جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

74 کاربر(ها) آنلاین هستند (56 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
73
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آلبوس دامبلدور تراپیست می‌شود!

آکی سوگیاما 1405/04/05 20:10  39 خواندن  بدون نظر 
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  117 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  187 خواندن  1 نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  306 خواندن  2 نظر(ها) 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  290 خواندن  1 نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  369 خواندن  7 نظر(ها) 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: پنجشنبه 29 فروردین 1392 21:32
نمایش جزئیات
آفلاین
لودو نگاه ملتمسانه ای به بقیه انداخت
هی جماعت؟ امکانش هست منو خلاص کنید؟؟؟
هوکو که سعی داشت خنده اش را کنترل کند، پوزخند پررنگی زد
- اوه متاسفم عزیزم
بلا بی توجه به بحث انها غرید:
- ببخشید دافنه هوشمند السلاطین؟؟ما دقیقا باید چی بپرسیم؟؟؟تو از چه شکنجه ای متنفری؟؟؟
دوما: احساس نمیکنید اونا وزیر سحر و جادو که این ابله باشه و شکنجه گر نمونه رو که من باشم، از آبدارچی مقر تشخیص میدن و ما رو میشناسن؟
دافنه به فکر فرو رفت. در واقع حق با بلا بود
هوگو گفت:
- باید تغییر شکل بدیم! مثلاف شکل محفلی ها بشیم!و بگیم میخوایم بدونیم اونا از چی میترسن که ازشون مراقبت کنیم!
بلا به فکر فرو رفت
دارم نظرمو راجع به تو عوض میکنم هوگو! ظاهرا ی چیزی سرت میشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ریموس ویکتوریا را روی زمین انداخت.
- تو برای کی کار میکنی؟
هریت با پوزخندی سکوت کرد. مهم نبود چقدر شکنجه اش کنند،او نباید جواب میداد. باید تا جای امکان طول میکشید.پس از دو ساعت دردی متفاوت را در ساعد چپش حس کرد. سوزش نشان شوم.خندید
- من به سرورم خدمت میکنم.
صدای فریاد پرسی به گوش رسید
- گنجینه دزدیده شده.
ویکتوریا خندید
- زنده باد لرد سیاه
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: دوشنبه 7 اسفند 1391 10:53
نمایش جزئیات
آفلاین
بلا با کلافگی روی سکوی سنگی نشست و برای دافنه و هوگو و لودو خط و نشان کشید: گفته باشم. ما وقت زیادی نداریم که بخواین با مسخره بازی هدرش بدین ها. اگه ما بدون اینکه کاری انجام داده باشیم بریم پیش ارباب خودم مدل های جدید شکنجه ای اختراع میکنم که روی خودتون اجراشون کنم! :vay:
دافنه که زیادی جو تحقیقاتی گرفته بودش عینک تک عدسی دایره ای شکل رو به چشمم میزنه و قلم پر طلاکوبی از جیبش در میاره و میگه: ببین بلا اگه راهی برای شکنجه میتونی اختراع کنی وقت الانه، وگرنه برو کنار بذار کار علمی رو شروع کنیم!

بلا دلش میخواست همونجا وسط خیابون کله دافنه رو بکنه و سرش رو با کاه پر کنه و بندازتش توی شومینه رستوران سه دسته جارو. ولی به زور سعی کرد به خودش مسلط بشه و به این نکته دلنشین فکر کنه که اطمینان داره راه سوسولی اونها به نتیجه نمیرسه. و بعدش نوبت اونه که حقشون رو بذاره کف دستشون! برای همین دندون قروچه ای میکنه و میگه: بفرمایین شروع کنین ببینم چیکار میکنی!

دافنه میز چوبی ای وسط پیاده رو ظاهر میکنه که باعث میشه چندتا فحش آبدار از عابرین پیاده در حال تردد بشنوه، اما به روی خودش نمیاره و نقشه ای رو روی میز پهن میکنه و میگه: من کار ها رو تقسیم بندی کردم. اینجا رو به سه ناحیه تقسیم میکنیم و خودمون هم به سه دسته تقسیم میشیم که از مردم سوال کنیم. اما چه کسایی باید مورد پرسش قرار بگیرن؟ در هر نوبت از سه نفر سوال میکنین. یه ساحره و جادوگر جوان به همراه یه ساحره یا جادوگر پیر. و همین روند رو تا به آخر ادامه میدیم. تا جاییکه در نهایت هر گروه از سی نفر سوال کرده باشه. بعد جمع میشیم همینجا و تحقیقاتمون رو جمع میکنیم و روشون تحقیق میکنیم.

بلا خمیازه کشان گفت: همه این چرندیات به کنار، کی باید با کی بره کدوم منطقه مردم رو خفت کنه؟
لودو با دست بلا رو نشان داد و گفت:گفته باشم، من عمرا قبول نمیکنم با بلا یک جا باشم!
بلا لبخند شیطانی زد و گفت: اتفاقا من عمرا اگه بذارم لودو توی گروه دیگه ای بیفته!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ایوان روزیه...اسکلتی که وجود ندارد!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: یکشنبه 29 بهمن 1391 21:40
نمایش جزئیات
آفلاین
چند مین بعد:

هوگو و دافنه به لودو اشاره کردند تا نتیجه بحث علمی شان را به بلاتریکس بگوید.لودو دستی به پشت بلا زد و گفت:ما بعد از کلی تجزیه و تحلیل و فکر کردن ب این نتیجه رسیدیم که ما نباید هاگوارتز رو منفجر کنیم!
هوگو با متانت بلند شد و با لبخندی به بلاتریکس لسترنج گفت:فکر کنم لودو منظورش این باشه که...ما باید از توضیحات علمی دافنه استفاده کنیم و حرف اون رو ملاک قرار بدیم.

دافنه تایید کرد.
-احسنت!احسنت! کاملا درسته!

بلاتریکس چشم غرهای به دافنه رفت و به لودو گفت:بی خیال.تا ما بخوایم شروع کنیم و به قول این خانوم جامعه آماری نمیدونم چی چی رو در بیاریم یه چند هفته ای طول میکشه و شما که میدونین وقت ما چقدر محدوده!

لودو گفت: اتفاقا ما فکر این جاشم کردیم.
لب و لوچه ی بلاتریکس بدجوری آویزون شد. :vay:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: جمعه 27 بهمن 1391 14:41
نمایش جزئیات
آفلاین
در این لحظه ناگهان دافنه چوبدستیش را از جای چوبدستیش در کنار پاهایش مانند یک هفت تیر هفت لول بیرون کشید و گفت:
_ همتون دست نگه دارید!

صحنه آهسته شد! همه نگاه ها به سمت دافنه چرخید! هیچ کس از او انتظار همچین واکنشی را نداشت! ... هوگو با نگاه های ستایش آمیز(:pretty:)، لودو با لب و لوچه آویزان() و ... صحنه دوباره به حالت عادی برگشت و بلا گفت: خوبه حالا بگو ببینیم چی میخوای بگی! ایش!

دافنه گلویش را صاف کرد و گفت: ما اینجا به یک نظرسنجی علمی نیاز داریم! نظرسنجی ای میدانی! و ابتدا باید جامعه آماریمان را مشخص کنیم!

بلا: ببند بابا! جامعه مامعه نمنه دی! همینجوری تو خیابون میریم یقه هر کی اومد جلومون میگیریم ازش میپرسیم دیگه!

دافنه: نه این کار بسیار اشتباه است و فاقد ملاک های یک کار علمی معتبر است!

بلا به لودو و هوگو گفت: این چی میگه؟ از کی تا حالا دانشمند شده؟ چی به سرش خورده؟

هوگو گفت: در هر صورت اگه بخوایم کارمون ارباب رو راضی کنه فکر کنم دافنه درست میگه!
لودو هم سرشو تکون داد و گفت: همونکه هوگو گفت!

بلا: خفه شید همتون! از هر چی درس و مشخ و کار علمیه حالم به هم میخوره! آخرشم میترکونم اون هاگوارتزو! :vay:

دافنه، لودو و هوگو:
*(راهنمایی: مو نارنجیه لودوئه!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: دوشنبه 23 بهمن 1391 02:32
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:

لرد دو هفته به مرگخوارا(هوگو, لودو, بلاتریکس, دافنه) دستور میده که ظرف مدت دو هفته همه وسایل شکنجه گاه رو عوض کنن.چهار مرگخوار تصمیم میگیرن شخصی رو پیدا کنن که بتونه دستگاه شکنجه جدید اختراع کنه!

___________________________

یک ساعت بعد...

مرگخواران هنوز در حال جرو بحث با هم بودند.

-دقت کردی که هر وقت به یه در میرسیم تو منو هل میدی و میپری تو؟صد دفعه بهت گفتم اول اجازه بده خانوما وارد بشن.نزاکت داشته باش.

بلا نگاهی به چهره حق به جانب لودو انداخت.
-الان تو این جمله "خانوم" تو بودی؟گرچه با وجود ضعف و ترسی که در وجود بی مقدارت میبینم فرقی با یه ساحره خونه دار مثل مالی ویزلی نداری.ولی ...

هوگو در فاصله ای نه چندان دور, سرش را به شیشه ویترین کافه چسبانده بود و داخل کافه را تماشا میکرد.
-ای بی عرضه....اونم چاییه که آوردی؟چرا بخار ازش بلند نمیشه؟این چه رنگیه که داره؟چای باید سرخ چشم اربابی باشه.سرخ مایل به قهوه ای سوخته.بخار ملایمی ازش بلند بشه.چای دم کردن و ریختن یه هنره.هر کسی که نداره.

بلاتریکس که ظاهرا از جرو بحث با لودو خسته شده بود دستش را دراز کرد و یقه اولین جادوگری را که در حال عبور از کنارشان بود گرفت.
-خیلی عذرمیخوام آقای محترم.من یه سوالی ازتون داشتم.آیا شما قادرین دستگاه شکنجه جدید اختراع کنین؟

تازه وارد که کمی وحشتزده به نظر میرسید دستهای بلا را از یقه اش جدا کرد.
-دستگاه چیه؟شکنجه کدومه؟چقدر جدید؟من بی گناهم.همش کار مرگخوارا بود.همه اون سکه ها رو مرگخوارا دزدیدن.بعدم برای ردگم کردن به حساب گرینگوتز من واریز کردن.مطمئنم تحت طلسم فرمان اسمشو نبر بودن...

بلا با تاسف سری تکان داد و رهگذر را رها کرد.
-اینجوری نمیشه.ما باید هدفمونو مشخص کنیم.اول باید تحقیق کنیم.باید بفهمیم مردم از چه نوع شکنجه هایی بیشتر بدشون میاد.چی براشون آزار دهنده اس.باید نیازهای بازار رو شناسایی کنیم!مثلا از همین ساحره ای که داره به ما نزدیک میشه شروع میکنم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: دوشنبه 27 آذر 1391 14:08
نمایش جزئیات
آفلاین
با درود

دافنه از سر بیچارگی دستاشو محکم بر سرش میزنه :vay: و میگه :
- جون من یک فکری بکنین، من زن و بچه دارم، کلی ارزو دارم...

هوگو وسط حرفش میپره و میگه :
فکر میکنی ما نداریم.

بلاتریکس که اعصابش هر لحظه بیشتر به زمین دوی مارتون شبیه می شد نعره کشید :
- بس کنید دیگه.دِ...
باید تحقیق کنیم ببینیم کسی هست که بتونه دستگاهی، چیزی اختراع کنه.

دافنه میپرسه :
- خب از کجا شروع کنیم؟

لودو میشه :
شاید از تو وزارت بتونم کمی تحقیق کنم ، ادمای زیادی هستند...
اما...

- اما چی؟

این را هوگو پرسید.

- خب میدونید،همه اونا نه مفتکی کار میکنن و نه برای لرد سیاه کار میکنن.

- پس توی نعره غول اینجا چیکاره ای؟؟ وزیری خیر سرت..

بلاتریکس که نزدیک بود گلوی لودو را بوجود با دستان دافنه دور شد.

- این زن مشکل داره اصلا...
خو وزارت و تحقیق و پولش با من...

هوگو که ذوق زده شده بود گفت :

- من و دافنه هم میریم توی کافه ها دنبال مزدور میگردیم.

- پس بلا چیکار کنه؟

لودو گفت :
- خو با شما بیاد دیگه..

- نه نمیشه، گله ای که دنبال مزدور نمیند.

- پس با این حساب...

لودو که داشت از ماجرا سر در میاورد:
- نه نه... فکرشو از مغز بی مختون خالی کنید.من با این دختر هیچ جا نمیرم.


-----------------------
ایا اینها میتونند به مشکلات گروهیشان غلبه کننده؟
کار لودو و بلا به کجا میرسد؟
ایا لودو و بلا با هم کار میکنند؟
ایا این چهار نفر تبدیل به مرغ سوخاری برای شام عید پاک لرد میشوند؟؟

جواب اینها در قسمت های بعدی >.....>

با سپاس
کینگزلی شکلبوت
در پناه او

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ورودم به گريفيندور فقط يك دليل داره ؛
پـــــيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروزي

only Gryff


ما شیفتگان خدمتیم، نه تنشگان قدرت


مدتی نیستم، امتحانات بدجوری وقتمو مشغول کرده.
از همه بچه ها عذر میخوام.

اما...
بر می گردم؛

پرشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور و
بهتـــــــــــــــــر از همیــــــــشـــــــه
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: شنبه 25 آذر 1391 15:11
نمایش جزئیات
آفلاین
سه تا از مرگخوران لرزیدند.اما هوگو جلو رفت و گفت:اربابا،شما ایده شو دارین؟کمکمون میکنیم؟
لرد چشم غره ای رفت و هوگو با دیدن چوبدستی لرد که لحظه به لحظه بالاتر میرفت به عقب رفت و فکر کرد که واقعا بسیار شجاست و یا شایدم زیادی احمق.

-دِ منتظر چی هستین؟راه بیوفتین دیگه.
لودو پرسید:ارباب،قبل از این که بریم...این وسیله،سوسک مصنوعیه،که برای ساحره ها بکار میبردیم،چند سال پی خریدیمش.یا همین تابوته،این یکی رو از بورگین دزدیدیم...چیز...خریدیم.

لرد چند کروشیو را با مهربانی تقدیم لودو کرد و لودو بگمن دهانش را بست.بلاتریکس در حالی که با همان لحن وسوسه کننده قدیمی حرف میزد گفت:ارباب،من یکمی از این که با هوگو،لودو و دافنه کار کنم مشکل دارم.میشه من خودم تنهایی برم؟
هوگو ویزلی،لودو بگمن و دافنه گرینگراس هر سه با حرکت تند سر تایید کردند.اما لرد ولدمورت چوبدستی اش را به طرف بلاتریکس گرفت و گفت:نه!نمیشه!اگه همین الان نرین...
لرد در حالی که آمپرش بالا رفته بود فریاد کشید:شکمتونو سفره میکنم.کروشیو!کروشیو!

لودو در حالی که جاخالی میداد گفت:جسارتا ارباب،اون درستش "دهنتونو سفره میکنم"نبود؟
مرگخوران در حالی که کروشیو های لرد را به آودا کداورا تبدیل کرده بودند با بیشترین سرعت به بیرون رفتند.هوگو در حالی که نفس نفس زنان از فرط خستگی دولا شده بود گفت:از..از کجا شروع کنیم؟

چهار مرگخورا با وحشت به هم ذل زدند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: جمعه 24 آذر 1391 22:49
نمایش جزئیات
آفلاین
++ سوژه جدید ++

- بله همون طوری که داشتم عرض میکردم در از این قسمت میتونین تابوت های میخ دار رو مشاهده کنین که ما فرد مورد نظر رو میذاریم داخلش و درب رو میبندیم. این قسمت کار خیلی کلاسیکه، اما برای اینکه وجهه جادویی دستگاه هم حفظ بشه هر کدوم از میخ ها مجهز به طلسم گرما دهی هوشمنده که وقتی وارد بدن فرد بشه بنا به تشخیص خودش میزان داغی میخ رو تا جاییکه دوست داره بالا میبره!

لرد سری تکون داد و با بی تفاوتی دستی به روی تابوت کشید. تمام وسایل و شیوه های شکنجه به نظرش قدیمی و کهنه بود. باید تفاوتی به وجود میاورد. نمیخواست شکنجه ها همون هایی باشن که زمان سالازار هم مورد استفاده قرار میگرفته. برای همین رو به دافنه میگه:

- همه این وسیله ها، شکنجه ها، جادو ها...چرتن! دوزار ارزش ندارن. قدیمی شدن، بوی کهنگی میدن. تو خیر سرت مسئول شکنجه گاهی! چه کار مثبتی در این راستا انجام دادی؟

دافنه با تعجب به هوگو نگاه میندازه و به آرامی از هوگو میپرسه:
- ببینم ما باید چیکار میکردیم؟

- کروشیو. هوگو میری سریع تر لودو و بلا رو بر میداری میاری اینجا. با هر چهار نفرتون کار دارم.

هوگو همون طور تعظیم کنان از شکنجه گاه بیرون میره تا لودو و بلاتریکس رو با خودش بیاره. چند دقیقه بعد هر چهار مرگخوار رو به روی لرد ایستادن و سعی میکنن متوجه بشن که لرد سیاه چه نقشه ای توی سرش داره.

- ابله ها، دارین سعی میکنین فکر منو بخونین!؟ کروشیو! چه جسارتا! خیلی خب مسخره بازی بسه. دلیل اینکه شما چهار نفر رو اینجا جمع کردم اینه که براتون ماموریتی دارم. شما وظیفه دارین ظرف مدت دو هفته همه چیز رو توی این شکنجه گاه عوض کنین. همه روش ها و وسایل مورد استفاده باید جدید و مبتکرانه باشن. باید خلاقیت و کارایی داخلشون موج بزنه. باید این شکنجه گاه در تمام اعصار و قرون تک و نمونه بشه. باعث شرمساریه که ما هنوز از روش های قدیمی استفاده میکنیم.

لودو برای چاپلوسی چند قدم جلو رفت و گفت:
- :pretty: ببخشین ارباب، میدونین که من وزیرم و سرم به شدت مشغول مملکت داریه. اما حالا که شما دستور میفرمایین حتما تمام تلاشم رو میکنم.

لرد توی چشم های لودو نگاه میکنه و میگه:
- بهتره همه تون تمام تلاشتون رو بکنین. چون اگه مهلت دو هفته ای تون تموم بشه و همه چی اون طوری که من میخوام نباشه، خودم شخصا چندتا روش مبتکرانه برای شکنجه تون اختراع میکنم و روتون آزمایش میکنم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: چهارشنبه 8 آذر 1391 03:55
نمایش جزئیات
آفلاین
(پست پایانی)

هوگو که تازه از دستشویی برگشته بود فریاد زد:
-بالاخره فهمیدیم.آلبوس دامبلدور بوده!

بلا نگاه اعتراض آمیزی به هوگو انداخت.
-این نمیتونه دامبلدور باشه.رداشو نمیبینی؟نه زرقی، نه برقی نه رنگ نارنجی و زردی...این یکی دیگس.من حدس میزنم سیریوس باشه...سیریوسه...خودشه.بکشین کنار.میخوام بکشمش.خودم باید بکشمش.جلوی منو نگیرین.

مرگخواران به سختی جلوی بلای جوگیر را گرفتند.زندانی همانطور که لبخند میزد با تغییر شکلهای پی در پی سرگرم پیاده روی روی اعصاب مرگخواران بود.

چند ساعت بعد:

لرد سیاه وارد شکنجه گاه شد.
-خب...موفق شدین یا یکیتونو برای شکنجه ببرم؟

مرگخواران به هر نقطه شکنجه گاه بجز چشمان لرد نگاه میکردند.صدای ضعیفی از جمع به گوش رسید.
-ببخشید.من میتونم یه چیزی بگم؟

بلا با عصبانیت رو به لرد سیاه کرد.
-ارباب به این آبدارچی اجازه حرف زدن ندین.باز میخواد جسارت کنه و جلوی شما درباره دستشویی و فشار خونش حرف بزنه.

لرد اشاره ای به بلا کرد.بلا سر جایش نشست.لرد قدم زنان به هوگو نزدیک شد.
-حرفتو بزن.ولی اگه ارباب رو خشمگین کنی مطمئن باش اولین شکنجه شونده خودت خواهی بود.سرتو میکنم تو قوری و میذارم ساعتها دم بکشی.

هوگو در حالیکه ارباب رو به خاطر ابداع روشهای جدید شکنجه تحسین میکرد شروع به صحبت کرد.
-ارباب ما کلی از این بازجویی کردیم.تنها چیزی که متوجه شدیم این بود که این جونور محفلی نیست.چون به سادگی اسم شما رو تلفظ میکرد!یه اکسپلیارموسم بهش زدیم.اصلا نترسید.حالا نقشه من اینه...


دو روز بعد، مقر محفل:

-ای مرگخوار پست فطرت.درسته که ما از طلسم شکنجه گر استفاده نمیکنیم.ولی روشهای خودمونو برای بازجویی داریم.الان میگم ریموس سرب داغ تو حلقت بریزه.برای من تغییر شکل میدی؟

ریموس لوپین روبروی زندانی جدید محفل نشسته بود.
-آروم باش سیریوس.این کارو قبلا کردیم.حرف نمیزنه.اگه اون علامت شوم روی دستش نبود در مرگخوار بودنشم شک میکردم.این دو روزه ما رو گیج کرده.هی تغییر شکل میده.بیشتر طلسها هم تاثیری روش نداره.اعصاب نذاشته برای ما!

سیریوس با جدیت به بازجویی ادامه داد...


پایان سوژه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید)
ارسال شده در: جمعه 3 شهریور 1391 03:31
نمایش جزئیات
آفلاین
هر مرگخواری با نگاه کردن به زندانی که خودشو شبیه نجینی کرده بود، میفهمید که خنده ای شیطانی دور لباش یه چشم میخورد.

2 ساعت بعد، جلسه مرگخوار ها، بدون حضور لرد:


سوروس گفت:
- ما نمیتونیم بفهمیم اون کیه.ما بدبخت شدیم. :worry:

- چطوره هر روز یه نفرو بدیم تا لرد اونو شکنجه کنه و بعد از یه مدتی خسته بش؟
- من به شدت مخالفم.

وزیر دیگر نفسی کشید و گفت:
- هووم...اون خودشو به هر شکلی میتونه در بیاره.پس یه دگرگون نماست.

لودو بگمن با تحقیر آمیز ترین نگاه ممکنبه آقای دیگر، گفت:
- اما نمیتونه غول یا مار بشه که.احمق.

مرگخوار ها، به هیچ نتیجه ای نرسیدند که ناگهان هوگو عزمش رو جمع کرد و زمزمه کرد:
- میتونم حرف بزنم؟

بلاتریکس داد زد:
- یکی دهن اون آبدار چی رو ببنده.

اما ریگولس مخالفت کرد و گفت:
-ممکنه اون یه نظر خوب داشته باشه. :zogh:

هوگو گفت:
- فشارم افتاده، میتونم برم دستشویی؟غذا هم نخوردم.

10 دقیقه بعد، شکنجه گاه برای حل کردن مساله زندانی.:

مرگخوار ها به محض باز کردن در دژ مرگ، متوجه تغییر شدند.
زندانی به شکل آلبوس دامبلدور در آمده بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟