-نـــه فلــور پروانه دوستِ جــادویــی! ارنی رفــت دیگه ســوتیـِــ جادویـیـش کــجــا بود؟!

-اه دافنــه چرا نـمـی فـــهـمـی؟!
دافنه با شور و شوق جواب داد: چون رو ویبره جـــادویــیم!

-مـــیـشه یه لحظه وایــســی؟! خـــب وایسا تـــا بهت بگم!:vay:
دافـــنــه در حالی که هنوز ویــبــره می رفت جـواب داد: نمـــی تونم! گــفــتم که رو فــاز ویــبــره ی جـادویـــیم که...!

فـلور با عصبانیت دافنه را گـــرفــت و یــک دور چرخـــاند (+دقت کنـــین که دافنه گرده! :دی) از همه جهات به او نــگــاه کرد تا آن که بــالاخره ســـه دکمه روی ســر او پیــدا کرد!
-دافـــنه؟!

-هـــوم؟!

-دکــــمه سبزه مالـــه چیه؟!

-ویـــبره!

فلـــور با شور و شوق دکمه را فشار داد اما دافنه به جای آن که بـــایستـد ویــبره اش شدت گرفت و مــانند توپ پینگ پونگ بـــه اضلاع جانبی اتاق برخورد کــرد!
-فلـــــ...ور... جادو...یـــی! مـــنو... درس...ـــت کن!
فلـــور با طلسم اکسیو سریعی دافنه را به سمــت خود کشـــید و روی دکمه قرمز رنگ فشــار داد و در کمال تعــجب دافـــنه آرام شد.
فلور قبل از آن که دافنه فرصت کنـــد چیـــزی بگوید گفــت: مــگه ارنی دســت پرورده ی خود ما نبود؟! حالا جدا از اون ایــن کارگاهای محفلی الآن مشکوک نمیشــن؟! چــرا جواب نمیدی دافــنه؟!

دافنه بــه دکمه ی بالای سرش اشاره کرد و در هوا نوشت: مــنو سایلنت جــادویی کردی فلور!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج




