جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[single]] خاطرات یاران ققنوس

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: دفتر خاطرات محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 22 مهر 1390 18:44
نمایش جزئیات
آفلاین
2002/5/1

امروز دکتر ها برای بار هزارم جوابم کردن، هر چی شکنجش کردم، هر چی گریه کردم جواب نداد، جواب دکتر همین بود که نمی تونه برای من مو بکاره، سرخورده تر از همیشه به خونه برگشتم...کلی تو بغل بلا گریه کردم، یعنی هیچ راهی نیست من مو داشته باشم؟

انگشت لرد سیاه(به دلیل نداشتن سواد انگشت می زنیم، بلا دفترچمو برام می نویسه)

2002/5/10

امروز تلویزیون داشت یه چیز جالب نشون می داد، یه مستند بوقی تو منو تو...داشت نشون می داد چه جوری بازیگر ها رو گریم می کنن، خیلی جذب شدم....منم می تونم بازیگر بشم برام از مو هاشون بذارن؟اینجوری میتونم کلی جلو آلبوس پز بدم و اون دیگه منو مسخره نکنه!!!

انگشت، لرد سیاه

2002/5/15

امروز خیلی به بازیگری فک کردم، اینقدر که داشتم افسردگی می گرفتم من چه جوری با این قیافه کپک زدم می تونستم بازیگر بشم؟ هویج امروز کلی منو دلداری داد ولی مسمر ثمر واقع نشد.:mama:

بش گفتم هر جوری هست باید منو وارد هالیوود کنه، حالا هالیوود نشد بالیوود، اون نشد همین سینمای داغون ایران خودمون، اتفاقا بلا بم می گفت فیت این فیلم طنزای ایرانی هستم، مکمل بهنوش بختیاری ام...

انگشت لرد سیاه

2002/5/20

وای وای
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
امروز لینی برام یه روزنامه اورد توش نوشته بود ثبت نام کلاس بازیگری البته قبلش یه تست هست، شاید قبول نشم ولی همه تلاشمو می کنم.

بالاخره برام مو می ذارن، من عاشق این لحظه های رمانتیکم...البته بلا مشکوک می زد ها...

انگشت لرد سیاه

2002/5/21

باورتون می شه امروز تست دادم؟
خیلی خوشحالم به نظر میومد داورا حال کرده بودن، آل پاچینو می گفت جنس صدا دوست دارم
منم پشت سر هم میگفتم من متعلق به همه هستم، تا اینکه این محفلی ها سر و کلشون پیدا شد.

مـــــــــــــــامـــــــــــــــــان...دیگه خسته شدم من هر کاری می خوام بکنم اینا زودتر انجام میدم، اگه اونا ببرن چی؟
یه حس غریبی در گوشم می گفت:« ولدی کپک ضایع شد.»
گفتن باهامون تماس می گیرن باید برم لحاف دشکم رو بغل تلفن پهن کنم!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: دفتر خاطرات محفل ققنوس
ارسال شده در: دوشنبه 18 مهر 1390 11:28
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه ی جدید



2002/5/19

وای امروز با بروبچز محفلی رفته بودیم سینما. عجب فیلم با حالی بودا. یارو از زندان فرار کرد، تا چند ساعت بعدش هیچ کسی نفهمید.
من چقدر حال کردم با بازی این یارو.
از اون سیاه پوسته هم خیلی خوشم اومد.
خداییش این بازیگرا چه حالی می کنن. خدایا یعنی میشه منم بازیگر بشم؟
از آلبوس هم که پرسیدم گفت اونم خیلی دوست داره بازیگر بشه، ولی به نظر من دیگه خیلی پیر شده. اصلاً نقشی نمی تونن بهش بدن.
به هر حال امروز توی خونه ی 12 گریمولد همه رفتن تو تریپ هنری.

امضا، گلرت

2002/5/20

وااااااااای باورتون نمیشه.
امروز گودریک یه روزنامه اورد تو خونه و با شوق و ذوق به همه نشون داد.
اگه بدونین چی بود.
یه آگهی بود برای کلاس بازیگری. البته قبلش یه تست هم داشت. ولی ما که همه می دونستیم قبولیم.
قرار شد با بچه های محفل فردا صبح اول وقت بریم تست بدیم ببینیم قبول میشیم یای نه.
امیدوارم قبول بشم.
خدایا یعنی میشه من با دی کاپریو هم بازی بشم؟ ()

امضا، گلرت

2002/5/21

خدای من.
حدس بزنین امروز چی شد.
امروز صبح اول وقت ما رفته بودیم که تست بازیگری بدیم.
اول از همه که عشق من، آل پاچینو اومد تا ازمون تست بگیره.
منو میگی، اصلاً داشتم غش می کردم.
بعد آلبوس اومد در گوش من گفت:
- گلرت، ببین اون که اونجا وایساده شبیه تام نیست؟
- بابا ولمون کن. تو که همه رو تام می بینی. آلپچ رو بچسب.

ولی شاید باورتون نشه.
آلبوس درست دیده بود. ولدمورت و مرگخواراش هم اومده بود که تست بازیگری بدن.
ولی معلومه قبول نمیشن. هویج (ایوان نه ها، هویج واقعی.) از اونا بیشتر استعداد بازیگری داره.
بعدش همه تست بازیگری دادیم و بهمون گفتن باهاتون تماس می گیریم و نتیجه رو بهتون می گیم.
ولی من می دونم با این قیافه ی فتوژنیکم حتماً قبول می شم.

امضا، گلرت

-------------------------------------------
خب رفقا.
فکر کنم دیگه فهمیدین قضیه از چه قراره.
الان نفر بعدی می تونه از زبون محفلی ها یا مرگخوارا، ولدمورت و یا حتی دامبلدور هم بنویسه.
فقط حواستون به سوژه هم باشه که شهید نشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
میون یه مشت مرگخوار/ زیر علامتی شوم
توی خ�
خاطرات یاران ققنوس
ارسال شده در: یکشنبه 17 مهر 1390 23:18
نمایش جزئیات
آفلاین
خب خب
این یه تاپیک جدیده که من تا حالا نمونه ش رو توی جادوگران ندیدم.
البته ایده ی این تاپیک مال خودم نیست و مال یکی از دوستانه که توی یه سایت دیگه اجرا کرده بود و به نظر من خیلی جالب بود.

حالا روند کار چطوره؟

ببینید. اول از همه من سوژه می دم و چند برگ از دفتر خاطرات یک کسی رو راجع به یه سوژه ی خاص می نویسم. بعد شخص بعدی که میاد میتونه هم از دفتر خاطرات اون کسی که من نوشتم بنویسه و هم از دفتر خاطرات کس دیگه ای که با این سوژه در ارتباط بوده.
باید بگم که رول ها ادامه دار هستن و سوژه ها هم طنز می تونن باشن و هم جدی.

ولی حواستون باشه که از زبون چند نفر توی یک پست ننویسین و ترجیحاً هم یه جوری معلوم کنین که کی داره حرف میزنه.
فکر کنم لازم نیست که بگم شخصیت داستان اول شخصه.

به زودی سوژه تزریق میشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1391/1/28 1:17:11
ویرایش شده توسط کوین کارتر در 1405/2/20 19:14:04
میون یه مشت مرگخوار/ زیر علامتی شوم
توی خ�