1. دندانه دار نروژی
2. زهر نیش پرویی
3. شاخ دراز رومانیایی
4. پوزه پهن سوئدی
5. شکم پولادی اوکراینی
2. در مورد اژدهای سیاه هیبرایدی هر چه میدانید بنویسید. ( 10 نمره )
همونطور که از اسمش پیداست در هیبراید که جزیره ای در غرب اسکاتلنده زندگی میکنه.
از لحاظ ظاهری می توان به رنگ سیاه، فلس های زبر و ناصاف، برآمدگی سیاه طولی و تیزی دمش اشاره کرد.
بیش از 9 متر طول دارد، با چشمانی ارغوانی رنگ و غذای مورد علاقه اش گوزن است.
3. رولی در مورد رویارویی خود با یک اژدها بنویسید. نوع و اندازه و جنس اژدها بر عهده ی شما. ( 15 نمره )
بچه ها از کلاس بیرون رفتند. اما هنوز زیاد از کلاس دور نشده بودند که صدای غرش اژدها و جیغ معلمشان را شنیدند!
- کمک... کمک...
همه ی بچه ها سر جایشان میخکوب شدند. صدای جیغ های ملمشان توی راهرو می پیچید. ناگهان با فوران آتش در کلاس از جا کنده شد و محکم به دیور رو به رو خورد.
در یک چشم به هم زدن همه ی دانش آموزان فرار کردند.
گلرت نگاهی به پشت سرش انداخت. فقط هری پاتر و لینی وارنر ایستاده بودند.
در همین هنگام چشم عقیقی ماده با یک ضربه دیوار اطراف در را خورد کرد و توانست از کلاس خارج شود.
صحنه ی وحشتناکی در مقابل چشمان گلرت شکل گرفت.
اژدها رز که سراسر بدنش زخمی شده بود را از بلوزش با دندان گرفته بود و خون از دستان کوچکش می چکید.
گلرت از پشت سرش صدای جیغ وحشتناکی شنید.
وقتی برگشت و پشت سرش را نگته کرد حدسش به یقین تبدیل شد.
لینی با دیدن صجنه از هوش رفته بود و کنار دیوار روی زمین افتاده بود.
یک بار دیگر به چشمان عقیقی اژدها زل زد. اگر در هر حالت دیگری بود زیبایی چشمانش را تحسین می کرد. اما حالا به فکر کور کردن آنها بود.
آره، قبلاً توی یک کتاب این را خوانده بود. بزرگترین نقطه ضعف اژدها ها چشمانشان است.
گلرت چوبدستی اش را کشید. در سمت راستش هری را دید که کار او را تکرار کرد. اژدها هم که منظور آن دو را فهمیده بود رز را به گوشه ای انداخت.
گلرت سعی کرد به این فکر نکند که با این حرکت چند تا از استخوان های رز شکسته است.
چشم عقیقی نفس عمیقی از بینی اش کشید. گلرت حدس زد که می داند آژدها قصد چه کاری را دارد.
همزمان با شلیک آتش گلرت و هوگو هر دو چوبدستی هایشان را بالا بردند.
- پروتگو
- آگومنتی
دو طلسم با هم ترکیب شدند و محافظی از جنس آب دورشان را گرفت.
گلرت رو به هری کرد و گفت: چشماش. باید چشماش رو کور کنیم.
هری سری به نشانه ی تایید تکان داد و چوبدستی اش را بالا آورد. با یه حرکت شلاق وار هفت، هشت خنجر نقره ای از هوای رقیق خارج شدند و به سمت سر اژدها رفتند.
دو تای آنها مستقیماً در چشمان عقیقی اژدها فرو رفت و خون از آن فواره زد.
- نه... الان میفته روی رز.
هنوز جمله ی هراسان هری تموم نشده بود که گلرت با تمام سرعت به طرف رز دوید. خودش را به طرف او انداخت و از مسیر سقوط اژدها دورش کرد.
اژدها درست همانجایی افتاد که چند لحظه پیش بدن زخمی رز افتاده بود.
-------------------------------------------------------------------
پ.ن: بیا نجاتتم دادم. حالا اگه میتونی نمره کم بده.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



) به مالزی اومده بودند تا چند تا تخم اوکمی بدزدند.
... تا سه میشمرم میری دنبال كارت، وگرنه دوباره تا سه میشمرم


تو برای 3 روز حق نداری درس بخونی. 

