جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: سه‌شنبه 17 شهریور 1383 21:13
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسي تاپيک شکنجه گاه جادوگران سفيد ( قسمت دوم ):
جنگهاي لفظي ادامه پيدا کرده و به خصوص آموس ديگوري و بلا بد جوري به هم پريدن
در ادامه هيپو و ارتور ويزلي شکنجه شدن که چيز جالبي از کار در نيومده
اسنيپ پست جالبي زده و به مغز مرلين نفوذ کرده ايده جالب بوده و با شخصيت اسنيپ هم جور در ميومده اين پست نشون ميده که يه پست هم ميشه زد ولي درست و حسابي:
نقل قول:

اما در سوى ديگر اتفاق عجيبى در حال رخ دادن بود اسنيپ كه هنوز به مرلين خيره شده بود احساس كرد به درون مغز مرلين نفوذ كرده (گويى مغز مرلين به قدرى ساده و احمقانه بود كه بدون چوب دستى نيز مىشد به آن رسوخ كرد).
صحنه اى در مغز سوروس شكل گرفت: كرام با تيغ ريش مرلين را مىزد و مرلين فرياد مىكشيد ,
بلا شلنگ آب را در دهان مرلين مىگذارد ,
مثانه مرلين در حال انفجار است او به گيلدى التماس مىكند اما گيلدى محتويات دماغش را روى سر مرلين خالى مىكند ,
مرلين لابه كنان از آنها مىخواهد اين كار را نكنند اما در برابر چشمان او بى جامه يارتى برگزار مىشود

در ادامه ايده استفاده از اسلحه رو ارتور مطرح کرده ولي اصلا خوب ننوشته گيليدي ايده رو گرفته و خوب ادامه داده
بازم آموس چيزاي بيخودي نوشته و مرلين هم استفاده از پلک رو شروع کرده واقعا اين کار مرلين جالب نيست اصلا

مک گونگال تريپ جالبي از تبديل گربه به پلنگ اومده و کرام هم جالب دنبالش رو گرفته و دوباره برش گردونده به شکنجه گاه:
نقل قول:

تا مگ گونگال در باز میکنه با مرلین میفته تو یه استخر!!!!
مک گونگال: همچین چیزی اینجا نبود
کرام: حالا هستش
مگ گونگال که دوباره به یک گربه مامانی تبدیل شده بوده رو از آب میگره و میبندتش و بلا مرلینو از آب میکشه بیرون
بلا:حالا با این گربه نازنازی چیکار کنیم
کرام: الان میگم
کرام میره و یه قیچی بر میداره و میاد
مگ گونگالکه از اب متنفر بوده با قیافه ای در هم میگه:چیکار میخوای کنی؟
کرام :الان میبینی
و یه طرف سبیلهای مگ گونگالو میچینه و مگ گونگال نمیتونه تعادلشو حفظ کنه میخوره زمین
کرام :پروفسور راه رفتن یادتون رفته؟الان درستش میکنم
و میاد دستو پای اونو میکنه تو پوست گردو
مگ گونگال با هر قدم که بر میداره صدای تق تقی میاد از پاهاش
همه میخندند

بقيشو خلاصه ميگم ديگه زياد نمينويسم دارکي يه پست جالب در مورد فاج داره
بعدش گيليدي يه پست بي پي جي ۱۰۰۰ زده !!!
پست هرمايني هم خوبه:
نقل قول:

امروز داشتم این کلاه ها را ...
ران : باز هم همون تهوع مس..
من: ران میذاری حرفمو تموم کنم یا نه ؟
خیله خوب حالا گوش کنید . امروز یک جغد از طرف کرام داشتم ...
ران :
من: اون نوشته بود که سیاه ها موفق شدند چند تا اعضای سفید را به شکنجه گاه ببرند
هری : و ...؟
من: خوب ... اون گفت پروفسور مک گونگال , مرلین , سیریوس و کریچر را گرفتند ...
ران: هرمیون تو چطور میتونی به کرام اعتماد کنی ؟در ضمن تو هیچ مدرکی نداری که بگه پروفسور مک گونگال را گرفتند .
من: اما همه چیز به هم میخونه پروفسور از اول ترم نیومده ...
هری: هرمیون چون اون الان توی سنت مانگو است ..
من: غیر ممکنه ! اون یک ماه پیش مرخص شده !!!
هری: هرمیون اگر پروفسور مک گونگال در خطر بود دامبلدور حتما" میفهمید
ران: هرمیون کرام بهت دروغ گفته
من: الان معلوم میشه ..(بعد یک انگشتر را در میارم ) یک خورده بعد از اینکه اون گالیون ها را برای ارتش درست کنم به ذهنم رسید که ممکنه برای حمایت از اجنه هم از اون افسون استفاده کرد . این طوری میتونستم با جن ها ارتباط بر قرار کنم بدون این که اربابشون بفهمه . من یکی از این ها را به کرچر داده بودم . خوبی این نگین ها اینه که تصویر طرف را هم منتقل میکنند . اگر کرام درست گفته باشه م میتونیم با اعضای محفل ارتباط برقرار کنیم .
بعر چوب جادوم را بر میدارم میگم : اپیردیم پارا کی
تصویر کریچر روی نگین میفته ...
با زبان اشاره از کریچر میرسم کجاست
برام توضیح میده که همراه سیریوس زندانیه و بعد سیریوس و میله های شکنجه گاه را نشانم میده
مندر حالی که روی پنجه پام میپرم : دیدید , دیدید درست میگفتم .
با زبان اشاره به کریچر میگم طبیعی برخورد کنه و موضوع انگشتر را به سیریوس بگه .

يه پست از گيليدي که از مرگشم استفاده کرده دست از سر ملت ورنداشته:
نقل قول:
گیلدروی که خیلی خوش تیپه نشسته تو بهشت ( در سایه درختان باغ انگور و در کنار رودخانه ) داره فکر میکنه!
گیلدی: هووووم... بهشت هم زیاد حال نمیده ها... هر جا میری هیشکی غش نمیکنه! هیشکی تو بی جامه پارتی ها شرکت نمیکنه! همه زناشم چادرین، تازه اهل تنفس مصنوعی هم نیستن! ای کاش رفته بودم جهنم!
یه ربع فکر میکنه که چه جوری میتونه بره جهنم، ولی چیزی به ذهنش نمیرسه... موبایلشو درمیاره زنگ میزنه به شیکم!
- مشترک مورد نظر در بهشت نمیباشد

در کل تاپيک خوبي بوده
آقا اين بررسي اين تاپيک سه ساعت وقت بردش پدرم درومد ديگه بررسي مررسي در کار نيست

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: سه‌شنبه 17 شهریور 1383 20:15
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسي تاپيک شکنجه گاه جادوگران سفيد ( قسمت اول ):
نظر کلي من راجع به اين تاپيک اينه که پستهاي خوب و متوسط در اون زده شده ولي پست عالي و شاهکاري نداره و فقط براي اين معروف شده که متاسفانه يک سري از افراد گيرفيندور بي جنبه بودن و توش پست زدن الكي

ابتدا ايده رو بگم كه اولين پست رو گيليدي زده البته ممكنه با همانگي هم بوده باشه
در مورد هماهنگي بايد بگم چيز خوبيه ولي خلاقيتهاي فردي كم ميشه و كارا كند ميشه اگه براي هر كاري هماهنگي صورت بگيره به نظر من تازه كار ها در فروم بايد هماهنگ كنن با بقيه ولي قديمي ها خودشون ميدونن چي كار كنن
تو اين تاپيك شكنجه گاه اولين ايده از شكنجه كردن مرلين شروع شده نوشته ها عالي نيست ولي خوبه ايده كندن ريش يا دستشويي رفتنش قبلا هم بوده و جديد نيست. روش مانور زيادي داده شده.
بعد از دو سه پست يكي از گريفين ها لونا لاوگود به جاي جواب حسابي به خواب متوصل ميشه
اول بايد بگم اين به اين خاطره كه افراد جديد با فروم اشنا نيستن و نميدونن نبايد اينطوري به 4 نوشته جواب بدن و با دو خط همه رو هيچ كنن نوشته اينه:

نقل قول:

بلا قهقهه می زنه و از ته دل می خنده...انگار صدا از توی رادیو میاد...یه صدای دیگه میاد
: بلا جون...بیدارشو بلا...وای چه ت شده؟
بلا می بینه یه ضرباتی به صورتش نواخته میشه...چشماشو واز می کنه میبینه روی تخت خوابه...
رودی: چی شده خواب بد می دیدی؟
بلا: ام...نمی دونم...خواب بود؟...
بعدش شروع کرد به تعریف کردن خوابش

و بعضي افراد هم مثل هيپو با مسخره کردن جواب دادن که بازم به دليل نا آشنايي هستش:
نقل قول:

لونا جان بذار کارشون رو بکنن چون حداقل با این شعرها دلشون رو گرم میکنن .!!
پس کارتون رو ادامه بدید ...

لونا به تدريج بهتر شده و پستهاي خوبي زده دو نمونه در يک جا ببينيد:
نقل قول:

هووووم...گیلدی, حافظه ات درست شده؟؟؟نکنه می خوای دوباره فراموشی بگیری؟!

حالا خودمونیم استاد هیپو, شما چه جوری می خواین در مقابلشون مقاومی کنین؟ آخه چوبدستی رو هم که نمی تونین بگیرین!

در صحنه بعد کرام هيپو رو در نوشتش ميکشه در حالي که کشتن بر خلاف قوانينه که متاسفانه کسي توجه نميکنه در حالي که يک اخطار لازمه البته کرام هم اون موقع اولاي کارش در فروم بوده وآشنا نبوده


يک مورد بسيار مهم در نوشته هاي افرادي که شکنجه ميکنن اينه که هر کسي رو آوردن به شکنجه گاه بدون اينکه بگن چجوري آوردنش مثلا مرلين رو چه طوري آوردن يا مک گونگال رو
واقعا در مورد بستن يکي و شکنجه کردنش نوشتن اصلا کاري نداره مهم اينه که بگي چطوري کشيديش به اونجا کل کتاباي هري پاتر روي اين ميچرخه که ولدمورت چطور ملت رو به دام مياندازه وقتي به دام افتاد که ديگه نوشتن کاري نداره


مرلين ايده جالبي در مورد شکنجه کردن سوسک توسط اسليتريني ها داده جواب خيلي خوبي بوده
در جواب گيليدي نوشته مرلين رو به يک کارتون ربط داده که در واقع همون از خواب بيدار شدن يا قرص خوردن و ايناس فقط يه کم پيشرفته تره
نقل قول:

گیلدروی: مرلین یعنی تو واقعا هنوز نفهمیدی که شکنجه گاه ما تو زیرزمینه و طبقه چهارم قصر مخصوص کودکانه؟ ما اونجا برای بچه ها کارتون میذاریم، نیگا کنن، سر گرم بشن!


و کرام هم به همون روش قديمي و منسوخ شده رويا متوصل شده اينا همش نشونه قوي بودن نوشته مرلينه
نقل قول:

واقعا مورد تاثیر قرار میگیرم وقتی میبینم که یه پیرمرد دوست داشتنی اینطور برای خودش خیال بافی می کنه
مرلین جان مواظب باش تخیل زیادی هم خوب نیست

بعدش بقيه از جمله بيل زيادي به اين سوسک گير دادن دوستان توجه کنيد ايده هاي خودتون رو تکرار نکنيد يا ايده هاي بقيه رو کش نريد
کرام به شدت در مورد خيال بافي مرلين نوشته کلا در اين تاپيک از اين جور نوشته ها زياده از هر دو طرف که همشون بي ارزش هستن
بعدش اموس نوشته که چرا هري يعني من چيزي ننوشتم تو اين تاپيک
به اين خاطر ننوشتم که چير جالبي نديدم تا بنويسم
حالا من يه پست زدم يکمي به چيزاي ديگه گير دادم از جمله ريشهاي مرلين و خاصيت جادويي اونها و شوهر بلا:
نقل قول:


ریشای مرلین میچسبن به همه جای بلا و سر و صورت و همه جاش مو در میاره
گیلدی: خب چیزه من باید چند تا امضا بدم کار مهمی دارم.
بلا: نه شوورم کو من شوورم رو میخوام بیا این گیلدی رو ببین منو چی کار کرده من که مثل ماه بودم چجوری شدم

رودلوفس: تو مثل ماه بودی ‍!!!! آقا جون ما از اول که ازدواج کردیم تو قیافت زشت و بد ترکیب بود. حالا مدرک رو میکنم من از عکسهای مسافرتمون من باید همون نارسیسیا رو میگرفتم ببین این مالفوی چه پیشرفتی کرده ولی ما چی همش بد بختی

پست بعديش رو هم گير دادم به دراکو اون موقع و نارسيساي فعلي هميشه بدونيد که نقطه ضعف کجاست و به اونجا فشار بياريد
بعدش بلا من رو شکنجه کرده و در آخر سوروس رو وارد کرده تا معجون راستي به من بده در پست بعدي کاملا در ادامه پست بلا قضيه رو کاملا به نفع خودم عوض کردم همون استفاده از نقطه ضعف رو در نوشته ببينيد.
من و بلا قضيه تنفس مصنوعي رو گفته بوديم و کرام و يه عده ديگه اومدن از روي همون رفتن جلو
بعد از اون آموس ديگوري جنگ رواني رو با نوشتن اينکه فلان درصد پيروز تر شدم يا حرص شما دراومده ادامه داده که واقعا معلوم نيست چرا اينا رو پاک نکرده ناظر فروم من بودم که پاکشون ميکردم
بعدش بلا و گيليدي پستهاي ضعيفي زدن نمونه هاش رو ببينيد:

نقل قول:
بلا از پشت در میاد بیرون..گیلدی رو می بینه که داره با رداش چوب دستیشو پاک می کنه...
بلا:هی سلام گیلدی..شنیدم اینجا جنگ روانیه؟!...
کروشیوووووو
بلا روی زمین میفته...
گیلدی با یه حرکت نمایشی بلا رو میزاره رو کولش میره پشت میز...
یه نفر سفید با ریش:حالت جا اومد بلا!؟
گیلدی که بلا رو سفت بغل کرده بود: خیلی نامردی...مردی سفید با ریش...از پشت هدف میگری؟
بلا دست و پا می زنه
گیلدی:چیه...نمی خاد تشکر کنی...نجاتت دادم..تنفس مصنوعی می خای؟نفس نمی تونی بکشی؟

بلا:اه..بابا خفه شدم..دهنمو بسته بودی نفس نمی تونستم بکشم...
گیلدی: می دونستم عزیزم..تشکر لازم نیست...
بلا: کی بود منو طلسم کرد؟
بلا از پشت سنگر می پره بیرون...مثه منگنه شروع می کنه به گاز گاز کردن می ره جلو...
مردی سفید با ریش:
بنگگگگگگگ
گراپ:هاگر...هاگر کو؟
گیلدی: منم گراپ جون..مهمات می خام...گراپ خم میشه..گیلدی چوب دستیو میکنه تو دماغ گراپ می چرخونه...در میاره( عجب کشی میاد!)
گیلدی: مرسی گراپ جان همین جا باش..
گیلدی چوب دستیشو دور سرش می چرخونه و از سنگر می پره بیرون...
مردی سفید با ریش می بینه که بلا و گیلدی به طرفش حمله ور شد

بقيه در ادامه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: چهارشنبه 11 شهریور 1383 12:22
نمایش جزئیات
آفلاین
بازی های محلی!

خوب دوستان عزیز...من براتون یه بازی و سرگرمی در نظر گرفتم..که توی محافلتون مخصوصا هنگاه بی جامه پارتی بازی کنید...این بازی بازی مشنگی هس..به نام مار پله..
البته قدمت این بازی و امدن نام مار..به ابهت و عظمت این حیوان با شکوه اشاره میکنه..و این بازی که ما اسلیترین ها با مارهای واقعی انجام میدیم...و بعضی وقتا مشنگ ها رو به جای مهره می زاریم...بسیار هیجان انگیزه...

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 9 شهریور 1383 21:07
نمایش جزئیات
آفلاین
ــ آماده اي استار؟
بله .....بفرماييد
اهم اهم اون پشت همه ساكت باشن..........صدا.....دوربين .......اكشن...
يهو همه ميريزن سر من منو ميزنن
كارگردان:استار جون ببخشيد جو زده شديم ...
من:خب همين كارا رو ميكنين اتمسفر زمين آلوده ميشه ديگه جو نگيرتتون ديگه ...تكرار نشه
كار گردان: باشه از اول .......صدا ......دوربين....هوي تو چرا اون جا وايسادي؟........صدا-دوربين-....حركت
من:سلام،سلامي چو بوي خوش آشنايي و آشتي و آش رشته و آش دوغ
امروز هم در خدمتتون هستيم با سري برنامه ها ي چگونه همه با هم مهربان باشيم هه
امروز كارگردان محترم برناممون {كه اميدوارم منفجر شه} دست به ابتكاري از نظر خودشون جديد و از نظر بقيه قديمي زدن كه ما به تلفناي شما عزيزان پاسخ بديم تلفناي برنامه اون پايين حك شده .....به ما زنگ بزنيد....
درينگ .....درينگ.....
من:الو بفرماييد
ـ ببخشيد من ميخواستم بدونم براي جلوگيري از زنگ زدن چي كار بايد كنم؟
من:منظورتون مزاحم تلفنيه؟
ــ نه آي كيو منظورم وسايل فلزيه
من:مگه وسايل فلزي زنگ ميزنن؟
ــ بابا منظورم اكسيد شدنشونه
من:آهان موضوع برنامه ي ما اين نيست ...شما يه زنگ بزن سنت مانگو سوالتو بپرس ..آدرس بده اونا حلش ميكنن
دوباره درينگ .....درينگ
من:الو ...سيريوس استار صحبت ميكنه بفرماييد
فرد ناشناس:ببخشيد ميخواستم بدونم ما نخوايم ديگران اشتيمون بدن چي كار بايد بكنيم؟
من:خب يه آدرس ميدم ...ميتونيد بريد اون جا ..يادداشت كنيد....قبرستان ليتل هنگلتون-قطعه ي شهدا- بين قبر دوتا شهيد گمنام
تلفن بعدي لطفا
يه صداي آشنا:الو؟جناب استار؟سيريوس استار؟
من:بله خودم هستم
ــ ميشه لطف كنيد بيايد كلانتري اوناي كه باهاشون قهر بوديد زديد لت و پارشون كرديد ازتون شكايت كردن
من: اشتباه گرفتيد ،تشابه اسمي بوده باي....

خب دوستان از اون پشت هي بال بال ميزنن ميگن وقت برانامه تموم شده تا برنامه ي بعد درود و صد بدرود
آهنگ تيتراژ پخش ميشه{لايت ميوزيك}
من:از اين به بعد از اين جور تلفنا وصل نميكنيد
ــ من بي گناهم ولي شمارش افتاده پيش شماره ي موردوره
من:اي سائورون نامرد برنامه ي منو به هم ميزني ...حالتو ميگيرم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
انقدر از دست جمله های قشنگ خسته ام که نخوام توی امضام ازشون استفاده کنم!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: یکشنبه 8 شهریور 1383 15:33
نمایش جزئیات
آفلاین
باز هم با برنامه اي ديگر از سري پستهاي شاهكار ** ميزبان ** خانه هاي شما هستيم
در اين دو هفته جغد هاي بيشماري به برنامه ارسال شده كه سراسر اظهار لطف شما به اين برنامه بود تعدادي از آنها را با هم ميخوانيم
بله جناب مرلين از هاگوارتز نوشته اند:
« اي مرتيكه عوضي بي خاصيت ... و و و من اين مدرسه هاگوارتز رو راه انداختم تو يه تيكه از نوشته هاي منم قبول نداري؟ به زودي علاوه بر كلت بقيه جاهاتم زخم ميكنم»
ا خب ببخشيد من اشتباهي از سطل اشغال اين نامه رو ورداشتم به يكي ديگه توجه كنيد.
گيليدي نوشت:
« با تشكر از برنامه خوبتون هر چند وقت من پره ولي ميتونم براي يه مصاحبه كوچيك وقت بزارم از يه رب بيشتر نشه خواهشا مصاحبه كننده و عكاس خانم باشن ( اگه اين كالين هم بود عيبي نداره پسر خوبيه خيلي منو دوست داره ) و از بيماري آسم يا يه چيزي مثل اون برخوردار باشن با ضميمه يك لبخند گيلدروي لاكهارت »
بله با تشكر از گيليدي عزيز اولين پست شاهكار اين هفته رو از خود ايشون ميبينيم گيليدي جون هواي ما رو داشته باش تا هواتو داشته باشيم:
گيليدي در اشعار جادويي در جواب به هرمايني نوشت:
نقل قول:

هرمیون گرنجر نوشت
I'm a little witch
In a wizard world
All we do is magic
Its fantastic
You can buy a wand
And use it every where
Transfiguration
Like its your creation
Common baby
Lets go dueling
Oohe oohh
I'm a wise little witch in a magical world
Pick your wand wave it on say some spelling


هوم... از این بعد ترجمه هم بکن که لازم نباشه همش من ترجمه کنم! این دفعه رو اکشال نداره من ترجمه میکنم...

من ساحره ای حقیر بیش نیستم!
در آغوش گیلدی بزرگ شده ام...
ما همه عضو اورلاندو مجیکیم...
خدا شفامون بده...
به نیت 14 معصوم...
چوب دستیمو ببر بفروش...
تا با پولش بریم خارج...
و در کلاس های مک گونگال حضور بهم رسانیم...
همانند خلقت مرلین...
که اول ریشی پدید آمد و سپس سایر اعضای بدنش به دور آن حلقه زدند...
چه تفاهمی عزیزم...
بیا بریم ازدواج کنیم...
اوهه اووووهههههههههههههه ( به به ...به به... من از خوندن این قسمت واقعا لذت میبرم)
من آی کیوم حول و حوش 30 بیده که نسبت به اورلاندو مجیکی های دیگه خیلی کارم درسته...
#سانسور#...

آفرين مرحبا شرايط قبوله براي مصاحبه بيا: آدرس - لندن پلاك 22 بقيشو بدو

پست بعدي هم از خودم ميزنم چون اولا اين رو تو تالار گريفين زدم در دعواهاي دوستانه گريفيندور و مهجور مونده ثانيا دوباره گير به هرماينيه:
نقل قول:

به اين جهت كه هرمايني خودش را به خنگي زده بود يا ما را اس حساب ميكرد و به خاطر جلوگيري از عدم اس كردنهاي مشابه در آينده چگونگي نوع و تاريخچه جشن پتو يك بار براي هميشه جهت تنوري كردن افكار عموم به اطلاع ميرسد:
تاريخچه و ريشه يابي: حكيم * خوش خواب ابن الپتوي زير لحافياني * اين جشن را به اين صورت توصيف كرده است:
- و در آن مكان منور كساني را ديدم كه به گرد هم تجمع كرده بودندي جك گفتندي و همي تخمه شكستي به ناگاه يكي از ايشان فريادي بر كشيد كه اي فلان شده بهمان تو اندر پتو چه ميكني جاسوس ؟ تا آمدم بگويم اسمم را و شهرتم را ناگاه بسان ديوانگان به سرم ريختند و مشت هاي خود را بر پتو فرود آوردند ... الخ
البته لطفا كسي دلش رو صابون نزنه چون اين جشن براي پسر ها و دختر ها جدا گانه بر گزار ميشه ( افراد معلوم الحال براي رسيدن به اين گونه مقاصد لطفا به بي جامه پارتي ها مراجعه كنند ) در اين مورد و همچنين لزوم برگزاري اين گونه جشن ها در حديثي از گودريك گريفيندور عزيز نقل است كه فرمود: « قامو جشن الپتو بالتفكيك خواهر في البرادر »
البته ناجنس معلوم نبوده چه ريگي تو كفشش بوده كه به جاي من از في استفاده كرده ( طبق تحقيقات جديد مشخص شده كه واحد تنفس مصنوعي در سنت مانگو رو خودش تاسيس كرده )
در هر حال مراحل انجام اين عمليات خطير رو در زير ببينيد.
جشن پتو ويژه خواهران:
وسايل لازم: يك پتوي Out of Size ( لحاف كرسي خودمون ) - چند ساحره مجرب و پر زور ( فاطي كماندو خودمون ) - يك سوزن گنده ( جوالدوز خودمون )
نحوه انجام: ابتدا بهانه اي جور كرده و طرف را به مسلخ ميكشانيد اين بستگي به هنر مخ زني و ضعيف النفس بودن طرف داره ( با يه شوكولاتم ممكنه بشه ) سپس يكي از افراد فرز را در پشت در ميزاريد كه تا اومد تو بگيردش پتو رو عده ديگه اي آماده ميكنند وقتي اومد تو ....
صبر
صبر
اول بايد ملحقات اضافي رو از بدن نامبرده خارج كنيد تا با خيال راحت به جشنتون بپردازيد و طرف زير پتو هم بهانه اي نداشته باشه اين لوازم عبارتند از: گوشواره - انگشتر - النگو - گردنبند - دست بند - پابند - كمربند - ساعت - عينك - سمعك - دندان مصنوعي ( ويژه پيرزناني مثل بلا )- ناخن مصنوعي - مژه مصنوعي - لنز زيبايي ! - چسب لاغري !!! ( من كه ديگه كم آوردم )
سپس طرف رو به زير پتو يا پتو رو به روش بياندازيد‌( مهم نيست كدوم كار رو ميكنيد هر كدوم رو كه واردتريد انجام بديد ) پتوي بزرگ به شما كمك ميكنه كه طرف نتونه از زيرش خارج بشه. آها حالا ممكنه بگيد اين سوزن براي چي بود؟ خب براي اينه كه اگر طرف خواست به نحوي از زير پتو در بره عواقب اين كار رو بهش عملا نشون بديد.
مراحل جشن پتو ويژه برادران:
وسايل لازم: چيزي لازم نيست حتي پتو
مراحل عمليات: به نحو خركي با مشت و لگد با پتو يا بي پتو با خارج كردن ملحقات شخصي يا بدون خارج كردن آن انجام ميشود. عواقب بر گردن برگزار كننده جشن است.
البته در حال حاضر اين جشن تقريبا بين پسران منسوخ شده است و از روشهاي ديگري استفاده مي شود كه به دليل بي پي جي 13 بودن آن از گفتن معذورم ( +23 سال پي ام بده تا بهش بگم! )

البته در حال حاضر با نبودن جمع كثيري در فروم از جمله بلاي عزيز ونوس محترم ( سوژه اول سايت ) آمبريج مفقود الاثر يك ساحره مرموز و مرلين كه باز در دسشويي گير كرده لاجرم تير گير ها به سمت هرمايني پرتاب ميشود ميبخشي هرمي جان كمبود آدم سوژه داريم
سيريوس استار عزيز كم كم داري استعداد سوژه شدن رو پيدا ميكني چندين نفر دارن روت كار ميكنن در همين لحظه
اين هفته ايده بكري نداشتيم البته ايده راه اندازي عكاسي از طرف كالين بد نبود ولي چون در رابطه با همون انتخاب دختر و پسر هاوارتزه زياد بكر نبود و فكر كنم دو تا پست شاهكار عوض ه ايده بكر رو دربياره
من چند هفته نيستم پس تا حدود سه هفته ديگه همگي در پناه مرلين :bigkiss:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain.
Sunny, you smiled at me and really eased the pain.
The dark days are gone, and the bright days are here,
My sunny one shines so sincere.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the sunshine bouquet.
Sunny, thank you for the love you brought my way.
You gave to me your all and all.
Now i feel ten feet tall.
Sunny one so true, i love you.

Sunny, thank you for the truth you let me see.
Sunny, thank you for the facts from a to c.
My life was torn like a windblown sand,
And the rock was formed when you held my hand.
Sunny one so true, i love you.
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: پنجشنبه 5 شهریور 1383 15:16
نمایش جزئیات
آفلاین
خواهش می کنم بلا جون... خوشحالم که خوشحالی...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
lona
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: پنجشنبه 5 شهریور 1383 15:11
نمایش جزئیات
آفلاین
ازتون متشکرم دوشیزه لاوگود...
خاطرات زیادی رو برام زنده کرد...خیلی زیبا هستن... :bigkiss: :bigkiss: :bigkiss:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: پنجشنبه 5 شهریور 1383 15:06
نمایش جزئیات
آفلاین
بچه ها این عکسا از برج ایفل توی شبه! برای بلا جون که بهش قول داده بودم!!!


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
lona
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 شهریور 1383 10:14
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام و عرض ادب خدمت بینندگان بس گرانقدر جادوگر تی وی امیدوارم تا به این روز از برنامه های ما لذت برده باشید . با ما باشید تا اعلام کلمات جایگزین این هفته .
زین پس به جای واژه ی دخیل کولر از خنک کننده خودکار و به جای پنکه از خنک کننده ی گردان و به جای کولر گازی ال-جی از کوه یخ در خانه مشنگی استفاده کنید .
به جای واژه ی موشک از سایر مشتقات مشنگ استفاده , و برای پیدا کردن معادل واژه ی اسکلیتر دیفرانسیل مشنگ را حساب کنید .
به پایان بخش اول از برنامه ی "به جای واژه ی مشنگی..." رسیدیم برید چند پیام بازر گانی ببینید تا من برم ببینم تو صندوق ضربالمثل ها چی پیدا میشه ... با ما باشید ..
درین درین
برای گذشتن از سد امتحانات عالی مشکل دارید ؟ owl خود را به سختی گرفتید و نگران آنید که از پس امتحانات عالی بر نیاید؟ با ما تماس بگیرید .. تعلیم جادو
--
دارکلی ... هتل دارکلی .. استخر سونا جکوزی شنا تنفس مصنوعی همه و همه در هتل دارکلی ... همراه با مراسم عقد و عروسی رایگا برای تمامی میهمانان ... هتل دارکلی همه روزه آماده ی پذیرایی از شما جادوگران ..
ونوس از اون پشت : و ساحره ها
مبلغ : بله و ساحره های عزیز میباشد
یک بچه :مامانا باباها هتل دارکلی یادتون نره
---
معلم شما موجود اعصاب خورد کنی است ؟ یک آمبریج به تمام معناست ؟ معلم شما یک روح است و شما نمیدانید چگونه باید او را بیازارید ..؟ ما چاره ی آن را میدانیم کافی است دوره ی کامل "چگونه معلم خود را بیازاریم را با تدریس خانم هلنلا اسکیل فول هکس را بگذرانید .
بین بنگ دونگ
بله با بخش دوم برنامه در خدمت شما هستیم
ضزب المثل های امروز عبارت اند از :
"ولدمورت میگرده مرگ خوارهاشو پیدا کنه" به جای "دیگ میگرده درش را پیدا میکنه"
"معجونی را که نتوان ساخت باید به اسنیپ سپرد و زمین گذاشت "به جای "سنگی را که نتوان برداشت باید بوسید و زمین گذاشت"
" جن خاکی همسایه جن خونگیه " به جای "مرغ همسایه غازه"
بینندگان عزیز به پایان برنامه ی امروز رسیدیم تا دیدار بعد جادو یار و نگه دارتون !!!
بدرود

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: جادوگر تی وی
ارسال شده در: دوشنبه 2 شهریور 1383 21:47
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ،سلامي چو عطر خوش دوستي و سلامي چو آواي دلنشين محبت {يه موسيقي ملايم همون لايت ميوزيك خودمون اثر استاد ايكس ايگرگيان پور پخش ميشه يهو آهنگ تند ميشه}با برنامه ي
امروز اولين قسمت برنامه ي چگونه همه با هم مهربان باشيم {فقط تعداد ه ها رو بشماريد} رو در پيش داريم از دوست خوبم{به علت كمبود مُرجي } خودم تقاضا ميكنم اين بخش از برنامه رو ادامه بدن
استار: سلام دوستان و دشمنان ،جادوگران و ساحره ها، لرد هاي رنگارنگ .كودكان قشنگ و حتي اي افراد مشنگ،امروز ميخوام اصول اوليه ي آشتي دادن رو بگم
مواد لازم:
گل رز سفيد و قرمزهر كدام يه عالمه
موسيقي ملايم يه كمي بيشتر و پروانه هاي رنگي براي تزيين( ) به مقدار لازم
ابتدا به ساكن اگر در دور برتون كينگزلي {اي خدا بيا بزن اينو بكش خودش و همه ي ما رو راحت كن } وجود داره سريع تر از محل دورش كنيد يا از سوتي هاش استفاده يا بهتر بگم سوءاستفاده كنيد.
2- مهم نيست كه دعوا رو كي شروع كرده يا تقصير كي بوده مهم هدف ما يعني آشتي دادنه
3ـبه ياد داشته باشيد درسته كه مهم نيست مقصر كي بوده ولي با وجود يه مقصر هرگز دعوايي رخ نميده
4 - سعي كنيد به دو طرف بقبولونيد كه درسته كه دعوا نمك زندگيه ولي نمك زيادي براي قلب ضرر داره تازه خيلي از غذاها هم بدون نمك خوشمزن
5ـ از گلها و پروانه ها استفاده ي بهينه كنيد و سعي كنيد با منطق و فكر همه چي رو حل كنيد
حالا شما به يه موسيقي خفن،................اِاِ ببخشيد اون مال يه بخش ديگه از برنامست به يه موسيقي ملايم گوش كنيد تا بخش دوم برنامه
گل گل گل گل اومد
كدوم گل؟
همون كه رنگارنگه براي آشتي دادن يه الگوي قشنگه
+ يه سري موسيقي ملايــــــــــــم ديگه
حالا بخش دوم برنامه كه كار يه كم جديتر ميشه
در اين بخش ابتدا دو عدد گل{از هر كدام از رنگها يك عدد} برميداريم و با دقت يك عدد پروانه ي رنگي روش ميذاريم و به هر كدوم از طرفين دعوا ميدمشون و ميگيم اينو دوست سابقت داده و بعد ميگيم كه منظور از دوست سابق كيه كه يه وقت با بقيه ي كسايي كه باهاشون قهرن اشتباه نشه
اگه گل رو گرفتن كه مستقيما ميريد كه جعبه شيريني {بسته به سليقه}ميگيريد و ميگيد بفرماييد دهنتون رو شيرين كنيد
و مناسبت رو هم آشتي كردن معرفي نموده و سپس كار شما به اتمام ميرسد
ولي
اگه قضيه زيادي جدي بود ، كه به طور كاملا اتفاقي{به قول هرمي} نود درصد دعوا ها هم جدي هست گلا رو پرت ميكنن كه در اون صورت نوبت موسيقي ملايمه
موسيقي ملايــــــم پخش ميكنيد و ميخونيد:
تا تواني دلي به دست آور دل شكستن هنر نميباشد،تو كز محنت ديگران بي غمي برو كار ميكن مگو چيست كار ، كه هر كس به طريقي دل ما ميشكند ، يكي از بزرگان اهل تميز همين طور كه ميرفت سرش خورد به ميز ................
و خلاصه از اين جور شعرهاي بس پرمعني همي خواندستي و سپس در انتظار نتيجه در كنج خلوتگه دل مينشينيد و با ياد دوران جواني خود حسرت ميخوريد و از كوي دوستي ميگذريد
اگه باز هم كار ساز نبود دو عدد چماق{ترجيحا رنگش صورتي ملايـــم باشه}رو برميداريد و ابتدا وانمود كنيد كه ميخوايد بزنيد تو سر آن دو ولي محكم بكوبيد تو فرق سر خودتون،
تا برنامه ي بعد {البته اگر بعد از ضربه ي چاق جان به در برديد} درود و صد بدرود
به قول يكي از رفقا خداحافظ رو بيامرزه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
انقدر از دست جمله های قشنگ خسته ام که نخوام توی امضام ازشون استفاده کنم!