این ورد توسط کولیپو پیکالی(!) اختراع شد. پیکالی یک جادوگر سیاه مشهور در قرون وسط میلاد مرلین(!) هست. در قرون اولیه ی میلاد مرلین، هرچی شر و پلیدی و سیاهی بود شروع به نابود شدن کردن و پاک ترین دوره ی دوران جادوگری قرون وسط میلاد مرلینه. تو این زمان جادوگران اندکی بودن که بدی خودشونو جهانی کنن و به کل ملت نشون بدن خشن هستن. یعنی هنوز کارای سیاه انجام میشد، اما در وسعت زیاد!
اینجا بود که پیکالی که سیاه ترین جادوگر زمان خودش بود، دست به انجام کارای وحشتناک کرد و واسه خودش نامی بین جادوگرا و ساحره ها کسب کرد و همه به شری(!) ازش یاد میکردن. این جادوگر همواره تحت تعقیب بود و میخواستن بگیرنش و دستگیرش کنن تا دنیای پاکشون پاک بمونه. پیکالی این طلسم رو در حین فرار کردن اختراع کرد.
اون هرجارو میرفت با سیاهی و پلیدی خودش نابود میکرد، اما همیشه هم تحت تعقیب بود و این خیلی براش سخت بود. برای همین مدام دنبال چیزی بود که بتونه اونو مخفی کنه! اینجا بود که با مسنجر مشنگی آشنا شد و دید که چیزی با عنوان اینویزیبل توش وجود داره که در حالی که آنلاین هستی و حضور، تو رو به ملت آفلاین نشون میده و فک میکنن تو نیستی.
تا اون زمان فقط فک میکردن در یه صورت میتونن ناپدید شن اونم آپاراته. اما همین تکنولوژی مسنجر مشنگی اونو به فکر وا داشت. هی چوبدستیو سمت خودش میگرفت و میگفت اینویزبل ولی نتیجه نمیداد. طرز حرکت چوبدستیشو عوض میکرد بازم به جایی نمیرسید. همین جا بود که کار دستش داد! از بس فکرش درگیر چگونگی ساخت وردی برای اینویزیبل کردن خودش بود، محاصره شد. اینجا بود که چیزی نمونده بود دستگیر بشه و برا همیشه تو زندان بیفته که بالاخره تفکرات فراوانش نتیجه داد و با اجرای ورد اینویزبلیوس خودشو جلوی چشم اون همه جادوگر سفید ناپدید کرد! چطوری؟ اینطوری!
وقتی محاصره شده بود تیریپ این مشنگا که تفنگو سمت مخشون میگیرن و تهدید میکنن جلو بیاین خودمو میکشم، اینم چوبدستیشو رو فرق سرش گرفت (اینم از مشنگا یاد گرفته بود اما فراموش کرده بود که دقیقا باید چوبدستیو کجا بگیره و اشتباها رو فرق سرش گرفت) و گفت اینویزبل! به هیچ نتیجه ای نرسید و فقط بعد از وارد کردن شوک یک ثانیه ای به جادوگرای سفیدی که محاصره ش کرده بودن اونارو به خنده وا داشت. اونکه همچنان خونسرد بود و اینو تنها راه فرارش میدونست با گفتن اینویزبلیوس ناپدید شد!
اینطوری بود که اون تونست برای همیشه خودشو از دست سفیدا دور نگه داره و شر و پلیدی نابود نشه و به نسل های بعد منتقل بشه و روزی برسه که سالازار اعظم به دنیا بیاد و بعدشم از نسلش ارباب لرد ولدمورت کبیر دیده به جهان بگشایند.

2-دو مورد از مواقعی رو که استفاده از طلسم سرخوردگی در اونها لازمه رو توضیح بدید.15 امتیاز
1. زندان فراری! مثل همونی که تو سوال یک توضیح دادم! از زندان فرار کردی و همه دنبالتن که بگیرنت و دوباره برت گردونن تو همون هلف (حلف؟) دونی! اینجاس که میشه با اجرای این طلسم ناپدید شد و با خیال راحت به زندگی ادامه داد!
2. دزدی! میخوای بری خونه ملت دزدی کنی، اینو میگی و غیب میشی و اگه کسی هم متوجهت شد کافیه همه چیو بندازی و بگرخی. اینطوری ممکنه فک کنن که با ورد وینگاردیوم له وی یوسا بوده که وسایل رو هوا رفته و نه دزدی که گریخته!
البته برا مردم آزاری هم میشه استفاده کرد.

3- یک ضد طلسم کشف کنید و مراحل کشفش را توضیح دهید . ( میتواند ورد ، معجون ، یک شی و ... باشد ) 5 امتیاز
اصلا نیازی به کشف نیست، فقط کافیه که یک روح لطف کنه و از وسط بدن شما رد شه، اینجاس که تمام اثر ورد در یک چشم به هم زدن از بین میره و از نوک کله مون تا کف پامون شروع به ظاهر شدن میکنه.
روحا برخلاف آدما میتونن این افراد غیب شده رو به راحتی تشخیص بدن و با رد شدن از وسط بدنشون این افراد غیب شده رو مورد عنایت خودشون قرار بدن و ظاهر کنن.
واسه همینه که روح تو دنیای جادوگری زیاده و ساختمونا و محلای بزرگ مثل همین هاگوارتز روح دارن تا در صورت برخورد با چنین آدمایی راحت گیرشون بندازن و از غیب ظاهرشون کنن.
و دقیقا به همین دلایله که از این ورد هر روز و همه جا استفاده نمیشه و یک ورد رایج نشده که ملت باهاش هرکاری خواستن بکنن و برن به دزدی و اینجور چیزا بپردازن.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج








خون مایعی بسیار بسیار گرانبهائه که همینجور الکی نمیشه بوجود آوردش!! چون بوجود آوردن x میلیون تا آنتی ژن یکسان نیاز به تمرکز حضرت مرلین داره!