ترسو ها. حالا شجاعت رو یاد بگیرین.

گلرت چوبش رو در آورد و به سمت اوکمی حرکت کرد. حیوون بدبخت هم با نگاهی خیلی خونسرد به گلرت می نگریست.

گلرت گفت: ببین کوچولو، تو الان دو راه داری. یا اینکه مثل بچه ی خوب 2-3 تا از اون تخم هات رو میدی یا ...

ولی بقیه نشنیدن که اوکمی چه راه دیگه ای داره چون با یه حرکت سریع به گلرت حمله و با اختلاف اندکی از کنار پاش گذشت.

گلرت با صدایی لرزان به رز گفت: نگفتی اینقدر وحشیه. فکر کنم باید از در دوستی وارد بشم.

رو به اوکمی کرد و گفت: ببین دوست عزیز...

اما بقیه ی حرفش رو با یه جیغ بنفش تکمیل کرد و چوبش رو پرت کرد. و از حمله ی اوکمی فرار کرد و از یه درخت آویزون شد و شروع به جیغ زدن کرد.

- آی داد... آی هوار... خدایا کمکم کن... خدایا دیگه به حرفات گوش می دم... دیگه گناه نمی کنم... یا مرلین... کمک... یکی منو از دست این وحشی نجات بده.

پس از چند دقیقه جیغ و داد متوجه شد که صدایی نمیاد. برگشت پشتش را نگاه کرد.
اوکمی رو زمین افتاده بود و بقیه به گلرت زل زده بودند.

گلرت گفت: چی شده؟

رز جواب داد: تو چوبدستیت رو پرت کردی و خورد به مغز اوکمی و اونو کشت.

گلرت خیلی سریع گفت: بابا پرت کردم چیه. این یه فن خیلی قدیم بود. من داشتم اینطوری می کردم که شما نترسین.

ملت:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
میون یه مشت مرگخوار/ زیر علامتی شوم
توی خ�
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 9 تیر 1390 10:59
نمایش جزئیات
آفلاین
1. اوکمی در کدام ناحیه ی زمین بیشتر یافت می شود و به چه آب و هوایی نیاز دارد؟ چند کشور نام ببرید. ( 5 امتیاز)

اوكمی قابليت زندگی در آب و هوای گرم و مرطوب رو داره و از سرما فراريه. به عنوان نمونه اوكمی در كشورهای استوايی، آفريقايی، آمريكای جنوبی، هندوستان و امثالهم پيدا ميشه...


2. غذای اصلی اوکمی چیست؟ ( 5 امتیاز )


گوشت، علی‌الخصوص گوشت ميمون... با توجه به منطقه‌ای كه اوكمی ها زندگی می‌كنن، ميمون براشون در دسترس تره و همين امر هم موجب شده كه به خاطر خوردن ميمون در نسل‌های متوالی، طبع‌شون با گوشت ميمون سازگارتر هم بشه و طعم گوشت ميمون رو به ساير گوشت ها ارجح بدونن.

3. رولی در مورد مبارزه ی خود با یک اوکمی وحشی بنویسید. ( 20 امتیاز)

كينگزلی در جنگل‌های آمازون مشغول قدم زدن بود. نسيم ملايمی در جنگل می‌وزيد و موهای پرپشت كينگزلی را ( ) می‌رقصاند. كينگز با قدم هايی بلند در جنگل پيش می‌رفت و برای ميمون های متنوع روی درختان، از شامپانزه گرفته تا اورانگوتان و حتی گوريل انگوری ( ) دست تكان می‌داد. بعد از طی مسافتی طولانی، كينگزلی به موجود عجيبی برخورد كه بدنی افعی مانند و بسيار دراز داشت، دو بال بر پدنش خودنمائی می‌كرد و مثل جوراب های گل منگولی رز ويزلی پوستی رنگارنگ داشت .

- اين اوكميه كه! حالا چه غلطی كنم وسط اين مصيبت؟ پدرم در مياد!

اوكمی نيشش را با حالتی تهديد آميز برای كينگزلی به نمايش گذاشت، با پاهای كوچكش به طرف كينگزلی آمد و چشمان درشتش را به او دوخت...

- اوكمی جان... بزن به چاك ... برو وگرنه يه بلائی به سرت بيارم كه مرغ‌های آسمون به حالت گريه كنن ... تا سه می‌شمرم می‌ری دنبال كارت، وگرنه دوباره تا سه می‌شمرم !

اوكمی در حالی كه به كينگزلی نزديك شده بود، با دمش ضربه‌ی محكمی به شكم كينگزلی وارد كرد تا كينگزلی روی تنه‌ی ضخيم درخت كاج پشت سرش پخش بشود . كينگزلی در حالی كه از شدت ضربه شديدا" درد می‌كشيد، چوبدستی اش را بيرون آورد و به طرف اوكمی گرفت:
- آواداكداورا!

طلسم سبز رنگ به بدن اوكمی خورد، اما در كمال ناباوری برگشت پيدا كرد و به طرف يك گل رز ( ) رفت. كينگزلی در حالی كه با ترس و نگرانی به اوكمی نگاه می‌كرد كه لحظه به لحظه نزديك تر می‌شد و نيشش را با حالت رعب انگيز تری تكان می‌داد، چوبدستيش را بيرون آورد و به طرفش گرفت:
- اوكمی ها در سرما می‌ميرن... بايد سردش كنم... سرمائيوس! ( طلسم از نوع من در آوردی )

طلسم بنفش رنگ كينگز از نوك چوبدستی بلندش به طرف مار رفت و سرما را به جانش انداخت. مار از شدت سرما به خودش لرزيد و بعد از پنج دقيقه ويبره رفتن ( ) با عالم فانی وداع كرد. ( اينم يه جمله‌ی تكون دهنده )

قصه‌ی ما به سر رسيد، اوكمی به خونه‌اش نرسيد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 8 تیر 1390 22:09
نمایش جزئیات
آفلاین
1. اوکمی در کدام ناحیه ی زمین بیشتر یافت می شود و به چه آب و هوایی نیاز دارد؟ چند کشور نام ببرید. ( 5 امتیاز)
همونطور که همه گفتن دیگه. حالا منم میگم.
آب و هوای گرم میخواد، معمولا توی کویرها دیده میشه و همینطور برخی مکان های مرطوب.
کشور هم مثل ایران، هندوستان، آفریقا و اینا

2. غذای اصلی اوکمی چیست؟ ( 5 امتیاز ) گوشت. گوشت میمون هم میخورن ولی گوسفند و همینطور گوشت شیر رو بیشتر میپسنده

3. رولی در مورد مبارزه ی خود با یک اوکمی وحشی بنویسید. ( 20 امتیاز)

زنوفیلیوس به آرامی نزدیک شد. به کله اش نگاه کرد که لابه لای پرهایش مخفی شده بود. به نظر خواب می آمد.زنوفیلیوس به آرامی و با احتیاط بر روی نقاطی که هیچ برگی روی آن نریخته بود قدم میگذاشت. گاهی مجبور بود بپرد اما کفش های ضد جاذبه اش که قبلا به دست آورده بود بسیار به درد میخورد و مانع از برخورد شدید پایش به زمین می شد.
میدانست این حیوان بسیار خطرناک است و اگر احتیاط نکند مطمئنا کشته می شد.
مانع یک طرف کوله پشتیش را از بین برد حال میتوانست بی صدا تور را در بیاورد.
به آرامی نزدیک تر رفت. تور را بالا برد... خرچ...
اشتباه کرده بود. آن برگ لعنتی جلوی پایش افتاده بود. با ترس به اوکمی نگاه کرد که کله اش را بالا می آورد. نه تنها آن تور نشان گر قصد شومش بود بلکه او را از خواب بیدار کرده بود.
احتیاط را کنار گذاشت و به سرعت دوید بلکه بتواند خود را به مخفیگاه برساند. اما هیچ امیدی نداشت. صدای پاهای اوکمی را شنید ولحظه ای بعد او در چنگالش بود.
Game Over...


- اه لینی، نمیذاری یه بازی بکنیم، چیه انقدر صدام میزنی؟

زنوفیلیوس با بی حوصلگی به لینی نگاه می کرد که چوب دستیش را پایین می آورد.

- اگه به خاطر تو نبود الان این لولو رد کرده بودم .ولی هر دفعه میای و نمیذاری. اه. حالا میمردی 5 دقیقه دیرتر میزدی؟

- زنوف، تو که نمیتونی همیشه بازی کنی. قرار شد تکالیف هاگوارتز رو انجام بدی. هروقت اونا رو انجام دادی بعد...

- باشه اینکارو میکنم، تو خیلی علاقه داشتی مامان بشی نه؟ واسه همینه انقدر مادرانه رفتار میکنی دیگه؟

-زنوفیلیوس لاوگود! تو باز اینو گفتی؟ تو برای 3 روز حق نداری درس بخونی.

زنوفیلیوس که با تلاش بسیار موفق شده بود حالت غمگینی به خود بگیرد گفت : اما لینی...

- اما و اگر نداره. وقتی درس نخوندی آدم میشی.

لینی با گفتن این حرف بیرون رفت و زنوفیلیوس را تنها گذاشت. زنوفیلیوس نیز از موقعیت استفاده کرد.

- این بار ردش میکنم. حالا میبینی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 8 تیر 1390 08:43
نمایش جزئیات
آفلاین
1. اوکمی در کدام ناحیه ی زمین بیشتر یافت می شود و به چه آب و هوایی نیاز دارد؟ چند کشور نام ببرید. ( 5 امتیاز)

اینجور که معلومه به آب و هوای گرم و خشک نیاز دارن. چون بیشتر تو هند پیدا میشن.
هندوستان
آفریقا
ایران( در قدیم الایام )




2. غذای اصلی اوکمی چیست؟ ( 5 امتیاز )

گوشت:
چون نژاد اوکمی ها از مار ها گرفته شده گوشت موش رو ترجیح میدن.



3. رولی در مورد مبارزه ی خود با یک اوکمی وحشی بنویسید. ( 20 امتیاز)

باران نم نم میبارید.آرکوس که برای قدم زدن تو هوای به این خوبی دل تو دلش نبود ردای کلفتش را پوشید و از برج گیریفیندوری ها یه آرامی بیرون آمد.جدیدا بچه های دیگه خیلی بهش گیر میدادن و میگفتن که الیواندر داره دیوونه میشه. اما او اصلا به بچه های دیگه اهمیت نمیداد.
از در بلوطی رنگ هاگوارتز گذشت و میتوانست به راحتی کلبه ی کیک مانند شکار بان مدرسه را ببیند.از کلبه ی او خیلی خوشش می آمد اما از خود شکار بان متنفر بود.
چرا؟؟
خودتان قضاوت کنید.از کسی که بچه های مدرسه را تنبیه میکند خوشتان می آید؟؟
الیواند نفس عمیقی کشید و با خود گفت:

-شانس آووردم الان خوایه.وگرنه اگه منو میدید سه روزی تو حبس بودم!

ناگهان صدای فشفشی عجیب از بشت الیواندر برخاست.

- فششششش.هیسسس.

آرکوس به آرامی سرش را چرخاند و به اوکمی ای که به او زل زده بود تگاه کرد.
نمام بدنش میلرزید.او نمیدانست چطور باید در مقابل اوکمی از خودش دفاع کند. به شکاربان مدرسه لعنتی فرستاد گفت:

- چرا درس اوکمی ها رو گذاشت جلسه آخر؟؟مرنیکه ی ....

اما حالا وقت لعنت فرستادن به بخت بدش نبود.باید زود تر راه می افتاد.
به سرعت مخالف جهت اوکمی دوید.اما آرکوس دونده ی ماهری نبود. اوکمی مثل برق خودش را به او رساند و هیکل مهیبش را روی آرکوس انداخت.آرکوس سنگینی حیوان دو پا را روی پشت نحیفش به خوبی احساس کرد.
انگار که اوکمی دوست داشت پسر بیچاره را عذاب دهد.
ناگهان صدای بلند تیری به گوش رسید و پاهای اوکمی روی بدن الیواندر سست شد.

صدای خشنی فریاد زد:
- پسره ی ابله. تو اینجا چی کار میکنی؟؟ میدونستی اوکمی ها میتونن بعد از تزریق سم به بدن شکارشون رو تا بیست و چهار ساعت زنده نگه دارن و ضجرش بدن؟؟

الیواندر به آرامی هیکل اوکمی بی جان را از روی کمرش پایین انداخت و بلند شد.نگاهی به شکار بان مدرسه انداخت که با تفنگی دو لول در دستانش به او چشم غره میرود.
الیواندر با ترس و لرز گفت:
آقای اسمیت. م ...م..من ف..ف...فقط اومدم هوا خوری.
اسمیت شکار بان مدرسه دم اوکمی را زیر پایش له کرد و با پوزخندی ترسناک جواب داد:

-و فکر کنم تا هفته ی دیگه این هواخوری ادامه داشته باشه.چند روزیه که سرم خیلی شلوغه.فکر کنم بهترین تنبیه برا تو این باشه که به اوکمی ها تا یه هفته غذا بدی!
__________________________________________
هنوز که هنوز است الیواندر پیر هر وقت که به یاد آن خاطره می افتد تمام بدنش سست میشود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 تیر 1390 18:35
نمایش جزئیات
آفلاین
1. اوکمی در کدام ناحیه ی زمین بیشتر یافت می شود و به چه آب و هوایی نیاز دارد؟ چند کشور نام ببرید. ( 5 امتیاز)

معمولا این حیوانات در نزدیکی خط استوا زندگی می کننولی در نقاط گرم سیر هم مشاهده شده اند از جمله در کشور های مکزیک ، کاستاریکا ، روسیه (!) ، قوچان !

2. غذای اصلی اوکمی چیست؟ ( 5 امتیاز )

اشکنه کشک ! ( به همراه کله پاچه میمون و سالاد پرندگان استوایی )

3. رولی در مورد مبارزه ی خود با یک اوکمی وحشی بنویسید. ( 20 امتیاز)


ارگ در حالی عرق پیشانیش را با ریش های بلندش پاک می کرد یک بند با صدای بلند در حال فحش دادن بود و سعی می کرد به تمام سنگ ها و بوته های زیر پایش لگد بزند .

- عوضی های بز ، گوسفند ، اصلا کثافت !

در همین هنگام که در حال رد شدن از کنار بوته ها بود پایش به بوته ای محکم گیر کرد و با صورت به زمین چسبید .

- من مـــــــــــا د ________________________________ دم !

ارگ به سختی از روی زمین بلند شد و ساکش را دوباره بر روی دوشش گذاشت اما همین که خواست حرکت کند در مقامبلش موجودی قرمز و عجیب را مشاهده کرد .

- تو دیگه کودوم خــــ ... هی تو یک اوکمی هستی!!!

ارگ ساکش راانداخت ، چوب جادویش را به سمت موجود نشانه گرفت و به چشمان زردش خیره شد .

- بیا جلو ببینم ننت بهت چی یاد داده !

با گفتن این کلمه به سمت موجود خیز بر داشت و در مقابل اوکمی هم با غرشی بلند به سمت ارگ جست زد ، اما همین که به چند قدمی هم رسیدند ارگ دستانش را بالا برد و هردو ایستادند.

ارگ : این بوی چیه !؟

اوکمی سرش را کمی به اطراف چرخاند و سرش را تکان داد !

ارگ : نه این خیلی بوی بدیه !
اوکمی : عـــــــــــر عـــــــــــر قــــرچ !
ارگ : بو از توئه !؟
اوکمی : نه نه ، من تازه زسیدم !
ارگ گفت: مشخصه بو مال توئه ، صبح تخم مرغ خوردی !؟

اوکمی با تعجب گفت : اره اما ...

ارگ با عصبانیت فریاد زد : خب پس مشخص شد مال توئه ، تو یک حیون بی فرهنگی که فقط بلده تخم بخوره و هوا رو بد بو کنه ، چطور می تونی تخم دوستا تو بخری ، تو تخم همه رو می خوری ، فقط تخم می خوری ، تخم منم خوردی ، اصلا بیا بخورش باو !

ارگ به سمت اوکمی رفت و سه تا توی گوش حیوون زد .

- دیش دیش دیــــــش !
ارگ : تا وقتی یاد نگرفتی خودتو کنترل کنی و تخم اینو اونو نخوری از لونت در نمیایی !
- دیش دیش دیش !

ارگ بعد از این که سه بار توی گوش اوکمی میزنه ساکش رو بر میداره و به راحش ادامه میده و حیون متعجب و شرمنده رو تنها میزاره !

اوکمی :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ارگ کثیف در 1390/4/7 18:45:44
ویرایش شده توسط ارگ کثیف در 1390/4/7 18:49:06
ویرایش شده توسط ارگ کثیف در 1390/4/7 21:13:30
arAm EsSa
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 6 تیر 1390 14:41
نمایش جزئیات
آفلاین
1. اوکمی در کدام ناحیه ی زمین بیشتر یافت می شود و به چه آب و هوایی نیاز دارد؟ چند کشور نام ببرید. ( 5 امتیاز)

اکثر اوکمی ها در مناطقی که آب و هوای گرم دارن زندگی میکنند و از جمله ی آن ها میتوان هندوستان و کشورهای گرم آسیای شرقی و خاور دور و ... را مثال زد!

2. غذای اصلی اوکمی چیست؟ ( 5 امتیاز )

اوکمی ها به خوردن موش و پرنده علاقه ی زیادی دارند اما خوردن میمون را نیز رد نمیکنند!


3. رولی در مورد مبارزه ی خود با یک اوکمی وحشی بنویسید. ( 20 امتیاز)

لونا بین راه ایستاد و زمانی که لینی متوجه شد او را همراهی نمیکند برگشت.

- چی شده؟ چرا نمیای؟

لونا با پاهایش خاک روی زمین را پراکند و همان طور که سرش پایین بود گفت:

- لینی به نظرم فکر خوبی نیست که به اون کلبه بریم! من اصلا احساس خوبی ندارم، تو که میدونی حس های من همیشه راست میگه!

لینی چشمانش را چرخاند و گفت: نخیرم! حس های تو همیشه مزخرف میگه! همیشه! داره باورم میشه که تو هم یه مشنگی! چون فقط مشنگا هستن که معتقدند اون کلبه ترسناکه و توش جنه!

لونا که میدانست بحث با او فایده ای ندارد جلوتر به راه افتاد و بدون اینکه به لینی نگاه کند گفت: ولی اگه اتفاقی بیفته گردن خودت!

لینی مشتش را به نشانه ی موفقیت به هوا برد و گفت: تا چوبدستیمونو داریم غم نداریم!

آن دو چند ساعتی در حال راه رفتن بودند و تشنه و خسته بعد از دو ساعت به آنجا، یعنی جایی گرم و خشک و بدون علفی که تنها یک کلبه در وسط آن سبز شده بود رسیدند.

لونا دست به کمر پرسید: میدونی لینی؟ اگه تعطیلات آخر هفته مون رو به جای اینجا تو هاگزمید میگذروندیم الان اینجوری تشنه و خسته نبودیم!

لینی که روی تخته سنگی نشسته بود و کفش هایش را از سنگ ریزه ها خالی میکرد پاسخ داد: خفه شو لونا! نمیدونم چرا اینقدر حرف میزنی! به نظرت تو اون کلبه چیه؟

- چیه؟ خب معلومه! همه میگن اونجا جنه، چرا تو نمیخوای باور کنــ...

اما لینی بیتوجه به لونا به سمت کلبه رفت و لونا برای اینکه از او عقب نیفتد دنبالش دوید. آن دو پشت در ایستادند و گوش هایشان را به در چسباندند.

- صدایی میشنوی لونا؟
- جن ها که صدا ندارن!

لینی در حالی که از سوراخ در به درون آن نگاه میکرد گفت: کلید توی این قفله! مشنگا میگن گاهی این کلبه صداهای زوزه میاد و درش به شدت تکون میخوره!

لینی عقب رفت و با چوبدستیش طلسمی خواند و در را باز کرد و آن دو وارد کلبه شدند.

در نگاه اول انگار هیچ چیز در کلبه وجود نداشت، اما اگر با دقت بیشتری به آنجا نگاه میکردند وسایل قدیمی و چوبی زیر خروار ها خاک و تارعنکبوت پنهان شده بود.

لینی مشتاقانه به سمت اتاقی رفت که انتهای کلبه وجود داشت و در آن را باز کرد، آن موقع بود که همه چیز از سکوت درآمد و صدای وحشتناکی مثل بال زدن یک پرنده ولی ترسناک تر و خشن تر از آن به گوش رسید.

لونا با شنیدن صدای جیغ لینی به سمت اتاق رفت و با کمال تعجب موجود زیبا ولی ترسناکی را دید که به سمت در پرواز میکند.

لینی با ترس از اتاق بیرون آمد و گفت: بیا بریم دنبالش!

و سپس هر دو از کلبه خارج شدند. لینی دستانش را سایبان چشمانش کرد و گفت: اون اونجاست! داره میاد به طرف ما! لـــــــــــونا فرار کن!

هر دو پشت تخته سنگی که لینی قبلا روی آن نشسته بود رفتند و پنهان شدند.

جانور روی زمین فرود آمد و با گردن درازش همه جا را نگاه کرد، زبانش مدام از درون دهانش بیرون می آمد، لونا چوبدستیش را بیرون آورد و طلسمی را سمت آن جانور خواند.

طلسم به جانور خورد و او را نقش بر زمین کرد. آن دو از پشت تخته سنگ بیرون آمدند و کنار جانور زانو زدند.

لونا آب دهانش را قورت داد و گفت: به نظرت مرده؟

اما قبل ازین که جوابی از طرف لینی به گوش برسد جانور چشمانش را باز کرد و لونا را به عقب راند، لینی دانست که اگر جانور بخواهد تا لحظاتی بعد بلایی سر لونا بیاورد لونا دیگر زنده نیست، او چشمانش را محکم بست تا این صحنه را نبیند.

وقتی لینی چشمانش را آهسته باز کرد جانور را دید که نقش بر زمین افتاده و لونا که قیافه ی وحشتزده ی خود را نثار جانور میکند.

او توانسته بود در بهترین زمان طلسم مرگ را به سمت جانور نشانه بگیرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لونا لاوگود در 1390/4/6 14:46:51
Only Raven !


تصویر تغییر اندازه داده شده